اینجــا به دل سپردنِ من گیر دادهاند
مشتی اَجَل به بُردن من گیر دادهاند
اینجا همیشه آب تکان میخورد از آب
اما بـــه آبخوردن من گیـــــر دادهاند
مانند شمع در غم تو آب میشوم
مردم به نوعِ مُردن من گیر دادهاند
چشم انتظارِ دست تو اصلا نمیشوم
وقتـــی به شال گردن من گیر دادهاند
در شهر، حسوحال برادرکشی پُر است
گرگان بـــه جامـــهی تن من گیـر دادهاند
دامن زدم به خون که بدست آورم تو را
این دستها به دامن من گیـر دادهاند
گر پا دهد برای تو سر نیز میدهم
اینجا به دل سپردن من گیر دادهاند
#فرامرز_عرب_عامری
@enzevae🍃
منو موجا هر روز سیلی زدن
شکستم ولی صخره بار اومدم
کنارم نبودی ببینی چطور
با این بی کسیها کنار اومدم
نمیگم که منت بذارم سرت
نمیگم که من از همه بهترم
تو که خوب میدونی چی از دست رفت
تو که خوب میدونی چی اومد سرم
حواسم بهت هست که دلواپسی
میدونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
پر از جمعههای بدون توئم
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبینتر از سابقم
تو یک روز میای من دلم روشنه
-حامد عسگری
@enzevae🍃