4_5897600115908019915.m4a
651.4K
#دودمه #سیاهپوشان محرّم امام حسین
شالِ غمهایت به رویِ شانههایِ حیدر است
روضهخوانت مادر است
هرکجا شد خیمهات برپا بهشتِ نوکر است
روضهخوانت مادر است
.
.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نوحهیِ #واحد همخوانی محرّم
سبکِ از خاک تو سرشته.....
آرامِ جان مادری آرامشم حسین
منّت برای نوکریات میکشم حسین
کارِ نوکر به این خانه افتاد
خانهزادم خوانِ لطفت آباد
به تو افتاده مسیرم چه مسیری چه مسیری
من غلام و تو امیرم چه امیری چه امیری
اِی هر نخِ پرچمِ تو شفا
ای هر دمِ سینهزنت دوا
همه جا کربلا همه جا نینوا
(همه جا کربلا همه جا نینوا
تو حسینِ منی نور عینِ منی) ۴
تو چارهسازِ عرشی و بیچارهات شدم
مُحرِم در این حرم شدم آوارهات شدم
حرمت قبله و قبلهگاهم
پرچمت سایه و سرپناهم
شد نگاهت پناهم چه پناهی چه پناهی
میکنی روبهراهم با نگاهی با نگاهی
ای دلبر بینظیرم حسین
ای مجیبم و مجیرم حسین
من اگه گریه برایت نکنم میمیرم حسین
همه جا...
#محرم #نوحه_همخوانی #شهدا
#امام_حسین_علیه_السلام
#حسین_ایمانی
.👇
.
#نوحه
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
(خواهم روم من روسوی میدان
تا جان دهم در راه عمو جان)۲
عمه عمویم بین میدان مانده تنها
با چشم گریان دیده دارد بر حرمها
عبداللهم عبداللهم ابن الکریمم ۲
_________
دور عمویم سگها فراوان
ترسم عمویم ناگه دهد جان
در موج غم افتاده ویاری ندارد
باید روم، دلدار،دلداری ندارد
عبداللهم......
_________
از دست عمه دستش رها شد
عازم بسوی خون خدا شد
بر او هدف میدان وآغوش عمو شد
شیر حسن آماده ی جنگ عدو شد
عبداللهم.....
________
در راه مولا دستش جدا شد
بر سینه ی او جانش فدا شد
یک یا عمو گفت وزاین دنیا رها شد
با تیر کین حرمله سوی خدا شد
عبداللهم......
شاعر:اسماعیل تقوایی✍
👇
.
#نوحه
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
می دود رو سوی میدان کودکی از خیمه گاه
چونکه می بیند عمویش مانده بی پشت وپناه
بر لبانش دم بدم
ای عموجان امدم
ای عمو جانم عمو، ای عمو جانم عمو2
____________
دشمن از پیر وجوان هستند سوی او دوان
مردمانی دل سیه با تیر وشمشیر وسنان
دور او غوغا شده
محشری بر پا شده
ای عمو جانم عمو.....
________________
چون عمو بگرفت در آغوش خود عبداللهش
او مهیا شد دهد هم دست هم جان در رهش
عاقبت تیر عدو
داد او را آبرو
ای عمو جانم عمو
_________________
همچو قاسم او چشید از شهد احلی من عسل
شد شهادت بهر این ابن الحسن خیر العمل
عمه اش در خیمه گاه
می کشد از سینه آه
ای عمو جانم عمو..
شعر:اسماعیل تقوایی✍
👇
.
#زمزمه
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
عمه عموی من، نشسته بر خاک است
ببین تن پاکش، خونی وصد چاک است
نگاه او باشد سوی حرم عمه
حالت روی او، عمه چه غمناک است
وای عمو جانم، وای عمو جانم، وای عمو جانم، وای عمو جانم2
________________
عمو شده تنها، مقابلش لشگر
حلقه زده دورش، تیغ ونی وخنجر
عمه رهایم کن، روم سوی میدان
فدا کنم جانم، بر پسر حیدر
وای عمو جانم....
_________________
کشید دست خود، روانه شد میدان
عمو گرفت اورا، در بغلش چون جان
مثل عموعباس، بشد جدا دستش
گشت فدا جانش، در بغل جانان
وای عمو جانم
شعر:اسماعیل تقوایی✍
👇
.
#زمزمه
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
خدایا عمو زار وتنها شده
اسیری به گرداب غمها شده
نمانده سپاهش،به لب آید آهش امان الامان
خدایا تنش زخمی ازحد فزون
تمام وجودش شده غرق خون
نمانده توانی بهارش خزانی،امان الامان
گروهی به تیغ وخدنگش زنند
گروهی به نیزه به سنگش زنند
حبیب یتیمان،بترسم دهدجان،امان الامان
خدایا ببینم هجوم عدو
عدو بیشمارست وتنها عمو
دویدم به میدان،برایش دهم جان،امان الامان
عمو ای گرفتار رنج ومحن
بسوی تو آمد یتیم حسن
به راه تو نیکو، دهم دست وبا زو امان الامان
شاعر : اسماعیل تقوایی✍
👇
.
#زمینه
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
#دستم_تودسته_عمه_بود
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
⬛️بند اول
دستم تو دسته عمه بود،اما دلم تو قتلگاه
اگه بمونم میمیرم،اینجا میونه خیمه گاه
صدا عموم داره میآد ، از بینه اون حرومیا
دیدم از پیکرش گذشت،تیزیه سره نیزه ها
آه
غرقه به خون عمو میونه گودال
افتاده بر روی زمین چه بیحال
تنه عموم رو میکنن لگدمال
🔳(واویلتا2)واویلا🔳
⚪️⚪️⚪️
⬛️بند دوم
تنها و بی کس و غریب،غوغا شده دورو برش
با یه خنجر یکی رسید ، برا بریدنه سرش
سنانه پسته نابکار ، میکشیدش به روی خاک
نیزشو هی فرو میکرد،بر اون پیکره چاک وچاک
آه
دستم شده سپر برا عموجان
تو آغوشش جون میدهم من عطشان
شکره خدا میشم جزوه شهیدان
🔳(واویلتا2)واویلا🔳
⚪️⚪️⚪️
⬛️بند سوم
گوشه ی قتلگاه دیدم ، مادری در شیون و شین
میکوبید به سینه میگفت ، مظلوم کربلا حسین
جلوی دیدگانه او ، به عمو ضربه میزدن
نمیدونم چه حالی بود،تا دزدیدن اون پیرهن
آه
نظاره میکنه با دیده ی تر
داره جدا میکنه از بدن سر
دست و پا میزنه غریب مادر
🔳(واویلتا2)واویلا🔳
⚪️⚪️⚪️
⬛️بند چهارم
تا استخوونه من شکست،یادم اومد مدینه رو
بازو وضربه ی غلاف،مسمار و زخمه سینه رو
مغیره با ضرب لگد،مادر رو زد روی زمین
قنفذ میزد فاطمه رو،پیش امیرالمؤمنین
آه
میریزه خون از گوشه ی دهانش
سیلی گرفته قدرت و توانش
کتک میخورد جلوی کودکانش
🔳(واویلتا2)واویلا🔳
✏️ :#الیاس_محمدشاهی
.👇