#شبعاشورا
شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود
بیشتر رویِ تو چشم تر ِمن باز شود
حرفِ هجران مزن اینقدر مراعاتم کن
دست بردار , دلِ مضطر ِ من باز شود
جان زینب برو از کرب و بلا زود برو
مگذاری گره ی معجر من باز شود
آه , راضی نشو بنشینم و گیسو بکشم
آه , راضی نشو موی سر من باز شود
پای دشمن به روی پیکر تو باز شود
روی دشمن به روی معجر من باز شود
جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار
جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود
جان زینب برو مگذار غروب فردا
سمت گودال رهِ مادر من باز شود
حیف از این زیر گلو نیست خرابش بکنند؟!
پس اجازه بده تا حنجر من باز شود
لااقل قول بده زود خودت جان بدهی
بلکه راهِ نفس آخر من باز شود
@enzevae🌴
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شبعاشورا
امشبی را شه دین در حرمش میهمان است...🥀
@enzevae🌴
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه یک خطی:
حسین جان!
من بی وضو موی تو را شانه نکردم
حالا به دنبال سرت باید بگردم...
@enzevae🌴
#شبعاشورا
آرام تر بـرو که توانی نمانده است
تا آخرین نگاه زمانی نمانده است
بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!
یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است
@enzevae🌴
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده
@enzevae🌴
۷ صبح
کمی بعد از طلوع آفتاب امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبهروی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبهای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام نامه نوشتهاند.
حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکردهاند؟ آنها انکار کردند. امام نامههایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است.
یکی از سران جبهه مقابل از امام پرسید چرا حکم ابنزیاد را نمیپذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمیرهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند:
{الا و ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات مناالذلة ...}《 فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است، من را بین کشته شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.》
سخنرانی امام حدوداً نیم ساعت طول کشیده است.
@enzevae🌴