eitaa logo
انزوا🖤🇮🇷
1.1هزار دنبال‌کننده
682 عکس
736 ویدیو
0 فایل
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند ️(: مطابق با قوانین نانوشته... حرفی،سخنی،پیشنهادی،انتقادی،شعری چیزی بود در خدمتم: https://daigo.ir/secret/11711489328
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ [سؤال کردی و گفتی :« بگو که برده دلت را؟!» دلم بده، که بگویم جواب مسئله‌ی تو! @enzevae🍃
‌ {فاش میگویم از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم....✨} @enzevae🍃
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلاً وقتی از چشاش میگی اینجوری زبونت بند بیاد...(((: @enzevae🍃
پشت هر پنجره باشم نظرم خیره به توست در نگاهم تو فقط منظرۀ دلخواهی - اعظم سعادتمند @enzevae🍃
‌ ناصحا، بیهوده می‌گویی که دل بردار ازو من به فرمان دلم، کی دل به فرمان من است؟ - هلالی جغتایی @enzevae🍃
‌ میدونستم یه روزی تموم می‌شه... 《@enzevae🍃
‌ به قولِ اهلِ سخن شاعری زبانزدم اما همیشه پیش تو لکنت گرفته‌است زبانم - حسین دهلوی @enzevae🍃
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام..🫂✨] @enzevae🍃
‌ [کنون که گردش ایام را ثباتی نیست، همان خوش است که در عشق بگذرد ایام ...🕊] @enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
وقتی می‌رسی کربلا اگه دفعه اولت باشه بهت میگن: «این چنتا عمود رو میبینی؟؟ اینا تموم بشه می‌رسیم به حرم عباس(ع)» -با چه ذوقی هی سرک میکشی بلکه از بین ساختمونای قد و نیم قد کربلا گنبد طلاییشو ببینی اما نمیشه.... شورت بیشتر میشه... دلت بیشتر میلزره... ینی بالاخره شد؟؟ دارم میرم پیشش؟؟؟ ـ میری میری میری تا می‌رسی به یدونه میدون وسط شلوغی جمعیت یهو یکی میگه: «این مسیر رو که تا آخر بریم حرم عباس (ع) پیدا میشه» اونجاس که میخوای بال دربیاری به همه کبوترای سبز حرمش حسودیت میشه... ـ خلاصه مثل یه قطره با سیل جمعیتش میری جلو... اون یه مسیر شاید هزار متری اندازه کل دنیا برات حساب میشه.... میری و میری و میری.... ـ و بالاخره گنبد طلایی شو میبینی ... روی کتیبه بزرگ با خط قرمز نوشته: «یا ساقی عطشان» اره، پارادوکس قشنگیه... ـبگذریم... تا قبل اون موقع میگی میرم کل حرفامو بهش میزنم سفره دلمو براش باز میکنم ولی وقتی نگاهت بهش میخوره همش یادت می‌ره انگار که اصلا نبوده.... «گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم برود غم به کنارم چو بیایی» ـ بالاخره میری تو حرم از زیر اون مشک رد میشی یه گوشه یه جایی پیدا می‌کنی میری تو حال خودت... فقط سکوت سکوت... بازم سکوت.. اصن من آلوده چی دارم که بهت بگم فقط منو ببخش آقاجان... ـ آخ که آقاجونم میشه یبار دیگه بیام همونجا نگهم داری؟ بشم یه سنگ فرش زیر پای زائرت بله اینجوری از من سرتاپا تقصیر بگذری ـالانم اومدم بگم آقاجون تو روبه نوای «إنکَسَرَ ظَهرِي» برادرت مراد دل مارو بده... بزا اربعین پیشت باشم نوکری زائراتو بکنم... می‌دونم گناهم زیاده.. می‌دونم آلوده ام... ولی شما خان کرم داری ،دست منو بگیر(: