eitaa logo
اشارات
2.7هزار دنبال‌کننده
157 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕ظهور تام عصر خمینی در دوران خامنه‌ای من از خطابه‌های رهبر شهید انقلاب، سخنرانی ۱۴خرداد ۶۹ را خیلی دوست دارم. آن جایی که او در اولین مراسم سالگرد رحلت امام خمینی، رو به روی مردم ایستاد و در زمانی که بر مصیبت فراق امام می‌گریستند مدعی شد: عصر جدیدی در عالم آغاز شده که باید آن را دوران خمینی نامید! این جمله البته می‌توانست یک دلداری ساده برای کسانی باشد که تعبیر خودش صبرشان در مصیبت امامشان از دست رفته اما کلام ادعاهایی بیش از این داشت: «چه قدرت‌هاى مادّى دنیا بخواهند و چه نخواهند و چه آمریکا بخواهد و چه نخواهد، این دوران در دنیا آغاز شده است و پیش هم رفته است و تأثیرات این عصر جدید بر روى ملّت‌ها، بر روى دولت‌هاى ضعیف، بر روى دولت‌هاى قوى و بر روى ابرقدرت‌ها محسوس است. وقتى عصر جدیدى در تاریخ بشر آغاز می‌شود، هیچ ‌کس نمی‌تواند خود را از تأثیرات آن عصر بر‌کنار بدارد؛ هیچ ‌کس ممکن نیست خودش را از تأثیرات یک دورانى که در جهان با پایه‌هاى محکم الهى و انسانى شروع شده، دور بدارد؛ ما می‌خواهیم این را اعلام کنیم؛ اگرچه بسیارى از ملّت‌ها تحت ‌تأثیر این عصر جدید قرار گرفته‌اند؛ بسیارى از دولت‌هاى سطح زمین هم تحت ‌تأثیر قرار گرفته‌اند؛ حتّى نقشة سیاسى دنیا عوض شده است. توقّع نداریم که تحلیلگران و قضاوت‌کنندگان قدرتمند و سیاسى عالم اقرار کنند که این عصر آغاز شده؛ آنها اعتراف نمی‌کنند که دوران جدیدى آغاز شده است، امّا تحت ‌تأثیر این دوران قرار گرفته‌اند و آن را احساس می‌کنند». این عصر جدید چیست و چه ویژگی‌ای دارد که همه را متاثر می‌کند؟ خودش می‌گوید این عصر جدید «قرن معنویت» است (۱۰/۱۱/۹۰). نه به این معنای دم دستی که در سال‌های اخیر مد شده و مرادش این است که در عالم گرایش به معنویت در حال افزایش است و آدم‌ها در جستجوی امر فرامادی‌اند. بلکه سخن از «تشکیل یک نظامی است که معنویت، جزو بافت اصلی آن محسوب می‌شود» (۲۵/۷/۸۵). سخن از معنویتی است که از قلب‌ها بیرون آمده و به حکم عقل‌ها، بدن‌های بی‌شمار را به دنبال عدالت به میدان آورده است و با تکیه بر یک أراده جمعی برای یک ملت، قدرت بازدارندگی خلق می‌کند که برخلاف دیگر انواع بازدارندگی برای دیگر نظام‌های سیاسی در دسترس نیست. این عصر جدید است چون یک بازیگر جدید دارد. پیش از این موازنة قوا را توان نظامی، پشتوانة علمی، رشد اقتصادی، منابع مادی و ... بالا پایین می‌کرد و حالا امت خمینی یک مولفه مهم را به این زمین اضافه کرده بود که رفته‌رفته بیشتر ظاهر می‌شد و اثرش را بر همه می‌گذاشت. مولفه‌ای که به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای در بیانیة گام دوم انقلاب اسلامی خود را در اصل رخداد انقلاب نمایان کرد و در «آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمی‌بُرد، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود». و در وقایع دیگری چون ۸سال دفاع مقدس، در خلاء دیگر مولفه‌های قدرت مانند توان نظامی و قدرت اقتصادی و پشتوانه علمی، با حفظ تمامیت ارضی دربرابر یک تهاجم تمام‌عیار، برتری خود را در نسبت با دیگر مولفه‌های قدرت ثابت و فقدانشان را جبران کرد و در سال‌های پس از انقلاب موتور خلق دیگر مولفه‌ها شد. سیدعلی خامنه‌ای در پایان اولین سال رهبری‌اش از ظهور یک قدرت جدید در عصر خمینی سخن گفت و هر سال که از دوران رهبری‌اش گذشت بیشتر بازدارندگی منحصر به فرد این نیرو را پیش چشم دوست و دشمن نمایان کرد. و حالا در روزهای پس از شهادتش این ظهور قدرت بازدارندگی این معنویت در خیابان‌های ایران تام شده است. ایرانی که در ابتدای انقلاب، از بین همة مولفه‌های قدرت همین یک قلم معنویت را داشت، امروز به پشتوانه همان گوهر یگانه، با وجود محاصرهٔ سنگین اقتصادی، در علم و توان نظامی دشمنش را انگشت به دهان گذاشته و ضمن برتری در این رقابت همگانی، وجه ممیزه رقابت‌ناپذیرش را به رخ دنیا می‌کشد. تا آنجایی که برخی منتقدین ترامپ بر او می‌تازند که چطور این عنصر مهم در ملت ایران را نادیده گرفته و بدون محاسبهٔ نیروی عظیم ایمانی این مردم با به شهادت رساندن رهبرشان بر آتش أراده آن‌ها بیشتر دمیده است! حالا دیگر از نظر آن‌ها احمقانه است که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ حمله به مردم ایران فقط توان نظامی و اقتصادی و علمی‌شان را محاسبه کنی و از معنویت بسیج‌کنندهٔ عجیب و غریباشان چشم‌پوشی کنی! این یعنی حتی اگر واجد این معنویت نیستی چاره‌ای نداری جز این که در نظام محاسبه‌ات واردش کنی! این یعنی توحید خمینی و خامنه‌ای ابرقدرت پوشالی دنیا را برده و قواعد این بازی دیگر در دست همان مستکبرین همیشگی نیست! این یعنی ظهور کامل عصر خمینی در دوران خامنه‌ای... @edraakaat@esharat_57
🌕معماری خودباوری؛ چگونه رهبر شهید انقلاب «زبان توانستن» را به پلتفرم پیشرفت ایران تبدیل کرد؟ متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/288 @esharat_57
🌕معماری خودباوری؛ چگونه رهبر شهید انقلاب «زبان توانستن» را به پلتفرم پیشرفت ایران تبدیل کرد؟ نظام‌سازی رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طول ۳۷ سال گذشته را باید فراتر از مدیریت‌های کلان معمول، به مثابه تلاش برای طراحی و تثبیت یک «منظومه زبانی بومی و ملی» برای پیشرفت ایران تحلیل کرد. در لایه هستی‌شناختی، بزرگ‌ترین دستاورد این دوران، خلق یک دستگاه فکری نو بود که توانست مفهوم پیشرفت را از قید الگوهای تحمیلی رها کرده و آن را بر مدار عاملیت ایرانی بازتعریف کند. در شرایطی که بحران‌های پیرامونی و فشارهای بین‌المللی می‌توانست ایران را به یک کنشگر منفعل و دنباله‌رو تبدیل کند، نگاه راهبردی ایشان بر ساخت یک پلتفرم ملی متمرکز شد که هدف آن، باورپذیر کردن توانمندی‌های درونی در تمامی عرصه‌ها در ذهن جوانان و نخبگان ایران بود. نسلی که حتی دوران سخت جنگ و دوران قبل از انقلاب را ندیده بودند، اما باورمندانه این دستگاه زبانی و اندیشه‌ای را پذیرفتند و بدان عامل شدند. رهبر شهید انقلاب با درک این واقعیت که بستر، محتوا را می‌بلعد، تمرکز خود را بر تغییر بستر ذهنی نخبگان و جامعه قرار دادند. ایشان با استفاده از «زبان آفرینش‌گری و تاسیس»، توانستند منظومه‌ای زبانی خلق کنند که در آن، واژگانی چون «جنبش نرم‌افزاری»، «بومی‌سازی» و «خودکفایی»، از سطح شعار خارج شده و به یک واقعیت پدیدار شده در زیست‌بوم پیشرفت ایران تبدیل شوند. این پلتفرم زبانی و اندیشه‌ورزی، خاصه در سه حوزه‌ی کلیدی دفاعی، نهادسازی و فناوری، چنان با قدرت عمل کرد که توانست آینده‌ی پیش‌فرضی که در آن ایرانی را ضعیف و وابسته تصویر می‌کرد را در هم شکسته و آینده‌ای متمایز را اعلام و ابراز نماید. در حوزه دفاعی، ایشان موفق شدند قدرتی را تأسیس کنند که ریشه در دانش و اراده‌ی بومی دارد. این دستاورد، فراتر از ابزارهای نظامی، به معنای تولید یک زبان اقتدار بود که به دشمنان نشان داد ایران دیگر یک دستور کار سیاست‌گذاری برای دیگران نیست، بلکه خود خالق بستر امنیت در منطقه است. این توانمندی دفاعی، در واقع تکیه‌گاهی شد تا سایر بخش‌های توسعه بتوانند در فضایی سرشار از اعتمادبه‌نفس رشد کنند. در حوزه نهادسازی، ایشان با خلق منظومه زبانی و گفتمانی جدید و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی در کنار ساختارهای رسمی، مدلی از حکمرانی را پیش بردند که در آن مشارکت نخبگانی و عاملیت آحاد مردم اصل بنیادین است. این نهادسازی، فضایی گشوده ایجاد کرد که در آن استعدادهای ایرانی، خود را نه در حاشیه، بلکه در متن پیشرفت کشور بازشناسی کردند. در حوزه فناوری نیز، پافشاری راهبردی ایشان بر مرجعیت علمی و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، منجر به تولید باور به توانستن در پیچیده‌ترین سطوح تکنولوژی شد. ایشان با تغییر نحوه پدیدار شدن دانش در ذهن جوان ایرانی، نشان دادند که دستیابی به قله‌های علم، نه یک آرزوی دور، بلکه یک دسترسیِ ممکن و در دسترس است. این منظومه زبانی، چنان در عمق جان جامعه نخبگانی ریشه دوانده که امروز ایرانِ مقتدر» به یک باور عمومی و یک حقیقت غیرقابل‌انکار تبدیل شده است. دفاع از کارنامه ۳۷ ساله ایشان از منظر توسعه، دفاع از هوشمندی یک معمار توسعه و پیشرفت است که با اولویت بخشیدن به ااولویت دادن به خلق منظومه زبانی و اندیشه‌ای در پیشرفت، مسیر پیشرفت را برای نسل‌های آینده ایران تضمین کرد. ایشان ثابت نمودند که پیشرفت واقعی، تنها زمانی رخ می‌دهد که یک ملت به داشته‌های خود باورمند باشد و آینده‌اش را با دستان خردمند خود ترسیم کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک نظام ساختاریافته پیشرفت است که با تکیه بر این منظومه زبانی بومی و ملی، راه خود را به سوی افق‌های روشن باز می‌کند. این میراث گران‌سنگ، یعنی پلتفرم ملی پیشرفت و آبادانی و استقلال، همان سرمایه‌ی پایه‌ای است که رهبری آینده ایران با درایت و هوشمندی از آن محافظت خواهد کرد. این دستاورد، نه یک نقطه پایان، بلکه یک سکوی پرتابی است که رهبر آینده کشور با تکیه بر آن و با استفاده از این منظومه زبانی و فکری منسجم، گام‌های بلندتری را برای تحقق عدالت، کارآمدی و رفاه در عصر جدید برخواهد داشت؛ چرا که پاسداری از این میراث خودباوری، ضامن تداوم عاملیت و شکوه ایرانی در جهان فرداست. @esharat_57
🌕جمهوری اسلامی ایران، شهید می‌سازد... متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/290 @esharat_57
🌕جمهوری اسلامی ایران، شهید می‌سازد... سیدمحمد بهشتی، مرتضی مطهری، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر، محمد قرنی، مهدی عراقی، محمد مفتح، سیدمحمود قاضی طباطبایی، محمد مدنی، سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد، سیدعبدالحسین دستغیب، علی قدوسی، سیدحسن آیت، عطاءالله اشرفی اصفهانی، محمد صدوقی به علاوه هفتاد نفر از جمله چهار وزیر و چند معاون وزیر و حدود سی نماینده مجلس که به همراه شهید بهشتی در بمب‌گذاری‌ دفتر حزب جمهوری به شهادت رسیدند؛ از جمله شهدای ترور در چند سال ابتدایی انقلاب تا سالهای اول دهه شصت بودند. در عرض دو تا سه سال این تعداد فقط از شخصیتهای اصلی و موثر‌ انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. شهدایی که در جریان جنگ و در دهه اول انقلاب به شهادت رسیدند هم نام‌های پرآوازه‌ای بودند. افرادی مانند مصطفی چمران، جواد فکوری، محمد جهان آرا، حسن آبشناسان، عباس بابایی، محمد بروجردی، ابراهیم همت، حسین خرازی، مهدی باکری، حسن باقری و ... برخی افراد شاخص هم در سه دهه هفتاد و هشتاد و نود به شهادت رسیدند. افرادی مانند صیاد شیرازی، منصور ستاری، اسدلله لاجوردی، احمد کاظمی، محسن فخری زاده و... حالا به این لیست باید در دهه اول قرن جدید هجری شمسی، لیست دیگری اضافه کنیم که شهدای پس از چهل سالگی انقلاب هستند. افرادی مانند سید علی حسینی خامنه‌ای، قاسم سلیمانی، سید ابراهیم رییسی، محمد باقری، علی لاریجانی، محمد پاکپور، حسین سلامی، امیرعلی حاجی زاده، علی شمخانی، غلامعلی رشید، علی شادمانی، مهدی طهرانچی، فریدون عباسی و... شاید هنوز لیست شهادت شهدای دهه اول انقلاب و به ویژه شهدای سالهای ۶۰ و ۶۱ سنگین‌ترین حادثه برای انقلاب اسلامی محسوب شود. افرادی که ستونهای نظام نوپای اسلامی بودند و تصور می‌شد بدون آنها و در شرایط جنگ، بدون شک این کشور ادامه نخواهد داد و در جنگ شکست خواهد خورد و نظام سیاسی نیز فروخواهت ریخت. اما از آن روزها چهار دهه گذشته است. جمهوری اسلامی ایران چهار دهه باتجربه‌تر شده است. به جای حدود صد شخصیتی که در طول این چهل سال با جایگاه رهبری تا ریاست جمهوری و رییس ستاد کل نیروهای مسلح و ...که به عنوان شهید تقدیم وطن کرده است، صدها انسان دیگر تربیت کرده است. شاید در دهه شصت تصور نمی‌شد که افرادی بتوانند جای بهشتی و مطهری و رجایی و چمران و...را پر کنند اما شخصیت‌هایی مانند سلیمانی و رییسی و لاریجانی و حاجی‌زاده ظهور کردند و جای آنها را نه تنها پر کردند، بلکه در افقی بالاتری و شاید موفق‌تر از آن چهره‌ها عمل کردند. پس این انقلاب واقعا متوقف بر افراد و چهره‌ها و شخصیت‌ها نیست. اساسا این افراد عادی در کوره انقلاب و قبول مسئولیت در جمهوری اسلامی ایران است که رشد می‌کنند و به چهره تبدیل می‌شوند که دشمن برای شهادت آنها برنامه‌ریزی می‌کند! لازم است بیش از شخصیت‌هایی که به شهادت رسیدند به خود پدیده جمهوری اسلامی ایران توجه کنیم و آن را پاس بداریم. این سازه سیاسی اجتماعی ایرانی اسلامی که با همراهی عمیق ملت ایران متولد شده و زنده مانده است، قدرت این را دارد که از از افراد معمولی، شهید می‌سازد. مهم‌ترین نکته و با اهمیت‌تر از شهادت این سربازان وطن، مردمی هستند که به نحو حیرت‌انگیزی در این روزهای گذشته از جنگ رمضان در کنار سلحشوران نظامی خود که در میدان جنگیده‌اند، در خیابان بوده و حافظ دارایی خود یعنی جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند. اگر این نظام واقعا بر جمهوریت استوار است و هنوز اسلام و ایران دو رکن اساسی آن هستند، پس نباید نگران بود. خدا این مردم را یاری خواهد کرد و این تجمیع اراده الهی و اراده مردم کار خود را خواهد کرد و چیزی ورای این دارایی وجود ندارد و سنن الهی نیز بر همین تاکید دارند. یکی از راهبردهای دشمن همواره حذف شخصیت‌های اصلی سیاسی، نظامی، علمی بوده است و این اتفاق جدیدی نیست و حتی باید گفت که این راهبرد در جنگ اخیر، ترسناک‌تر و سهمگین‌تر از دهه شصت هم نیست. اگر قرار بود جمهوری اسلامی ایران از طریق این راهبرد فرو‌ بریزد، باید در آن سالها رخ می‌داد، نه حالا که چهار دهه باتجربه‌تر و مستحکم‌تر شده است... @esharat_57
🌕 جبهه مردمی انقلاب و آموزه‌های روزهای اخیر متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/293 @mpourkiani@esharat_57
🌕 جبهه مردمی انقلاب و آموزه‌های روزهای اخیر جبهه مردمی انقلاب در طول این سال‌ها با اتکا بر سرزندگی و پویایی و پشتوانه معرفتی‌اش، از تعارض‌ها و دوگانه‌های گوناگونی عبور کرده است. مثلا چند سالی زمان نیاز بود تا مساله «سرگرمی» به رسمیت شناخته شود و از آن در برنامه‌های مذهبی و انقلابی استفاده شود. موسیقی و ورزش را جدی بگیریم و محفل و معلی و نماهنگ بسازیم. سال‌ها زمان برد تا مساله «ملیت» را در مقابل دیانت قرار ندهیم و از هویت جمعی و تاریخی خودمان دفاع کنیم، در هیات‌ها و مساجد هم از ایران بگوییم و برای حفظ وطن شعار بدهیم. سال‌ها زمان نیاز بود تا جنگ و جهاد را آرمانی خلاف خانه و زندگی ندانیم و «رزم و بزم» را در کنار هم جدی بگیریم. جریان انقلاب زنده است و ویژگی موجود زنده در دیدن و شنیدن و آموختن است. از این روزهای سخت و به یادماندنی نیز بیاموزیم: ۱. عبور از دوگانه مردم-مسئولین این جمله که «مردم ما مردم خوبی هستند» نه تنها قابل پذیرش است، بلکه به آن ایمان داریم. ولی چه بسیار که خوب بودن مردم را برای اثبات خوب نبودن مسئولان به کار برده‌ایم. قدر این مردم را بدانید، یعنی اینکه قدر مردم را نمی‌دانید. فراموش نکنیم که ما با نظامی مواجه هستیم که اولا مسئولان آن از دل همین خانه‌ها و محله‌های مردم، به مسئولیت رسیده‌اند. ثانیا این نظام چند دهه است که با خون شهیدان از جمله خون مسئولان صف اولی شناخته شده است. از بهشتی و مطهری و رجائی و چمران و قرنی و آیت گرفته تا سلیمانی و رئیسی و رشید و طهرانچی و شمخانی و لاریجانی. آنقدر مسئول شهید داده‌ایم که آمار از دست داده‌ایم! پیشنهاد: از مسئولان مطالبه کنیم، به نقد مسئولان ادامه دهیم، ولی بی‌محابا درباره دین و دنیای آن ها نظر ندهیم! از مفاهیمی مانند نفاق، سقیفه، نفوذی، اشرافیت، سازشگر و... برای تحلیل استفاده کنیم ولی به راحتی و با ظن و گمان این مفاهیم را خرج مسئولان این کشور نکنیم. بدانیم که مسئولان این انقلاب تبار شهدایی داشته‌اند و دارند. ۲. عبور از دوگانه خلوص-انسجام صورتی هستیم یا قرمز؟ اهل تسامح و مداراییم یا امر به معروف و نهی از منکر؟ انسجام ملی مهمتر است یا خلوص مذهبی؟ مساله حجاب و انتخابات هم که این دوگانه را داغ‌تر و حیثیتی‌تر کرد. این روزها متوجه مسائل مشترکی می‌شویم که ذیل آن‌ها می‌توان شباهت داشت ضمن تفاوت، وحدت داشت ضمن کثرت. این الگوی وحدت در کثرت چه اشکالی دارد که در خودمان نهادینه نکنیم؟ دو شریک، دو برادر، دو همسفر با همدیگر تفاوت‌ها دارند و درباره آن بحث و حتی جدل می‌کنند، ولی رفیق و هم‌سرنوشت‌اند. آنقدر شادی‌ها و غصه‌ها و خاطره‌های مشترک داریم که تفاوت‌ها ما رو از هم دور نکند؛ که روی بر همدیگر ترش نکنیم. پیشنهاد: بر ارزش‌های خود محکم بایستیم و تسامح نکنیم، در بیان ارزش‌هایمان صراحت و صداقت داشته باشیم. ولی مراقبت کنیم که صراحت ما دیگران را از ارزش‌های ما دورتر نکند، امر والاتر را فدا نکند، فاصله ها را بیشتر نکند. اگر اکنون یک قدم جلو آمده است با سخن بی موقع من، دو قدم برنگردد. تمرین وحدت در کثرت، مشق این شب‌های ما می‌تواند باشد. ۳. عبور از دوگانه های جنسیتی و نسلی اگر هم گاهی مردان ما به دنبال پهباد به آسمان نگاه می‌کنند و احتیاط می‌کنند و گاهی هم خسته‌ی راه و کار، دل به خیابان نمی‌دهند، ولی این زنان و دختران‌اند که ذره‌ای تردید در دل‌هایشان و ذره‌ای سستی در قدم‌هایشان راه ندارد. عجبا از این همه ایمان، شور، اراده! شاید هم از اول انقلاب همیشه آن‌ها بودند که به کالبد سرد و خشک میدان، روح و گرما می‌دمیدند، ولی این بار به روشنی دیده شد. این یافته را برای همیشه ثبت کنیم که قدرت بانوان این سرزمین فراتر از انگاره‌های ذهنی و رسوب‌‌گرفته ماست. در این شب‌ها، از رجزهای نوجوانان هم شگفت‌زده شدیم. این چشم‌های تیز و کلمات نافذ در این سن و سال! هیجان‌زدگی در کار نیست، آن‌ها همین قدر بزرگ‌اند که نشان می‌دهند. پیشنهاد: نیازی نیست تصمیمات و عملیات‌ها در بخش مردان باشد و آن باقی مانده کار که عمدتا پشتیبانی در خانه و حسینیه است سهم زنان. نیازی نیست تاریخ انقلاب را مردانه روایت کنیم و کنارش برای خالی نبودن عریضه از مختصر فعالیت زنان هم بگوییم. متوجه باشیم که زنان ایران، آنان که در هوای این انقلاب نفس کشیده‌اند، در میانه میدان‌اند، و بلکه پیشروتر از همگان. @mpourkiani@esharat_57
🌕جنگ و پیشرفت: رونمایی از قدرت ژئوپلیتیک ایران متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/295 @esharat_57
🌕جنگ و پیشرفت: رونمایی از قدرت ژئوپلیتیک ایران دست برتر ایران در جنگ، به موازات توان موشکی و پهپادی، قدرت کنترل تنگه هرمز است. ایران هم منافع آمریکا و رژیم را در منطقه به آتش کشیده و هم جریان انرژی را مدیریت می کند و قدرت ژئوپلیتیک خود را به دنیا نشان می دهد. سال ها از این قدرت بعنوان یک مزیت رقابتی ایران سخن گفته می شد و قرار گرفتن ایران در شاهراه کریدورهای جهانی از گذشته یک امتیاز منحصربفرد محسوب می شد ولی هیچ گاه نتوانستیم از این قدرت رونمایی کنیم و تبعا سهم و نقش خاصی در کریدورهای منطقه ای و نظام لجستیک و حمل و نقل و تجارت جهان پیدا نکردیم و سیاست گذاران ایرانی همیشه حسرت عدم النفعی بزرگ را می خوردند. ولی آمریکا و رژیم ناخواسته با شعله ور کردن جنگ، قدرت ژئوپلیتیک ایران را در عرصه جهانی، فعال کردند و قدرتی آینده ساز را به ما برگرداندند (عسی ان تکرهوا شی و هو خیر لکم آیه ۲۱۶ سوره بقره). ایرانیان نشان داده‌اند که وقتی از امتیاز ویژه‌ای باخبر شوند دیگر آن را رها نمی‌کنند. قدرت ژئوپلیتیک ما ظهور کرده و در کنار سه رکن اصلی پیشرفت یعنی منابع عظیم انسانی و سرزمینی (انرژی و معادن) و دانش و فناوری، رکن چهارم پیشرفت ایران خواهد بود. _ما وارد عصری جدید شده ایم که ایران به جایگاه تاریخی و اصیل خود باز می گردد و گذرگاه شرق و غرب و شمال و جنوب می شود._ ایرانیان که طی 50 سال گذشته، میدان های تولید و فناوری را فعال کردند، اکنون وارد تجارت و حمل و نقل می شوند. کریدورهای ریلی و جاده ای و هوایی و دریایی و بنادر و فرودگاه ها و باراندازها توسعه پیدا می کنند و فصل جدیدی در اقتصاد کشور گشوده خواهد شد. لازم است سیاست های اقتصادی کشور مبتنی بر رکن چهارم پیشرفت یعنی خلق ثروت و قدرت از موقعیت ژئوپلیتیک ایران، بازبینی و اصلاح شود و تمامی ساز و کارهای کُند و ناکارآمد، حذف گردد به شکلی که بر اساس زیرساخت های موجود و حمل و نقل ترکیبی، عبور بار از ایران در کمترین زمان صورت گیرد و به صورت موازی با سرمایه گذاری و مشارکت کشورهای منطقه و چین و روسیه، طرح های مشترک برای توسعه سریع کریدورهای ریلی و هوایی و دریایی و جاده ای، تعریف و عملیاتی شود. سلام بر آن رهبر شهید فرزانه و دوراندیش و با برکت که ملت ایران را قدم به قدم تا قله های اقتدار و عزت و ثروت راهبری کرد. قدرت درون زای ایران، دستاورد او بود و امروز ایران منطقه ای، خون آورد اوست ... @esharat_57
🌕وسط‌بازی میان نقد «استعمار» و «اقتدارگرایی» ممکن است؟‌ متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/297 @esharat_57
🌕*وسط‌بازی میان نقد «استعمار» و «اقتدارگرایی» ممکن است؟‌* اگرچه اغلب روشنفکران و اصحاب علوم انسانی و اجتماعی ما نسبت به تهاجم نظامی دشمن آمریکایی صهیونیستی به وطن روزه سکوت گرفته‌اند ( و این خود یکی از بهترین نشانه‌ها در بی وطن بودن گفتمان غالب دانشگاهی و روشنفکری ماست) اما تعداد کمی هم که تلاش کرده‌اند از پیله سکوت بیرون آیند غالبا با انتقاد همزمان از حمله دشمن و حاکمیت، تلاش می‌کنند موضعی «وسط‌بازانه» اتخاذ کنند. اما آیا از لحاظ نظری چنین موضعی موجه است؟ به عنوان مثال یکی از جامعه‌شناس-سلبریتی‌ها متنی منتشر کرده و ضمن تایید دفاع در برابر هجمه «استعمار» حکومت را هم «اقتدارگرا» خوانده و به این واسطه وطن‌فروشی‌های ناهموطنان را هم توجیه کرده‌است. البته همین‌که یکی از اصحاب گفتمان مسلط جامعه‌شناسی در ایران بالاخره بعد از چند دهه اینک با فرود بمب‌های غربی بر سر مردم بیگناه، بالاخره مفهوم استعمار را به رسمیت شناخته خود جای بسی شکر دارد اما این موضع وسط‌بازانه هم، از جهت نظری لرزان و دچار چالش و تناقض است. در واقع این دسته فراموش می‌کنند که استعمار سابقه‌ای ۵۰۰ ساله دارد و همزاد با مدرنیته است و بر خلاف باور این دوستان بسیاری از دستاوردهای امروز غربی نه صرفا محصول قدرت فکر و تکامل تجربه و اندیشه غربی بلکه محصول چپاول استعماری ملت‌ها و اقوام مختلف در طی سده‌ها بوده است. از آن سو "ملی گرایی روش شناختی" این دسته باعث شده در نظر نگیرند که از قضا عمده عقب‌ماندگی‌ها و چالش‌ها و مشکلاتی که کشورها و ملت‌های استعمار شده تحمل می‌کنند نه صرفا محصول عوامل درونی فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقلیمی آن‌ها بلکه عمدتا محصول سیطره استعمار بر تاریخ جهان و کشورها بوده و البته به علت ایجاد مشکلات تاریخی هنوز هست. نکته دومی که نادیده گرفته می‌شود اینکه استعمار صرفا چهره‌ای‌ عریان و خشونت آلودی که امروز با فرود بمب‌ها می‌بینم ندارد بلکه بخصوص در سده‌های اخیر صورت جدید آن را استعمار فرانو می‌شناسیم. در واقع استعمارفرانو یا نرم و پوشیده و پنهان در قالب مکاتب نظری اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خود را موجه کرده و تنها هنگامی صورت خشن و عریان به خود می‌گیرد که نتواند از مسیرهای نرم تمنیات خود را برای چپاول منابع پیش برد. البته استعمار فرانو پیش از آنکه دست چدنی‌‌ بمب آلودش را از آستین مخملی‌ عقلانیت، گفتگو و صلح و حقوق بشر بیرون بیاورد تلاش می‌کند با کاربست مفاهیمی چون «حکومت اقتدارگرا» و «دیکتاتوری» و ...از هرگونه مقاومت در برابر هجمه سخت دشمن مشروعیت زدایی کنند در حالیکه آنچه اقتدارگرایی خوانده می‌شود اغلب مراقبت‌ها و احتیاط‌ها و نا اطمینانی‌هایی است که کشورها برای حفظ خود در این شرایط هجمه همه جانبه به کار می‌بندند. در واقع کشوری که سالهاست با ترورهای گسترده، جنگ، تحریم و فشار امنیتی و سیاسی مواجه شده، برای حفظ کیان خود مجبور است محتاط‌تر و دست به عصاتر حرکت کند و این اقتدارگرایی نیست بلکه نوعی نظام مراقبت برای حفظ موجودیت در جنگ بقاست در جهان مدرن است. اینکه امروز دشمن به بمباران و هجمه سخت روی آورده محصول حفظ کیان کشور در برابر چنان آسیب‌هایی بوده است و الا بسیاری از کسانی که دائم چنین مفاهیمی را مصرف می‌کنند دهه‌ها قبل کشور را به تسلیم در برابر استعمار و سراشیبی سقوط کشانده بودند. فراموش نکنیم دهه هفتاد و در مجلس ششم وقتی آمریکا به عراق حمله‌کرد تعداد زیادی از همین قماش به رهبری نامه نوشتند که بهتر است زودتر تسلیم شویم تا هدف بعدی حمله قرار نگرفته‌ایم و البته این ادبیات در طی این دهه‌ها به عناوین مختلف توسط این جماعت بازتولید شده است و همین چارچوب جغرافیایی هم که اینک به نام «وطن» می‌شناسیم هم از صدقه سر همان نیمچه مراقبت‌ها و احتیاط‌هاست. تفاوت اقتدارگرایی و مراقبت اینجا مشخص می‌شود که مسئولان رده اول کشور خود در صف اول جانبازی برای مردم و شهادت هستند و بر خلاف اقتدارگرایان جهانی مردم را سپر خود نکرده اند. با این همه به رسمیت شناختن استعمار از سوی این دست از جامعه ‌شناسان را به فال نیک می‌گیریم و اینک با اضافه شدن این متغییر جدید به تحلیل‌هایشان ضروی است همه آن ایده‌ها، مفهوم پردازی‌ها، نقدها و پیشنهاداتی که تا کنون طرح کرده‌اند را یکبار دیگر با حضور این متغیر جدید بازخوانی کنند. با این مهم قطعا به سمت یک تفاهم فکری و اجتماعی ملی خواهیم رفت. 🔺️🔻 ملاحظه مهم: *البته این مساله به این معنا نیست که نباید از حاکمیت انتقاد کرد یا در برابر مشکلات آن سکوت کرد بلکه مساله اتخاذ آن موضع نظری درستی است که می‌تواند به اصلاح امور کمک کند؟* آن موضعی که بتواند همزمان *آزادی و امنیت* را تضمین کند و یکی را قربانی دیگری نکند. این موضع هرچه هست وسط‌بازی سبک‌سرانه نمی‌تواند چنین باری را به دوش بکشد. ➕ @esharat_57
🌕 سیاست‌ورزی ملی در منش سیاسی شهید لاریجانی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/300 @esharat_57