در انتهایِ ایتا .
کاش ساختمان روبهرویی میفهمید صداش یه آرامش خاصی رو از همسایهها میگیره 😔
کارگر ساختمان روبهرویی داره " کنار قدمهای جابر سوی نینوا ره سپاریم" میخونه🥲
در انتهایِ ایتا .
کاش برمیگشتیم به ۱۳ دی ۹۸ :))))
نه میدونستم امتحان نهایی چیه ، نه میفهمیدم کنکور چی هست اصلا ، نه کورتیزول بالایی داشتم ، نه میدونستم پدافند چیه ، نه اسم انواع و اقسام جنگنده ها را میدونستم ، نه میدونستم بمبافکن و B2 چیه ، نه اسم وزیر کجا و کجا را میدونستم ، اصلا نمیدونستم حیفا کجاست ، رئیس جمهور آمریکا کیه نه هیچ چیز دیگهای
اقا من صبحیه تا ۵ و ربع بیدار بودم و روز قبلش از ۶ بیدار شده بودم و دیگه نخوابیده بودم
بعد بازم میتونستم بیدار باشم تا برم امتحانو بدم و بیام اما گفتم یه ذره بخوابم که وسط امتحان خوابم نگیرع
خلاصه ۴۵دیقه خوابیدم و مامانم اومد بیدارم کرد و خودش رفت دسشویی همچنان میگفت بپووووش
خلاصه که منم همینطوری که داشتم تو در و دیوار میخوردم رفتم سمت چوب لباسی که لباسمو بپوشم و پوشیدم