🔰تصویر کمنظیر از دیدار رهبرانقلاب با رهبران مقاومت
تصویری از دیدار شهیدان سید حسن نصرالله و عماد مغنیه (حاج رضوان) با رهبر انقلاب
بازنشر به مناسبت سالروز شهادت عماد مغنیه
جنگ شناختی ترکیبی
@EMSWAR
🔥🔥🔥طرح بسیار جالب کاریکاتوریست معروف یمنی یعنی کمال شرف
جنگ شناختی ترکیبی
@EMSWAR
جنگ شناختی ترکیبی
خانواده ای شیعه، ایرانی و آبرومند با چند فرزند و اهل اعمال عبادی و معتقد به پرچم مقدس جمهوری اسلامی
نیم نگاهی نیز به این بفرمایید 😁
🔰 چرا ایران و بازی با آن برایش باتلاق است.
💢 باید کمی بریم عقب برویم تا تحلیل درستی از پدیده و موضوع خود داشته باشیم.
🔺 آمریکایی ها برای کمرنگ کردن نقش ایران در حوزه سیاست خارجی ایران تمرکز نمودند.
از اینجا دانستند ایران ایران کشور بسیار قدرتمندی است و روبرو شدن با آن سخت است بخاطر اینکه در بازده های زمانی مختلف ( دهه های ۵۰ -۶۰- ۷۸-۸۸ - ۱۴۰۱- ۱۴۰۴ ) ایران را همه جوره امتحان نمودند.
یکی از مهمترین نظریه های نظری و عملی محور مقاومت و مقابله با نظام سلطه در گستره ی جهانی بود.
فهم سیاسی آن متاسفانه با کم کاری مسئولان دیده نمی شود، می گویند :
۱.با آمریکایی ها حل کنیم تا تحریم ها برداشته شود.
۲. قدرت نظامی را محدود کنیم چرا این همه هزینه.
🔺 برجام فقط به مسئله ی هسته ای نمی پرداخت بلکه بدنبال کل دانش بومی هسته ای و کاهش فعالیت هسته ای بود.
🔺 همه کارها را در برجام انجام دادیم و دشمن به سیاست خارجه ما ضربه می زد.
تحریم ها نه تنها برداشته نشد بلکه جنگ های جدیدی توسط آمریکا و رژیم منحوس انجام گرفت.
🔺 دشمن تاکتیک ها را متفاوت به اجرا گذاشت مثلاً در دوران شهید رئیسی به تضمین گریزی و فرا متنی پرداخت و فشار هوشمندانه را به اجرا گذاشت.
🔺 آمریکایی ها تصور داشتند با شهادت سردار سلیمانی می توانند محور مقاومت را تضعیف یا نابود کنند. در حالیکه راهبردها در ایران اصل است نه شخص و اشخاص ارزشمند محور مقاومت.
🔺 چرا ترامپ اصرار دارد این نکته را بگوید که شهید سردار سلیمانی را در منطقه زدیم و منطقه را بدست گرفتیم .
🔸 باید به چند نکته اشاره کنیم :
۱. محور مقاومت کاملا خوب عمل نموده است.
۲. مجاهدت های شیرمردان مقاومت و شهید سلیمانی خود را در این عرصه نشان دادند.
۳. عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.
۴. مقاومت به خطوط قرمز ایران تبدیل شده است.
🔹 در خاتمه باید بگوییم شکست طرح های آمریکا در قبال ایران منجر شده است کوپر ؛ فرمانده سنتکام اشاره کرده است که حمله به ایران سخت است بخاطر اینکه ایران بازیگر بدخیم جهان است. و بسیاری معتقدند برای حمله به ایران نیاز به بررسی و زمان طولانی داریم.
✍ دکتر عبداله زاده
🚨کانالجنگشناختیترکیبی📢
@EMSWAR
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانمان....
جنگ شناختی ترکیبی
@EMSWAR
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) فرمود:
زیانکار است کسی که میتواند حق را بگوید امّا نمیگوید.
غررالحکم (فصل۸)، حدیث ۳۵۴
جنگ شناختی ترکیبی
@EMSWAR
《جشنوارهای که نمیداند کجای تاریخ ایستاده است》
خودمان را گول نزنیم.
جشنوارهای که سالهاست نام «فجر» را یدک میکشد، اما نه نشانی از فجر دارد، نه نسبتی با آرمانهایی که قرار بود این نام نمایندهاش باشد. جشنوارهای که طبق ادعا باید ویترین سینمای انقلاب اسلامی باشد، امروز به صحنهای تبدیل شده برای تکرار کلیشهها، ژستهای روشنفکرانهی خالی، و آثاری که نه دغدغهی مردم را دارند و نه حتی تلاشی جدی برای فهم زمانهای که در آن زندگی میکنیم.
اگر قرار است جشنواره فجر، راهبردی برای تقویت انقلاب اسلامی در جهان امروز داشته باشد، صادقانه بگویید این راهبرد کجاست؟
در کدام فیلم؟
در کدام روایت؟
در کدام شخصیت؟
وقتی حتی برخی از کارگردانان حاضر نمیشوند در نشست خبری شرکت کنند، وقتی بازیگرانی که با پول همین جشنواره و از دل همین ساختار رشد کردهاند، حاضر نیستند پاسخگوی رسانه و افکار عمومی باشند، این فقط «اعتراض فردی» نیست؛ این نشانهی یک شکاف عمیق است. شکافی میان بدنهی جشنواره و آن چیزی که اسمش «مردم» گذاشته میشود. شکافی که هر سال عمیقتر میشود و با لبخندهای دیپلماتیک و بیانیههای خنثی پر نخواهد شد.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از بودجهی این فیلمها، از بیتالمال تأمین میشود. پولی که متعلق به مردم است؛ همان مردمی که در فیلمها یا غایباند، یا تحقیر شدهاند، یا صرفاً به تیپهای کاریکاتوری و بیریشه تقلیل پیدا کردهاند. فیلمهایی که نه درد واقعی جامعه را میشناسند، نه جرأت مواجههی صادقانه با آن را دارند. مردمیبودن، فقط لوکیشن خاصی نیست؛ دغدغه است، فهم است، صداقت است. چیزی که در بسیاری از آثار این جشنواره، حتی نشانی از آن دیده نمیشود.
از آن طرف، مسئلهی گزینش فیلمهاست؛ روندی که بیش از آنکه شفاف و مبتنی بر کیفیت باشد، پر از سؤال و ابهام است. چگونه فیلمهایی با اشکالات فاحش فنی از فیلمنامههای شل و رها، تا تدوینهای آشفته و روایتهای ناتمام به بخشهای اصلی راه پیدا میکنند؟ چگونه آثاری که نه در محتوا حرف تازهای دارند و نه در فرم استاندارد قابل دفاعی، تبدیل به «نمایندهی سینمای سال» میشوند؟ آیا معیارها واقعاً هنریاند، یا سلیقهای، محفلی و بسته؟
مشکل فقط این نیست که جشنواره فجر انقلابی نیست؛ مشکل این است که حتی صادق هم نیست. با خودش، با مخاطبش، و با مردمی که هزینهاش را میدهند. جشنوارهای که نه جرأت بازتعریف نسبتش با انقلاب را دارد و نه حاضر است مسئولیت فاصلهاش با این راه را بپذیرد، محکوم به تکرار است؛ تکرار فیلمهایی که دیده میشوند، جایزه میگیرند، و خیلی زود فراموش میشوند.
اگر قرار است این جشنواره همچنان ادامه پیدا کند، حداقل یک بار با خودمان روراست باشیم:
یا نام و ادعایش را تغییر دهد،
یا مسیرش را.
ادامهی این وضعیت، فقط خودفریبی است؛ و این شعار ماست هیچ انقلابی، با خودفریبی زنده نمیماند.
✍م.یوسفی
جنگ شناختی ترکیبی
@EMSWAR