انزوا🖤🇮🇷
بریده ای از رمان ملت عشق: اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می
ناقص میمانی. خلأ محبوبِ از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ میکنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمییابد...
@enzevae🍃
در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم!
فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم؛ خم نیستم
لطفِ خورشید است اگر از ماه نوری میرسد
آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم!
شیشهای نازکدلم؛ اما بدان ای سنگدل
خُرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
جام زهرت را بیاور، من برای زندگی
بیش از این چیزی که میبینی مصمم نیستم...!
_حسین دهلوی
@enzevae🍃