Ali Azimi | موزیکدلAli Azimi – Pishdaramad (128).mp3
زمان:
حجم:
4.9M
زِنهار که من باد میشم میرم تو موهات
عجیبه از زبان انگلیسی متنفرم ، از فرهنگ نهفته در این زبان متنفرم، از هرچیزی که مربوط به اون غُلوم دنگ های غربی باشه متنفرم
از لحن و لهجه شون ، از روح حاکم بر سبک زندگی و فرهنگ و تمدنشون از هرچیزی که یک رنگ وبویی از اون ها داشته باشه
در عوض عاشق زبان عربی ، عاشق فرهنگ نهفته در این زبان ، عاشق اون لحن و لهجه ی غلیظ عربی ، اون روح حاکم بر سبک زندگی و فرهنگ و تمدن عربی و هرچیزی که یک رنگ و بوی اینجوری داشته باشه هستم
به قول ماتیا جولی : انقدر که از یه سری نشدن های زندگی خوشحالیم و شاکر،
از یسری شدن ها خوشحال نیستیم ...
الحمدالله✨️
آدم بعضی وقتا انقدر به بعضی شرایط گُه تو زندگی عادت میکنه و باهاش مأنوس میشه که دیگه نمیفهمه داره تو چه گُهی زندگی میکنه ، اما وقتی از اون شرایط میاد بیرون و یکم فاصله میگیره از ماوَقَع و ذهنش به خاطر این فاصله با اشراف بیشتری میتونه بررسی کنه، با خودش میگه من چطور تو اون شرایط گُه زندگی میکردم و ادامه میدادم و دَم برنمیاوردم؟
یا للعجب
در هر صورت من الان راضی ترین بنده ی خدا روی کره ی زمینم ، حس میکنم هیچی نباید یه اپسیلون متفاوت میبود از اونچه خدا تا اینجا رقم زد ، اشتباهاتم لازم بود، اونجاهایی که درست رفتم به جا بود ، شکستی اگر خوردم باید میخوردم ، بُردی اگر داشتم صلاحم بوده ، اگر کسی ظلمی در حقم کرد ، اون ظلم بخشی از برنامه ی تربیتی خدا بود برام ، اگر کسی لطفی بهم کرد ، اون لطف زمینه ای برای رشدم بود،همه چی باهمه ی تلخی ها و بالا پایین هاش نیاز من بود در زندگی و حالم باهمه ی اونچه رخ داد الان خیلی خوبه !
الخیر فی ماوقع و یقینا کله خیر برام یقینی ترین باور ممکنه
ودر هر حالت و هر پوزیشنی از زندگی باشم در آینده هم دلم قرصه از بابت درست بودن و نیاز بودن اون پوزیشنی که خدا صلاح دیده درش قرار بگیرم
انقدر عاشق خدام که دلم میخواست یک تمثال جسم گونه ای داشت به استعاره از خودش که میتونستم فیزیکال سفت بغلش کنم و از بوسیدن مداوم خسته ش کنم
خداجونم
چقدر خوبی تو
چقدر دوستت دارم