.
#چاوشی
#استقبال_زائر #امام_رضا
#وداع_با_مشهد
باز گشت از حریم رضوی علیه السلام
-------------
خسته ی راه آمدم خُرم از آن می روم
لطف رضا دیده ام لاله فشان می روم
تربت مولا رضا جنت اعلای ماست
من که بهشتی شدم ، گر ز جنان می روم
بس که دمد بوی عشق از حرم با صفاش
پیر رسیدم ولی مثل جوان می روم
ظهر ز تهران روان جانب مشهد شدم
وقت اذان آمدم ، وقت اذان می روم
جانب سلطان عشق آمده ام غرق غم
ناله کنان آمدم ، خنده کنان می روم
من که طلب می کنم زائر مولا شوم
باز به مشهد روم ، گر چه روان می روم
آمده ام خسته جان ، رفته ام آسوده دل
باز چنین آمدم باز چنان می روم
دست تهی آمدم نزد امام رئوف
از کرمش بر دلم مانده نشان می روم
فرق ندارد بدان مُلک جهان مُلک اوست
من ز حریمش کران تا به کران می روم
«یاسرم» و با شعف مهر امامم به دل
نام رضایم کنون ورد زبان می روم
**
#حاج_محمود_تاری «یاسر»✍
.
.
در کنار کعبه
چکد از دیده ی من اشک فزون
زائر بیت خدا شدم کنون
می برم نام خدای لایزال
می رود آه دل از سینه برون
ای خدا ببین که بنده ات رسید
آمده خسته دل از راه بعید
ای خدا زائر دلخسته منم
بنده ی خسته و بشکسته منم
آن که با جرم و گناهان زیاد
بین خوبان تو بنشسته منم
ای پذیرای من غرق گناه
بنده ای سوی تو آورده پناه
ای خدا غرق محن آمده ام
خارم و سوی چمن آمده ام
من که خود نامده ام در حرمت
دعوتم کردی و من آمده ام
شاکرم ، آن که مرا خوانده تویی
بر دلم نور بر افشانده تویی
ای خدا این تو و این بنده ی تو
این تو و عبد سرافکنده ی تو
مُحرم کوی تو گردیده ببین
بنده ی مجرم و شرمنده ی تو
ای که هستی تو کریم و تو غفور
آمده بنده ی تو از ره دور
ای خدا این من و پیمانه ی تو
شده جانم همه پروانه ی تو
کرمی کن ، که به امید کرم
سائلی آمده در خانه ی تو
برده دل از من تنها یک سو
کعبه و مروه و مسعا یک سو
من به لطف و کرمت آمده ام
به طواف حرمت آمده ام
صاحب جود و علمدار سخا
در پناه عَلَمت آمده ام
ای که در خانه تو راهم دادی
خسته بودم که پناهم دادی
**
#حاج_محمود_تاری «یاسر»
#حجاج #زائر
................
#سرود
#بازگشت_حجاج
#مدح_امام_علی_علیه_السلام
#سبک_ای_صفای_قلب_زارم ...
🌹بند ۱
از طواف کعبه آیی ، از ضیافت خدایی
حج تو مقبول باشد ، حاجی سعی و صفایی
به درگاه خدا / دلت گشت مبتلا
دعا کردی رویم / نجف، کرببلا
( علی مولا علی ، علی مولا علی ) ۲
🌹 بند ۲
از سفر برگشته ای و جسم و روحت منجلی شد
ذکر روی لب هایت یا محمد یا علی شد ۲
به نام و یادتان / دلم آبادتان
شود جانم فدا / همه اجدادتان
( علی مولا علی ، علی مولا علی ) ۲
🌹بند ۳
تا نفس در سینه دارم به خدا حیدریم من
شیعه ای از شیعه های مکتب جعفریم من
نیازم روی او / نمازم سوی او
در این عالم بوَد / بهشتم کوی او
( علی مولا علی ، علی مولا علی ) ۲
🌹بند ۴
ای خدا با حبِّ حیدر دلا رو غرق شعف کن
روزی ما را به زودی صحن مولا در نجف کن
شویم مهمان او / کنار خوان او
دلا پر می زند / برا ایوان او
( علی مولا علی ، علی مولا علی ) ۲
🌹بند ۵
بار دیگر تو دعا کن ، حاجت قلبم روا کن
یا علی ای شاه مردان، گره از کارم تو وا کن
فدای تو منم / گدای تو منم
غلام و روسیه / برای تو منم
( علی مولا علی ، علی مولا علی ) ۲
#محمد_مبشری✍
.
.
|⇦•شَمَمتُ ریحَکَ مِن مَرقدِک...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفسحاج امیر #کرمانشاهی
●━━━━━━───────
شَمَمتُ ریحَکَ مِن مَرقدِک، فَجَنَّ مَشامی
*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم، مشامم دیوانه شد*
شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی
تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی
مرا خیال نمازت شبی کشید به رؤیا
عجب رکوع و سجودی، عجب قعود و قیامی
چه اشتراک قشنگیست، بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی
نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جُودی
نوشته اند به باب المراد جُودِ تمامی
شبی ز بخت بلندم به خانهی تو رسیدم
چه سفره دارِ کریمی، چه سفره ای چه طعامی
سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی
*یه روز علی اومد کنارِ بسترِ فاطمه، صدا زد:...*
"داغت که با سکوت سبک تر نمی شود
حرفی بزن جواب که با سر نمی شود
*این آقایی که اومدیم براش ناله بزنیم، جوان کشتنش، مادرش رو هم جوان کشتن، برایِ جوان باید بلند بلند گریه کرد...
داغت که با سکوت سبک تر نمی شود
حرفی بزن جواب که با سر نمی شود
تعریف کن از اولِ تنهایی ات بگو
از هیچ کس برای تو پیمبر نمی شود!
در بسترت به چشم من انگار زینبی ست
آدم سه ماهه این همه لاغر نمی شود
ــــــــــــــــــ
سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی
عجب فرازِ عجیبی، عجب غروبِ غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لبِ بامی!
تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنارِ حضرت سجاد در خرابهی شامی
شاعر #میلاد_حسنی
ــــــــــــــــــ
#جوادالائمه
#امام_جواد
#حاج_امیر_کرمانشاهی
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
14000419e-kermanshahi-roze.mp3
2.42M
.
|⇦•ما را هر آنچه حضرت استاد...
#قسمت_دوم #روضه_امام_جواد به نفس حاج امیر کرمانشاهی
●━━━━━━───────
ما را هر آنچه حضرت استاد یاد داد
یک گوشه چشم کودک سلطان به باد داد
جایی برای عرضه ی حاجت نداشتیم
ما را پناه گوشه ی باب الجواد داد
دستش به کم نمی رود و کم نمی دهد
کم خواستیم حاجت خود را ، زیاد داد
*اومد دَرِ خونه ی جوادالائمه، دید صفِ عظیمی بستن، خیلی شلوغِ، تو دلش این بود برم از آقام پیراهنش رو به یادگار بگیرم، اومد دید اینقدر شلوغِ، با خودش گفت: برم وقت آقام رو نگیرم. ادب کرد برگشت، بعد از چند روزی شخصی اومد پیشش، سلام و عرض سلام، گفت: من فرستاده ی جوادالائمه هستم، حضرت هدیه ای دادن براتون بیارم، گفت: من کجا، جوادالائمه کجا؟ گفت: بله این هدیه تقدیمِ شما، بقچه رو باز کرد دید دوتا پیراهنِ، یادش اومد... آقا پیام داده بودن: تو تویِ دلت بود یه پیراهن از من بگیری، این یه پیراهن رو تبرکی تنت کن، اما چون ادب کردی، این پیراهنِ دیگه رو هم وقتی خواستن تویِ قبر بذارنت، با این پیراهن تویِ قبر بذارنت...
بعضی ها هی زیر لب میگن: حسین....، چرا میگی: حسین؟...*
من خودم شاهدم انگشتری اش را بردند
از تنش ارثیه ی مادری اش را را بردند
ــــــــــــــــــ
دستش به کم نمی رود و کم نمی دهد
کم خواستیم حاجت خود را ، زیاد داد
بیهوده تا غروب پیِ کسب روزی ام
رزق مرا جواد همان بامداد داد
سلطانِ طوس، با قسمِ یا اَبَالجَواد
هر حاجتی که پیش از این ها نداد؛ داد
از کربلا، فضلیت مشهد فزون تر است
این را جواد یادِ من بی سواد داد
*امام رضا دید امام جواد یه گوشه نشسته،هی دستش رو میکشه رویِ خاک، هی خاکا رو برمیداره، هی میریزه، کلافه است، آروم و قرار نداره...امام رضا اومد گفت: چی شده عزیزِ دلم!؟ گفت: بابا نمی دونم، یهو یادِ مادرم فاطمه افتادم...*
در چشم او چه بود که با یاد مادرش
اَبروی او به عاشق حکم جهاد داد
*یا جوادالائمه! فقط شنیده بودی به مادرت بی حرمتی کردن بهم ریخته بودی....اما...*
یا رب نسیب هیچ غریبی دگر مکن
درد و غمی که گیسوی حَسَن را سپید کرد
با صد هزار امید حامیِ مادر شدم ولی
دستِ عدو امیدِ مرا نا امید کرد
ــــــــــــــــــ
#جوادالائمه
#امام_جواد
#حاج_امیر_کرمانشاهی
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
14000419-kermanshahi-roze2.mp3
2.01M
.
|⇦•مرهم حریف زخم زبان ها...
#قسمت_سوم #روضه #شهادت_امام_جواد به نفس حاج امیر کرمانشاهی
●━━━━━━───────
مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
*هیچ زخمی بدتر از زخمِ زبان نیست، کربلا هر جسارتی که خواستن به بدن کردن، همه جسارت ها یه طرف، بی ادب اومد تویِ گودال، یه حرفی زد، جگرِ حسین رو پاره پاره کرد، گفت: تو که میگفتی بابات ساقیِ کوثرِ؟ چرا هی داری داد میزنی:" يَا قَوْمِ!ِ اِسْقُونِي شَرْبَةً مِنَ الْمَاءِ" خوب بگو بابات برات آب بیاره...*
مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
آری جگر که سوخت مداوا نمی شود
این قدر پیش پای کنیزان به خود مپیچ
با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود
*جوادالائمه هی تویِ حجره دست و پا میزد، یه عده کنیز پشتِ در کِل میکشیدن، هلهله میکردن، پایکوبی میکردن..." صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه" این اولین بار نبود یه آقا دست و پا بزنه یه عده کِل بکِشن، اولین بار کربلا، یه آقا تو گودال دست و پا میزد، یه عده کف میزدن، هلهله میکردن...اما ...*
خاکِ این حُجره کُجا و تَهِ گودال کُجا
به تَنَم نِیزِه نَخُورده است، جُدا نیست سَرَم
*اینجا جوادالائمه هی میگفت:آب!آب!... یه کنیزی رفت برا آقا یه ظرف آب آوُرد، دلش سوخت" اَهل روضه! بگم همه داد بزنید، این شبا میخواهیم برات مُحرم بگیریم"
آب آوَرد زَنى ، یادِ هِلال اُفتادم
کَربَلا آن به آن میگُذَرَد از نَظَرَم
*عطش وقتی زیاد میشه، بدن وَرَم میکنه، ساربان اومد توی گودال دید عبا رو بُردن، عمامه رو بردن، کلاه خود رو بردن، یه نگاه کرد دید انگشتر هست، اومد جلو هرکار کرد دید از انگشت بیرون نمیآد، آخه بدن وَرَم کرده، خنجر رو درآوُرد....
من گریز آخرِ روضه ام کربلا نیست،کربلا دست وَرَم کرده بود، اما مدینه هم دیدن علی دست به دیوارگذاشته، شروع کرد بلند بلند گریه کردن، اسماء اومد جلو، آقا! چرا اینجوری داد میزنید؟ فرمود: اسماء! دست از دلم بردار، دستم رسید به بازویِ وَرَم کرده ی فاطمه...*
ــــــــــــــــــ
#حاج_امیر_کرمانشاهی
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
14000419-kermanshahi-roze3.mp3
1.93M
.
|⇦•جَدِّ مارو کشتن، بینِ دو نهرِ آب...
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفس حاج #امیر_کرمانشاهی
●━━━━━━───────
جَدِّ مارو کشتن، بینِ دو نهرِ آب
بیچاره زینب و بیچاره تر رباب
رویِ خاکا دست و پا میزد
مادرش رو هی صدا میزد
راهِ نفسش گرفته بود
تازه یکی با عصا میزد
صدایِ صوت و کف، اومد از هر طرف
پیشِ چشمِ زینب، سر تا رو نیزه رفت
کاش یکی جلوش رو می گرفت
حرمله ی خیر ندیده رو
به صورتِ دختر بچه ها
چه جوری میزد کشیده رو
آتیش و خیمه ها، غارت و معجرا
چشمِ عباس روشن، دست و گشواره ها
زینب و چقدر کتک زدن
مردا تویِ خیمه اومدن
ــــــــــــــــــ
روضه اش این سوی میدان گریه های زینبُ
روضه اش آن سوی میدان قابل توضیح نیست
هرکه با هرچه که دستش بود او را زجر داد
قتلِ صبرِ صیدِ بی جان قابل توضیح نیست
بانویی که بود عنانِ مَرکبش دستِ حسین
رفتنش با نیزه داران قابلِ توضیح نیست
* بی بی زینب رویِ خاک نشست کنارِ این بدنِ بی سر، با این دست این بدن رو گرفت، این بدن که پیراهن نداره، با التماس صدا زد:...*
خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرن
من که از راهیِ بازار شدن بیزارم
ــــــــــــــــــ
#شهادت_امام_جواد
#حاج_امیر_کرمانشاهی
#شهادت_امام_جواد_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
14000419-kermanshahi-roze4.mp3
2.06M
|⇦•جَدِّ مارو کشتن، بینِ دو نهرِ آب...
#قسمت_پایانی #روضه و توسل به حضرت جوادالائمه علیه السلام به نفسحاج امیر کرمانشاهی
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#دوم_ذیحجه_روز_دفن_پیکر_امام_جواد عليه السلام
.
دوم ذیحجه سال ۲۲۰هجری قمری مقارن با هشتم آذر سال ۲۱۴هجری شمسی پیکر مطهر امام جواد علیه السلام توسط امام هادی علیه السلام و شیعیان به دفن گردید.
حضرت جوادالائمه علیهم السلام در سن ۲۵سالگى به دستور #معتصم_عباسی ملعون و تحریک #جعفر_بن_مأمون لعین و به دست #ام_الفضل_خبیثه مسموم و روی خاک حجره تنها وغریب شهید گشتند.
اثبات الوصیة ص۲۷۷
ام الفضل ملعونه دستورداد که غلامان بدن مطهر حضرت را به روی پشت بام خانه ببرند و پیکر مبارک را تا سه روز روی #پشت_بام خانه زیر آفتاب گذاشت. کبوترهای زیادی آمدند وبالهای خود را باز کردند تا آفتاب جسم مقدس حضرت را اذیت نکند.
#شیعیان نیز در این سه روز برای جویا شدن احوال امام به درب خانه حضرت می آمدند. اما ام الفضل نانجیب اجازه نمیداد کسی وارد خانه شود و آنان را پراکنده میکرد. تا اینکه سه روز بعد ازشهادت یعنی در روز دوم ذیحجه، رفت به بالای پشت بام وجسم پاک حجت خدا #حضرت_جوادالائمه عليهم السلام را از روی پشت بام به زمین انداخت وشیعیان بدن مقدس امام را دروسط #کوچه پیدا کردند. صدای وا اماما بلند شد، اول وآخر کوچه را بستند ونگذاشتند دیگر #ترددی شود. جسم مبارک را از روی زمین برداشته وبا احترام برای #تجهیز وتدفین بردند. امام هادی علیه السلام بدن پدرشان راغسل وکفن نمودند ونماز خواندند و در روزدوم ذیحجه به همراه شیعیان پیکر مبارک حضرت رادر #مقبره_قریش کنار قبرمطهر جدشان حضرت موسی بن جعفرعلیهماالسلام دفن کردند.
ثمرات الاعواد
کبریت احمر فی شرایط المنبر
چندی نگذشت که ام الفضل خبیثه به جزام وبلایی که #امام_جواد علیه السلام وعده داده بودند دچار شد. جزام در سر و صورتش نمایان شد وهمه اورا ترک کردند. #خوره ای به فرجش افتاد وچنان بود که پیش طبیب عریان میشد وبه آن مینگریستند و درفرجش دارو میریختند؛ اما هیچ سودی نداشت.
"أن ام الفضل سمّتهُ في فَرجِهِ بمنديلٍ فلما أحسَّ بذلك... فوقعتِ الأكِلةُ في فرجِها وكانت ترجعُ إلي الأطباء ويشيرونَ بالدواءِعليها فلاينفع..."
او به درد ومرض #نواصیر درفرجش دچارشد.
"فأنفقتْ مالها وجميعَ ماملكتْهُ علي تلكَ العلةِ حتي احتاجتْ إلي الإسترفادِ وروي الناصورَ كانَ في فَرجِها"
تمام #مال_وثروت و دارایی خود را ازملک واملاک هزینه درمانش کرد وکارش به گدایی کشید.
سرانجام سربه بیابان گذاشت و دراثر همین مرض بدرک واصل شد. بدن نحسش روی زمین بود تابوی گند گرفت وسگهای بیابان جنازه نجسش را پاره پاره کردند.
بحارالانوار ج۵۰ص۹-۱۶
عیون المعجزات ص۱۲۹
مناقب ج۴ص۳۹۱
#شهادت_امام_جواد
.