📪 پیام جدید
- ببخشید؛
اجازه هست؟!
بانـویِ شعر هایِ شما باشیم آقا ،
و بهـانه یِ تا نیمه هایِ شب بیداریَ تان؟
اجـازه هست آقـا؟
کمی تویِ شعرهایتان قدم بزنیــم،
و گیسـو کمندِ بیت پنجمِ آن غزل باشیم؟
راستی آقـا اجازه هست مالِ شمـا بشویم؟؟
خانومِ خانه اتان؟؟
برایِ عصـرهایِ دلگیرتان،کسی نمیخواهید چـای بریزد با چاشنیِ شاملو؟!
برایِ غروب هایِ بارانیِ اسفند ماه همقدمی،همراهی نمیخواهید؟!
اصـلا اجازه هست آقا؛
عاشقِ شمـا بشویم؟؟؟!
#غریبهیآشنا
@enzevae🍃
بگذار سر به سینهی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیدهی سر در کمند را
بگذار سر به سینهی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خستهجان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت
تو آسمان آبی و روشنی
من چون کبوتری که پَرَم به هوای تو
یک شب ستارههای تو را دانهچین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب
بیمار خندههای توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
@enzevae🍃
فواره شرح معنی این یک عبارت است:
دنیا حضیض عزت و اوج حقارت است
بیرون هر قفس قفسی دیگر است باز
در اصل نام دیگر دنیا اسارت است
چون عمر رفته را نتوان باز پس گرفت
هر منفعت که میکند انسان خسارت است
زاهد در انتظار بهشت است و عیب نیست
این عاقلان عبادتشان هم تجارت است
در معنی «وجود» همین بس که پیش دوست
اظهار «هیچ» بودن ما هم جسارت است
عاشق به گریه آمد و بوسید یار را
عاقل هنوز منتظر یک اشارت است
-فاضلنظری
@enzevae🍃
وقتی بهشت عـزوجل اختـراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد
در چشمهای خسته مردی نگاه کرد
لبخند زد و قنـد بدل اختراع شد
آهی کشید، آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هالـهای به دور زحل اختراع شد
حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس
رقصید و درحجاز هبل اختراع شد
آدم نشسته بود ولی واژهای نداشت
نزدیک ظهر بود غــزل اختراع شد
آدم و سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول فاعلات فعل اختـراع شد
"یک دست جام باده و یکدست زلف یار"
این گونـه بود ها ! کـه بغل اختراع شد
یک شب میان شهـر خرامیـد و عطسـه زد
فرداش پنج دی و گسل اختراع شد!
پ ن: پنج دی روز زلزله بم
@enzevae🍃