شهر را گشتم که مانندِ تو را پیدا کنم
هیچکس حتی شبیهت نیست، فوق العادهای!
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید
غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است
شدم مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ایی راهی مشهد شده است
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
آتشی افتاده از چشمت به نی زارِ دلم
وای اگر طوفان بیاید رقصِ آتش دیدنی ست
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
💔😕
این قلب ترک خورده من بند به مو بود،
من عاشق او بودم و او عاشق او بود . .
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
به هرجا میبرد شوقم، نمیبینم تو را آنجا
کجایی ای رفیقِ کُنجِ تنهایی، خوشا آنجا!
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
🥲🫀
همیشه با کمی تردید میگویی کلامت را ،
دلم یک دوستت دارم بسی جانانه میخواهد
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
ای عاشق خام از خدا دوری کن
ما با تو چه کوشیم که معذوری تو
تو طاعت حق کنی به امید بهشت
رو رو تو نه عاشقی که مزدوری تو
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
مثل آن چایی که می چسبد به سرما
بیشتر
با همه گرمیم ، با دل های ِتنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم
قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر
بم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر
هر شب عمرم به یادت اشک می ریزم ولی
بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر
رفتهای ، اما گذشت عمر تاثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز ، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخار پنجره یک شب نوشتی : عاشقم
خون انگشتم بر آجر حک کنم : ما بیشتر
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」