eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
4_6037407297167165669.mp3
4.43M
😭 برگرد انتظار دل هفت آسمان 😭عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان در روزگار تلخ فراقت شکسته ایم خیره شده به امدنت چشم های مان طاووس خانواده زهرا ظهور کن از تیره راه های بدون تو الامان دلگیرم از سه شنبه بی رنگ و بوی تو چشم انتظار امدنت چشم اسمان آقا عنایتی کن و یک شب به خیمه ات دست مرا بگیر و ببر عشق بی نشان چشم انتظار توست حسینیه های ما با یاد ظهر کرب و بلا روضه ای بخوان 🎙 حاج محمود کریمی 💔 😭🤲 🌧أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌨 (عج)
. روضه شهادت علیه السلام از زبان حضرت زینب سلام‌الله خانه ویران شده‌ام غُصه‌ی بابا سخت است حرفِ دیگر بزن امشب غمِ فردا سخت است دیدنِ رویِ تو و لَخته‌یِ خونها سخت است سوختم از نَفَسَت سوختن اما سخت است باز هم روضه نخوان روضه‌یِ زهرا سخت است شعله‌هایِ نَفَسِ شعله‌وَرَت جمع نشد زهرِ این تیغ چه کرده جگرت جمع نشد لکه خونهای رویِ بال و پَرَت جمع نشد بسته‌ام روسری‌ام را به سَرَت جمع نشد زخمِ پیشانیِ تو وقتِ تماشا سخت است آه ای چشمِ به خون خسته تو بیدار بمان حرفِ ناگفته بگو پیشِ پرستار بمان پشتِ در بودم و گُفتی به علمدار بمان گرچه بی دست ولی آب نگهدار بمان از سرِ رو به زمین خوردن سقا سخت است شبِ آخر شده ‌اِی کوکبِ اِقبال مَرو روضه‌ی باز مخوان این همه از حال مَرو سَرِ آن پیکرِ اُفتاده‌ی پامال مَرو جانِ بابا جگرم سوخت به گودال مَرو بینِ گودال مَیا دیدنم آنجا سخت است کاش میشُد که بگویی بدنش را نکشید پنجه‌ها از همه سو پیرهنش را نکشید تیر در کتف فرو کرده تنش را نکشید نیزه‌ها شرم کنید و دهنش را نکشید پیشِ مادر زدنِ سنگ به لبها سخت است منم و دیدنِ او لحظه‌ی اُفتادنِ او منم و ضربه‌ی سرنیزه به روی تنِ او وقتِ ضربه زدن و خَم شدنِ دشمن او منم و کُندی خنجر به رویِ گردنِ او زدن ضربه به سینه ولی با پا سخت است علیه السلام .
روضه خانگی - امام علی(ع) - 558.mp3
11.11M
🎙خانه ویران شده ام غصه‌ی بابا سخت است... 🔻روضه (ع) ⏱ | 14:00 👤حاج محمود
. مرا هم خوانده ای... سوگند بر اشک سحرگاهم که من مشتاق این مقصد که من مشتاق این راهم هلا ای از رگ گردن به من نزدیک تر! عمریست در آغوش تو ام، چیزی به غیر از این نمی خواهم کسی را دیدم آن بالا و سمتش راه افتادم خودم بودم؛ گمان کردم که در "سیر الی الله" م سفر را بارِ سنگین سخت کرد و پایِ بی قّوت که من کوه گناهم، آه...ایمانِ پرِ کاهم وبالم شد پر و بال، از سبکبالان عقب ماندم کنون در برکه ای در انتظار دیدن ماهم نبردی باید این آئینه را تا "خود شکن" باشم ولی با من سلاح کارسازی نیست جز آهم ... سفر کوتاه بود اما خدایا! از تو ممنونم که از آغاز تا پایان نگاهت بود همراهم شاعر: .
4_5989871659991960175.mp3
39.86M
قرائت 🎥 مراسم مناجات شب بیستم ماه 🗓 جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ 🎙 مداح: 📍 حرم (علیه‌السّلام)
. 📃 سیلی کوچه بال و پرت را 🎙 از 🗓 ۱۴۰۱ 🏷 (علیه‌السلام) سیلی کوچه، بال‌وپرت را شکسته است شمشیر آن قلاف، سرت را شکسته است کمتر به فکر نان یتیمان کوفه باش بابا! دوباره جان یتیمان کوفه باش قصدت به رفتن است که مرهم اثر نکرد در عزم رفتنت، غم من هم اثر نکرد حالا که می‌روی به من از کربلا بگو از کاف و ها و یا و از آن ماجرا بگو با من که غرق عشق حسینم؛ از او بگو از تیغ‌های تشنه به خون گلو بگو از بوسه‌های من به رگ گردنش بگو از پاره‌پاره ریخته‌های تنش بگو از کهنه پیرهن بگو و غارتش؛ پدر از لحظه‌های آخر و از غربتش؛ پدر رنگت چرا عوض شده؟! ای غیرت حرم وقتی که حرف می‌زنی از داغ معجرم من را ببین که سوخته از بی‌قراری‌ام حالا که می‌روی، به چه کس می‌سپاری‌ام؟! یافاطمه؛ کوفه دگر مولا ندارد زینب مظلومه دگر بابا ندارد خون می‌چکد از چهره‌ی ساقی کوثر شده امیرالمومنین در خون شناور می‌گفت: عبّاسم بیا ای نور عینم از بعد من، جان تو و جان حسینم 👇
4_5989871659991960172.mp3
15.32M
روضه (سیلی کوچه، بال‌وپرت را شکسته است) 🎥 مراسم مناجات شب بیستم ماه 🗓 جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ 🎙 مداح: 📍 حرم (علیه‌السّلام) 🏷
4_5989871659991960177.mp3
12.98M
📃 روی بستر زهرا؛ پیش دختر زهرا 🎙 🗓 ۱۴۰۱ 🏷 (علیه‌السلام) روی بستر زهرا پیش دختر زهرا بی‌رمق شده ای وای دست حیدر زهرا یاد اون شبایی که مادر بی‌صدا، صدا می‌زد: حیدر با نفس‌نفس می‌زد پرپر همه دارن گریه می‌کنن آروم رسیده زهرا به یاری مظلوم سر علی روی زانوی خانوم رنگ غربت حیدر کوچه‌های این شهره آسمون هم انگاری با زمینیا قهره بس‌که از زمونه دل‌خونه تووی بسترم پریشونه دنیا این‌جوری نمی‌مونه شبای کوفه چه سخت و دلگیره دست یتیما یه کاسه‌ی شیره برای درمون ولی دیگه دیره بستری که شد مولا دخترش چقد پیر شد با وصیّت بابا گریه‌هاش سرازیر شد دست برادرو حیدر می‌ذاره توو دستای خواهر می‌گه ماجرا رو تا آخر یه روزی امّا با گریه و ناله امّید زینب میون گوداله میون گودال پُر از گل لاله .
4_5989871659991960180.mp3
15.5M
روضه (یک‌نفر مانده بود در گودال) 🎥 مراسم مناجات شب بیستم ماه 🗓 جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ 🎙 مداح: 🏷
. غسل علی با اشکِ چشمِ مجتبی بود خونابه ها جاری ز فرقِ مرتضی بود هِی دستمال آورد هِی پیچید سر را هِی شُست ، هِی بوسید رخسار پدر را یاد شبی، کز پهلویی خوباب می ریخت بر پیکری مضروبه ، اَسما آب می ریخت ای وای از این ماجراهای شبانه تکرار شد ، تشییع و دفنی مخفیانه وقت کفن کردن، کفن دستِ حسن بود اما نگاهش بر نگاهِ بی کفن بود انگار زینب صحبت از گودال بشنید از پیکری که می شود پامال بشنید با ناله زینب ز دلها صبر می رفت تابوت پیشاپیش ، نزد قبر می رفت ماهِ نجف تابید و صحرا منجلی شد دستی برون از قبر ، چون دستِ علی شد گفتا حسن : انگار بابا در نقاب است ! یا لَلعَجب اینکه جمال بوتراب است ! با یادِ دفنِ مادرِ پهلو شکسته حالا حسن در ماتمِ بابا نشسته آنکه دو چشمش روضه می خوانَد حسین است جسمی که بی سر بر زمین مانَد حسین است ای بی کفن ، روزی به پیش چشمِ زهرا جسمِ تو بی غسل و کفن مانَد به صحرا اینگونه می گردی تو تشییعِ جنازه بر پیکرت ده تا سوار و نعلِ تازه پایینِ مقتل در نظاره مادرِ تو بالای خواهرِ تو .
. 🎤 دلربا گفت علي در همه جا گفت علي يكسر از روز ازل ذات خدا گفت علي ما خلق گفت علي رنگ شفق گفت علي موقع خلق جهان حضرت حق گفت علي با كرم گفت علي لوح و قلم گفت علي دوزخ و خلد برين، عرش و حرم گفت علي كاف و نون گفت علي ركن و ستون گفت علي زنده شد آدم و با عشق و جنون گفت علي با يقين گفت علي حصن حصين گفت علي يوسف اندر چاه با صوت حزين گفت علي كوكبي گفت علي ورد لبي گفت علي بين طوفان بلا نوح نبي گفت علي نه فلك گفت علي حور و ملك گفت علي هر كه از سفره ي حق خورد نمك گفت علي سينه زن گفت علي مرغ چمن گفت علي سر و پا غرقه ي در خون قمه زن گفت علي هروله گفت علي صوت جلي گفت علي در خيبر چو ز جا كند علي گفت علي ياسمن گفت علي دشت و دمن گفت علي جگر پاره و خونين حسن گفت علي نينوا گفت علي شور و نوا گفت علي روز عاشورا حسين در كربلا گفت علي عالمين گفت علي بدر و حنين گفت علي هر رگ پاره ي حلقوم حسين گفت علي دو سرا گفت علي نقطه ي باء گفت علي قطره قطره اشك زينب همه جا گفت علي با خبر گفت علي ديده ي تر گفت علي بانگ زد فاطمه از عمق جگر گفت علي مهر و مه گفت علي سالك ره گفت علي آتش پشت در خانه ي شه گفت علي هر نفر گفت علي بين خطر گفت علي پشت در فاطمه در موج شرر گفت علي نا اميد گفت علي عشق و اميد گفت علي ميخ در سينه ي گل را كه دريد گفت علي   .👇