دل تنگم و دلتنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
عاشق نشدى ، لنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
کو قطره اشکى که به پاى تو بریزم که بمانى ؟
بى اسلحه در #جنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
تو آن بت مغرور پیمبر شکنى، داغ ندیدى
دل بسته به یک سنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
تو تابلوى حاصل دستان هنرمند خدایى
نقاشى بى رنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
گشتم همه جا را پى چشمان پر از شوق تو اما
فرسنگ به فرسنگ نبودى که بدانى چه کشیدم
@enzevae🍃
همیشه
تارهای سپیدم بهانه تو بود
تا از خیره شدن
به ستاره های دنباله دار لذت ببری
آنگاه
که از پیله ات پروانه گشتی
نگاهت را در
قاب عکس جا گذاشتی
دیگر آرزویی نبود
حالا
هر شب
آسمان من پر از ستاره هایی می شود
که بدون آرزو بر زمین می ریزند
چه کنم
که هرچه دست می کشم
چشمانت در قاب عکس بسته نمی شود
اشک
با چشمانت این سُرُم های اشک
چه چیز را می خواهی درمان کنی
زخم عشق را
من هنوز
درد را به دندان می گیرم
می جوم
تکه تکه…
@enzevae🍃