eitaa logo
انزوا🖤🇮🇷
1.1هزار دنبال‌کننده
686 عکس
741 ویدیو
0 فایل
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند ️(: مطابق با قوانین نانوشته... حرفی،سخنی،پیشنهادی،انتقادی،شعری چیزی بود در خدمتم: https://daigo.ir/secret/11711489328
مشاهده در ایتا
دانلود
وقایع روز تاسوعا: 1- ورود شمر به كربلا شمر بن ذى الجوشن نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد. پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين(ع) خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام بايد نبرد مى‌كرد و يا فرماندهى را از دست مى‌داد و براى هميشه از دست‌يابى به حكومت رى محروم می‌شد.‌ @enzevae🌴
انزوا🖤🇮🇷
وقایع روز تاسوعا: 1- ورود شمر به كربلا شمر بن ذى الجوشن نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه
پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين(ع) و قرابت وى با پيامبر(ص)، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى‌توان امام حسين(ع) را به شهادت رسانيد ولى پس از آن، توبه كرد و در پيشگاه جدش محمد مصطفى(ص) درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين(ع) به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.‌ @enzevae🌴
۲_امان نامه براى ابوالفضل العباس(ع) شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد بود امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين(ع) يعنى عباس، عبدالله، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين (ع) آورد تا آنان را از سپاه امام جدا سازد.‌ @enzevae🌴
ام البنين، همسر حضرت على(ع) داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) در كربلا حاضر بودند. حضرت عباس(ع) كه بزرگ‌ترين آنان است، از شهرت به سزایى برخوردار بود. ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين(ع) آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟ امام حسين(ع) كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.‌ @enzevae🌴
حضرت عباس(ع) به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين (ع) زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين (ع) برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد. حضرت عباس(ع) كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست‌هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات. اى دشمن خدا، ما را دستور مى‌دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين (ع) دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم. آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا (ص) امانى نيست؟‌ @enzevae🌴
شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت. همچنين روايت شده است: در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام: عبدالله بن ابى محل بن حزام كه برادرزاده ام البنين (ع) بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش در ميان سپاهيان امام حسين (ع) حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش كزمان براى آنان ارسال كرد. او، فرزندان ام البنين(ع) را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دایى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس(ع) و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دایى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست. *امان خدا، بهتر است از امان شما.*‌ @enzevae🌴
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽واقعیت مجازی رشادت و شهادت حضرت عباس(ع) بر حسینت دیـده وا کن ای علمـدار حــرم آمـدم در علـقــمه تا که تو را خیــــمه بـرم ای برادر چشم خود بگشا ببین تـنها شـدم پاشو از جا ای همه پشت و پناه و لشـگرم @enzevae🌴
شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود بیشتر رویِ تو چشم تر ِمن باز شود حرفِ هجران مزن اینقدر مراعاتم کن دست بردار , دلِ مضطر ِ من باز شود جان زینب برو از کرب و بلا زود برو مگذاری گره ی معجر من باز شود آه , راضی نشو بنشینم و گیسو بکشم آه , راضی نشو موی سر من باز شود پای دشمن به روی پیکر تو باز شود روی دشمن به روی معجر من باز شود جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود جان زینب برو مگذار غروب فردا سمت گودال رهِ مادر من باز شود حیف از این زیر گلو نیست خرابش بکنند؟! پس اجازه بده تا حنجر من باز شود لااقل قول بده زود خودت جان بدهی بلکه راهِ نفس آخر من باز شود‌ @enzevae🌴
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشبی را شه دین در حرمش میهمان است...‌🥀 @enzevae🌴
اهل ایــمان،سینه سوزان در مناجتند امشب در زمینند،یا که از شوق در سماواتند امشب @enzevae🌴
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه یک خطی: حسین جان! من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم...‌ @enzevae🌴
آرام تر بـرو که توانی نمانده است تا آخرین نگاه زمانی نمانده است بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن! یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است‌ @enzevae🌴