"التیامِ زخمهام"
ناهار قرمه سبزی درست کردم، بابابزرگم و دعوت کردم خونمون🥹🎀
بندخدا تنها بود تو خونه..
مامانبزرگمم دیگ پیشش نیست،
حس کردم اگ بیاد خونه ما بهتر میشه حالش(:
خسته ام . . .
از هر آنچه که مرا ،
وصلِ این دنیا نمود ؛
دلم حـال و هوای جمعِ
شهیدان را میخواهد . . . ! (: 💔
ترجیح میدم با افرادی بگردم که حرفِ دهنشونو میفهمن، نه اونایی که هیچی تو دلشون نیست😊.