.
#زمزمه
#مناجات_با_خدا
عبد گنهکارت دلش بیقراره
بندهات به غیر از تو کسی رو نداره
خدایا از بس که مهربونی تو
دلیل این اشکامو میدونی تو
عمر داره میشه تباه خدایا ببخش
خستم از بار گناه خدایا ببخش
*
هر بار صدات کردم به دادم رسیدی
حاجت روام کردی بدیمو ندیدی
به این عبد بیمقدار و ناقابل
نظر کن جان آقام ابوفاضل
از همه تشنه ترم خدایا ببخش
جان سقای حرم خدایا ببخش
*
دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم رو به رو شد
بیا برگرد خیمهای کس و کارم
منو تنها نگذارای علمدارم
آب به خیمه نرسید فدای سرت
👇
002 Bi Panah.mp3
10.1M
#مناجات_با_خدا
#ماه_رمضان
نجوا با خدا حاج محمد رضا طاهری 🎙
اشکای عاشقونه بازم زده جوونه
این روسیاه دوباره خودش رو می رسونه.
بار گناه آورده ، عمر تباه آورده
بنده ی بی پناهت ، بهت پناه آورده
شیرین ترین نوای من ، خدای من خدای من
یا مُنْتَهَی الرَّجای من ، خدای من خدای من
یا غافِرَ الْخَطای من ، خدای من خدای من
خدای من خدای من ، خدای من خدای من
ماه رمضونه
نشون به این نشونه ، فرصت توبه مونه
دستای خالی ما ، به سمت آسمونه
میخوام که توی این ماه ، با تو قرار بذارم
بدیامو به عشقت ، دیگه کنار بذارم
آرامش دلای ما ، اِغْفِرلَنا اِغْفِرلَنا
قسم به شاه کربلا ، اغفرلنا اغفرلنا
منو ببخش یا ربنا ، اغفرلنا اغفرلنا
یا ربنا یا ربنا ، اغفرلنا اغفرلنا
به حق زینب
کِی می رسونی یارم ، امام غائبم رو
پس کی میدی جوابِ أَیْنَ الطّالِبَم را
به حق نالههایی که توی چاه کشیده
به حق چشمایی که سرِ بریده دیده
ای ماه روی نیزه ها ، حسین من حسین من
تشنه لب کرببلا ، حسین من حسین من
ای سر بریده از قفا ، حسین من حسین من
حسین من حسین من حسین من حسین من
به وسی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند
نمی روم ولی مرا به تازیانه می برن
سر تو را به نیزه ها نشانده دشمن علی
نمی روم ولی مرا به این بهانه می برند.
حسین من حسین من حسین من حسین من.
گوشه کنار قتلگاه صدای مادرم میاد
از زیر تیغ و نیزه ها بوی برادرم میاد .
.
.
#مناجات_با_خدا
#امام_حسین
#گودال_قتلگاه
پای دل در پیشگاه یار لغزش میکند
هرچه با ما میکند، این نَفْسِ سرکش میکند
زیرِ گوشِ من بزن..، شاید بیاید اشک من
عاقبت این گریه ما را اهل بخشش میکند
اوّلِ ماه آمدم، رَدَّم نکن ای با مَرام
سفرهداریِ تو را عالم ستایش میکند
ای به قربانِ کریمی که گدا را پَس نَزَد...
رَبِّ ما با عبد خاطی نیز سازش میکند
جان سلطان خراسان، آبرویم را نریز...
این گناهآلوده دارد از تو خواهش میکند!
هر زمان دلگیر بودم، گفتهام: یا فاطمه
کودکِ آزُرده را مادر نوازش میکند
بد خُمارم..، چارهَی من چیست؟! انگور "نجف"
مستِ حیدر دور این میخانه گردش میکند
لذت افطار قنبرهاست..، خرمایِ "علی"
نوکری را رزق او دارای ارزش میکند
حُبِّ حیدر شرطِ اصلیِ قبول بندگیست
روزِ حشر او را خدا معیار سنجش میکند
چارهی بی تابیِ ما صحن شاه کربلاست
آتشِ دل در حریمِ او فروکش میکند
روزهدارِ تشنهلب! فَبْکِ عَلَی العَطشان حـسیـن
گریه را تنها خدا بر او سفارش می کند
▪️
آنقَدَر زیر سُمِ مرکب تنش پاشیده شد
بوریا با گریه گفت: این جسم ریزش میکند!
✍ #بردیا_محمدی
.
6363357166360.mp3
19.15M
🔸شب دوم مناجات خوانی ماه مبارک رمضان
📆 پنج شنبه ۳ فروردین ماه ۱۴۰۲
👈 کربلایی سید رضا نریمانی
🔊 بخش پنجم #شور | شده روضه تو دامن گیرم
6363352606721.mp3
11.34M
🔸شب دوم مناجات خوانی ماه مبارک رمضان
📆 پنج شنبه ۳ فروردین ماه ۱۴۰۲
👈 کربلایی سید رضا نریمانی
🔊 بخش چهارم #زمینه | من از شام بلاآزار دیدم
من از شام بلا آزار دیدم
زمین خوردم هوا رو تار دیدم
همین که بین ما افتاد دوری
خودم رو بر سر بازار دیدم
جایی خالیتو هر لحظه حس کردم
آرزومه به کربلا برگردم
گریه کردم شاید کمتر شه دردم
من نظاره میکردم کشتنت رو
روی صحرا دیدم زخم تنت رو
ابی عبدالله آقای کربلا
6363352537598.mp3
23.92M
🔸شب دوم مناجات خوانی ماه مبارک رمضان
📆 پنج شنبه ۳ فروردین ماه ۱۴۰۲
👈 کربلایی سید رضا نریمانی
🔊 بخش سوم #روضه | در قتلگاه قدرت برخواستن نداشت
امام حسین ع
🔸شب دوم مناجات خوانی ماه مبارک رمضان 📆 پنج شنبه ۳ فروردین ماه ۱۴۰۲ 👈 کربلایی سید رضا نریمانی 🔊
👆
✅ ما دل به زلف پنجره فولاد بستهایم
#امام_رضا (ع) گریز به قتلگاه
ای آفتاب، سایهء خورشید گنبدت
باغ بهشت، باغچهء شهر مشهدت
ما را نوشتهاند میان اسیرها
از عاشقان خستهء زلف مجعدت
دنیا فقیر آمد و سرمایهدار رفت
حاتم درست میشود از لطف بیحدت
قبل از ولادتت به ولایت رسیدهای
جبریل خواند عالم آل محمدت
ما كه صدا زدیم تو را «یا ابالجواد»
این بهترین دَم است برای خوشامدت
دنبال نور آمدهها را نگاه کن
از راه دور آمدهها را نگاه کن
ای خندهات تبلور طبع دچار ما
از تو گرفته وامِ شرف، اقتدار ما
ختم خزان ماست تجلی گنبدت
صحن بهشت توست شروع بهار ما
صلح است بین آینه وسنگ این حرم
دل رحمتر نبود از آیینهدار ما
ما با کدام سجده تشکر کنیم که
افتاده دستِ دامن تو کار و بار ما
وقتی که اشک ریخت همه فیض میبرند
باید نشست موقع گریه کنار ما
حاجات ماست یا عدد پنج یا كه هشت
ما خانه میخریم فقط با پلاك هشت
پرواز میدهیم پری را که بسته نیست
با بوسه میزنیم دری را که بسته نیست
ما درد میکشیم اگر داد میکشیم
درمان نمیکنند سری را که بسته نیست
یک عمر ما به لطف شما تکیه کردهایم
بر ما نبند آن نظری را که بسته نیست
تو قول دادهای که ببندی بیا ببند
پلک امید محتضری را که بسته نیست
با در زدن به هرچه بخواهیم میرسیم
از ما نگیر پشتِ دری را که بسته نیست
ای بانی بهشت حریم مکرمت
رقص ملائک است به فتوای پرچمت
مشهد امید داد که ما زندگی کنیم
با ذکر یا امام رضا زندگی کنیم
گفتیم خرج زندگی و گفت پای من
یعنی اجازه داد گدا زندگی کنیم
یا ایهاالرئوفِ سر راه ماندهها
جا هست در کنار شما زندگی کنیم؟
مردن به پای عشق توعین سعادت است
حالا که عاشقیم چرا زندگی کنیم؟
ما دل به زلف پنجره فولاد بستهایم
تا با برات کربوبلا زندگی کنیم
زلفت اگر نبود رهایی نداشتیم
برگ برات کرب و بلایی نداشتیم
اصلا به خاک پات سرم دوخته شده
امّید مادر و پدرم دوخته شده
زیر نظر گرفته مرا مهربانیات
از این نظر به تو نظرم دوخته شده
مثل کبوتران تو جَلد حرم شدم
طوری که در هوات پرم دوخته شده
دست گدا بهانه به دست تو میدهد
چشم گدا به دست کرم دوخته شده
هر سال به زیارت مخصوصهء شما
رزق محرم و صفرم دوخته شده
خود را شبیه ابن شبیب تو میکنیم
وقتی که یاد جد غریب تو میکنیم
با یاد یوسفی كه تنش پیرهن نداشت
بر روی خاك بود و سری بر بدن نداشت
یك عده میزنند و یك عده میبرند
انگشتر و عبا و ردا ظاهراً نداشت
این ضربهها اجازه ندادند پا شود
از زیر چكمهها نفس پا شدن نداشت
در بوریا كه ریخته شد جمع شد حسین
پس بیكفن نبود كفن داشت تن نداشت
میگفت خواهرش لب گودال قتلگاه
این رو به قبله اینهمه نیزه زدن نداشت
زینب كه هست مادرمان را صدا نزن
پیش رباب حداقل دست و پا نزن
👈 شاعر: #حامد_خاکی
.
در قتلگاه قدرت بر خاستن نداشت
آن یوسفی كه پیراهنی بر بدن نداشت
می گفت خواهرش دم گودال قتلگاه
این رو به قبله این همه نیزه زدن نداشت
در بوریا كه ریخته شد جمع شد حسین