قهر کردم تا مرا با بوسهات راضی کنی ؛
بچهام ، با مزهی شیرین فقط خر میشوم ..
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
دلبری دارم مرا جوجه خطابم میکند ،
با نوازشهای عشقش پیچ و تابم میکند :)
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
قهوهای در چشم خود دمکردهای و من تو را ،
هرزمان میبینمت هی خستگی در میکنم .
𓂃 هَمانَندِ مــاه 𓂃
قدر اهل درد صاحب درد میداند که چیست
مرد صاحبدرد، درد مرد، میداند که چیست
هرزمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
حال تنهاگرد، تنهاگرد، میداند که چیست
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشتهاند
آنکه نخل حسرتی پرورد میداند که چیست
آتش سردی که بگدازد درون سنگ را
هرکه را بودست آه سرد، میداند که چیست
بازی عشقست کاینجا عاقلان در شش درند
عقل کی منصوبهٔ این نرد میداند که چیست
قطرهای از بادهی عشقست سد دریای زهر
هرکه یک پیمانه زین می خورد، میداند که چیست
وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم
علت آثار روی زرد میداند که چیست
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」
نمی سازد اجل از گفتگوی عشق خاموشم
من آن طفلم که درس خویش در آدینه می خوانم
「 𝐄𝐍𝐙𝐄𝐕𝐀𝐄 」