6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار بیست و پنجم؛
🔹 «ما و حجاب معاصرت»
♦️ امیررضا مافی
🔸ما امروز بعد از جنگ ۱۲ روزه دچار حجاب معاصرتیم.چ و در این جنگ به لحاظ هویتی، ماهوی و وجودی در نزاع با تمدن مهاجم غربی هستیم. این تمدن مهاجم غربی از هر وجهی میخواهد ما را مضمحل کند.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار بیست و ششم؛
🔹 «مردم تعیینکننده نتیجه جنگ»
♦️ مهدی اکبری گلزار
🔸یکی از بهترین پارامترهای سنجش جنگ و سنجش پیروزی یا شکست در نبرد، سنجش اجتماعی مردمیست که زیست روزمرهشان با جنگ گره خورده است.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار بیست و هفتم؛
🔹 «هنر خاورمیانهای و ابژهسازی کشتار»
♦️ محمدعلی روزبهانی
🔸آنچه پیش از هر اقدام نظامی، جنایت علیه بشریت را برای انسان غربی ممکن و آسان می سازد، نشانهگذاری زیباییشناسانه انسان ایرانی به مثابه ابژههای مشروع برای کشتار است. این کاشت ذهنی را هنر خاورمیانهای بر عهده دارد.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار بیست و هشتم؛
🔹 «سکوت سخن؛ داستان یک غیبت پر هزینه»
♦️ محمدقائم خانی
🔸برای اینکه اتفاق تبدیل به داستان شود و وضع دراماتیکی پیدا کند، هم کنش نیاز دارد و هم سخن.
در جنگ اخیر، ما در سمت ایران کنش داشتیم اما به جز دو سه صحبت رهبر انقلاب، هیچ گفتاری درباره ماجرای ایران که بتواند فراگیر باشد، نداشتیم. به همین دلیل، قصه و درامی را تاکنون به وجود نیاوردهایم.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار بیست و نهم؛
🔹 «هدیهای که خدای جنگ به ما داد»
♦️ محمدرضا شفاه
🔸 یکی از معجزات این جنگ این بود که معلوم شد آن ایران باستان به معنای حقیقی کلمه و آن هویت ملی ما، چقدر منطبق بر هویت معنای ایران اسلامی است و چقدر با هم آمیختهاند.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
🌕 از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون
🖋سینا کلهر
🔻استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه... اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که هر روزه از غزه میرسند؛ اخباری که استخوان را میسوزانند و چشم را طاقت دیدنشان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران از بمباران که حتی برای دفنشان خاکی نمانده. ما، تماشاگرانی بیدفاع، در حلقهی اخبار ایستادهایم و تنها کاری که از دستمان برمیآید، آهیست در دل یا گریهای در خلوت یا فرار از اخبار و عکس ها تا روان مان بیش از این از هم فرونپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسانبودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برایمان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، میتوانیم اندکی از شرمساریمان را فرو بنشانیم./
متن یادداشت:
https://eitaa.com/esharat_57/164
#سینا_کلهر
➕ @esharat_57
🌕 از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون
🖋سینا کلهر
🔻استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه... اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که هر روزه از غزه میرسند؛ اخباری که استخوان را میسوزانند و چشم را طاقت دیدنشان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران از بمباران که حتی برای دفنشان خاکی نمانده. ما، تماشاگرانی بیدفاع، در حلقهی اخبار ایستادهایم و تنها کاری که از دستمان برمیآید، آهیست در دل یا گریهای در خلوت یا فرار از اخبار و عکس ها تا روان مان بیش از این از هم فرونپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسانبودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برایمان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، میتوانیم اندکی از شرمساریمان را فرو بنشانیم.
چه کسی فکر می کرد که روزی جهان به نقطهای برسد که آخرین سنگر انسانبودن، گرسنگی دادن به خویشتن برای دفاع از مظلوم شود؟ که آخرین تلاش بشر برای ماندن در مدار انسانیت، امساک از خوردن باشد؟
ما به ژرفای استیصال و ناتوانی سقوط کردهایم؛ چنان که گویی تنها امکان یاریرساندنمان، همدردی از راه بینان ماندن است. یک سال و اندیست که جهانی با نزدیک به هشت میلیارد شاهد، تماشاگر مردمیست که هر روز کشته میشوند، خانههایشان زیر خاک میرود، کودکانشان بینان میمانند، و هنوز نه جنایت متوقف شده و نه جنایتکاران شرم کردهاند؛ بلکه برعکس، اینان امروز خود را مستحق جایزه صلح میدانند!
وه که چه جهان مشمئزکنندهایست! و انسان، چه سطحی از رذالت را تجربه میکند. "نا-انسان" ظهور کرده و در اوج قدرت است؛ هیولایی با نقاب تمدن، که به خونخواری و کشتار فخر میفروشد؛ و در برابر او، بازماندهی انسان، مستأصل و مفلوک، تنها تماشاگر مرگ تدریجی همنوع خویش است.
صفحهای دیگر از ننگ دارد بر پردهی تاریخ حک میشود؛ و این بار، نهفقط عاملان، که ساکتان و تماشاچیان نیز، همه در این جنایت سهیماند.
چنان عطش زندهماندن و میل به دوام این دوزخِ بیمعنا، در جانها ریشه دوانده که حتی "فکر" مبارزه، دعوت به خیزش، یا جنگ برای عدالت، ناممکن شده است؛ از ترس آنکه مبادا آرامشمان بر هم بخورد، مبادا بمبی بر سرمان فرود آید، مبادا با مرگ مواجه شویم.
ملت ایران اما در این میانه، سرافراز ایستاده است؛ تنها ایستاده، تنها هزینه داده، تنها بیش از هزار تن از بهترین فرزندانش را به این راه تقدیم کرده است. نه ساکت ماند، نه نظارهگر. برخاست، فریاد زد، جنگید. و باز هم دریغ که این ایستادگی، نتوانست جلوی نسلکشی را بگیرد.
تشت رسوایی تمامی ادعاهای اخلاقی و فلسفی غرب، مدتهاست فرو افتاده؛ بیآبروییِ تمدنی که مدعی انسانگراییست، اکنون عیان است. اما چه ارزش دارد زمانی که در آن گوشهی فراموششدهی جهان، در آن باریکهی غریب، مردمی هنوز از گرسنگی میمیرند، از بمباران کشته میشوند، و حیاتشان لحظهبهلحظه به ویرانی نزدیکتر میشود.
این است فرجام آن بهشتی که انسان میخواست بر زمین بنا کند. همان مدینهی فاضلهای که عقل نوین، در سودای ساختنش، از سنت برید و از آسمان روی برتافت. همان جهانی که علم، ابزارهایش را ساخت؛ تکنولوژی، پیاش را ریخت؛ و عقل مدرن، درهایش را گشود؛ جهانی که قرار بود عدالت را نهادینه کند، کرامت را پاس دارد، و آزادی را به کف هر انسان بنشاند.
رویای انسانی که با بیکن آغاز شد، با دکارت سامانی یافت، در کانت و هگل اوج گرفت، و در نیچه و هایدگر شک کرد و فرو ریخت. اکنون، همین عقلِ مدرن، با همان ابزارهایی که قرار بود عدالت را ممکن سازند، نسلکشی را مدیریت میکند؛ انسانکشی را توجیه میکند؛ و با افتخار، بر ویرانههای اخلاق، پرچم "صلح" برمیافرازد.
بهشت زمینیِ موعود، سرانجام در هیأت دوزخی پدیدار شده است که تاریخ نظیرش را ندیده بود. نه در آشوویتس، نه در هیروشیما، و نه در رواندا. اکنون این دوزخ، نه از دل بربریت، که از دل عقلانیت برآمده است؛ و این، فاجعه را ژرفتر، و شر را ساختاریتر کرده است.
مدرنیتهای که قرار بود طرحی نو دراندازد و جهانی نو بسازد، ناتمام ماند؛ و اکنون نیمهکاره، نیمهجان و نیمهانسان، در میدانهای جنگ و محاصره، و بر تنهای بیجان کودکان، خود را تمام کرده است. پروژهی کنشهای ارتباطی آزاد و گفتوگوی عقلانی که هابرماس نویدش را میداد، در برابر اولین قتلعام، به سکوتی مرگبار فرو رفت. و اکنون، این صحنهی تاریخ است که همهی این ناکامیها و نیرنگها را با وضوح تمام به نمایش گذاشته است.
#سینا_کلهر
➕ @esharat_57
هدایت شده از پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار سیام؛
🔹 «تهران؛ زشت دوستداشتنی»
♦️ صادق لطفیزاده
🔸 ظرفیتها و برگ برندههای انسانی در ایران وجود دارد، که مزیت نسبی او در مواجهه با جهان است.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]
🌕بحران آب مساله ای سیاسی-مدیریتی یا معرفت شناختی؟!
🖋میثم مهدیار
https://eitaa.com/esharat_57/168
#آب
#بحران
#مدیریت_منابع
#توسعه
#میثم_مهدیار
➕ @esharat_57
🌕بحران آب مساله ای سیاسی-مدیریتی یا معرفت شناختی؟!
🖋میثم مهدیار
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا بخصوص اصحاب علوم انسانی و اجتماعی به مدیران و یا سیاست و دولت و یا حتی مصرف مردم مانع حل بحران شده در حالیکه به نظرم بخش عمده مساله "معرفت شناختی" است.
2- بخش عمدهای از آسیبهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران ناشی از بحران آب بوده است: بحران آب مهاجرتهای گسترده در درون فلات ایران را رقم زده و به تبع آن حاشیه نشینی، فقر و دیگر آسیبهای اجتماعی و فرهنگی شیوع پیدا کردهاند.
3- در تحلیل چنین بحرانهایی جامعهشناسان تلاش میکنند خود را به عنوان یک داور بیطرف تصور کنند و معمولا سویه انتقاداتشان عمدتا به سمت عملکرد سیاسی حکومت، دولتها و یا اقتصاد سیاسی پیمانکاران فنی و مهندسی و برخی اوقات نیز «فرهنگ عمومی» جامعه در مصرف آب بوده است. معمولا هم راهحلهای ساده سازانه این طیف سیاستزده به ایجاد بازار آب و کالایی کردن آب ، طرح نکاشت و یا برساخت مفاهیمی مثل آب مجازی و... ختم شده است.
4- مهمترین عامل بحران آب در کشوری چون ایران را «سندروم ماموریت هیدرولیک» عنوان کردهاند. این سندروم به شیوع رویکرد «سازه محوری» در مدیریت منابع آب همچون تاسیس و استفاده گسترده از سدهای بتنی، کانالهای بزرگ انتقال آب و حفر چاههای عمیق و ... ارجاع دارد.
اما این سندروم از چه زمانی در ایران شایع شد و چه گفتمانهای دانشی و معرفتی آن را پر و بال و توسعه دادند. از جهت سیاسی شروع این سندروم به دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی برمیگردد که طرحهای اصل چهار ترومن و اصلاحات ارضی در ایران اجرا شد. اما اجرایی شدن این طرحها و تداوم آنها بدون زمینههای معرفتی و پشتوانههای نظری ممکن نبوده است.
5- همانطور که در رساله دکتری نشان دادهام دانش جامعهشناسی و گفتمانهای مختلف آن از چپ و لیبرال گرفته تا اسلامی سازی، خود از بانیان وضع موجود بحران آب در کشورند و برای همین نمیتوانند داوری بیطرفانهای داشته باشد و از «حکمرانی خوب» و یا «عقلانیت توسعه» دم بزنند. از همان اولین متون جامعهشناسی در ایران (کتابهای آریانپور و یحیی مهدوی و ...) که توسعه و پیشرفت مساوی با تسلط تکنیکی بر بوم و اقلیم ایران در نظر گرفته شده تا همین متون اخیر که برخلاف عنوان پر طمطراق «توسعه پایدار» شان از اشاعهگرایی تکنولوژیکی و عقلانیت اروپامدارانه برای حل مسائل یاری میطلبند، جای خالی توجه به بوم و اقلیم تاریخی و فرهنگی ایران دیده میشود.
6- برخی از این گفتمانها همچون گفتمان تاریخی استبداد ایرانی که در ۸ دهه گذشته گفتمان غالب جامعهشناسی در ایران بوده (و البته هنوز نیزهست) نه تنها بیتوجه به بوم بلکه حتی ضد بوم و اقلیم ایران بودهاند. عمده کارکرد این نظریه تاریخی و گفتمان که اشراب کننده نظریات توسعهای همچون نوسازی (مدرنیزاسیون) در ایران بوده قرار دادن بوم و اقلیم و طبیعت ایرانی در مقابل توسعه و تجدد بوده است. مثلا هماکاتوزیان یکی از اصلیترین مروجان نظریه استبداد ایرانی «بوم و اقلیم ایران» را پایهای ترین عامل تضاد دولت و ملت و مانع شکلگیری انباشت و توسعه در ایران در نظر گرفته و این انگاره در دهههای اخیر در قلمروهای مختلف جامعهشناسی سیاسی، فرهنگی و توسعه در ایران به عناوین مختلف بازتولید و به یک انگاره غالب و هژمون تبدیل شده است.
7- در واقع سنت زدایی و بی اعتبار کردن قرنها دانش بومی مدیریت منابع آب در ایران و زمینه سازی برای اشاعهگرایی و ترجمه گرایی غربی در قالب تقابلهای دوگانهای چون «سنتی/مدرن» و مفاهیمی چون « جامعه در حال گذار»، «توسعه سیاسی» ، «خلقیات منفی ما ایرانیان» و... وحتی [تلقی غیر بومی از] «توسعه پایدار» از مهمترین کارکردهای این گفتمان و نظریه تاریخی بوده است.
در واقع در این گفتمان هژمون "بوم ایران" مهمترین مانع توسعه بوده است و قاعدتا هر نظریه توسعه ذیل این گفتمان تاریخی هژمون در علوم انسانی و اجتماعی ما باید از مسیر غلبه یا دور زدن بوم ایران طرح میشده است. حتی برخی چارچوب های توسعه پایدار هم ذیل همین نظریه طرح شده اند.
اصل چهار ترومن و اصلاحات ارضی به عنوان نمودهای اصلی «سندروم ماموریت هیدرولیک» که نقش عمدهای در تخریب قناتها و کاریزها و دانشهای سنتی مدیریت منابع آب و کشاورزی و دامپروری در ایران داشتند در چنین زمینه معرفتی، توسط عاملیتهای توسعه در ایران دوران پهلوی امکان اجرایی شدن یافتهاند.
8- دیگر گفتمانهای جامعهشناسی از جمله چپ یا گفتمان اسلامی سازی اگرچه همچون گفتمان استبداد تاریخی غالب و هژمون نبودهاند اما به سهم خود بواسطه بیتوجهی به مساله بوم و تاریخ و فرهنگ ایران، در تداوم سندروم ماموریت هیدرولیک در ایران در دهههای اخیر نقش داشتهاند.
#میثم_مهدیار
گفتمان تاریخی چپ بواسطه تقلیلگرایی اقتصادی و گفتمان اسلامیسازی به خاطر رویکرد غیر تاریخی و ذهنگرایی حاکم بر آن اگر نگوییم ضد بوم ولی حتما غیر بومی بودهاند.
9- سندروم ماموریت هیدرولیک اگرچه از دهه ۳۰ و با عاملیت پهلویها شروع شد اما در جمهوری اسلامی نیز با قدرت و قوت تداوم یافته است. از علوم انسانی مدرن تا گفتمانهای حاکم بر حوزههای علمیه همگی یا در خصومت با بوم و یا نسبت به آن بیتوجه بودهاند.
سیاسی کردن بحران آب یا راهکارهای بازارگرایانه در حالیکه اساسا یک مساله معرفت شناختی است آن هم توسط اصحاب علوم انسانی و اجتماعی خود نشان از بحران این دیسیپلینها در جامعه ما دارد.
#آب
#بحران
#مدیریت_منابع
#توسعه
#میثم_مهدیار
➕ @esharat_57
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 گفتارهای جنگ و وطن
🔻 گفتار سی و یکم؛
🔹 «آیین شرافت در آیینهی جنگ»
♦️ محمود حبیبی کسبی
🔸 انسان امروز ایرانی، عاشورا و کربلا را به عنوان سرمشق مذهبی و نبردهای شاهنامه را به عنوان آیینه هویت ملی پیش روی خودش قرار داده است. به عبارتی، شیر خدا و رستم دستانی که مولوی آرزو میکند را فراخوانی کرده است.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله] | [ایتا]
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی]