انزوا🖤🇮🇷
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج نداشت... @enzevae🍃
تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم
که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت...
@enzevae🍃
در آتشِ
دستهای من...
تشنه و بیامان میباری و میباری
و تسکینم میدهی...
@enzevae🍃