[سؤال کردی و گفتی
:« بگو که برده دلت را؟!»
دلم بده، که بگویم جواب مسئلهی تو!
#محتشم_کاشانی
@enzevae🍃
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلاً وقتی از چشاش میگی اینجوری زبونت بند بیاد...(((:
@enzevae🍃
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام..🫂✨]
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
وقتی میرسی کربلا
اگه دفعه اولت باشه
بهت میگن:
«این چنتا عمود رو میبینی؟؟
اینا تموم بشه میرسیم به حرم عباس(ع)»
-با چه ذوقی هی سرک میکشی
بلکه از بین ساختمونای قد و نیم قد کربلا
گنبد طلاییشو ببینی اما نمیشه....
شورت بیشتر میشه...
دلت بیشتر میلزره...
ینی بالاخره شد؟؟
دارم میرم پیشش؟؟؟
ـ میری میری میری
تا میرسی به یدونه میدون
وسط شلوغی جمعیت یهو یکی میگه:
«این مسیر رو که تا آخر بریم
حرم عباس (ع) پیدا میشه»
اونجاس که میخوای بال دربیاری
به همه کبوترای سبز حرمش حسودیت میشه...
ـ خلاصه
مثل یه قطره با سیل جمعیتش میری
جلو...
اون یه مسیر شاید هزار متری
اندازه کل دنیا برات حساب میشه....
میری و میری و میری....
ـ و بالاخره
گنبد طلایی شو میبینی ...
روی کتیبه بزرگ با خط قرمز نوشته:
«یا ساقی عطشان»
اره، پارادوکس قشنگیه...
ـبگذریم...
تا قبل اون موقع میگی میرم کل حرفامو بهش میزنم
سفره دلمو براش باز میکنم
ولی وقتی نگاهت بهش میخوره همش یادت میره
انگار که اصلا نبوده....
«گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم برود غم به کنارم چو بیایی»
ـ بالاخره میری تو حرم
از زیر اون مشک رد میشی
یه گوشه یه جایی پیدا میکنی
میری تو حال خودت...
فقط سکوت سکوت...
بازم سکوت..
اصن من آلوده چی دارم که بهت بگم
فقط منو ببخش آقاجان...
ـ آخ که آقاجونم میشه یبار دیگه بیام
همونجا نگهم داری؟
بشم یه سنگ فرش زیر پای زائرت
بله اینجوری از من سرتاپا تقصیر بگذری
ـالانم اومدم بگم آقاجون
تو روبه نوای
«إنکَسَرَ ظَهرِي»
برادرت مراد دل مارو بده...
بزا اربعین پیشت باشم
نوکری زائراتو بکنم...
میدونم گناهم زیاده..
میدونم آلوده ام...
ولی شما خان کرم داری ،دست منو بگیر(: