کسانی هستند که بودنشان، دنیا را برایمان موجه میکند و همین که نفس میکشند یعنی زندگی جریان دارد.
_آلبر کامو
دور از تو آنچه سمتِ چپِ سینهی من است
دل نیست بلکه موزهی دردِ معاصر است
- احسان پرسا
تو سکوت میکنی و فریاد زمانم را نمی شنوی!
یک روز… من سکوت خواهم کرد؛
و تو آن روز…
برای اولین بار مفهوم “دیر شدن” را خواهی فهمید
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود
گفته بود
« مدتی میروم ، شاید دلتنگت شوم ، شاید بازگردم….»
و مـن !
با حماقتـی که اسمش را عشق گذاشته بـودم ،
باور کردم که بعضی رفتنها ، بیبرگشـت نیستند :(((
گفت آروم و ساکت شدی!
گفتم که "ما لا یُحکی، یُبکی"
"آنچه گفته نمیشود، اشک میشود."
منم این روزا بجای خودم، چشمام حرف میزنن.
بلند و طولانی. رسا و بیوقفـه.