🖋 ایزوتسو معتقد است قرآن کریم توانست یک انقلاب فکری و فرهنگی بسیار عظیم در مردم شبه جزیره عربستان ایجاد کند؛ اما نکته مهم آن است که این کار را از طریق ارائه یک نظام معنایی جدید انجام داده است.
او توضیح می دهد که قرآن کریم برای ارائه نظام معنایی جدید خود به هیچ وجه از واژه های جدید استفاده نکرد؛ بلکه مفهوم و معنای همان واژگانی که در فرهنگ عربی وجود داشت را آرام آرام تغییر داد.
از نظریه ی او یک نتیجه بسیار مهم می توان گرفت: اگر معانی کلمات تغییر کنند فکر، فرهنگ و همه چیز یک جامعه عوض خواهد شد و اساسا جامعه ی جدیدی شکل خواهد گرفت.
#شخصیت_شناسی
#زبان_شناسی_مدرن
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 حال پرسش مهم اینجاست: آیا اسلام تنها مکتبی بوده که از ظرفیت کلمات برای ایجاد تغییرات فرهنگی بزرگ استفاده کرده است؟!
پاسخ منفی است!
تمدن غرب مدرن نیز توانست از همین طریق - یعنی تغییر معانی کلماتی که در میان مردم وجود داشته است - خود را به طرز عجیبی گسترش داده و مسلط نماید.
#غرب_شناسی
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
علیرضا ادیب بهروزامتداد-قسمت2.mp3
زمان:
حجم:
26.2M
🔈 #پادکست_امتداد | #نقش_روحانیت_در_جنگ
📍قسمت دوم
🎙محمدجواد محمودی
🎙علیرضا ادیب بهروز
ارتکاز | علیرضا ادیب بهرز
🖋 دوره سطح عالی رو در یکی از مراکز فقهی خوب قم گذروندم که بسیاری از اساتید برجسته فقه و اصول قم در اون حضور داشتند و تدریس می کردند.
با وجود اون همه استاد برجسته کلاس یکی از اساتید خیلی بیشتر برام مفید واقع شد و من را از همه بیشتر به خودش جذب کرد.
با وجود اینکه فقط هفته ای یکساعت با اون استاد کلاس داشتیم اما مطالبش به قدری راهبردی بود که نگاهم رو به فقه عوض کرد و باعث شد رویکرد جدیدی در فهم مسائل فقهی پیدا کنم.
#حوزه_علمیه
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 چندین سال گذشت و قرار شد در درس خارج حاج آقای مفیدی شرکت کنم؛ متوجه شدم استادمون از شاگردان برجسته حاج آقای مفیدی هستند.
همون روز اول با استادمون تماس گرفتم تا هم مشورت کنم و هم ازشون درخواست کنم کنار درس حاج آقای مفیدی یک کلاسی شبیه مشاوره یا راهنما برامون بذارند.
استاد هم گفتند اتفاقا از همین امسال می خوان چنین درسی شروع کنند و قرار شد من هم شرکت کنم.
#حوزه_علمیه
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 جلسات اول چندین نفر بودیم اما رفته رفته طبق روال درس های آزاد و غیر رسمی جلسه آب رفت و فقط من و یکی از دوستانم در کلاس باقی ماندیم.
با این وجود استاد بزرگواری کردند و بدون اینکه تعداد براشون اهمیتی داشته باشه کلاس رو ادامه دادند.
استادمون در کنار اون درس یک درس اصول هم به عنوان حاشیه ای بر کفایه شروع کرده بودند که در حقیقت درس خارج بود. بعد از مدتی در اون درس هم شرکت کردم.
الان که مدتی گذشته گاهی اوقات محتوای درس استاد رو با برخی از اساتید معروف و شناخته شده خارج اصول مقایسه می کنم و می بینم از جهاتی چقدر از درس های معروف قوی تر هست.
با این وجود استاد بزرگوار متواضعانه این درس رو فقط برای دو شاگرد تدریس می کنند و راضی نیستن جایی اسمشون برده بشه؛ برای همین هم در این متن اسمی از ایشون نبردم.
#حوزه_علمیه
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 من بدون تعارف عاشق حوزه علمیه هستم! نمی دونم اگر حوزه نبود چیکار می خواستم بکنم. احتمالا در هیچ فضای دیگه ای نمی تونستم استقرار پیدا کنم.
چیزهای زیادی در حوزه هست که باعث میشه انقدر دوستش داشته باشم؛ اما یکی از مهم ترین هاش وجود همین اساتید هست.
اساتیدی که کوه علم هستند اما متواضعانه برای شاگردان کوچک وقت می گذارند. نه دنبال پول هستند و نه اسم و رسم و عناوین مادی براشون اهمیت داره.
از اینکه آقای دکتر خطابشون نکنی ناراحت نمی شوند. کلاس نمی ذارند. قیافه نمی گیرند. و جوری متواضعانه رفتار می کنند که هر کس از بیرون نگاه می کنه فکر می کنه واقعا هیچ چیز بلد نیستند.
#حوزه_علمیه
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 در زبان شناسی مدرن سه دیدگاه عمده در باب نسبت میان «مؤلف»، «متن» و «خواننده» وجود دارد:
1- دیدگاه مؤلف محور (قصدگرایی): این دیدگاه معتقد است کار خواننده صرفاً کشف قصد مؤلف و معنایی است که او اراده کرده است.
2- دیدگاه متن محور: طبق این دیدگاه خواننده با قصد مؤلف کاری ندارد، بلکه با خود متن کار دارد. طبق این دیدگاه یک متن می تواند جلوتر از مؤلف باشد و در نتیجه مشتمل بر معانی باشد که اصلاً مؤلف آن ها را قصد نکرده است؛ لذا خواننده در حقیقت باید قصد خود متن را کشف کند، نه اینکه قصد مؤلف را کشف کند.
3- دیدگاه خواننده محور (هرمنوتیک فلسفی): طبق این دیدگاه خود متن حالت ساکت و نامتعین دارد و این ذهنیت خواننده و اطلاعات او است که به متن معنی می دهد.
#زبان_شناسی_مدرن
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 دیدگاه اول همان دیدگاه سنتی رایج در حوزه های علمیه است که به نظرم تنها دیدگاه قابل دفاع باشد.
همه ما وقتی با یک متن یا گفتار شفاهی مواجه می شویم به دنبال کشف مقصود گوینده از آن هستیم.
بنابراین اینکه متن حامل معانی مراد گوینده است و هدف اصلی نیز کشف همین معانی می باشد امری کاملا فطری و عقلایی است و از اینجا ناشی می شود که ما اساسا زبان را برای انتقال معانی مقصود خود به کار می بریم.
#زبان_شناسی_مدرن
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 دیدگاه دوم این مسئله را به درستی متوجه شده که ممکن است متن معانی داشته باشد که خود مؤلف به صورت خودآگاه متوجه آن ها نبوده و آن ها را اراده نکرده نباشد.
اما مشکل آن است که چنین معانی را از مؤلف جدا و به خود متن نسبت می دهد.
به نظر می رسد این معانی (همانند دلالت های التزامی و لوازم بعیده کلام) نیز در حقیقت معانی مقصود و مراد گوینده هستند اما گوینده به طور تفصیلی به آن ها توجه نداشته است.
در حقیقت این ها معانی هستند که گوینده ناخودآگاه آن ها را اراده کرده است.
به همین خاطر است که در بحث های فقهی و حقوقی چنین لوازمی را به خود گوینده نسبت می دهیم و بر آن آثار بار می کنیم. مثلا افراد را بر همین اساس مجازات می کنیم.
#زبان_شناسی_مدرن
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز