ما را غرض به جز رخ گل از بهار چیست؟
خوشتر به روزگار، ز دیدار یار نیست
یک روز عمر دیدنت ای گل غنیمت است
روزی که بی تو میگذرد، روزگار نیست
ساقی بریز باده و می نوش و غم مخور
که امروز را به روز دگر اعتبار نیست
دوشینه میگذشت عَسَس از کنار شهر
میگفت زیر لب که کسی هوشیار نیست
دست طلب به پیش فرومایگان مَبَر
ما را امید جز کَرَم کردگار نیست
- حسنعلی رفیعا
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
:)))) @enzevae🍃
از کس توقعی نیست،
چون هرکس در پیِ خویش است
نه یارِ غارِ کس ماند،
نه کس غمخوارِ درویش است...
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
خسته ام؛ مثلِ جوانی که پس از سربازی بشنود؛ یک نفر از نامزدش دل برده! مثل یک افسرِ تحقیقِ شرافتمن
خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه
که کسی غیر پرستار سراغش نرود
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که
عـید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود :)
@enzevae🍃
انزوا🖤🇮🇷
خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه که کسی غیر پرستار سراغش نرود خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که عـید با
خستهام مثل پسر بچه،در جای شلوغ
بین دعوای پدر مادر خود گم شده...
@enzevae🍃