2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سقای دشت کربلا ابالفضل
دستش شده از تن جدا ابالفضل
@enzevae🌴
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرمها افتاد
@enzevae🌴
وقایع روز تاسوعا:
1- ورود شمر به كربلا
شمر بن ذى الجوشن نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.
پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين(ع) خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت.
او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام بايد نبرد مىكرد و يا فرماندهى را از دست مىداد و براى هميشه از دستيابى به حكومت رى محروم میشد.
@enzevae🌴
انزوا🖤🇮🇷
وقایع روز تاسوعا: 1- ورود شمر به كربلا شمر بن ذى الجوشن نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه
پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين(ع) و قرابت وى با پيامبر(ص)، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مىتوان امام حسين(ع) را به شهادت رسانيد ولى پس از آن، توبه كرد و در پيشگاه جدش محمد مصطفى(ص) درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين(ع) به نبرد بپردازد.
به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.
@enzevae🌴
ام البنين، همسر حضرت على(ع) داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس(ع) كه بزرگترين آنان است، از شهرت به سزایى برخوردار بود.
ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين(ع) آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟
امام حسين(ع) كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.
@enzevae🌴
حضرت عباس(ع) به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين (ع) زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين (ع) برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.
حضرت عباس(ع) كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دستهاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات. اى دشمن خدا، ما را دستور مىدهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين (ع) دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم. آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا (ص) امانى نيست؟
@enzevae🌴