eitaa logo
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
1.8هزار دنبال‌کننده
869 عکس
211 ویدیو
11 فایل
❞ فلسفه، علوم اجتماعی، شعر ❝ « یک نیمه من شعور افلاطون است یک نیمه دیگرم دل مجنون است » • گروه #شعر و هنر چامه : https://eitaa.com/joinchat/1530200446C77195466fb 👥 ارتباط: @taha_mojahed تبادل نداریم🙏
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️ به طلاب و فضلا پیشنهاد میکنم بر مردم خودسازی را تحمیل نکنید. ◾به طلاب و فضلای حوزه هم به دنبال این بحث یک پیشنهاد دارم و آن پیشنهاد این است که به مردم ایران فرصت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را برمبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. آگاهی بدهید، زمینه سازی کنید برای رشد اسلام ، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید. انسان بالفطره خواهان آزادی است، می خواهد خودسازی داشته باشد،خودش، خودش را بسازد، اما بر خلاف دستور قرآن مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیل تان طغیان خواهند کرد. ◾انسان عاشق آزادی است ، می خواهد خودش به دست خود و با انتخاب خود، خود را بسازد،”اما شاکرا واما کفورا”؛ آنقدرتحمیل راه و عقیده بر انسان ها نامطلوب است که خدا به پیامبر اکرمش خطاب می کند. (پیغمبر اصرار داشت، پافشاری می کرد، زحمت می کشید، خودش را به رنج وتعب می انداخت که مردم را به راه خدا بیاورد) که ای پیغمبر کار تو هم حد دارد. (افی انت تکره الناس حتی یکونوا مومنین ) تو می خواهی مردم را وادار کنی، مجبور کنی که آنها مومن باشند؟ اینکه راه پیغمبر نیست.توصیه من به طلاب عزیز وبه فضلای ارجمند این است که منادی حق باشید، دعوت کننده به حق باشید، آمر به معروف و ناهی از منکر با رعایت تمام معیارهای اسلامی اش باشید، اما مجبور کننده مردم در راه اسلام نباشید، چون آن مسلمانی ارزش دارد که از درون انسان ها و عشق انسان ها بجوشد و بشکفد. ندیدید مردم ما در این دوران پر ارزش انقلاب از خودشان چه خودجوشی وچه خود شکوفائی نشان دادند؟ ◾بزرگ ترین اصل بعد از پیروزی یک انقلاب چیست؟ تداوم همان انقلاب است ،همین طور که مردم ما با آزادی به راه اسلام آمدند و رهبری عالی اسلامی ما را آزادانه پذیرفتند، بگذارید در تداوم انقلاب هم مردم آزادانه راه خدا وراه اسلام، راه حق وراه خیر و صفا و راه صدق را انتخاب کنند و ادامه دهند، این است سفارشم به طلاب وفضلای عزیز.» 📚 منبع: روزنامه‌ی اطلاعات، پنجشنبه، ۱۵/۱۲/۱۳۵۷، ش ۱۵۸۰۱ ، ____ پ.ن: شهید بهشتی توی سخنرانی های دیگشون صریح گفتن که نمیشه حکومت دینی به ابتزال جنسی آزادی بده. یعنی ایشون در عرصه اجتماعی و حکمرانی قطعا قائل به ولنگاری فرهنگی نیستن و باید همه حرفاشون رو باهم دید. اینجا هم آزادی در حوزه رشد عقیدتی رو تصریح کردن. ____ ___ زندگی برای علوم انسانی ✅ 🔻 https://eitaa.com/joinchat/2795962370C57415e19ef
- اقتصاد دان سیاست فهم غیر از اقتصاد دان سیاسی کار و حزب باز است، به تئوری های اقتصاددان سیاسی کار به چشم سوءظن نگاه کنید ...
38.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعی سایه هوشنگ ابتهاج - کنسرت کلن (۱۳۷۵) امیر هوشنگ ابتهاج، از آخرین نسل شاعران و میراث‌داران سنت ادبی و فرهنگی ایران، ۱۹ مرداد سال گذشته از دنیا رفت. سایه از ابتدای فعالیتش همواره مرکز تلاشی برای هم‌گام‌کردن شعر و موسیقی با آهنگ مردم بود. همین تلاش که او در نحوی فعالیت سیاسی دنبال می‌کرد، در حساسیت او نسبت به وضع هنری ما و ایجاد فرصتی برای فعالیت هنری و سیاسی میان حلقه‌ پیرامون خود از جمله محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و حسین علیزاده نمود داشت. آنچه از «سایه» به یادگار ماند همین تلاشی بود که نه‌تنها شورانگیزی، بلکه تغزل هم داشت. غم‌آلود بودن غزل‌های سایه وضع رنج‌دیده مردم را در خروش آنها حفظ می‌کرد. قطعه‌ای که می‌بینید مربوط به کنسرت مشترک ابتهاج، محمدرضا لطفی و محمد قوی‌حلم است که سال ۱۳۷۵ در شهر کلن آلمان برگزار شده است. • سیما فکر 🆔 عضویت در گروه و هنر ما؛ https://eitaa.com/joinchat/1530200446C77195466fb
- بحث پیرامون امکان مسئله مسخ در هیئت ظاهری انسان ها بی فایده است آنچه امروز شاهدش هستیم مسخ باطن انسان هاست یعنی انسان هایی که در زندگی خود امکان فکر و اندیشه را در خود نابود کرده و از حیث قوای باطنی تبدیل به یک حیوان شده اند. انسان معاصر مسخ شده ی دنیا است.
دیدار با سنتی فراموش شده 📝 ۱.نگاه محافظه کارانه اهل ثبات است و با تغییر میانه ندارد. همین است که با وجود چاپ کتابهای جدید با خط تایپی و چاپ صنعتی( که انبوه و ارزان و تمیزتر بود)، سنتی های حوزه، کماکان کتابهایی به سبک قدیم که «خطی» و «چاپ سنگی‌» بود‌ند را بر کتابهای جدید ترجیح می‌دادند. حتی معتقد بودند که این کتابها نور دارد و برکت در خواندن همین کتاب ها است. ۲. امروز به ندرت می توان کسی را یافت که برای کتاب خواندن، چاپ ها و خط های قدیمی را ترجیح دهد و توصیه کند. داشتن نسخه های خطی و چاپ قدیم مگر برای کلکسیون ها ارزشمند باشند همان ویترین های غم آلود کتاب، وگرنه خواندن آنها به کسی توصیه نمی‌شود و حتی به دلایلی، مانند اذیت شدن چشم، از  خواندن کتابهای قدیم پرهیز می‌دهند که چرا باید چشم را در خواندن آن خط های فرو رفته در هم خسته کنیم؟ چرا آنهمه وقت را برای خواندن آن خط ها صرف کنیم؟ نور داشتن چه ربطی به نوع خط دارد کتابهای امروز هم نور دارند! و..... ۳. من هم نتوانسته ام نوری که می گویند در آن کتابهای قدیمی ببینم و توصیه خیلی از سنتی ها را از روی همان روحیه محافظه کاری می‌دانم. اما‌ انصاف این است که شتابزده و بر اساس این ارتکازات درباره این مساله حکم نکنیم. سنت را به صرف یک جنبه منفی یا خلل نباید سرکوب کرد. باید دوباره بازگردیم و اجازه ظهور ظرفیت های تازه را فراهم کنیم. ۴. آن کتابها خصلتی ارزشمند و تعیین کننده داشت که امروز اغلب در نقطه مقابل آن قرار داریم. «آهسته خوانی!»  آن کتابها افسار آهسته خوانی اند در مقابل شلاق های سرعت، و آهسته خوانی زمینه ساز تفکر در و تأدب به محتوا است. خط های قدیمی را نمی شود تندخوانی کرد و از روی کلماتشان پرید، همه جمله و حتی همه کلمه باید خوانده می شد. چون خط ها، دستی نوشته شده، وحدت رویه و یکپارچگی تایپ در آن نیست که بتوان به دیدن شباهت، کلمه را تشخیص دهیم. ۵.آهسته خوانی ویژگی آن کتابها بود و آهسته خوانی درّ مفقود دوران سرعت های سرسام آور است. دورانی که سرعت متوقف نشدنی اش همه چیز را بی‌وزن و معلق در هوا کرده است. در سیلاب سرعت و بی وزنی، سنگینی و آهستگی تخته پاره ای است که می توان از آن امید نجات داشت. - به نقل از کانال مشق فلسفه ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ https://eitaa.com/joinchat/2795962370C57415e19ef
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
دیدار با سنتی فراموش شده 📝 #امیر_آقاجانلو ۱.نگاه محافظه کارانه اهل ثبات است و با تغییر میانه ندار
_ تساهل و تسامح یکی از بزرگترین آفات علم در عصر ما است و هرچه جلوتر میرویم مسامحه کاری در حوزه تفکر نه تنها بهبود پیاد نمیکند بلکه تشدید نیز میگردد در این میان کار های علمی ژورنالیستی و رسانه ای بیشتر در آتش این امر دمیده اند و علم را به ابتذال کشیده اند. اما تسامح علمی کنونی به معنی قوت نسخه علمی پیشین برای عصر ما نیست بلکه بازگشت به عقب همواره یک عقب گرد است و آن موقع میتوان بر بازگشت افتخار کرد که با تکامل همراه باشد ما سنت را، فکر را، اندیشه را، زمانی میتوانیم ستایش کنیم که در تکامل آن کوشیده باشیم نه آنکه عینا آن را تکرار کنیم. فاصله گرفتن از متن و تسامح کاری در عصر فعلی در نویسندگی ها و ترجمه های ما نیز نمایان گشته است یعنی وقتی به اکثر کتب و نوشته های معاصر نگاه میکنیم از نظر تسامح قلم با یکدیگر در حال رقابت اند و این سهل انگاری در حوزه نوشتار ریشه در تشویش در حوزه تفکر انسان امروزی دارد پس آنچه قطعی و مطلوب است بازگشت به دقت در متن خوانی و متن نویسی است اما این دقت در متن نویسی غیر از پیچیده نویسی و سخت نویسی است یعنی آنچه برای ما مطلوبیت دارد افزایش قدرت فکر به وسیله تفکر در متن است و این امر غیر از تفکر در پیچیدگی های ادبی یا گاها غلط نویسی و سخت نویسی ها است. توجه نکردن به روش نوشتار درست کتب آموزشی در کنار عبارت پردازی های دشوار از جمله آسیب های سنت علمی ماست که در عین بازگشت به دقیق نویسی باید از تکرار چنین آسیب هایی جلوگیری کرد.
امروزه نعش مرده فلسفه و فقه را بر روی دوش کشیدن فایده ای ندارد بلکه باید این جنازه را احیا کرد، احیا آن ها هم در متن است و هم در فکر
حال و هوای سالکین الی الله هم مثل پیاده روی اربعینه که یه عده به خاطر سختی راه کلا بیخیال سفر میشن، یه عده رو خورد و خوراک و جاذبه های مسیر با خودش می‌بره و در آخر بعضیا خود امام حسین رو انتهای مسیر ملاقات میکنن...
• از جمله تفاوت های تحلیل جامعه شناس های انقلاب با تحلیل های رهبری این هست که جامعه شناس ها اکثرا در بهترین حالت نسبت به اتفاقی که در گذشته افتاده تحلیل ارائه می‌کنند ولی رهبری علاوه بر تحلیل های پسینی وقایع، تحلیل های پیشینی و قبل از وقایع را نیز بیان گر است. به عبارتی تحلیل گران غالبا تنها توان توصیف آنچه اتفاق افتاده را دارند نه آنچه خواهد افتاد و این عجز در بیان یعنی توان فهم مسیر حرکت جامعه را ندارند.
- بیماری ضدیت با علم دینی صرفا در قشر ضد انقلاب یا اپوزیسیون جامعه دانشگاهی نیست که به صرف اخراج تعدادی از آن ها بشود دانشگاه را از این بیماری نجات داد بلکه در بخشی از بدنه در ظاهر مذهبی و انقلابی این انحراف فکری و عدم سنخیت با مبانی انقلاب اسلامی بسیار عمیق تر است.
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
- بیماری ضدیت با علم دینی صرفا در قشر ضد انقلاب یا اپوزیسیون جامعه دانشگاهی نیست که به صرف اخراج تعد
یک جریان قابل توجهی از اندیشمندان در ظاهر همسو با مبانی انقلاب و اساتید تراز دانشگاهی کوچک ترین اعتقادی به وجود علم دینی و اصلاح پایه های علوم انسانی ندارند.