eitaa logo
انزوا🖤🇮🇷
1.1هزار دنبال‌کننده
686 عکس
741 ویدیو
0 فایل
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند ️(: مطابق با قوانین نانوشته... حرفی،سخنی،پیشنهادی،انتقادی،شعری چیزی بود در خدمتم: https://daigo.ir/secret/11711489328
مشاهده در ایتا
دانلود
سر زیبایی چشمان تو دعوا شده است بین ماه و من و یک عده اساتید هنر … @enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
📪 پیام جدید هی بدی میبینی و با خنده حاشا میکنی .... +حق🤝 @enzevae🍃
‏ضعیف؟! من به حرف‌هایی که تا اعماق قلبم رو زخمی کرده بود لبخند زدم. @enzevae🍃
با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد ای من به فدای دل دیوانه پسندش… @enzevae🍃
رک بگویم... از همه رنجیده ام! از غریب و آشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر ساز ی که شد رقصیده ام در زمستانِِ سکوتم بارها... با نگاه سردتان لرزیده ام رد پای مهربانی نیست...نیست من تمام کوچه را گردیده ام سالها از بس که خوش بین بوده ام... هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها... با ترازوی خودم سنجیده ام بی خیال سردی آغوشها... من به آغوش خودم چسبیده ام من شما را بارها و بارها... لا به لای هر دعا بخشیده ام مقصد من نا کجای قصه هاست از تمام جاده ها پرسیده ام میروم باواژه ها سر میکنم دامن از خاک شما بر چیده ام من تمام گریه هایم را شبی... لا به لای واژه ها خندیده ام _فریدون مشیری @enzevae🍃
مرا خود با تو سری در میان هست وگرنه روی زیبا در جهان هست -سعدی @enzevae🍃
گوهرخودرامَزن‌برسنگ‌هر‌ناقابلی صبر‌کن‌پیدا‌شود‌گوهر‌شناس‌قابلی -صائب‌تبریزی @enzevae🍃
‌ ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که هر لحظه به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت‌ @enzevae🍃
📪 پیام جدید - ببخشید؛ اجازه هست؟! بانـویِ شعر هایِ شما باشیم آقا ، و بهـانه یِ تا نیمه هایِ شب بیداریَ تان؟ اجـازه هست آقـا؟ کمی تویِ شعرهایتان قدم بزنیــم، و گیسـو کمندِ بیت پنجمِ آن غزل باشیم؟ راستی آقـا اجازه هست مالِ شمـا بشویم؟؟ خانومِ خانه اتان؟؟ برایِ عصـرهایِ دلگیرتان،کسی نمیخواهید چـای بریزد با چاشنیِ شاملو؟! برایِ غروب هایِ بارانیِ اسفند ماه همقدمی،همراهی نمیخواهید؟! اصـلا اجازه هست آقا؛ عاشقِ شمـا بشویم؟؟؟! @enzevae🍃
میگه که: دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پردیم پریدیم....! @enzevae🍃
چنان دلبسته‌ام کردی که با چشم خودم دیدم خودم می‌رفتم اما سایه‌ام با من نمی‌آمد... @enzevae🍃
بگذار سر به سینه‌‌ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده‌ی سر در کمند را بگذار سر به سینه‌ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته‌جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت تو آسمان آبی و روشنی من چون کبوتری که پَرَم به هوای تو یک شب ستاره‌های تو را دانه‌چین کنم با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه‌ی شراب بیمار خنده‌های تو‌ام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرم‌تر بتاب @enzevae🍃