انزوا🖤🇮🇷
اندوه من این است که در دفتر شعرم بیتی به زیبایی چشم تو ندارم .(: @enzevae🍃
برق چشم تو به هر بت بخورد میشکند..
چه کسی دیده بتی با هنر بتشکنی..((:
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
روز اول بیهوا قلب مرا دزدید و رفت روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت @enzevae🍃
روز سوم آخ ! خالی هم کنار لب گذاشت
دانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
روز سوم آخ ! خالی هم کنار لب گذاشت دانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت @enzevae🍃
روز چارم دانه اش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه ، از نگاهم چید و رفت
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
روز چارم دانه اش گل داد و او با زیرکی آن غزل را از لبم نه ، از نگاهم چید و رفت @enzevae🍃
با لباس قهوه ای آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشم های بی قرارم دید و رفت
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
با لباس قهوه ای آن روز فالم را گرفت خویش را در چشم های بی قرارم دید و رفت @enzevae🍃
فیل را هم این بلا از پا میاندازد خدا
هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت
@enzevae🍃