.
شعر نوحه مشترک و کاربردی کوفه یا شام -(اهل کوفه/مردمِ شام این امام عالمین است)
*
اهل کوفه/مردمِ شام این امام عالمین است
نور سرمد سبط احمد این حسین است
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
این سَرِ بر روی نیزه شاه دین است
نور چشمانِ امیرُالمؤمنین است
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
لُطفتان بود شامِلَش ای قوم کافر
سنگ کینه شد پذیرایی از این سر
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
نانَجیبانِ همه عالَم شمایید
خنده کم بر گریه عترت نمایید
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
زین مصائب شد روان اشک از دو دیده
رقص و آواز پای سرهای بریده
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
دستِ ما را ای حرامی ها نَبَندید
مادرش اینجا بُوَد کمتر بخندید
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
*
شاعر: امیر عباسی
سوی میدان خسروِ لب تشنگان رفت
#شعر_آیینی
#غزل
#امام_زمان_عج_محرم_
بجز نگاه تو بر زخم سينه مرهم نيست
اسير عشق تو را كار با دو عالم نيست
ببين كه غرقه ی درياى اشك شد دل من
به بيقرارى چشمم فرات و زمزم نيست
تو اى مسافر صحراى ناکجا برگرد
كه قرنها غم و دلواپسى ما كم نيست
اگر که حال من خسته را سوال کنی
به غیر دوری دیدار روی تو غم نیست
عنایتی که تحمل کنیم هجران را
مقدمات وصالت اگر فراهم نیست
براى منتظران ظهور تو مولا
جگر گدازتر از روضه ی محرم نيست
کمیل کاشانی
نذرت قبول ما صدقه خور که نیستیم
در کوفه سفره دارتر از ما کسی نبود
ام حبیبه زینب اسیر حسین شد
با عزت و وقارتر از ما کسی نبود
******
من با حسین آمده ام نیزه را ببین
تا با سر برادرم ایمان بیاوری
کی تا به حال آل علی خارجی شدند
معجر اضافه هست برامان بیاوری
******
ام حبیبه جان تو یک صبح تا غروب
در کربلا بلای دو صد نوح دیده ام
الشِمرُ جالِسُ که رسیدم به قتلگاه
من از حسین فاطمه مذبوح دیده ام.
.
ایام شهادت ابی عبدالله و شهدای کربلا ، روضه،روضه ی عمه ی سادات حضرت زینب یااباعبدالله؛
وارد کوفه شدن کنیز ام حبیبه اومد گفت خانم یه مشته زن و بچه اومدن،لباسا همه پاره،پای برهنه،خیلی گرسنه اند، ام حبیبه یه زنبیل پر از نان و خرما کرد گفت ببر،کنیزه اومد تو کاروان خرماها رو دادن،بچه ها همه گرسنه" خانم کلثوم اومد نون و خرماها رو از دست بچه ها گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه ...."
برگشت، (قدیمیا وقتی کارد به استخوانشون میرسید به دو نفر توسل میکردن بعد از عاشورا،یکی حضرت صغری،یکی هم روضه ام حبیبه)گفت نون و خرماها رو برگردون،ام حبیبه تعجب کرد گفت مکه تو نگفتی اینا گرسنه ان،چند روزه غذا نخوردن؟گفت خانوم،تا نون و خرماها رو دادم دست بچه ها یه خانمی اومد گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه"
بلند شد از جا گفت صدقه فقط به یه خانواده حرامه"اونم بنی هاشمیان ...."
اومد خود ام حبیبه با گریه زنبیلای نان و خرما رو آوردن از بچه ها سوال کرد بزرگ شما کیه؟همه یه خانم قد خمیده رو نشدن دادن؛همه زینب و نشون دادن ..." اومد ام حبیبه،گفت چرا این نان و خرماها رو نزاشتید بچه ها بخورن؟گفت صدقه بر ما حرامه" گفت خانم جان صدقه نیست نذره ...."گفت ام حبیبه نذرت چیه؟گفت نذر من اینه هر کاروانی اومد تو این شهر نان و خرما نذر می کنم،نذرم اینه یه دفعه دیگه خانمم زینبو ببینم ..." یه موقع زینب صدا زد ام حبیبه" نذرت قبول شد ... من زینبم ...." گفت اگه تو زینبی چرا قدت خمیده؟چرا موهات سپید شده؟باورم نمیشه تو زینبی ،اون زینبی که من میشناسم"هیچ موقع از حسین جدا نمیشد ..." یه موقع عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب صدا زد ام حبیبه اون سری که بالا نیزه ست سر حسینه ...."
لذا چند روز اهل بیت ابی عبدالله راتو یه خرابه ای نگه داشتن،نه بامی نه در " ده هزار نفر نوشته مرحوم اشتهاردی شهر رو محاصره کرده بودن گفتن الان جیگر بچه های حسین رو میسوزونیم"چی کار کردن؟شروع کردن غذا پختن ...." بچه ها زینب و میگرفتن،عمه ما گرسنمونه ...."
زخانه ها بوی طعام می آید .....
اینم برا شهدا،شهدای مدافع حرم زینبی؛ دارن حرکت می کنن،یه موقع زینب دید شمر و زجر ابن قیس و سنان و دیگر نانجیبا دارن به رباب میخندن ...." آخ آخ ..... یه نگاهی کرد حضرت زینب دید رباب دستاشو داره تکون میده ،اما خوابه ...."گفت خانم جان،رباب،همسر برادر بیدار شو ببین این نانجیبا دارن بهت میخندن ....." گفت خانم جان خوابم برد ؛ خواب علی اصغر و دیدم..... خواب دیدم علی اصغر تو بغلمه،دارم براش لالایی می گم ..... دستمو تکون میدادم ........."
غم عشقت بیابون پرورم کرد هوای وصل بی بال و پرم کرد
به ماگفتی صبوری کن صبوری صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد
درباره ورود وارثان و شاهدان بزرگوار کربلا به کوفه و داستان " ام حبیبه" موارد ذیل تبیین می گردد:
۱. این قضیه در هیچ یک از منابع کهن و معتبر مثبوت نیست .
۲.برخی داستان سازی کرده اند که ام حبیبه گفته است : حضرت زینب سلام الله هیچگاه بدون امام حسین علیه السلام سفر نمی کرد!!!
این مطلب نیز مجعول است و هیچ گونه سندیت ندارد .
این که برخی می گویند : حضرت زینب سلام الله با جناب عبدلله بن جعفر طیار ؛ شرط ضمن عقد نمود :
به هر کجا امام حسین علیه السلام سفر کردند ؛ ایشان هم باید همراه امام باشند؛ این یک ماجرای ساختگی است و نه تنها در متون معتبر و متقدم ثبت نشده ، حتی در منابع قرن سیزدهم و متون ضعیف هم هیچ سند و شاهدی ندارد.
فقط صاحب ریاحین الشریعه؛ این ادعا را دارد و البته چند صفحه بعد با بیان اذن سفر از عبدالله بن جعفر ؛ ادعای قبل را نقض می نماید .
👈ضمن این که از جهت فقهی بسیاری از فقهاء عظام این گونه شروط را جایز نمی دانند و از موارد شرط فاسد است ؛ زیرا شرط نباید در تعارض با مقتضای عقود و ... باشد فتامل !!!
۳. مرحوم مجلسی و ... در نقل بلا سند خود ؛ مساله تقسیم نان ، خرما و گردو را به یکی از زنان کوفه و اعلام حرمت صدقه بر سادات را به حضرت ام کلثوم سلام الله منسوب می دانند ؛ صرف نظر از تعارض و عدم وجود مرجح در "اذا تعارضا " باید عرض شود :
مرحوم مجلسی رضوان الله تعالی سندی برای این نقل بیان نمی فرماید و در هیچ یک از متون متقدم و معتبر چنین مطلبی مثبوت نیست .
۴. مورخین متقدم و ... از تقسیم پارچه در بین وارثان کربلا سخن گفته اند و هیچ سخنی از تقسیم نان و خرما و گردو نیست .
۵. اين كلام "ان الصدقه علينا حرام " جمله ای است كه در منابع معتبر وكهن نيامده و از نظر فقهی دریافت این گونه صدقات مستحبی برای سادات مانعی ندارد.
مرحوم شیخ انصاری در کتاب الزکاة و دیگر فقهاء به تفصیل این موضوع را بحث و اثبات نموده اند .
۶. پخش نمودن نان و خرما و گردو ؛ هیچ نشانه ای از صدقه بودن نداشته است تا ضرورت چنین فتوایی لازم آید.
۷. همه همراهان کاروان کربلا از بنی هاشم نبودند ؛ تا اعلام شود صدقه بر ما حرام است .
۸. در نقل است که نان و ... را از دهان اطفال بیرون کشیدند و بر زمین انداختند که واضح است قطعا آن حضرت چنین حرکتی با نان و ... نمی کنند " صارت تأخذ ذلک من أیدی الاطفال و أفواههم و ترمی به الی الارض ..."
بنابراین لازم است ؛ از بیان این گونه مطالب بلا سند که با روح و اصول و اساس مکتب در تعارض است، خودداری و مطالب معتبری که مثبوت در کتب قابل اعتماد است ؛ بیان شود .
والله المستعان
سید حسین خادمیان
۱۳۹۶/۰۷/۱۶
#امام_حسین_علیهالسلام
#شعر_آیینی
#غزل
#امام_حسین_ع_
زمزمه ی عاشقانه نام حسین است
مستی اهل ولا ز جام حسین است
مکتب او معرفت ، شهادت و ایثار
غیرت و آزادگی مرام حسین است
در رگ اسلام ، خون او جریان یافت
دین خدا زنده با قیام حسین است
دولت توحیدی اش زوال ندارد
سکه ی فضل و شرف به نام حسین است
تا به قیامت در اهتزاز بماند
پرچم تکبیر ، روی بام حسین است
عزت دنیا و آخرت همه از اوست
هر که به رسم ادب غلام حسین است
شیفته ی خود کند زمین و زمان را
شور و شعوری که در کلام حسین است
توبه ی أدم که شد قبول خداوند
از قِبَل فیض و لطف عام حسین است
رحمت گسترده ی خداست و این هم
گوشه ای از جلوه ی مقام حسین است
✍ کمیل کاشانی
.
#تذکار
#کلام_نور
#در_عزای_حسین_ع
از فرزند امام سجاد(ع) نقل شده است که وقتی جدّم امام حسین (ع) شهید شد زنان بنیهاشم در عزای آن حضرت لباس سیاه پوشیدند و این لباس را در گرما و سرما تغییر نمیدادند.[1]
لازم به ذکر است که بعضی از فقهای بزرگ مقید بودند در ایام سوگواری امام حسین(ع) جامۀ سیاه بپوشیدند و به وسیلۀ آن تبرک جسته و با جدیت از آن نگهداری و مراقبت می کردند و وصیت می نمودند بعد از رحلتشان به عنوان تبرک با آنها دفن شود.
بنابر این پوشیدن لباس سیاه در ایام سوگواری ائمه(ع) خصوصا در دو ماه محرم و صفر نه تنها کراهت ندارد بلکه از آن جهت که اظهار همدردی با آن ذوات مقدس و احیای امر ایشان است، دارای فضیلتی بس بزرگ است.
📚 [1] البحرانی، الحدائق الناظرة فی احکام العترة الطاهرة، ج 7، ص. 118
.
#امام_حسین_علیه_السلام
#اول_مجلسی
#غزل
چقدر خیر دیدهایم از محبت حسین
به روی شانههای ماست دست رحمت حسین
زیانزد تمام عالم است مهربانیاش
دل مرا که برده است؟ این عطوفت حسین!
روایت است این که هر سحر فرشته میبرد
سلام صبحگاهی مرا به خدمت حسین
شفیع روز محشر است آجر حسینیه
به این بهانه که درآن شدهست صحبت حسین
چه بهتر است با وضو میان روضه گریه کرد
عبادت است گریههای بر مصیبت حسین
رفیق! روضهخانه سنگر ولایت علیست
هزینه داده است شیعه پای هیئت حسین
رضایت حسین باطناً رضایت خداست
رضایت خداست باطناً رضایت حسین
به یک نظر دل خراب را درست میکند
خدا کند شویم شامل عنایت حسین
نترس! ظرفیت برای حر شدن هنوز هست
رسول ترک حر شدهست با هدایت حسین
گناهکار دوتا قطره اشک بین روضه ریخت
خدا هم از گناه او گذشت بابت حسین
حسین بانیِ قبولِ توبههای آدم است
همین هزار و چند ساله نیست قدمت حسین
به گرد و خاک معجر سه ساله دخترش قسم
برای دردهای ما دواست تربت حسین
به حشر هم قدم که مینهد هنوز بی سر است
قیامتیست لحظهی ورود حضرت حسین
#علی_محمدی
.
مــائیــم و عــنــایــت ابــاعــبــدالــلــه
در ظــل حــمــایــت ابــاعــبــدالــلــه
در روز جــزاڪــاش نــگــردم مــحــرومــ
از فــیــض شــفــاعــت ابــاعــبــدالــلــه
مــن جــای دگــر خــانــه نــگــیــرم هرگــز
جــز ســایــه ی رایــت ابــاعــبــدالــلــه
یــک لــحــظــه نــیــفــتــد از ســر مــا تــا حــشــر
ایــن شــور حــڪــایــت ابــاعــبــدالــلــه
چــشــمــان بــه خــون نــشــســتــه ی مــا زخــم اســتــ
از ســوز روایــت ابــاعــبــدالــلــه
بــگــذر ز گــنــه تــا ڪــه فــراهم گــردد
اســبــاب رضــایــت ابــا عــبــدالــلــه
مــا تــذڪــره ی صــحــن نــجــف مــی گــیــریــمــ
بــا دســت ڪــفــایــت ابــاعــبــدالــلــه
.
⚫️#روضه_اسارت
🔘#روضه_حضرت_زینب_س
▪️#دفتری
🔹سرلوحه عشق است و نزول برکات
🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات
🔹خواهی نشوی لال به هنگام ممات
🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات
🔹خواهی که بگیری ز علی جام حیات
🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات
🔹خواهی که قبول شود زیارات و دعات
🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات
🔹خواهی که بگیری ز خداوند درجات
🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات
یارب الحسین بحق الحسین اشفع صدررالحسین بظهور الحجه
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله
#السلام_علیک_یاام_المصائب_یازینب_یازینب_یا_زینب
⬅️دهه دوم محرم و ایام اسارت عمه سادات زینب کبری...
ایامی که بیبی با کاروانی همراهه که سرهای بریده، مقابل کاروانه...
وقتی خانم چشمش به سرهای بریده می افتاد اشک از چشماش جاری میشد...غم دلشو میگرفت..
💔ای کوفه من با کوچه هایت آشنایم
💔بانوی دین، بنت علی مرتضایم
💔ای کوفه با ما اینچنین، رسم وفا نیست
💔مهمان نوازی این چنین با آشنا نیست
کجای عالم دیدی مهمونی وارد شهری بشه سنگ بارانش کنند...
با سنگ و خاکستر پذیرایی کنند...
💔اینجا زمانی مسکن و مأوای ما بود
💔در جای جای کوچه هایش جای ما بود
⬅️بیبی رو وارد شهر کوفه کردند....
خاطرات کوفه داره براخانم زینب کبری زنده میشه...
(چه خاطراتی)
مگه چه خاطراتی داره خانم زینب کبری...
خاطرات امیرالمومنین ع یرا زینب زنده شد..
(خاطراتی که وجود خانم زینب کبری رو غرق در ماتم و غم و اندوه میکنه)
💔هرسائلی در کوچه چون محتاج نان بود
💔هر کس غریب و بی کس و بی خانمان بود
💔در خانهٔ بابای ما او را مکان بود
⬅️هر فقیری وارد کوفه میشد......خونه امیرالمومنین رو نشونش میدادن...
هر غریبی وارد کوفه میشد.....، سراغ علی و بچه های علی رو میگرفت...
هر کی زمین خورده بود یه یا علی میگفت، مولا به دادش میرسید...
اینجا خونه باباش علی بوده...
این شهر بوی باباش علی میده...
این شهر بوی برادرشو میده....
این شهر بوی حسین میده...
همون حسینی که حالا سرش رو نیزه است...
⏪حالا زینب با کاروان زن ها و بچه ها وارد کوفه شده....
اسیرو بی کس و تنها...
دستای بیبی رو بستن....
از بالا بام خاکستر میریزن...
سنگ میزنن...
💔ای کوفه با ما اینچنین رسم وفا نیست
💔مهمان نوازی اینچنین با آشنا نیست
♻️بگمو التماس دعا
♻️آی حاجت دارا... جوون دارا...آبرو دارا....آی غریب نوازا
⬅️یه وقت بیبی زینب نگاه کرد دید یه عده زنها اومدن دارن نان و خرمای صدقه پخش میکنند ...اونم دست اهل بیت پیغمبر...
دست بچه هایی که گرسنه بودنُ شاید چند روز بود که غذا نخورده بودن...
زینب این نان و خرماهای صدقه رو از دست بچه ها میگرفت..
آخ صدقه بر ما اهل بیت حرامه......
امان امان امان
💔این رسم مهمانداری از آل عبا نیست
💔بر نیز بنگر تا ببینی ماجرایم
💔در سینه درد و غم ز خلق الناس دارم
💔بر نیزه پیش رو سر عباس دارم
⬅️اینجا یه زبان حالی داره....
یه نگاه کرد به سر بریده عباس...
صدا زد عباسم داداش....
دادلش پاشو حال زینبو ببین...
ای غیرت الله ..
پاشو پاشو ببین زینب اومده اسیری....
زینبی که قامتش رو نامحرم نمیدید...
حالا ما بین نامحرماست...
⬅️زینبی که هر وقت میخواست به زیارت قبر مادرش زهرا بره...
امیرالمومنین میگفت جوونای بنی هاشم دور زینبو بگیرید...
نور چراغو کم کنید...
کسی قد و قامت زینبم رو نبینه....
داداش بیا ببین بین نامحرما اسیرم...
ای غیرت الله ..عباسم ...پاشو بیا به داد خواهرت زینب برس....
🖤کوفه چه غوغایی شده
🖤زینب تماشایی شده
هرچقدر ناله داری به ناله های دل بیبی زینب کبری دستتو بلند کن سه مرتبه از سویدای دلت ناله بزن ....بگو یا حسیـــــــن......
هنگام نشر لطفا حذف نشه⬇️
🖤هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🖤
ســبــک مــنــم بــایــد بــرمــ
شــبــای روضــه هات شــبــای عــشــق عــالــمــه
هوای مــجــلــســات ،هوای خــوب حــالــمــه
بــرا غــمــت حــســیــن ، اگــه بــمــیــرمــم ڪــمــه
بــجــون مــادرت ، آقــامــنــو رهام نــڪــن ،
یــه لــحــظــه هم مــنــو، از ایــن خــونــه جــدام نــڪــنــ
قــاطــی ایــن خــوبــام، تــو روخــدا ســوام نــڪــنــ
حــســیــن آقــام آقــامــ....
مــیــام تــو روضــه هات ، ڪــه قــلــبــمــو جــلــا بــدیــ
مــیــام ڪــه ایــن دل، ســیــاهمــو شــفــا بــدیــ
بــرای اربــعــیــن بــهم یــه ڪــربــلــا بــدیــ
بــهم نــگــو بــرو ، بــدون تــو ڪــجــا بــرمــ
دلــم مــیــخــواد بــاشــه، روی ضــریــح تــو ســرمــ
دوای درد مــن ، یــه شــب جــمــعــه یــک حــرمــ
حــســیــن آقــام آقــامــ...
نــمــی ره یــاد مــن ، غــروب روز ڪــربــلــا
تــو گــودی افــتــادیــ،هی مــیــزدی تــو دســت و پــا
روی تــنــت پــر از ، شــمــشــیــر و تــیــر و نــیــزه ها
یــڪــی بــا ســنــگ مــیــزد، بــه روی زخــم پــیــڪــرتــ
یــڪــی نــشــســتــه بــود بــود، رو ســیــنــه ی مــطــهرتــ
یــڪــی بــریــد ســرت، جــلــو چــشــای مــادرتــ
حــســیــن اقــام آقــام آقــامــ
🍁 فراق مادر(سبک عجب رسمیه)
#مادر
#ترحیم_خوانی
چه رسمی داره-دو روزه دنیا
میره عزیزت-میشی تو تنها
خزان گل را- بدیده بینی
گل است و مادر-میون گلها
ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر
به زیر پایت-بهشته مادر
خدا بنامت-نوشته مادر
گذار قدم را-به روی چشمم
دل تو با رحم-سرشته مادر
ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر
سخته خدایا-داغ جدایی
گوشه نشینم-از بینوایی
گویم به ناله-آه از جدایی
مادر خوبم-به گو کجایی
ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر
گل بهارم-برگرد بخونه
غمت ز قلبم-کشد زبونه
چو طفل این دل-برای مادر
زند شراره-گیرد بهانه
ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم