eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
689 دنبال‌کننده
468 عکس
4 ویدیو
17 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻پیوند روح زنانه با خاطرۀ زینبی اسما پاداش نیک، ارشد فلسفه و کلام دانشگاه شهید بهشتی 🔸️ فرآیند تبدیل یک رخداد به حماسه، نیازمند خلق معنایی است که آن را از یک واقعه تاریخی صرف به‌سمت نمادسازی سوق دهد. معنایی که حضرت زینب(س) از وقایع عاشورا خلق کرد در رأس جریان‌های حماسه‌سازی تاریخی بود. با تأسی به چارچوب فکری فلسفه اسلامی به‌ویژه ملاصدرا می‌توان اذعان کرد روح زنان زمانه ما امروز در فرآیند تکامل و در امتداد ابعاد وجودی حضرت زینب(س) قرار گرفته و بیشتر از هر زمانی در تلاش برای هم‌راستایی وجودی با ایشان است. چرا که در این چارچوب فکری، وجود انسان‌ها می‌توانند در درک حقیقت و دریافت معرفت به هم نزدیک و تا حد زیادی هم‌راستا شوند. اکنون نیز با نگاهی به حضور حماسه‌ساز و معناساز زنان در وقایع کنونی می‌توان گفت تجربه سال‌ها زیست زنان ایرانی در فضای آموزه‌های حماسه عاشورا و خلق روایات حضرت زینب(س) امروز بیشتر از هر زمان دیگری در وجود آن‌ها متبلور شده‌است. معنایی که امروز زنان با حضور و نقش‌آفرینی‌شان از وقایع فعلی بازتولید می‌کنند، ذیل همان پارادایم و شبکه معنایی است که حضرت زینب(س) در صدر حماسه‌های تاریخی خلق کرد. معناهایی که البته به‌طور ذاتی در وجود زنان نهادینه است؛ مانند قدرت حفظ روحیه جمعی، حمایت و پشتیبانی، مؤثر بودن در انتقال ارزش‌ها و تبدیل داغ و سوگ منفعلانه به حماسه، تماما در روند تحولات اجتماعی سهم ویژه‌ای دارند؛ که امروز زنان توانستند با تلاش برای هم‌راستایی وجودی با روح حماسه‌ساز حضرت زینب(س) مؤثرترین نقش خود را در خلق این معنا به منصه ظهور بکشانند. همان صدایی که آن روز در راستای خلق معنای حماسه در گلوی حضرت زینب(س) بود، امروز در گلوی زنان است. گویی عمری مأنوس بودن با خطابه‌های تنبه آفرین حضرت‌ زینب(س) امروز همان معنا را در روح زنان بازآفرینی کرده که همان فریاد دیروز را امروز بر سر زبان‌ها بیاورند و با باوری عمیق آن را مجسم کنند که:«فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاسْعَ سَعْيَكَ، وَنَاصِبْ جَهْدَكَ، فَوَاللهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا، وَلَا تُمِيتُ وَحْيَنَا، وَلَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا...» تمام تلاش و کوشش خود را به‌کار گیر، به خدا سوگند که نمی‌توانی یاد ما را محو کنی که روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است... و در آخر، این روح عظیم که امروز این‌گونه در برابر ظلم قامت مقاومت خود را برافراشته می‌کند و در مقابل مصائب قد خم نمی‌کند، از مراتب پایین‌تر و در امتداد همان وجودی است که آن روز زمام امور ظالمین را به خداوند سپرد و فرمود: فَإِلَى اللَّهِ المُشْتَكَى؛ و چنین مرتبه وجودی است که با معنابخشی به جنگ، حماسه و مقاومت، این روزها آن را در نسبت با زن ایرانی تعریف می‌کند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
1_24910458897.m4a
حجم: 4M
🔻 | مقاومت خانوادگی با محوریت زن و با طعم‌ زندگی 🎙دکتر زهرا شریف، عضو هیات علمی پژوهشکده زن و خانواده این‌ روزها زنان جنگ و مقاومت را به‌عنوان بخشی از زندگی دنبال می‌کنند و این اوج درایت و تدبیر زنانه است؛ اینکه یک مسئلۀ به این شدت نامأنوس و مخل زندگی را بعنوان بخشی از جریان زندگی ادامه بدهند. جامعه نیازمند بخشی از مدیریت و حضور است که با ابعاد مختلف خودش را در سطح جامعه پهن می‌کند. زنان، امر زنانه را در سطح شهرها بسط داده‌اند؛ این در کنار فهم عمیق از شرایط سیاسی جامعه است؛ زنان پیام شهادت حضرت آقا را با جان و دل درک کردند و با هویت زنانه خود که تفصیلی و بسطی است، آن پیام را در سطح جامعه بسط دادند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان در جنگ رمضان: تجلی مکتب زینبی در پاسداری از تمدن و معنا ۱ سهیلا صادقی ، استاد دانشگاه تهران 🔁 در میانه‌ی جنگ رمضان، خیابان‌های ایران به صحنه‌ای از حضور خیره‌کننده بدل شده است؛ جایی که زنان، بی‌هیاهو و بی‌ادعا، ستون‌های صیانت از شهر و جبهه معنا را بر دوش گرفته‌اند. این روزها، میدان نه تنها عرصه نبرد، بلکه آینه‌ای از نقش‌آفرینی زن تمدن‌ساز ایرانی است. «کنشگریِ فعالانه» و «جبهه‌داریِ جسورانه‌ی» زن ایرانی در خیابان‌ها و میادینِ عمومی، علیرغمِ وجود ریسک بمباران توسط دشمن، ریشه در «جامعه‌پذیریِ» او در مکتب علوی دارد؛ مکتبی که ظلم‌ستیزی و عدم سازش با استکبار، ماهیتِ بنیادین آن را تشکیل می‌دهد. تربیت در چارچوبِ تفکرِ انقلابی، به زن ایرانی چنان آگاهیِ تاریخی و مسئولیتِ اجتماعی بخشیده است که او برای صیانت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، در ورای نقش‌های سنتی خود وارد میدان عمل می‌گردد. زنِ ایرانی در این بستر، نه صرفاً مراقبِ کانونِ خانواده، بلکه عنصرِ فعالی در مناسباتِ کلانِ اجتماعی است که با سرمایه‌یِ فرهنگیِ خود، تفسیرِ نوینی از نقشِ زنِ مسلمان در عرصه‌یِ عمومی ارائه می‌دهد. رسانه‌هایِ غربی سال‌ها ست که بی وقفه تلاش می‌کنند تا «زنِ مسلمان» را به واسطه‌یِ حجابش، «موجودیِ سرکوب‌شده» و «منفعل» به تصویر بکشند، اما حضورِ میدانیِ زنِ ایرانی در «جنگ رمضان»، این روایتِ وارونه را در هم می‌شکند. او با «حجابِ» خود، که به «خطِ اصیلِ مقاومت» در برابرِ «استعمارِ فرهنگی و تمدنی» بدل شده است، نشان می‌دهد که زنِ مسلمان قادر است در نقش‌هایِ متکثر و پویا ظاهر شود و حجاب نه تنها مانعی برای کنشگریِ او در نقش‌هایِ مختلف، اعم از مادر، همسر، یا رزمنده‌یِ تمدن‌ساز ، نیست، بلکه بسترِ هویتیِ مستقلی را برای او فراهم می‌آورد. او خود را درونِ گفتمانِ مبارزه با استعمار و جلوه‌هایِ ظاهریِ آن تعریف کرده و «سوژه‌یِ زنِ تمدن‌سازِ مسلمانِ ایرانی» را، برخلافِ تبلیغاتِ سال‌هایِ اخیرِ رسانه‌هایِ غربی علیهِ حجاب، به عنوان «نمادِ مقاومتِ پایدار» تثبیت می‌کند. چنین زنی ، «قابلِ فریب» نیست و «در حصارِ بزک‌شدگیِ ظاهری» به بند کشیده نمی‌شود؛ او «معمارِ پنهانِ» تمدن است که «قدرتِ معنایی» خود را از «اصالتِ هویتی»‌اش استخراج می‌کند. در عرصه مراقبت از خیابان های شهر، سه نسلِ زنِ ایرانی قابل روئیت است، زنانی که ریشه‌هایِ تمدن‌ را در دورانِ انقلاب و دفاع مقدس آبیاری کردند، «زنان تمدن‌سازِ» دهه‌هایِ شصت و هفتاد که «هسته‌یِ مرکزیِ بازتولیدِ هویت» را بنا نهادند، و «روایتگرانِ آینده» در دهه‌هایِ هشتاد و نود که «تحولات نوظهورِ جامعه» را با «زبانِ رسانه‌ایِ عصرِ خود» در می‌آمیزند، همگی در یک «پارادایمِ واحدِ کنشگریِ فعال» قرار دارند. به عبارتی، هر سه نسل فصل‌های یک روایت بزرگ‌اند؛ روایتی از تداوم و وفاداری به ارزش‌های انقلاب اسلامی با عزمی خستگی‌ناپذیر و اراده‌ای محکم. تمایزِ نسلی، مانع از همبستگیِ معنایی و هدفمندیِ مشترکِ آن‌ها در پاسداری از ارزش‌هایِ بنیادین و پیشبردِ پروژه‌یِ تمدنیِ نوینِ ایران نمی‌شود. هر سه نسل، با درکِ عمیق از مناسباتِ جهانی و برخورداری از سرمایه‌یِ فرهنگی «جبهه‌یِ مقاومت» را در «کانتِکسِ جنگِ نرم و سخت» تعریف می‌کنند. نسل اول در مقام «حافظه تاریخی جامعه»، گواه روزهایی است که ارزش‌ها به آسانی به‌دست نیامدند و اکنون پاسداری از آن‌ها وظیفه‌ای مقدس تلقی می‌شود. پافشاری او بر ارزش‌ها، نه از سر عادت، بلکه از آگاهی تاریخی و تجربه‌ی زیسته‌ی ارزش‌های بنیادین برمی‌خیزد. او روایتگرِ «تداوم فرهنگی» است؛ یادآور تمنای حفظ میراثی که خون و ایمان در آن مشترک‌اند. در امتداد او، زنان جوانِ دهه ۶۰ و ۷۰ ایستاده‌اند؛ عمدتاً با کودکانی در آغوش یا کالسکه‌ای در کنارشان. حضور آن‌ها در میدان، فراتر از کنش فردی، «مادرانگی تمدن ساز » را متجلی می‌سازد؛ آنجا که مهر، ایمان و خطر، در یک قاب جمع می‌شوند. او به جهان اعلام می‌کند که وفاداری به ارزش‌ها با پرورش نسل تداوم یافته است؛ نه در انزوا، که در دل خطر. او وارث وفاداری به ارزش‌های انقلاب است، و فرزندش، فرزندِ استمرار. و در کنار این دو، دختران جوان نسل سوم را می‌بینیم؛ نظاره‌گران آگاه و ثبت‌کنندگان « تحولات اجتماعی» که در حال شکل‌گیری هستند. دستانشان شاید هنوز بر قلم، بر دوربین، یا بر گوشی است؛ اما نگاهشان حاملِ «خط روایت» است که قرار است فردای این سرزمین را یکپارچه کند. آنان حلقه اتصال «حافظه تاریخی» به «آینده فرهنگی» هستند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان در جنگ رمضان: تجلی مکتب زینبی در پاسداری از تمدن و معنا ۲ سهیلا صادقی ، استاد دانشگاه تهران 🔁 بدین‌سان، سه نسل از زنان ایرانی، چون فصل‌های متوالی یک روایت واحد، حضور خود را در جامعه معنا می‌کنند و سلسله‌ی پیوسته‌ی حضور زن ایرانی را در پیوندی زنده با زمان و تاریخ می‌نشانند. در این میدان، حجاب دیگر صرف پوشش نیست؛ بلکه «زبان نمادین» و «ساختار هویتی» است که حضور زن را در سپهر معنا تعریف می‌کند. زن، از آن سپر نمادین، رمز هویتی ساخته است که مرز میان «خود» و «دیگری» را روشن می‌کند. حجاب در اینجا نه محدودیت، بلکه «زیرسیستم فرهنگی»ای است که در مفهوم بزرگ‌تر تمدن معنا می‌یابد و به «نقشه‌ی جدیدی از زن ایرانی در سپهر مقاومت» تبدیل می‌شود. این زنان، به معنای دقیق جامعه‌شناسانه، «سوژه‌های معنا ساز» هستند؛ نه بازتابی از قدرت. آنان با بازسازی و تطبیق نقش‌های تاریخی در شرایط معاصر، معنا را در متن مصیبت و خطر بازتولید می‌کنند. وقتی یکی از آنان عزیزی را از دست می‌دهد و در میدان رجز می‌خواند، این صدا فقط فریاد سوگ نیست؛ بلکه «بازآفرینی معنا در متن مصیبت» است، فرایندی که در آن، رنج به منبعی برای شکل‌دهی هویت و مقاومت بدل می‌شود. سخنش تیزتر از هر سلاحی، پیکره‌ی جهان سست و بی‌ریشه را می‌شکافد. او در باتلاق غرب نامتمدن که زن را در حد «کالبد» و «ظاهر» فرو کاسته است و در زندان جفری آبستین‌ها گرفتار می‌سازد، به بند کشیده نمی‌شود. چون آنها در اوج قله‌های معنویت ایستاده‌اند و با بیان و ظاهرشان، دائماً این حقیقت را مورد تأکید قرار می‌دهند که اصالت، در عمق جان و ریشه‌های اعتقادی است، نه در جنبه های ظاهری. جنگ رمضان، در این خوانش، تنها میدان نبرد نیست؛ بلکه «عرصه دگردیسی جامعه» و «آینه‌ای از انکشاف قابلیت‌های زن ایرانی» به عنوان «سازنده معنا» و «معمار تمدن» است. زنانی که در میانه خطر، آرام راه می‌روند، کودکان خود را در آغوش دارند، و با حضورشان می‌نویسند که تمدن، با مادرانگی آغاز می‌شود و با ایمان استمرار می‌یابد. «حجاب»، برایِ این زنان، نه یک «اجبارِ ظاهری»، بلکه «یک خطِ اصیلِ مقاومت» و «نمادِ استقلالِ هویتی» است که قابلیتِ فریفتنِ آن‌ها را سلب کرده و مانع از حبس شدگی در چارچوبِ بزک‌شدگیِ ظاهری می‌شود. این کنشگریِ همه‌جانبه ، تبیین‌گرِ جایگاهِ محوریِ زن در کانتِکسِ جنگ است؛ جنگی که در آن، «صیانت از خیابان‌ها» و «تفسیرِ معنا» توسطِ او عملی تمدن‌ساز تلقی می‌شود. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
دکتر میثم مهدیار.ogg
زمان: حجم: 2.9M
🔻الگو‌واره‌های زن ایرانی 🎙 | دکتر میثم مهدیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی زینب(س) در ذهن و زبان انسان ایرانی زنده است؛ آن جملۀ طلایی «ما رأیت الا جمیلا» در موقعیتی که ۱۸ دسته‌گل از خانواده و اطرافیان را از دست داده است، یکی از ماندگارترین گزاره‌های حماسی و «زیبایی‌شناختی» دنیاست. زن‌ها ظاهرا در برابر داغ آسیب‌پذیرتر و شکننده‌تر باید باشند اما زینب با همه این خصلت‌ها و ویژگی‌های زنانه، این جمله به زبان می‌آورد. این حماسه‌سرایی‌ها و رجز‌خوانی‌ها و دلاوری‌هایی که زن‌ها از خودشان نشان می‌دهند، علی‌رغم اینکه بالاترین داغ‌ها را دیده‌اند و می‌توانند سوک را از یک داغ منفعلانه به حماسه تبدیل کنند، مدیون چنین تاریخ فرهنگی و اجتماعی است. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻 | صوت‌های اختصاصی اندیشه‌ورزان مهمان اقلیما از شروع جنگ رمضان تاکنون: 🔸۱.موقعیت زینبی 🔸۲.مدیریت زنانه در خیابان دکتر انسیه برومند‌پور 🔸۱.قدرت خون و غرق فرعون 🔸۲.خاندان برگزیده حجت‌الاسلام سید محمد شاه‌ابراهیمی 🔸فرعی‌ترین اصلِ واجب حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر 🔸فناوری بلدی انسانِ مجاهد حجت‌الاسلام حسین مهدی‌زاده 🔸زیستِ مقاومت جنگی حجت‌الاسلام محمد‌جواد تاکی 🔸زن و خیابان اکبر شهبازی 🔸قدرتِ نرمِ زن حجت الاسلام محمد‌رضا زائری 🔸الگو‌واره‌های زن ایرانی دکتر میثم مهدیار 🔸یادِ خونِ خدا حجت‌الاسلام دکتر حبیب‌اله بابائی 🔸مقاومت خانوادگی با محوریت زن و با طعم زندگی دکتر زهرا شریف 🔸️زن ایرانی و تکثیر شجاعت حریر عادلی 🔸️زنان و حماسه دکتر فریبا علاسوند 📝 مجله اقلیما | اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻دفاع زنانه مرضیه افضلی، دکترای جامعه شناسی فرهنگی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده 🔸️ جنگ پدیده ای با ماهیت مردانه است و زنان در جایگاه حاشیه ای نسبت به آن قرار می گیرند. زیرا زنان سهم جزیی از فعالیت در صحنه اصلی جنگ را دارند و بخش کمی از نیروهای نظامی را تشکیل می دهند، حتی در سرزمینهای اشغالی که خشونت و نظامی گری به تمامی افراد آموزش داده می شود، زنان حضور کمتری در عرصه نظامی دارند. در تعیین نسبت زنان و جنگ آنها در کنار کودکان به عنوان قربانی شناخته می شوند. در جایگاه ابژه خشونت قرار دارند و به صورت موجودی منفعل به آنها توجه می شود. این جایگاه در نگاه ماتریالیستی به زنان تعلق می گیرد که بر محور عقلانیت ابزاری قرار دارد. در حالی که در رویکردی که عقلانیت ارزشی بر آن حاکم است و به جهانی ماورای ماده اعتقاد دارد قربانی جنگ که دفاع از دین یا سرزمین و مقدس است جایگاه ارزشمندی پیدا می کند و زن منزلت شهید پیدا می کند. شهادت، مرگ در راه ارزش است و با مرگ معمولی تفاوت دارد در نتیجه مقوم ارزش است و بر عکس مرگ که پایان مسیر زندگی است و موجب فراموشی فرد است او را در اذهان زنده نگاه می دارد و در حیات اخروی جایگاه والایی پیدا می کند. این دو ویژگی مفهوم ترس از مرگ و قربانی شدن را از بین می برد و زن به جای احساس قربانی بودن، ضعف و گوشه نشینی به میدانی می آید که برای کنشگری او محیا شده است. این امر به ویژه در شرایطی تقویت می شود که میدان جنگ از عرصه زندگی روزمره افراد جدا نیست و همه افراد در هر مکانی امکان قرار گرفتن در معرض آسیب از ناحیه دشمن را داشته باشند. بنابراین فرصت شهادت علاوه بر نیروهای نظامی برای عموم مردم فراهم است و هر زنی می تواند به خیل شهدای راه حق بپیوندد. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که این ویژگی را دارا هستند فضای جنگ و ساخت مقاومت به گونه ای است که کنشگری زنان بسط یافته است و با آنچه در دفاع مقدس ۸ ساله اتفاق افتاده تفاوت پیدا کرده است، در دفاع مقدس زنان به صورت عمومی از مناطق جنگی دور بودند و در پشتیبانی از جنگ و تهیه اقلام مورد نیاز جبهه و در مناطق مورد هجوم در حوزه درمان و در موارد خاصی مثل رختشورخانه های بیمارستان فعالیت داشتند. در جنگهای اخیر زنان با زندگی در شهر در جنگ و مقاومت مقابل دشمن مشارکت می کنند. به این معنا که جنگ به زیست روزمره آنها وارد شده است و زندگی روزمره به بخشی از دفاع تبدیل شده است. درک این شرایط مشارکت در دفاع از بعد ذهنی در شکل گیری جامعه مقاوم و تداوم مقاومت در مقابل دشمن اهمیت بسیار بالایی دارد. چنانچه زنان خود را در جایگاه قربانی و نه مدافع وطن معنا کنند، اساس مقاومت نظامی در مقابل دشمن فرو می پاشد و بر خلاف آن مفهوم مقدس شهادت و مشارکت در دفاع پشتوانه ای گفتمانی برای تداوم فعالیت نیروهای نظامی است. فضای جنگ رمضان و بعد ترکیبی آن که احتمال جنگ شهری را افزایش می دهد، بستر مضاعفی برای عینیت یافتن مقاومت برای زنان که امکان مقابله نظامی با دشمن را ندارند فراهم کرده است، آن ها حضور در تجمعات شبانه را به عنوان مشارکت در میدان جنگ و خود را به مثابه نیروی انسانی که در مقابل نیروی دشمن ایستاده است معنا می کنند. بنابراین مقاومت برای زنان عینیت پیدا می کند و به صورت برجسته به جایگاه کنشگر فعال دست پیدا کرده اند. این امر ورود زنان از حاشیه به متن جنگ و دفاع را رقم زده است و نسبتی متمایز از آنچه معمول است با جنگ پیدا کرده اند. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایت‌های هژمونیک و آشکارگی تله‌های اندیشه مهدی حسین‌زاده یزدی، دانشیار دانشگاه تهران 🔁 مواجهۀ ما با جهان در عرصه‌ها و حوزه‌های گوناگون از دریچه مفاهیم است. این مفاهیم غالباً خنثی و بی‌طرف نیستند؛‌ بلکه به تعبیر فیلسوفان علم از نظریه‌ها، ارزش‌ها، پارادایم‌ها و ... باردارند. مفهوم، هر چند در ظاهر، تصوری بیش نیست که حکم و اذعانی به همراه ندارد، اما در باطن خود گاه گزاره‌های بیشماری را یدک می‌کشد. مثال دم‌دستی آن، مفهوم «آب» است که فهم آن به ساختار شیمیاییِ دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، پذیرش تمام جدول تناوبی عناصر شیمیایی را در خود نهان دارد. به عبارتی، تا این جدول اذعان نشود، فهم آب به این عناصر، بی‌معناست یا به عبارتی، توجیهی ندارد. اگر این جدول فروبپاشد، این فهم نیز از هم می‌گسلد. می‌توان این جدول و نظریاتی را که پیرامون آن سامان می‌گیرد، روایتی دانست که در رویارویی ما با اشیاء مادی، هژمونیک است. این مجموعه معرفت، شامل جدول تناوبی و نظریه‌های مرتبط با آن را می‌توان به مثابه یک «روایت» مسلط در نظر گرفت. این روایت، نحوه مواجهۀ‌ ما با اشیاء مادی و درک ما از آن‌ها را سامان می‌دهد و بر آن‌ها «هژمونی» می‌یابد؛ به عبارتی، بر درک ما از جهان مادی تسلط پیدا می‌کند و تعیین می‌کند که چگونه واقعیت را ببینیم و تفسیر کنیم. این روایت‌ها، که غالباً ناخودآگاه پذیرفته شده‌اند، چارچوبی را برای شناخت ما فراهم می‌کنند و بر نحوۀ درک ما از پدیده‌های پیرامونی تأثیر عمیقی می‌گذارند. با این توضیح، می‌توان گفت رویارویی ما با پیچیدگی‌های روابط بین‌الملل و نظم کنونی جهان در سیطره روایت‌های غالبی است که فهم و تفسیر ما را جهت می‌دهند. این روابط و نظم در قالب این روایت‌ها فهم می‌شود، اما نه به شکلی عینی و مستقل، بلکه از درون این چارچوب‌های روایی. اما باید توجه داشت، این روایت‌ها مصون از خطا و تردید نیستند؛ آن‌ها نیز مانند هر دستاورد بشری دیگری، باید در محکمه نقد حاضر شوند و از درستی خود دفاع کنند. جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، فرصتی بی‌نظیر را فراهم آورده است، برای به چالش کشیدن برخی از این روایت‌های هژمونیکی که در قالب مفاهیمی آشنا صورتبندی می‌شود. قبل از این جنگ برخی از این مفاهیم محل نزاع و اختلاف بودند، اما در سایه این جنگ تحمیلی، می‌توان به طور کاملاً ملموس و به مثابۀ سوژه‌ای کنشگر و درگیر، به این روایت‌های مسلط نگریست و از خود پرسید که آیا آن‌ها واقعاً منعکس‌کننده حقیقت هستند یا صرفاً افسانه‌ها، تله‌ها، فریب‌ها و ابزارهایی برای حفظ منافع قدرت‌های خاص. بر این باورم که تأمل در این مفاهیم، توصیف‌گری و روایت‌گری‌شان را زیر سوال می‌رود و آنها را به عنوان «تله»‌هایی برای اندیشه و اندیشیدن می‌شناساند. این تله‌ها سبب می‌شود، واقعیت واژگون به تصویر درآید. در اینجا و در مسیر گشودن روزنه‌ای به بحث‌هایی ژرف، برخی از این مفاهیم را که در پس پشت خود روایتی هژمونیک را باردارند، ذکر می‌کنم و توضیح و تفصیل آن را به مجال دیگری وامی‌گذارم: ۱. تلۀ جهان آزاد و بدون سانسور؛ ۲. تلۀ علمِ خنثی و بی‌طرف؛ ۳. تلۀ توسعه پایدار؛ ۴. تلۀ مسئولیت اخلاقی دولت‌ها؛ ۵. تلۀ حقوق بشر؛ ۶. تلۀ حقوق کودکان؛ ۷. تلۀ آزادی زنان و حقوق آنان ؛ ۸. تلۀ دموکراسی؛ ۹. تلۀ سکولاریسم؛ ۱۰. تلۀ نظمِ آمریکامحور جهان؛ ۱۱. تلۀ فرهنگ و تمدن برتر غربی؛ ۱۲. تلۀ مدرنیته‌ نجات‌بخش؛ ۱۳. تلۀ امنیت داده و حریم خصوصی؛ ۱۴. تلۀ دین‌گریزی و دین‌ستیزی مردم؛ ۱۵. تلۀ جهانی شدن؛ ۱۶. تلۀ برابری نژادی؛ ۱۷.  تلۀ شفافیت سیاسی؛ ۱۸. تلۀ اقتصاد آزاد و بازار رقابتی؛ ۱۹. تلۀ فردگرایی؛ ۲۰. تلۀ پایان استعمار؛ ۲۱. تلۀ انزوای کشورهایی غیرهم‌پیمان با غرب؛ ۲۲. تلۀ شرق عقب‌مانده؛ ۲۳. تلۀ خودبسندگی غرب؛ ۲۴. تلۀ سازمان ملل و قوانین بین‌المللی؛ ۲۵. تلۀ دولت‌های قانون‌مدار غربی. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻روایت زینبی از جامعه‌ی امروز بر دوش زنان حجت الاسلام مجید رحیمی، سردبیر نشریه خردورزی 🔸️ واقعه‌ای که روایت نشود چگونه در حافظه‌ی جمعی می‌میرد؟ روایت توصیفِ واقعه نیست. روایت تولدِ واقعه است. واقعه‌ای که روایت نشود، در همان لحظه‌ای که رخ می‌دهد می‌میرد و در اذهان دفن می‌گردد. ذهنِ انسان با رویدادهای خام زندگی نمی‌کند. با معنایی زندگی می‌کند که از رویداد می‌سازد. اگر این رخدادها معناسازی نشود، واقعه از دست رفته است. حتی اگر هزار نفر شاهدش بوده باشند. حتی اگر درد آن هنوز در سینه‌ها باشد. حتی اگر نامش در هر کتابی آمده باشد. آنچه امروز نیاز داریم، کلامی است که این لحظه را از «یک واقعه دردناک» به «یک نقطه عطف» ارتقا بدهد. روایتی که درد را از سینه به صفحه، و از صفحه به سند تبدیل کند. این خلأ، خلأ رسانه‌ای نیست که با ساختن یک کانال پر شود. خلأ ذهن است. خلأ آن نوع تفکری که هم درونِ واقعه باشد، هم بتواند از بیرون به آن بنگرد. هم داغ را از نزدیک‌ترین فاصله لمس کرده باشد، هم زبان را از داغ فراتر برده باشد. جوامعی که در بحران‌های بزرگ منسجم می‌مانند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند. زنانشان فعال، حاضر و دیده‌شده بوده‌اند. پس از از دست دادن شخصیت مرجع، جامعه دچار نوعی بی‌لنگری هویتی می‌شود و ناخودآگاه به دنبال منابع ثبات جدید می‌گردد. در این شرایط، آنچه بیش از هر چیز کمیاب است روایت و معناست، چرا که اشک بدون روایت، در همان چشمی که جاری شد، خشک می‌شود و تمام. کلامِ زینب در کوفه، در بازارِ شام، در برابرِ یزید، کلامِ کسی نبود که از بیرون برای مردم توضیح می‌دهد. کلامِ کسی بود که از درون برای تاریخ گواهی می‌دهد. آنجا که فقدان عمیق‌تر است، روایت اگر بیاید ریشه‌دارتر می‌شود، این الگو تکلیفی دینیِ صرف نیست. ظرفیتی شناختی است. ظرفیتی که اگر بیدار شود، مسیر وقایع را عوض می‌کند. میدان روایت، بطن زندگی این روزهای زنان جامعه‌ی ماست، و روایت چیزی فراتر از زندگی معمولی نیست. زن امروز دارد همان کاری را می‌کند که زینب(س) کرد. روایت می‌کند. نه از پشتِ تریبون. از دلِ زندگی. خانه میدان اوست. خیابان میدان اوست. رسانه، دانشگاه، محله، فرزند، مناسک، همه میدان اوست. و در هر میدان از دلِ درد، از دلِ حضور، از قلب زندگیِ معمولی می‌توان معنا ساخت و روایت کرد، شاید این روایت‌سازی ظریف‌ترین کار زنانه‌ی جامعه‌ی ماست، که از بافتارِ مردانه‌ی جامعه بر نمی‌آید. پژوهش‌های روایت‌شناختی و روان‌شناسیِ اجتماعی نشان می‌دهند که این ظرافت تصادفی نیست؛ ریشه در سه لایه‌ی عمیق دارد: نخست، تجربه‌ی زیسته‌ی متفاوت؛ زن حاضر میدان حساسیتِ ادراکیِ تیزتری پرورده و جزئیاتی را دیده که بازیگرِ اصلیِ صحنه از آن‌ها گذشته است. دوم، ساختارِ زبانیِ فرآیندمحور؛ روایتِ زنانه برخلافِ الگوی هدف‌محورِ مردانه که از رویداد مستقیم به نتیجه می‌رسد، در احساس، فضا و رابطه درنگ می‌کند و همین درنگ، معنا می‌آفریند. سوم، مسئولیتِ تاریخیِ حافظه؛ زن در اغلبِ فرهنگ‌ها نگهبانِ خاطره‌ی جمعی بوده، نه با قلم، بلکه با صدا و حضور، و این تمرینِ انباشته‌ی نسل‌ها، ظرافت را در ذاتِ روایتِ زنانه نهادینه کرده است. تجربه‌ی زیسته، منبعِ معرفتی است که هیچ استدلالی جایش را نمی‌گیرد. روایتِ زنانه از همین جنس است و این روایت ماندگار است. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
✳️اگر الگوی او زینب باشد مادر او، فاطمه‌ى زهرا (سلام ‌الله ‌علیها) هم زن دیگرى بود که مقامش از زینب کبریٰ هم بالاتر بود. اینها زنهاى الگو و نمونه‌ى اسلامند. زن امروزِ دنیا الگو میخواهد. اگر الگوى او زینب باشد و فاطمه‌ى زهرا باشد، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیارى در درک موقعیّتها، انتخاب بهترین کارها ــ ولو با فداکارى همراه باشد ــ و ایستادن پاى همه‌چیز براى انجام تکلیف بزرگى که خدا بر دوش انسانها گذاشته است. ۱۳۷۰/۰۸/۲۲ | 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻خیابان: صحنه‌ی زیست و تجلی سوژه‌ی انقلابی ۱ هاجر اخشیک، پژوهشگر اجتماعی 🔁 این روزها خیابان دیگر فقط معبر رفت‌وآمد نیست. خیابان، خود به میدانِ زیست بدل شده؛ میدانی که در آن، مردم نه تماشاگر، بلکه کنش‌گرند. شهر در لحظات سخت، از دل همین خیابان‌ها دوباره جان می‌گیرد، و معنای مقاومت، نه در شعار، که در حرکت‌های ریز و روزمره‌ی مردمان آشکار می‌شود. در این میدانِ زیست، سوژه‌ای خاص در حرکت است؛ همان سوژه‌ای که بر دوش او انقلاب اسلامی شد و از درون آن انقلاب زاده شد. این سوژه در جریان انقلاب بیدار شد، مسئولیت اجتماعی گرفت، به میدان‌های اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی پا گذاشت و بار ساماندهی جامعه را بر دوش گرفت. نهادهایی مانند کمیته‌ی انقلاب، جهاد سازندگی، سپاه، کمیته امداد و بسیج زاده‌ی همین حضور و همین منطق کنشگری بودند — صورت‌های نهادمندِ عقلانیت تکلیف‌مدار در برابر منطق بوروکراتیکِ عقل ابزاری که از دنیای وبر به ارث رسیده است. این حضور مداوم، صورت تازه‌ای از عاملیت انسانی را آشکار کرده؛ مفهومی که می‌توان آن را سوژه‌ی انقلابی نامید. و در هیچ‌کدام از نظریات جامعه‌شناختی، جایی برای سوژه‌ای که از دل ایمان، تکلیف، و حضور روزمره برمی‌خیزد، وجود ندارد. سوژه‌ی انقلابی اما دقیقاً در همین خلأ نظری ظهور می‌کند؛ نه تابع نظم بوروکراتیک است، نه محدود به عقلانیت ابزاری. سوژه‌ی انقلابی در لحظه‌ی ظهور خود نه صرفاً شوریده یا احساساتی است، بلکه عقلانی‌ست در منطق خویش؛ عقلانیتی جهادی، وظیفه‌محور و موقعیت‌سنج، که کنش را از فهم وظیفه می‌زاید نه از محاسبه‌ی سود. این عقلانیت برخلاف عقلانیت ابزارگرای مدرن، به سمت انجام تکلیف و خلق معنا در عالم اطراف خود پیش می‌رود. امروزه، تداوم این عقلانیت را می‌توان در کنشگران جامعه مشاهده کرد؛ کسانی که در شرایط بحرانی و در مواجهه با تهدیدهای گوناگون، در بطن زندگی روزمره و در دل جامعه حضور دارند. ماندن، مقاومت در برابر سختی‌ها و ادامه‌ی زندگی، همگی از احساس تکلیف و تشخیص موقعیت‌سنجی این افراد نشأت می‌گیرد. این سوژه، برخلاف تصور رایج یا الگوهای مرسوم کنشگری که فرد را در صورت ترس از جنگ یا سختی، به پناهگاه یا ترک وطن سوق می‌دهد، ضد عقل نیست؛ بلکه دارای عقلانیت خاص خود است: عقلانیتی مبتنی بر تشخیص تکلیف در بحبوحه‌ی بحران. به عنوان مثال، زنی که بر روی ویلچر، با پرچم ایران در میدان تجریش حاضر می‌شود، ضرورت حضور را مهم‌تر از راحتی جسمانی خود تشخیص داده است. زوج جوانی که با ون، چای و شیرینی برای رهگذران پخش می‌کنند، عملشان فراتر از فراهم کردن “رفاه عمومی”، کسب “سرمایه اجتماعی” یا “کنش خیریه‌ای” در منطق جامعه‌شناسی است؛ این عمل، استمرار روح تکلیف را نشان می‌دهد، قلمرویی که نظریه‌ی جامعه‌شناسی هنوز زبان دقیقی برای توصیف آن ندارد. خانواده‌ای چهار نفره پیاده در خیابان حضور خود را به نمایش می‌گذارند و فرزندانشان را در متن حضور جمعی تربیت می‌کنند. این عمل تبدیل به یک “عملی انقلابی” شده است؛ آموزش مسئولیت و زیستن در میدان، از سنین کودکی، بخشی از تکلیف انقلابی آن‌هاست. همچنین، زن نقاش کم‌حجابی که با جعبه آبرنگی در دست پرچم ایران را بر صورت‌‌ها ترسیم می‌کند. همگی این‌ها، جلوه‌هایی تازه از ظهور “سوژه‌ی انقلابی” در میدان زیست معاصر هستند. حضورشان نه از میل به نمایش، بلکه از درک لحظه‌ی مسئولیت نشأت می‌گیرد: عقلانیتی عملی که از ایمان و تشخیص موقعیت تغذیه می‌کند. (ادامه دارد...) 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag