« وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ »
(ما در زبور بعد از ذكر تورات نوشتيم، سرانجام، بندگان شايسته من، وارث و حاكم زمين خواهد شد)
قرآن کریم سوره انبيا آیه 105:
امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ در تأويل و تفسير اين آيه شريفه فرموده است:
«اين بندگان شايسته ، #حضرت_مهدي (عج) و اصحاب او در #آخر_الزمان هستند.»
طبرسي، ابوعلي الفضل بن الحسن، مجمع البيان، بيروت، دار احياء التراث، 1406، ج7، ص66.
https://eitaa.com/emamzamana
امام زمان حضرت مهدی علیه السلام :
إنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لاناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِك لَنَزَلَ بِكُمْ الْلَأواءُ وَاصْطَلَمَكُمْ الْأعْداءُ فـَاتـَّقـُوااللّه َ جَلَّ جـَلالُهُ.
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و شما را فراموش نمى كنيم، اگر جز اين بود گرفتاريها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند، پس تقواى خداى بزرگ را پيشه خود سازيد.
احتجاج ج 2 ص 323 ؛ الخرائج و الحرائج ج 2 ص 903
https://eitaa.com/emamzamana
امام رضا(علیه السلام) فرمود: «... حضرت قائم كسي است كه وقتي ظهور مي كند در سن پيران است ولي به نظر جوان مي آيد، اندامي قوي و تنومند دارد به طوري كه اگر دست را به سوي بزرگ ترين درخت دراز كند آن را از ريشه بيرون مي آورد و اگر ميان كوه ها فرياد بر آورد صخره ها مي شكنند و از جاكنده مي شوند، عصاي موسي و انگشتر سليمان همراه اوست»
طبسي، نجم الدين، چشم اندازي به حكومت مهدي(عج)، بوستان كتاب، چاپ سوم، 1380ش، ص82.
@emamzamana
#سیمای_امام_زمان
حضرت امام رضا(علیه السلام) در پاسخ اباصلت هروی که از ایشان پرسید: «نشانه های قائم شما هنگام ظهور چیست؟» می فرماید: نشانه اش این است که در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه ای که بیننده می پندارد چهل ساله یا کمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است که به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنکه اَجَلش فرا رسد.
نویسنده ارجمند کتاب مکیال المکارم، در بخش چهارم کتاب خود، جمال و زیبایی حضرت مهدی (ع) را یکی از ویژگی های آن حضرت می شمرد و می نویسد:
بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان (ع)، زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم (ص) است.( حائری قزوینی، مکیال المکارم، ج 1، ص 132 )
از بررسی روایات و مطالعه حکایت های نیک بختانی که توفیق زیارت آن امام را یافته اند، برمی آید که قامت و رخسار نازنین امام عصر(ع) در کمال زیبایی و اعتدال بوده و سیمای مبارکش، دل ربا و خیره کننده است.
همین قامت رعنا و رخسار دل ربا موجب شده است هزاران عاشق دل سوخته در آغاز هر صبح با زاری و التماس از خدای خود چنین بخواهند:
خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دل آرا را به من بنمای و چشمان مرا با یک نظر به او روشنایی بخش.( مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 99، ص 111، (قسمتی از دعای عهد) ).
https://eitaa.com/emamzamana
ا
#سیمای_حضرت_مهدی(عج)
«ابراهیم بن مهزیار» نیز که به شرف ملاقات امام مهدی (ع) رسیده است، در بیان خصال آن امام می گوید:
او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونه ها و بینی کشیده و قامتی بلند و نیکو چون شاخه سرو. گویا پیشانی اش ستاره ای درخشان بود و برگونه راستش، خالی بود که مانند مشک و عنبر بر صفحه ای نقره ای می درخشید. بر سرش، گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود که روی گوشش را پوشانده بود. سیمایی داشت که هیچ چشمی برازنده تر و زیباتر و با طمأنینه تر و باحیاتر از آن ندیده است.( شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة ، ج 2، باب 43، صص 180 و 181. )
کانال #امام_زمان(عج)
https://eitaa.com/emamzamana
📌 آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمیآید!
🔸امام صادق (ع): بسيار دعا كن؛ زيرا دعا كليد هر رحمتى است و مايۀ روا شدن هر حاجتى، و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمیآيد. هيچ درى نيست كه «بسيار كوبيده» شود، مگر آن كه به زودى به روى كوبندۀ در باز گردد.
🔸أكثِرْ مِن الدُّعاءِ، فإنّهُ مفتاحُ كلِّ رحمةٍ، ونجاحُ كلِّ حاجةٍ، ولا يُنالُ ما عِندَ اللَّهِ إلّا بالدُّعاءِ، وليسَ بابٌ يَكثُرُ قَرعُهُ إلّايُوشِكُ أنْ يُفتَحَ لِصاحِبِهِ.
🔻کافی، جلد۲، ص۴۷۰
https://eitaa.com/emamzamana
@emamzamana
میلاد أشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً
به رسول الله( صلی الله علیه و آله) بر شما عزیزان تبریک و تهنیت باد🦋
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
#وظایف_منتظران
✍️ تو هم مدافع اهل بیت علیم السلام باش...
✨✨خادمان امام زمان(عج) ! ✨✨
💞خیلی ها دوست دارند "خادم" حرم معصومین باشند .
👈اما تا بحال با خودت فکر کردی که آیا میتونی خادم امام غریب امام زمان(عج)✨ باشی⁉️
👣اگه دوست داری خادم حضرت باشی براش قدمی بردار...
💯معرفت و شناخت خودت رو نسبت به آن حضرت و ویژگی های منتظران واقعی کامل کن...
💯برای ظهورش تبلیغ کن... امام زمان را
به دیگران بشناسان .
💯کاری کن همه در همه جا به یادش باشند...
💞برای بیشتر شدن محبتت به امام زمان ثواب بعضی از کارهای خوبت رو به مولا هدیه کن!
🔹 شما برای شادی و رضایت امام زمان(عج) لینک کانال را برای دوستانتون بفرستید❤
❣️ کانال امام زمان(علیه السلام )🌹
https://eitaa.com/emamzamana 💐
در روایتی جابر انصاری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل میکند، حضرت مهدی عجل الله فرجه هم نام و هم کنیه رسول الله و شبیهترین مردم در خُلق و خلقت به آن حضرت هستند:
«مهدی عجل الله فرجه از فرزندان من است، اسم او چون اسم من و کنیه او چون کنیه من است، در خلقت و خوی شبیهترین مردم به من است.»( کمال الدین ج۱ ص ۴۰۳ )
https://eitaa.com/emamzamana
#دعای_عصر_غیبت
دعایی که در زمان غیبت بایدهر روز خوانده شود🙏
اللهُمَّ عَرِّفنیِ نَفْسَکَ،
💍 فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی نَفْسَکَ لَمْ اَعرِفْ رَسُولَکَ،
اَللهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ،
💍 فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعرِّفْ حُجَّتَکَ،
اللهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَْم
💍 تعَرِّفنی حُجَّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینیِ .
♻️ https://eitaa.com/emamzamana ♻️
داستان تشرف راننده کامیون به محضر امام مهدی (عج)
بیاختیار متوسل به آن حضرت شدم. سپس از ماشین پایین آمدم و باز هم موتور را بررسی کردم تا شاید بتوانم آن را روشن کنم، امّا موفق نشدم. دوباره داخل ماشین رفتم و پشت فرمان نشستم. غم و غصه تمام وجودم را گرفته بود. ناگاه وسوسههای شیطانی و القائات به ذهن من شروع شد که متوسل به کسی شدی که اصلاً وجود خارجی ندارد. فهمیدم این وسوسة شیطان است که در لحظات آخر عمر، برای فریب من آمده است. ناراحتیام زیادتر شد. باز هم از ماشین پیاده شدم و از خداوند، مرگ خود یا نجات را طلب کردم. امّا چون خودم را روسیاه و شرمندهی درگاه الهی میدانستم، خجالت میکشیدم درخواستی کنم. چون تا آن زمان به نماز اهمیتی نمیدادم، گاهی میخواندم و گاه قضا میشد و گاه آخر وقت میخواندم. به گناهانی نیز آلوده بودم. به همین دلیل با حالت شرمندگی، با خداوند متعال عهد کردم که اگر من از این مهلکه نجات پیدا کنم و دوباره زن و فرزندم را ببینم، از گناهانی که تا آن روز آلوده به آن بودم، فاصله بگیرم و نمازهایم را هم اوّل وقت بخوانم.
به محض اینکه جدّی و حقیقی با خدا عهد بستم، متوجه شدم یک نفر با پای پیاده از داخل برفها، به طرف من میآید. در ابتدا چنین تصور کردم کمک رانندهای است، ماشینش خراب شده و برای کمک گرفتن به سوی من میآید، چون آچار به دست داشت. آهسته آهسته آمد تا نزدیک ماشین من رسید، من هم بدون آنکه از ماشین پیاده شوم، تنها مقداری شیشه ماشین را پایین آوردم. منتظر بودم چه کمکی از من میخواهد. یک وقت دیدم از همان پایین ماشین، گفتند: "سلام علیکم. چرا سرگردانی؟" من هم که هنوز نمیدانستم آقا چه کسی هستند، شروع کردم ماجرای طوفان و برف و خاموشی ماشین را به طور مفصل برایشان گفتم. آن شخص فرمودند: "من ماشین را راه میاندازم". بعد به من فرمودند: "هر وقت گفتم، استارت بزن". کاپوت ماشین را بالا زدند. ندیدم اصلاً دست ایشان به موتور برخورد کرد یا نه، سوئیچ ماشین را که حرکت دادم، ناگهان ماشین روشن شد. فرمودند: "حرکت کن برو!" با خودم گفتم الآن میروم جلوتر، باز هم در میان برفها میمانم. راه هم که بسته است. فرمودند: "ماشین شما در راه نمیماند، حرکت کن!" من که تعجب کرده بودم و شرمنده از اینکه آن شخص پیاده در میان برفها به سوی ماشین آمده بود، گفتم: ماشین شما کجاست؟ میخواهید من به شما کمکی بدهم؟ فرمودند: "من به کمک شما احتیاجی ندارم". بر اثر شرمندگی زیاد، تصمیم گرفتم مقدار پولی که داشتم به ایشان بدهم. شیشه ماشین پایین بود و من هم پشت فرمان و آقا هم پایین. گفتم: پس اجازه بدهید مقداری پول به شما بدهم. فرمودند: "من به پول شما احتیاج ندارم". پرسیدم: عیب ماشین چه بود؟ فرمودند: "هرچه بود، رفع شد". گفتم: ممکن است دوباره دچار نقص شود. فرمود نه! این ماشین شما دیگر در راه نمیماند. گفتم: آخر اینکه نشد، شما نه کمک از من خواستید و نه به پول من احتیاج دارید و از نظر استادی هم که مهارت فوقالعاده نشان دادید، من از جهت وجدانم نمیتوانم از اینجا بروم تا خدمتی به شما بکنم، چون من راننده جوانمردی هستم که باید زحمت شما را جبران کنم. آقا تبسمی نمودند و پرسیدند: "تفاوت راننده جوانمرد و ناجوانمرد چیست؟" من در حالی که داخل ماشین نشسته و به شدت شرمندهی لطف و محبت آقا شده بودم، گفتم: شما خودت کمک رانندهای میدانی که شوفر ناجوانمرد اگر از کسی خدمتی و نیکی ببیند، نادیده میگیرد و میگوید وظیفهاش را انجام داده، ولی شوفر جوانمرد اگر از کسی لطفی و خدمتی ببیند، تا جبران محبت و خدمت او را نکند وجدانش راحت نمیشود. من نمیگویم جوانمرد هستم، ولی ناجوانمرد هم نیستم و تا به شما خدمتی نکنم، وجدانم ناراحت است و نمیتوانم حرکت کنم.
یک وقت دیدم آقا در حالی که پایین ماشین روی برفها ایستاده بودند، فرمودند: "خیلی خوب! حالا اگر میخواهی به ما خدمت کنی، به عهدی که با خدای متعال بستی، عمل کن. همین خدمت به ما محسوب میشود". من که از این جمله کاملاً متعجب شده بودم، پرسیدم: من چه عهدی با خدا بستم؟
دیدم آقا با صراحت فرمودند:
"یکی اینکه از گناه فاصله بگیری و دوم اینکه نمازهایت را اوّل وقت بخوانی."
وقتی این مطلب را شنیدم، بر خود لرزیدم؛ زیرا این همان مطلبی بود که من وقتی دست از جان شسته بودم، با خدا درد دل کردم و متوسل به امام زمان علیهالسلام شدم. بلافاصله درب ماشین را باز کردم و پایین پریدم که آقا را از نزدیک ببینم و در بغل بگیرم و ببوسم که ناگهان دیدم هیچ کس آنجا نیست. فهمیدم همان توسلی که به آقا و مولایم صاحبالزمان(ع) پیدا کرده بودم، اثر گذاشته و این وجود مبارک آقا بودند که نجاتم داده بودند. نگاه کردم جای پای آقا را هم در برفها ندیدم. حالم منقلب بود.