eitaa logo
انزوا🖤🇮🇷
1.1هزار دنبال‌کننده
682 عکس
737 ویدیو
0 فایل
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند ️(: مطابق با قوانین نانوشته... حرفی،سخنی،پیشنهادی،انتقادی،شعری چیزی بود در خدمتم: https://daigo.ir/secret/11711489328
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر ان ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را من از ان حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را غزل گفتیّ و دُر سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را ـــ‌حافظ @enzevae🍃
شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟؟ سالها گیری کسی باشی و قسمت نشود؟؟ شده در اوج جوانی ، با همین ظاهر شاد تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟؟؟ شده آرام ترین آدم این شهر شوی؟؟؟ وقتی احساس تو با فاصله تعبیر شود… شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی_.. همه شب با غم و دلتنگی خود خواب شوی؟ @enzevae🍃
روی تو خوش می‌نماید آینهٔ ما کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا چون می روشن در آبگینهٔ صافی خویِ جمیل از جمالِ روی تو پیدا هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت از تو نباشد به هیچ روی شکیبا صیدِ بیابان سر از کمند بپیچد ما همه پیچیده در کمند تو عمدا طایرِ مسکین که مهر بست به جایی گر بِکُشندش، نمی‌رود به دگر جا غیرتم آید شکایت از تو به هر کس درد اَحِبّا نمی‌برم به اطبّا برخیِ جانت شوم که شمع افق را پیش بمیرد چراغدانِ ثریا گر تو شکرخنده آستین نفشانی هر مگسی طوطیی شوند شکرخا لعبت شیرین اگر تُرُش ننشیند مدعیانش طمع کنند به حلوا مردِ تماشای باغِ حسن تو سعدیست دستْ فرومایگان برند به یغما ـــ‌سعدی @enzevae🍃
تکرار نقش کهنه‌ی خود در لباس نو بازیگریم! حوصله‌ی شرح قصه نیست -فاضل نظری @enzevae🍃
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را که سَر به کوه و بیابان، تو داده‌ای ما را شِکرفُروش که عُمرَش دراز باد چرا تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟ غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل که پُرسِشی نَکُنی عَندَلیبِ شِیدا را؟ به خُلق و لُطف تَوان کرد صیدِ اهلِ نَظَر به بند و دام نَگیرَند مرغِ دانا را نَدانَمَ ازْ چه سبب رنگِ آشنایی نیست سَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را در آسمان نه عجب، گَر به گفتهٔ حافظ سُرودِ زُهره به رقص آوَرَد مَسیحا را ـــ‌حافظ @enzevae🍃
‍      همہ شب سجدہ برآرم ڪہ بیایی تو بہ خوابم        و درآن خواب بمـیرم ڪہ تُو آیی و بمانی @enzevae🍃
رفتم  اما دل  من مانده  بر دوست هنوز میبرم جسمی و دل در گرو اوست هنوز گرچه  با  دوری  او  زندگیم  نیست ولی یاد او  میدمدم جان به رگ و پوست هنوز @enzevae🍃
لباس بى وفایى را به دست خود تنت کردم تو را اى دوست با مهر زیادم دشمنت کردم خیالم بود تندیسى طلا از عشق مى سازم محبت بد ترین اکسیر بود و آهنت کردم تو رفتى با خدا باشى ، خدا در چشم من گم شد از آن وقتى که تسبیح خودم را گردنت کردم تمام خاطراتت را همان روزى که مى رفتى به قلبم دوختم سنجاق بر پیراهنت کردم تو تک کبریت امّیدم در اوج بى کسى بودى تو را اى عشق با امیدوارى روشنت کردم چه مى ماند به جز بى حاصلى در دست هاى من به رغم کوششى که در بدست آوردنت کردم ؟ @enzevae🍃
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر با تو از اینگونه گناهان نکنم... بوسه دادی و چو برخواست لبت از لب من توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم... :) @enzevae🍃
چندی‌ست از تو غافلم‌؛ ای زندگی ببخش ! چنگی نمی‌زنی به دل، این روزها تو هم @enzevae🍃
پاسخ‌سادۀ‌من‌سخت‌تر‌از‌پرسش‌توست عشق‌درسی‌ست‌که‌من‌نیزنیاموخته‌ام! -فاضل‌نظری @enzevae🍃
نه بدهکار و نه بودیم طلبکار کسی بخت آن خوش که نشد باعث آزار کسی گر چه ما سرو قدان را ثمری نیست ولی تکیه چون تاک ندادیم به دیوار کسی بار هرکس به زمین ماند به دوش آوردم بار غم بردم و هرگز نشدم بار کسی به قیامت دل آبی صفتم هست گواه که بجز عشق نبودیم طرفدار کسی راز آرامش و آسایشم این بود که من دل سپردم به کم خود نه به بسیار کسی از دل ساده خود گفتم اگر حرفی بود دست دزدی نزدم هیچ به آثار کسی به مزارم بنویسید که این خسته جگر می توانست و نشد باعث آزار کسی @enzevae🍃