و ناگهان اول مهر نوبت تو میشود که دوباره سرود ملی را با صدای بلند بخوانی، گویی که هرگز ۹ اسفند در حیاط مدرسه با صدای بمب ها فریاد شادی سرنکشیدی
؛
اگه شما میدونستید با خانوم سه ساله
چجوری میشه زندگی رو بُرد ،
ثانیهای دست ازش برنمیداشتین ..
حُب خانوم ؛ معجزه آوره ، به والله معجزه آوره
چجوری میشه نفس کشید درحالی که
دیوونه این خانوم نبود ؟
کاش تا "یار پسندید مرا" از مد نیوفتاده یه اتفاقی تو زندگیم بیوفته که خودم یا رفیقام باهاش ادیت بزنیم
. اِرمیا .
خوش به حال زمان که صاحبش تویی
بزرگترین حق الناسی که به گردن ماست و به روی خودمونم نمیاریم غربت و اشکای آقای غریب ، حجت خدا پسر زهرا ، مهدی فاطمست !
ولی اونجایی که شاهزاده رضا پهلوی تو سازمان ملل باشکوه و جبروت سخنرانی کرد و دیدین؟!
منم ندیدم
. اِرمیا .
بابا این چهوضعیه کاش جمع کنم برم کربلا
همه امیدم به اینه که
دوباره بیام روبه رو مشکُ
بگم ؛ الان دقیق روی پلههام
روبهرو مشکم ؛ در اومد اشکم..