eitaa logo
اشارات
2.7هزار دنبال‌کننده
157 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕نقطه صفر استقرار؛ نشانه‌شناسی تحول و امید در اولین بیانیه رهبر جدید انقلاب در بزنگاه‌های تاریخی، کلام رهبران نه فقط حامل پیام، بلکه بخشی از خود صحنه واقعه است. نخستین پیام رسمی رهبری جدید انقلاب در شرایطی صادر شد که کشور میان دو کشش قدرتمند سوگ فقدان و اضطراب جنگ قرار داشت. این نوشتار با هدف واکاوی لایه‌های پنهان این پیام، به دنبال تحلیل ظرفیت‌های گفتمانی این پیام جهت اثرگذاری در جذب نسل‌های نوظهور و جریان ملی‌گرای وطنی و از سوی دیگر امکان‌یابی استخراج نقشه راهی است که کشور را از تله بحران به سوی امکان‌پذیری آینده‌ای امیدبخش هدایت می‌کند. *تصویر رهبر صادق:* عبارت‌ «از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجه رای مطلع شدم»، قدرتمندترین نشانه برای این نسل است. این روراستی، صراحت و صداقت، اولین توجه‌بخشی برای جلب اعتماد نسلی است که از پنهان‌کاری بی‌زار و به دنبال شفافیت حتی در عالی‌ترین سطح حکمرانی است.    *هم‌سرنوشتی با مردم:* اشاره پر احساس و لطیف به شهادت همسر، خواهر و طفل خردسال، فاصله ذهنی میان وضعیت زیست حاکم و مردم را از بین می‌برد و بدان معناست که شخص اول نظام خودش هزینه جنگ را در شخصی‌ترین لایه زندگی‌اش پرداخته است. این هم‌سرنوشتی، پیوند عاطفی عمیقی با جامعه ایجاد می‌کند و ایشان را از برای نسلی که دنبال قهرمان است یک مقام رسمی به یک هم‌سنگر تبدیل می‌کند. *تبدیل شخص رهبر با شبکه رهبری:* ایشان با استناد به آیات الهی تاکید می‌کند که اگر نعمتی سلب شد، نعمتی بزرگتر (حضور آگاهانه مردم) جایگزین شده است. این یعنی در اندیشه سیاسی رهبر جدید، خاستگاه حقیقی قدرت نه فرد حتی در تراز رهبری، بلکه شبکه‌ای از آحاد مردم است که در مقاطعی می‌تواد سکان اداره کشور در تراز رهبری را در دست بگیرد. این عالی‌ترین سطح آینده‌پردازی برای یک نظام اجتماعی و متعالی‌ترین نصاب برای اثبات یک سیستم تاب‌آور است. *عمومی‌سازی دکترین امنیت ملی:* تهدید به گرفتن غرامت مالی از دشمن و تبیین صریح و گام به گام آن در یک پیام عمومی، امنیت و بازدارندگی ملی را از یک مفهوم انتزاعی به یک معادله اقتصادی تبدیل می‌کند. این پیام قابل فهم توسط عموم جامعه می‌گوید که هرگونه تجاوز احتمالی به ایران هزینه مالی سنگینی برای دشمن خواهد داشت. *بازتعریف ایران به عنوان خط قرمز مطلق:* اشاره صریح به مقابله با توهم تجزیه ایران در بخش مربوط به رزمندگان، مستقیما دغدغه‌های طیف ملی‌گرا را هدف قرار می‌دهد. *دکترین عزت شهروندی:* اینکه رهبری جدید اعلام فرمودند هر عضوی از ملت که شهید شود، موضوع مستقلی برای انتقام است، برای جامعه ایرانی با رویکردهای ملی‌گرایی به معنای توجه ویژه به جان تک تک شهروندان است. تفسیر این پیام آن است که حاکمیت در کنار بقای ایدئولوژیک، خود را موظف به صیانت از جان تک‌تک شهروندان ایران می‌داند. *ایران قدرت‌آفرین در منطقه:* در مخاطبه با کشورهای منطقه، تاکید بر اینکه آن‌ها باید از رفتار تحقیرآمیز جبهه کفر رها شوند، با روحیه استقلال‌طلبی ملی‌گرایان همخوانی دارد. این پیام را منتقل خواهد کرد که ایران نه به عنوان یک قدرت سلطه‌گر، بلکه به عنوان لنگرگاه عزت کشورهای منطقه می‌خواهد نظر به بازتاب موثر اولین بیانیه رهبری جدید انقلاب، بنظر می‌رسد پیشنهادهای ذیل در تکمیل زنجیره انتقال پیام و ایجاد حس اثربخشی و کارآمدی در ذهن مخاطب می‌تواند اثرگذار واقع گردد:  - تعیین دستگاه متولی ارزیابی و پیگیری وعده گرفتن غرامت از دشمن مورد انتظار جامعه است. - جامعه نیاز دارد بداند این ایستادگی و اقتدار نظامی، چه سرنوشتی دارد و به عبارت دیگر، فردای پس از مقاومت چه تصویری دارد؟ این موضوع باید در ابعاد مختلف مورد توجه و تبیین قرار گیرد. - فرصت جنگ و تجاوز غیر قابل انکار دشمن به ایران فرصت کم‌نظیری را فراهم نموده است تا بتوان برای همیشه ضرورت تامین امنیت درون‌زای ملی به عنوان پیش شرط توسعه را بر همگان به اثبات رساند. @esharat_57
🌕مردِ سرافرازِ آزمون‌هایِ سخت متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/278 @esharat_57
🌕مردِ سرافرازِ آزمون‌هایِ سخت هنوز داغ رهبر شهید، فرماندهان رشید و هم‌وطنان و کودکان مظلوم تسکین نیافته بود که خبر شهادت مجاهدی خردمند و سیاستمداری فرزانه ملت ایران را دوباره داغ‌دار کرد. با شهید والامقام دکتر علی لاریجانی خاطرات زیادی دارم که آغاز آن به دوره دانشجویی بازمی‌گردد و جلساتی که در نقد صدا و سیما با ایشان داشتیم. از همان ابتدا سعه‌ی صدر و آمادگی برای شنیدن و ظرفیت نقد شدن تصویر متفاوتی از ایشان نسبت به بسیاری مقامات و مسئولین در ذهنم شکل داد. ورود من به تلویزیون در سال ۱۳۷۹ هم در چارچوب طرحی بود که ایشان به پیشنهاد معاون وقت سیما برای تربیت نسل آینده مدیران تلویزیون پیگیری می‌کرد. از آن زمان به فکر آینده بود و در رادیو و تلویزیون به جوانان میدان می‌داد، پیش از آنکه «جوان‌گرایی» به شعار و نمایش تبدیل شود. او در اوج فتنه‌های سهمگین دهه‌ی هفتاد اخلاص و وفاداری و فداکاری خود را در خدمت به ایران اسلامی و دفاع از رهبر شهید انقلاب در برابر خناثان و ناکثان نشان داده بود. شاید تنها مقام جمهوری اسلامی بود که رهبر شهید انقلاب در پایان دوره‌ی مسئولیت او برای تقدیر و تشکر از زحمات و خدماتش شخصاً در محل خدمت او حضور یافتند. شیرینی و حلاوت آن جلسه و تعابیر رهبر انقلاب در تحسین و رضایت از عملکرد صدا و سیما در آن دوره هنوز در ذهن من است. اما آنچه در این مجال می‌خواهم بدان بپردازم خاطره‌ای است که از شهید بزرگوار دکتر مصباح‌الهدی باقری درباره‌ی ایشان شنیدم. انتصاب دکتر لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه و پس از دورانی که ایشان از مسئولیت‌های ارشد دور شده و قدری در عالم سیاست به حاشیه رفته بود برای بسیاری رخدادی قابل تأمل بود. بدون شک نقش‌آفرینی ویژه‌ و درخشش ایشان در ایام جنگ ۱۲ روزه زمینه‌ی مساعدی برای آن انتصاب فراهم کرده بود. اما همین نقش‌آفرینی قبل از انتصاب هم قابل تأمل بود. یک بار که توفیق دیدار دکتر مصباح‌الهدی باقری را داشتم - که امیدوارم در فرصتی بتوانم درباره‌ی شخصیت ممتاز و کم‌نظیر این گوهر ناشناخته علمی و فرهنگی هم در حد بضاعت خود بنویسم - از ایشان در خصوص ماجرای انتصاب دکتر لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی سوال کردم. ایشان گفت این انتصاب مقدماتی داشت که به روز نخست جنگ ۱۲ روزه باز می‌گشت. در آن روز پس از موج اول حملات دشمن و شهادت فرماندهان رده اول نظامی که همراه با غافلگیری انجام شد و شوکی به جامعه و ساختار سیاسی کشور وارد کرد، طبعا بسیار از مسئولین به اماکن امن رفته بودند و بعضاً تا مدتی حتی با تلفن هم در دسترس نبودند. دکتر باقری گفتند آن روز صبح از داخل بیت رهبری در حال خروج بودند که دکتر لاریجانی را در محوطه میانی مجموعه در حال قدم زدن می‌بینند. جلو می‌روند و سلام و علیک می‌کنند و می‌پرسند شما در این شرایط اینجا چه می‌کنید؟ دکتر لاریجانی می‌گویند «آمده‌ام برای کمک. ولی کسی را داخل راه نمی‌دهند». طبعاً به دلیل شرایط جنگی و نگرانی‌ها در خصوص تداوم عملیات ترور در آن ساعات نخست همه‌ی ورود و خروج‌ها محدود شده بود. اما همین دیدار و این گفتگوی تصادفی ظاهراً مقدمه‌ای می‌شود برای نقش‌آفرینی فعال‌تر دکتر لاریجانی در ایام جنگ ۱۲ روزه و با عملکرد موثر و موفق ایشان بعدها به انتصاب به دبیری شعام هم منتهی می‌شود. نکته مهم خاطره برای من این بود که دکتر لاریجانی علی‌رغم آن ناملایمات و برخوردهای مشهور با ایشان که شاید هر سیاست‌مداری را به قهر و دوری و انزوا می‌کشاند، در روز حادثه و خطر که بسیاری به کنج امن و عافیت خزیده‌بودند و برخی هم به واسطه‌ی اختلافات و گلایه‌ها ترجیح دادند سکوت کنند، برای یاری و نصرت ولی خدا و رهبر شهید و برای دفاع از وطن به میدان آمده بود. حتی وقتی او را - به دلیل شرایط خاص آن روز - راه نمی‌دهند نمی‌گوید من به تکلیف خود عمل کردم و اکنون می‌توانم بروم. می‌ایستد تا راهی برای انجام وظیفه گشوده شود. این اخلاص و وفاداری و پا گذاشتن بر نفسانیات را آیا جز شهادت و پیوستن به کاروان شهدا و رفتن به آغوش رهبر شهید در اعلی علیین پاداشی متصور است؟ 🔻ادامه یادداشت...
🌕 مردِ سرافرازِ آزمون‌هایِ سخت 🔻🔻ادامه یادداشت... چند روز قبل که یکی از روزنامه‌های اسرائیلی پرونده‌ی مفصلی در مورد ایشان منتشر کرده بود و با خباثت معمول رسانه‌های رژیم از ایشان در تیتر مقاله به عنوان «فیلسوف بی‌رحم» یاد کرده بود، به برخی دوستان گفتم این برجسته‌سازی رسانه‌ای اسرائیلی‌ها می‌تواند زمینه‌سازی برای ترور ایشان باشد. ترامپ هم در یکی از سخنان اخیر خود اتهامات ناروایی به ایشان نسبت داده بود تا سران کشورهای عرب منطقه را از ایشان بترساند و به اخاذی‌های خود ادامه دهد. توییت کریستین امان‌پور در مورد ترور دکتر لاریجانی هم یک نکته قابل تأمل داشت. این خبرنگار کهنه‌کار آمریکایی به نقل از منابع مطلع خود گفته تا چند ماه قبل دکتر لاریجانی یکی از گزینه‌های مطرح در آمریکا برای توافقات احتمالی آینده بود. اما پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی و جنگ اخیر او به یک هدف ترور تبدیل شد. یکی از دلایلی که امانپور به نقل از منابع خود برای ترور ایشان بیان کرده این بوده است که او «حاضر به خیانت به رهبر انقلاب» نشد. دکتر لاریجانی ظاهراً در روز حمله به بیت رهبری و شهادت رهبر معظم انقلاب هم در مجموعه دفتر رهبری حضور داشته است. شاید تقدیر این بود که ایشان در آن حادثه زنده بماند تا در دوره‌ای که کشور فاقد رهبر بود، نقش‌آفرینی ویژه‌ای در مدیریت عالی کشور و نیز در مدیریت جنگ و دیپلماسی عمومی ایفا کند. حضور حماسی ایشان در راهپیمایی روز قدس هم که حسن ختام یک کارنامه‌ی درخشان بود و ایشان را در زمره‌ی اسطوره‌های جهانی مقاومت و نمادهای ایستادگی در برابر استکبار و صهیونیسم قرار داد؛ فیلسوفی فرزانه و با اخلاق که به دست اراذل پلید و جنایتکاران خبیث جزیره‌ی اپستین قربانی شد. در واقع حتی آخرین تصویر دکتر لاریجانی هم برای نظام جمهوری اسلامی کارکرد داشت. خوشا به حال او که تا آخر عمر عنصری «به‌درد بخور» برای انقلاب اسلامی و ایران سرفراز بود. خوشا به سعادتش که تا آخر یار امام شهید و خار چشم دشمنان ایران و اسلام بود. «فیالیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیما». @esharat_57
🌕دشمن اصلی تو همین مردم هستند روایتی از نیم‌قرن جنگ تمام عیار علیه مردم ایران متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/281 @esharat_57
🌕دشمن اصلی تو همین مردم هستند روایتی از نیم‌قرن جنگ تمام عیار علیه مردم ایران 🔹قسمت اول آن روز که صدام ناغافل به فرودگاه مهرآباد حمله کرد و وارد خوزستان شد، اعلام کرد که سه‌روزه تهران را فتح و رژیم ایران را ساقط خواهد کرد. شاید الان این حرف بلوف نظامی به نظر برسد؛ اما در بافت شهریور ۱۳۵۹ چندان هم بی‌راه نبود. یک طرف ایران است؛ کشوری که کمتر از دو سال از انقلابش گذشته، ارتش منسجم ندارد، روابط اقتصادی‌اش کاملاً محدود شده، انبار مهماتش خالی و راه خرید و فروش سلاح برایش بسته است، هیچ متحد قدرتمندی ندارد و به فناوری نظامی هم دست پیدا نکرده است، دولتش اهل مقاومت نیست و از درون با نیرو‌های متضادی مانند مجاهدین خلق درگیر است و... در مقابل حزب بعث ایستاده که دولتش مقتدر و حکومتش یک‌دست است، یکی از مجهزترین ارتش‌های منطقه را دارد، با دیگر کشور‌های عربی متحد است و آن‌ها نه فقط در منابع مالی که حتی در تأمین اعزام نیروی نظامی نیز کمکش می‌کنند، غربی‌ها سلاح در اختیارش گذاشته و از او حمایت بین‌المللی تمام قد می‌کنند، فروش نفت رونق دارد و ذخایر ارزی فراوان است و... درواقع محاسبه صدام با توجه به این مؤلفه‌ها، خطا نبود. نظام محاسباتی‌اش ایراد داشت. او همه چیز را در نظر گرفته بود، الا قدرت بسیج مردمی و مقاومت اسطوره‌ای ملت ایران! صدام چه می‌دانست عصای ایمان خمینی چطور قرار است نیل بعثی‌ها را بشکافد؟ چطور حساب می‌کرد شیپور جنگ را که بزند چند هزار دانش‌آموز به عشق امام از پشت نیمکت‌های مدرسه بلند می‌شوند و لباس رزم چند سایز بزرگ‌تر از خودشان را تن می‌کنند؟ کجا فکرش را می‌کرد که جوانانی از مناطقی کویری که در عمرشان رودخانه ندیده بودند آموزش غواصی ببینند و به اتکای خدای خمینی از عملیات آبی خاکی پیروز بیرون بیایند؟ جنگی که بنا بر محاسبات مادی باید ۸ روزه تمام می‌شد به معجزه مشارکت مردمی ۸سال طول کشید و با همه سختی‌هایش درنهایت به جز خسارت مالی و جانی چیزی برای عراق نداشت. 🔹قسمت دوم تحریم، هنر گروگان‌گرفتن زندگی یک دهه پس از انقلاب اسلامی، پس از اتمام بدون دستاورد طولانی‌ترین جنگ غرب آسیا در قرن بیستم، پس از جایگزینی سریع رهبری بعد از رحلت امام بدون هیچ بحران داخلی و شکل‌گیری ایران پس از جنگ، فهم جدید از نسبت مردم و رهبری در جمهوری اسلامی شکل گرفت که سیاست‌های بعدی آمریکا علیه ایران را شکل داد. واضح بود که ایران انقلاب اسلامی، برمبنای ایده‌ای بنا شده که رهبرانش به پشتوانه مردم بر آن استقامت می‌ورزند و تنها راه شکستن این استقامت، از بین‌بردن اراده ملی شکل‌گرفته حول آن است. تحریم‌ها بر همین اساس طراحی شدند. ریچادر نفیو، یکی از معماران اصلی تحریم‌های اقتصادی علیه ایران در توضیح این طرح می‌نویسد: تحریم‌ها «ابزار درد» هستند که مردم را هدف می‌گیرند؛ یعنی سیاستمدار باید مثل یک «پزشک بی‌رحم» بتواند درد را تجویز و تنظیم کند تا رفتار طرف مقابل تغییر کند. به این ترتیب که مردم با ادراک درد، از حکومت تغییر رفتار دربرابر تحریم‌کننده را بخواهند و آن‌ها چاره‌ای جز پذیرش نداشته باشند. تحریم بنا بود با به زانو درآوردن تدریجی ملت، آن‌ها را نسبت به ایده استقلال، دلسرد و ناامید کند و هزینه استقامت در راه این ایده را چنان گزاف کند که مانع زندگی باشد و مردم زندگی گروگان‌گرفته‌شده را از رهبرانشان طلب کنند و این چرخه در یک نقطه بشکند. تقویت بازو‌های رسانه‌ای فارسی‌زبان که بی‌وقفه ذهن مخاطب ایرانی را علیه حاکمیت داخلی بمباران می‌کنند و منشأ سختی ادراک‌شده در زندگی روزمره را ثمره ماجراجویی مسئولان کشور می‌دانند ابزار قدرتمندی برای این سیاست است. دهه نود دوران اوج تحمیل این جنگ علنی با زندگی مردم ایران بود که به نظر می‌رسید باید در سال‌های ابتدایی دهه بعد به نتیجه رسیده باشد. ۸ سال تورم مستمر بی‌وقفه، اختلال در امکان آینده‌سازی فردی، بحران امید نسبت به بهبود وضع زندگی، تغییر الگوی مصرف و افت کیفیت زندگی قاعدتاً باید به حد کافی شکاف مردم و حاکمیت را تعمیق می‌کرد. نیرو‌های وفادار به انقلاب نیز در این سال‌ها به‌واسطه اختلافات داخلی و فشار اجتماعی و تصویرسازی منفی رسانه‌ای به حد کافی باید منزوی می‌شدند و دیگر کسی در میدان باقی نمی‌ماند. حمله اسرائیل به ایران با حمایت تمام قد آمریکا بر اساس همین برآورد شکل گرفت. اما دوباره مردم این صحنه را نیز تغییر دادند. عملیاتی که بنا بود در نصفه روز نظام را زمین‌گیر کند و با آشوب داخلی منجر به فروپاشی شود با جایگزینی سریع فرماندهان، هدایت مستقیم رهبری و مقاومت سلحشورانه مردم پس از ۱۲روز به آتش‌بس ختم شد. 🔻🔻ادامه یادداشت ...
🌕دشمن اصلی تو همین مردم هستند 🔻🔻ادامه یادداشت 🔹قسمت پایانی این مردم را باید از سر راه برداشت ترور حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای آخرین تیر آمریکا علیه مردم بود. این بار اگر فرماندهان نظامی ترور شوند، رهبری نباشد که جایگزینشان کند و اراده مردم را برای دفاع بسیج کند، آن هم در شرایطی که کمتر از دو ماه قبل، یک جنگ شهری رخ داده و کشته‌شدن بیش از سه هزار نفر حجم زیادی از خشم را انباشته و تورم رکورد‌های عجیبی‌زده، جماعت جنگ‌زده داغدیده فروپاشیده دیگر چه نقشی می‌توانند ایفا کنند؟ جواب این سؤال را فقط رهبری می‌دانست که به این مردم ایمان داشت و گفت چنانچه اتفاق بدی بیفتد این مردم مبعوث می‌شوند و کار را تمام می‌کنند. کمتر از ۲۴ ساعت پس از شروع جنگ و تنها ساعاتی پس از اعلام شهادت رهبر انقلاب، خیابان صحنه بعثت مردم شد. هر روز شلوغ‌تر از دیروز. حالا دیگر همه دنیا می‌دانند این ایده که رهبرشان را می‌زنیم و هرکسی را دلمان خواست جایگزین می‌کنیم، نیروی نظامی را زمین‌گیر می‌کنیم و رژیم حاکم را تغییر می‌دهیم برای هر جغرافیایی ممکن باشد در ایران شدنی نیست. این جمعیتی که در خیابان می‌جوشد نه‌تنها در فقدان رهبر فرونپاشیده بلکه خود در غیاب او امانتش را به دوش کشیده و به تعبیر رهبر سوم انقلاب، خود کشور را رهبری می‌کند. اصلاً انگار چهل سال برای چنین روزی تربیت شده بود. برای همان لحظه که صدای جنگنده دشمن را بالای سرش بشنود، انفجار بمب‌ها را پیش چشمش ببیند و خون پاک هموطنش روی زمین بجوشد؛ اما او به جای ترس و تردید صدای الله اکبرش را بالاتر ببرد. مگر می‌شود با وجود این مردم نظام سیاسی را زمین‌گیر کرد؟ این جنگ به هیچ وجه جنگ آمریکا با حاکمان نیست. این دقیقاً جنگ با مردم است. مردمی که نزدیک به نیم قرن راه دشمن را از همه سو بسته‌اند و هر محاسبه‌ای را بی‌معنا کرده‌اند. حالا هر دو طرف می‌دانند تکلیف این جنگ دیگر نه در مرز‌ها و نه در پایگاه‌های نظامی که دقیقاً کف خیابان روشن می‌شود. درست وسط میدان بعثت مردم... @edraakaat@esharat_57
🌕 لاریجانی؛ شمایل وزیر ایرانی متن یادداشت در لینک زیر: https://eitaa.com/esharat_57/284 @esharat_57
🌕 لاریجانی؛ شمایل وزیر ایرانی "جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است، اگر امروز اجل رسیده است کس بازنتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار، که بزرگتر از حسینِ علی نیم." حسنک وزیر، به نقل از تاریخ بیهقی امر شهریاری به‌مثابه جوهر سیاست ایرانی، بر دو پایه تکیه دارد: پهلوان و وزیر. وزیر ایرانی دوشادوش پهلوان ایرانی، جهت مهمی از خرد سیاسی در ایران را نمایندگی می‌کند. در شاهنامه این جریان از شهرسپ در دوران طهمورث آغازیده و با بزرگمهر حکیم به کمال می‌رسد و در تاریخ ایران پس از اسلام نیز بخصوص، وزرای ایرانی نقش اساسی در تداوم فرهنگی ایران داشته‌اند. وزیر ایرانی از میان اهل سخن و ادب سربرمی‌آورد و عنصر سخن‌وری و قلم‌ورزی قوام جایگاه اوست. چنانچه دوگانه پهلوان و وزیر در ادب عرب و ادب پارسی با دوگانه "سیف" و "قلم" مطابق است. خصلت مهم وزیر ایرانی اما آن است که خالی از عنصر پهلوانی و شجاعت نیست. وزیر ایرانی، اساسا خوی پهلوانی و جوانمردی دارد و حافظ و مکمل آن است. لذا آنکه قبای وزیر ایرانی را بر تن کرده، مدعی تقابل با "میدان" نمی‌شود، بلکه خود مرد میدان است. به همین سبب بسیاری از وزیران ایرانی خود مقتول و شهید شدند. از جعفر برمکی تا حسنک وزیر و رشیدالدین فضل الله همدانی و خواجه نظام و قائم مقام فراهانی و البته امیر کبیر. علی لاریجانی را باید ذیل شمایل "وزیر ایرانی" شناخت. او برخلاف غالب مدیران معاصر ما که از میان مهندسان برآمده‌اند، اهل علوم انسانی و ادب و فرهنگ بود و بدین ترتیب، پایگاه دبیری که خاستگاه وزارت ایرانی است را واجد بود. همچنین او نماد میان‌گزینی شاخص در خرد سیاسی ایرانی بود. اما وجه مهم نهایی، رگ پهلوانی نهان در وزیر ایرانی است که بخصوص در دوره اخیر دبیری شعام در او جلوه کرد و موجب محبوبیت و طریق شهادت او شد. این خردمندی پهلوانانه او را بخصوص در جهان عرب و در منطقه به صدر محبوبیت رسانده بود. وزیر ایرانی با خوی پهلوانی، در برهوت سیاست مستقل و مقتدر در منطقه خوش می‌درخشد و البته نهایتا چون امیرکبیرها و قائم‌مقام‌ها و حسنک‌ها آگاهانه به شرف شهادت نایل شد. @esharat_57
🌕ظهور تام عصر خمینی در دوران خامنه‌ای متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/286 @edraakaat@esharat_57
🌕ظهور تام عصر خمینی در دوران خامنه‌ای من از خطابه‌های رهبر شهید انقلاب، سخنرانی ۱۴خرداد ۶۹ را خیلی دوست دارم. آن جایی که او در اولین مراسم سالگرد رحلت امام خمینی، رو به روی مردم ایستاد و در زمانی که بر مصیبت فراق امام می‌گریستند مدعی شد: عصر جدیدی در عالم آغاز شده که باید آن را دوران خمینی نامید! این جمله البته می‌توانست یک دلداری ساده برای کسانی باشد که تعبیر خودش صبرشان در مصیبت امامشان از دست رفته اما کلام ادعاهایی بیش از این داشت: «چه قدرت‌هاى مادّى دنیا بخواهند و چه نخواهند و چه آمریکا بخواهد و چه نخواهد، این دوران در دنیا آغاز شده است و پیش هم رفته است و تأثیرات این عصر جدید بر روى ملّت‌ها، بر روى دولت‌هاى ضعیف، بر روى دولت‌هاى قوى و بر روى ابرقدرت‌ها محسوس است. وقتى عصر جدیدى در تاریخ بشر آغاز می‌شود، هیچ ‌کس نمی‌تواند خود را از تأثیرات آن عصر بر‌کنار بدارد؛ هیچ ‌کس ممکن نیست خودش را از تأثیرات یک دورانى که در جهان با پایه‌هاى محکم الهى و انسانى شروع شده، دور بدارد؛ ما می‌خواهیم این را اعلام کنیم؛ اگرچه بسیارى از ملّت‌ها تحت ‌تأثیر این عصر جدید قرار گرفته‌اند؛ بسیارى از دولت‌هاى سطح زمین هم تحت ‌تأثیر قرار گرفته‌اند؛ حتّى نقشة سیاسى دنیا عوض شده است. توقّع نداریم که تحلیلگران و قضاوت‌کنندگان قدرتمند و سیاسى عالم اقرار کنند که این عصر آغاز شده؛ آنها اعتراف نمی‌کنند که دوران جدیدى آغاز شده است، امّا تحت ‌تأثیر این دوران قرار گرفته‌اند و آن را احساس می‌کنند». این عصر جدید چیست و چه ویژگی‌ای دارد که همه را متاثر می‌کند؟ خودش می‌گوید این عصر جدید «قرن معنویت» است (۱۰/۱۱/۹۰). نه به این معنای دم دستی که در سال‌های اخیر مد شده و مرادش این است که در عالم گرایش به معنویت در حال افزایش است و آدم‌ها در جستجوی امر فرامادی‌اند. بلکه سخن از «تشکیل یک نظامی است که معنویت، جزو بافت اصلی آن محسوب می‌شود» (۲۵/۷/۸۵). سخن از معنویتی است که از قلب‌ها بیرون آمده و به حکم عقل‌ها، بدن‌های بی‌شمار را به دنبال عدالت به میدان آورده است و با تکیه بر یک أراده جمعی برای یک ملت، قدرت بازدارندگی خلق می‌کند که برخلاف دیگر انواع بازدارندگی برای دیگر نظام‌های سیاسی در دسترس نیست. این عصر جدید است چون یک بازیگر جدید دارد. پیش از این موازنة قوا را توان نظامی، پشتوانة علمی، رشد اقتصادی، منابع مادی و ... بالا پایین می‌کرد و حالا امت خمینی یک مولفه مهم را به این زمین اضافه کرده بود که رفته‌رفته بیشتر ظاهر می‌شد و اثرش را بر همه می‌گذاشت. مولفه‌ای که به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای در بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی خود را در اصل رخداد انقلاب نمایان کرد و در «آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌بُرد، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود». و در وقایع دیگری چون ۸سال دفاع مقدس، در خلاء دیگر مولفه‌های قدرت مانند توان نظامی و قدرت اقتصادی و پشتوانه علمی، با حفظ تمامیت ارضی دربرابر یک تهاجم تمام‌عیار، برتری خود را در نسبت با دیگر مولفه‌های قدرت ثابت و فقدانشان را جبران کرد و در سال‌های پس از انقلاب موتور خلق دیگر مولفه‌ها شد. سیدعلی خامنه‌ای در پایان اولین سال رهبری‌اش از ظهور یک قدرت جدید در عصر خمینی سخن گفت و هر سال که از دوران رهبری‌اش گذشت بیشتر بازدارندگی منحصر به فرد این نیرو را پیش چشم دوست و دشمن نمایان کرد. و حالا در روزهای پس از شهادتش این ظهور قدرت بازدارندگی این معنویت در خیابان‌های ایران تام شده است. ایرانی که در ابتدای انقلاب، از بین همة مولفه‌های قدرت همین یک قلم معنویت را داشت، امروز به پشتوانه همان گوهر یگانه، با وجود محاصرهٔ سنگین اقتصادی، در علم و توان نظامی دشمنش را انگشت به دهان گذاشته و ضمن برتری در این رقابت همگانی، وجه ممیزه رقابت‌ناپذیرش را به رخ دنیا می‌کشد. تا آنجایی که برخی منتقدین ترامپ بر او می‌تازند که چطور این عنصر مهم در ملت ایران را نادیده گرفته و بدون محاسبهٔ نیروی عظیم ایمانی این مردم با به شهادت رساندن رهبرشان بر آتش أراده آن‌ها بیشتر دمیده است! حالا دیگر از نظر آن‌ها احمقانه است که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ حمله به مردم ایران فقط توان نظامی و اقتصادی و علمی‌شان را محاسبه کنی و از معنویت بسیج‌کنندهٔ عجیب و غریباشان چشم‌پوشی کنی! این یعنی حتی اگر واجد این معنویت نیستی چاره‌ای نداری جز این که در نظام محاسبه‌ات واردش کنی! این یعنی توحید خمینی و خامنه‌ای ابرقدرت پوشالی دنیا را برده و قواعد این بازی دیگر در دست همان مستکبرین همیشگی نیست! این یعنی ظهور کامل عصر خمینی در دوران خامنه‌ای... @edraakaat@esharat_57
🌕معماری خودباوری؛ چگونه رهبر شهید انقلاب «زبان توانستن» را به پلتفرم پیشرفت ایران تبدیل کرد؟ متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/288 @esharat_57