eitaa logo
اشارات
2.8هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 سازندگی پساجنگ: با دکترین شوک یا اقتصاد اجتماعی؟ چگونه انرژی اجتماعی دفاع ملی در جنگ رمضان را در اقتصادی جامعه‌محور نقد کنیم؟ 🖋میثم مهدیار فاجعه‌های طبیعی چون سیل و زلزله و غیر طبیعی چون جنگ همیشه یکی از مهمترین محمل‌ها و زمینه‌ها برای پیگیری سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال و اجرای «دکترین‌های شوک» از جمله خصوصی‌سازی، دولت زدایی، مقررات زدایی، تشدید شکاف‌های طبقاتی با حذف یارانه‌ها و... بوده است. نائومی کلاین در کتاب دکترین شوک نشان می‌دهد که جنگ‌ها نه‌تنها رویدادهایی نظامی و ژئوپلیتیک‌اند، بلکه لحظاتی تعیین‌کننده برای بازآرایی نظم اقتصادی نیز به شمار می‌آیند. از منظر او، جنگ نوعی «شوک» اجتماعی-روانی ایجاد می‌کند که توان مقاومت جمعی را تضعیف کرده و شرایط را برای اعمال سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال فراهم می‌سازد؛ سیاست‌هایی که در شرایط عادی با مخالفت‌های گسترده مواجه می‌شدند. در این چارچوب، جنگ به‌مثابه یک گسست، پیوستارهای نهادی و هنجاری را مختل کرده و امکان مداخله‌های رادیکال در ساختار اقتصاد سیاسی را مهیا می‌کند.کلاین با ارجاع به نمونه‌های تاریخی متعدد، از جمله تحولات پس از کودتای شیلی ۱۹۷۳ و همچنین جنگ حمله آمریکا به عراق ۲۰۰۳، استدلال می‌کند که شوک ناشی از خشونت و بی‌ثباتی، به‌طور سیستماتیک برای پیشبرد برنامه‌های خصوصی‌سازی، آزادسازی بازار و کاهش نقش دولت مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. در چنین شرایطی، آنچه او «سرمایه‌داری فاجعه» می‌نامد، شکل می‌گیرد؛ نظمی که در آن بحران‌ها اعم از جنگ، کودتا یا بلایای طبیعی به فرصت‌هایی برای انباشت سرمایه از طریق بازسازی اقتصادی بدل می‌شوند. در ایران به عنوان مثال یکی از رانه‌های اصلی حرکت اقتصاد ایران به سمت اقتصاد نئولیبرال در دهه هفتاد، دریافت وام‌های کلان بین المللی جهت بازسازی پس از جنگ ۸ساله در ازای اجرای توصیه‌های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول از جمله خصوصی سازی و آزاد سازی اقتصادی بود. جنگ رمضان آسیب‌های زیادی به زندگی مردم و زیرساخت‌های اقتصادی ایران وارد کرده است و با توجه به تفکرات اقتصادی حاکم بر دولت و وزارت اقتصاد که خود پیشاپیش در آذرماه و دی ماه ۱۴۰۴ به استقبال چنین سیاست‌هایی رفته‌ بودند و فاجعه آفریدند تداوم اجرای چنان سیاست‌هایی آن هم در فضای سازندگی پساجنگ دور از ذهن نیست. اما باید به این دست‌ سیاستگذاران و مجریان اقتصادی یادآوری کرد از قضا شرایط خاص اجتماعی جنگ رمضان و احساس تکلیف و حضور اجتماعی و خیابانی مردم در این دفاع ملی می‌تواند زمینه اجرای پاردایم اقتصادی دیگری در برابر سیاست‌های پرهزینه اقتصادی نئولیبرال قرار گیرد؛ اقتصادی جامعه‌گرایانه. در واقع در اقتصاد نهادگرایانه از نوع اقتصاد اجتماعی تعهد و انگیزه اجتماعیِ کار و تلاش و تولید و مشارکت نهادمند در اولویت بالاتری از سرمایه‌ و زیرساخت قرار دارد و اینک با مقاومت و پیروزی ایران در جنگ رمضان همت، حمیت و انرژی اجتماعی آزاد‌شده‌ای که در قالب تجمعات شبانه خیابانی و فعالیت‌های مشارکتی ابتکاری و داوطلبانه با محوریت مساجد و محلات سامان‌ یافته‌بود می‌تواند زمینه شکل دهی به یک «اقتصاد جامعه محور» به جای سیاست‌های اقتصادی ضد اجتماعی بازارگرایانه را فراهم کند. اقتصادی که علاوه بر تبدیل هر مسجد و کانون محله‌ای به یک واحد تولید و توزیع کالا و خدمات و کارآفرینی و اشتغال‌زایی زود بازده، می‌تواند با متشکل کردن مردم در شبکه‌ای منطقه‌ای و ملی از تعاونی‌ها ( همچون تعاونی‌های سهام عدالت) حتی تا حد زیادی سرمایه‌ی لازم برای بازسازی بنگاه‌های کلان اقتصادی کشور را تامین کند. در سالهای اخیر به واسطه شرایط ناپایدار اقتصادی بخش زیادی از سرمایه‌های خرد مردم در قالب طلا و سکه و دلار به خواب رفته‌اند و اینک با روحیه ملی ایجاد شده و شبکه‌های محله‌ای مجددا فعال شده، از معدود فرصت‌هایی است که می‌توان با کنار زدن الگوهای سرمایه‌دار سالار مردم را در یک اقتصاد ملی مشارکت داد. برای تبدیل مسجد و کانون محله‌ای به یک مرکز اقتصادی مولد و شبکه‌کردن این مراکز بومی در یک الگوی ملی، قالب‌های نظری و تجربیات پیشینی مختلفی وجود دارد که با جمعی از دوستان در تلاش هستیم در هفته بعد مهمترین آن‌ها را در قالب یک گزارش‌ راهبردی با عنوان «اقتصاد اجتماعی محله‌محور» منتشر کنیم. @Hermes_ir@esharat_57
🌕 آتش‌بس را چگونه تحلیل کنیم؟ 🖋محمد فدایی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/392 @esharat_57
🌕 آتش‌بس را چگونه تحلیل کنیم؟ 🖋محمد فدایی با به میان آمدن بحث آتش‌بس و توقف موقت درگیری نظامی، سوال مهمی پیش می‌آید: برنده و بازنده جنگ کیست؟ اساسا پیروزی و شکست در جنگ‌ را براساس چه شاخص‌هایی باید تحلیل کرد؟ شاخص اول: سرانجام اهداف اعلامی برای فهم پیروزی، باید دید «اهداف راهبردی» هر طرف از شروع درگیری چه بوده است. در جنگ اخیر با محور امریکایی-اسرائیلی نیز، اهداف اعلامی دشمن بسیار بزرگ بود: ➖ تسلیم بدون قید و شرط جمهوری اسلامی؛ ➖ رژیم چنج سخت یا نرم؛ ➖ فروپاشی، بی‌ثباتی داخلی و آشوب خیابانی؛ ➖ نابودی تمدن! اما با رسیدن به نقطه آتش‌بس، حتی به هیچ‌یک از این اهداف نزدیک هم نشده‌ایم! همین ناکامی مطلق دشمن در تحقق اهدافش، نخستین شاخص شکست راهبردی آن‌هاست. خصوصا که طبق شواهد فراوان برآورد می‌شود که رشد انسجام اجتماعی و ارتقا و تثبیت قدرت ملی ایران با قبل از شروع جنگ قابل مقایسه نیست. شاخص دوم: قاعده تحمیل شروط هر جنگی در نهایت با استقرار یک نظم جدید سیاسی و حقوقی به پایان می‌رسد. طرف پیروز، کسی است که شروط خود را بر بازنده تحمیل می‌کند. در وضعیت فعلی نیز شاخص پیروزی ما این است که ببینیم آیا مذاکرات بر پایه «شروط ده‌گانۀ ایران» پیش می‌رود و این شروط در توافق نهایی لحاظ می‌شود یا خیر؟ برای ارزیابی قطعی این شاخص، باید تا اتمام مذاکرات صبر کرد. ضمن اینکه باید یک نگاه واقع‌بینانه به مذاکرات و توافق نهایی آن داشت. طبیعتا نمی‌توانیم تمام آرزوهایمان را در این مذاکرات روی میز بگذاریم و بدیهی است که دشمن هم به این راحتی آرزوهای ما را نمی‌پذیرد؛ او هم باید خرده امتیازاتی بگیرد. درنهایت یک تعادل شکل می‌گیرد، اما در این تعادل کاملا روشن خواهد بود که دست برتر با کیست و چه کسی به صورت «راهبردی» شروط خود را بر طرف مقابل تحمیل می‌کند. مصداق بارز: تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ما در این جنگ مسئله تنگه هرمز است. اگر ایران بتواند درنتیجه این تقابل و در توافق نهایی، «رگولاتوری» و مدیریت خود را بر تنگه هرمز تحمیل کند، به این معناست که ایران در پایان جنگ چیزی به‌دست آورده که قبلا نداشت، درحالی‌که دشمن هیچ دستاورد راهبردی نداشته است! به‌طور خلاصه: آتش‌بس را نباید صرفا توقف شلیک گلوله‌ها دانست. اگر دشمن به هیچ‌یک از اهداف ویرانگر خود (از رژیم‌چنج تا آشوب) نرسیده باشد و درمقابل، ایران بتواند شروط اساسی خود را تحمیل و جایگاه اعمال قدرت در تنگه هرمز را حفظ کند، این همان معنای دست برتر در جنگ است. @esharat_57
🌕 لیست شناسه گزیده‌ای از پژوهشگران حوزه اندیشه، جامعه و سیاست 🌐در پیام‌رسان "بله" 🔸۱.وحید یامین‌پور https://ble.ir/yaminpour 🔹۲.سینا کلهر https://ble.ir/sinakallhor 🔸۳.سیداحسان خاندوزی https://ble.ir/khandoozi_se 🔹۴.سیدحسین شهرستانی https://ble.ir/parvayenaghd 🔸۵.مجتبی نامخواه https://ble.ir/tabagheh3_ir 🔹۶.فاطمه رایگانی https://ble.ir/edraakaat 🔸۷.محمد پورکیانی https://ble.ir/mpourkiani 🔹۸.میثم مهدیار https://ble.ir/hermes_ir 🔸۹.سجاد صفارهرندی https://ble.ir/sajjadsaffar 🔹۱۰.شهاب اسفندیاری https://ble.ir/Shahab_Esf 🔸۱۱.محسن دنیوی https://ble.ir/degaresh 🔹۱۲.محمدمهدی دادمان https://ble.ir/mahdidadman 🔸۱۳.مجتبی عرب https://ble.ir/nazare3 🔹۱۴.سیدمهدی ناظمی https://ble.ir/sayyedmahdinazemi 🔸۱۵.سحر دانشور https://ble.ir/emroznevesht 🔹۱۶.محمدمهدی تجریشی https://ble.ir/bayanolhoda 🔸۱۷.سیدعلی سیدان https://ble.ir/ali_seyyedan 🔹۱۸.علیرضا بلیغ https://ble.ir/taqvayetafakkor 💠 به اشارات بپیوندید... ➕ @esharat_57
🌕 فهرست و شناسه برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه فرهنگ، جامعه و سیاست که آثار آنها در کانال اشارات منتشر شده است. 🌐 در پیام‌رسان "ایتا" 🔹۱. مجید بذرافکن https://eitaa.com/BazrafkanMajid 🔸۲. فاطمه رایگانی https://eitaa.com/edraakaat 🔹۳. سیدمهدی ناظمی https://eitaa.com/sayyedmahdinazemi 🔸۴. مهدی افراز https://eitaa.com/afrazmahdi 🔹۵. وحید یامین‌پور https://eitaa.com/yaminpour 🔸۶. محمد پورکیانی https://eitaa.com/mpourkiani 🔹۷. مجتبی عرب https://eitaa.com/nazare3 🔸 ۸. میثم مهدیار https://eitaa.com/Hermes_ir 🔹۹. محمدصادق شهبازی https://eitaa.com/enghelabemardom 🔸۱۰. ابوالفضل اقبالی https://eitaa.com/eqbali62 🔹۱۱. محسن دنیوی https://eitaa.com/degaresh1 🔸۱۲. حسین مهدی‌زاده https://eitaa.com/social_theory 💠 به اشارات بپیوندید... ➕ @esharat_57
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 ملت ما در پس این مقاومت چه می‌خواهند؟ 🔹 ایرانِ جدید برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید! @esharat_57http://www.negahschool.ir
🌕 اکنون در کدام مرحله از جنگ ایستاده‌ایم؟! 🖋 وحید یامین پور متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/398 @esharat_57 ➕️ @Yaminpour
🌕 اکنون در کدام مرحله از جنگ ایستاده‌ایم؟! 🖋 وحید یامین پور ۱. شکست‌های آمریکا در میدان جنگ آنها را به درخواست مذاکره کشاند. بیش از دو هفته درخواست‌های مکررشان که به‌واسطه‌ی کشورهای مختلف به ایران می‌رسید، بی‌پاسخ ماند. نهایتاً جمهوری اسلامی ایران در زمانی که وضعیت میدان را مناسب دید به یکی از واسطه‌ها -پاکستان- شروطش را برای ابلاغ به آمریکا اعلام کرد. ترامپ که به دنبال پنجره‌ی خروج از باتلاق جنگ می‌گشت در توییتی اعلام کرد که شروط ۱۰‌گانه ایران مبنای مذاکره است! تحلیلگران این عقب‌نشینی را به عنوان پذیرش شکست مخابره کردند و ظرف ۱۲ ساعت آنچنان فضای سیاسی داخل آمریکا مشنج شد که ترامپ و اعضای دولتش مجبور شدند چندین بار مصاحبه کنند تا با رد حرف قبلی‌شان افتضاحی را که به‌بار آمده جبران کنند. ۲. رژیم صهیونیستی که عقب‌نشینی آمریکا از جنگ را به منزله‌ی نابودی خود می‌داند طرح حمله‌ی گسترده به لبنان را جلو انداخت ولی ایران مذاکره را منوط به آتش‌بس در همه جبهه‌ها کرد و ترامپ، نتانیاهو را مجبور کرد که حملات را متوقف کند(هرچند اسرائیل طرح آتش‌بس را تدریجی جلو میبرد). ۳. مذاکره در اسلام‌آباد برگزار شد.‌کاملآ روشن بود که پذیرش هر یک بند از شروط ۱۰ گانه ایران یک شکست بزرگ برای آمریکاست و مذاکرات چندین و چند ساله نمی‌تواند در یک شب به سرانجام‌ برسد. برخی شروط ایران برای مذاکره منعطف بود و برخی دیگر خطوط قرمز. ما حتی یک قدم از شروط اصلی‌مان عقب‌نشینی نکردیم و نیازی هم به این‌کار نداریم. سایه‌ی ما روی تنگه و انرژی منطقه و اقتصاد جهان برقرار است. ۴. آیا جنگ از سر گرفته می‌شود؟ ترامپ طبیعتا دوست ندارد تنها پنجره خروج را ببندد و بی‌نتیجه ماندن مذاکره ضرورتاً به معنای از سر گرفته‌ شدن جنگ نیست. ولی رژیم صهیونیستی تلاش بی‌وقفه‌ای برای نگه‌داشتن آمریکا در میدان خواهد داشت. محتمل است که دورانی مضطرب از وضعیت نه‌جنگ نه‌صلح در پی باشد تا زمان به طرفین امکان تغییر شرایط را بدهد. زمانی که برای دشمن امکانی برای اجرای ناگهانی ترورهای غافلگیرانه خواهد بود‌. ۵. ایران چه خواهد کرد؟ ما جنگ را آغاز نکردیم و با اینکه هم‌اکنون دست برتر را داریم طبق دکترین دفاعی‌مان بعید است ما برهم زننده‌ی سکوت صحنه‌ی نبرد باشیم ولی طبعاً انگشت‌های روی ماشه به انتظار نخستین نقض آتش‌بس از طرف دشمن خواهد بود. @esharat_57 ➕️ @Yaminpour
🌕 بعثت مردم؛ جمهوری محلات 🖋 امیر راقب متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/401 @esharat_57
🌕 بعثت مردم؛ جمهوری محلات 🖋 امیر راقب در روزهای اخیر و با عبور جنگ تحمیلی سوم از نقطه‌ی اوج خود و تثبیت نسبی وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور، سخن از چگونگی تثبیتِ ظرفیت مردمیِ فعال‌شده در قالب اجتماعات پرشور خیابانی روزها و شب‌های جنگ، در وضعیت پساجنگی، به دغدغه بسیاری از فعالان و ناظران اجتماعی تبدیل شده است. سخن از حفظ بهره‌مندی از «بعثت مردم» برای حل و فصل چالش‌های اداره کشور در روزها و سالهای پیشِ‌رو است. در این میان، آنچه در وهله اول به چشم می‌آید، شکل‌گیری یک گرایش کم‌وبیش عمومی، نزد تحلیلگران است که با نحوی بیش‌برآوردی از امکانات و ظرفیت‌های این حرکت مردمی، انتظارات بسیار و امیدهای دور و درازی را بر آن حمل می‌کنند و بیم آن می‌رود که با همین گرایش، آنچه حاصل شده، از کف برود. باید توجه داشت که پدیده های اجتماعی اگر بنا باشد پایداری داشته باشند، این اتفاق ضرورتا از ناحیه‌ی «هسته‌های اولیه» و «طبیعی» آنها رخ خواهد داد و اتفاقا هرچه تلاش شود که پدیده را از هسته‌ی اولیه‌اش دور و اصطلاحاً «مهندسی‌» کنیم، استمرار آن به خطر خواهد افتاد‌. اتفاقی که در جنگ اخیر از حیث حضور مردمی در روزهای نخست آن رخ داد، «قیام محله‌ها» بود. در غیاب و محدودیت ظرفیت‌های بزرگ ملی در روزهای اول، آنچه به میدان آمد، «ظرفیت‌های کوچک» بود که به میانجی یک «احساس نیاز واقعی» ناشی از ترس و اضطراب طبیعی روزهای اول و ضرورت کنار هم قرار گرفتن و دلگرمی دادن هسته‌های انقلابی محلات(هیأت‌ها و مساجد) حاصل شد. در ادامه و با عبور کشور از «بحران بی‌ثباتی» در روزهای میانی جنگ، روند حرکت‌های محلی، تحت‌الشعاع ضرورت ارائه‌ی «تصویر ثبات و اقتدار» در قاب‌های بزرگ رسانه‌ای قرار گرفت و این امر، به حاشیه‌ای شدن محلات و شکل‌گیری نقاط متمرکز «اجتماعات بزرگ ملی» در شهرها انجامید. به رغم این تحول شکلی که چه‌ بسا ناشی از اقتضائات میدانی و عملی رخ داد، آنچه می‌توان در مقام استمرار و تثبیت این «قیام مردمی» انتظار داشت، بازگشت به همان «هسته اولیه» و مراقبت از آن در برابر هرگونه سودای بار کردنِ چیزی «کلان» به این ظرفیت است. تا اینگونه نشود که با سودای «کلان‌نگری» برای به دست آوردنِ این ظرفیت، از دست برود. کارهای بزرگی می‌توان با این «ظرفیت کوچک» کرد. جمهوری اسلامی چیز‌ی را دوباره به دست آورده، که در سالهای اخیر، تقریباً از دست داده بود: امکان گسترش در سطح محله‌ها. این امکان را دیگر به راحتی نباید از دست داد. هویت های کوچک محلی که با تجمیع هیات‌های کوچک، حسینیه‌ها و مساجد محلی، حاصل شده، باید در همه مناسبت‌های ملی آینده، در همان بافت کوچک خودش فعال بماند. شاید بازسازماندهی مساجد از این ناحیه، اقدام مفیدی باشد و شاید هم اتفاقا «هیأت» و «موکب» باید فرم طبیعی این ظرفیت، باشد. هرچه هست، این «پلتفرم محلی» باید محلی بماند و محلی عمل کند. و در ادامه، اتفاقا باید با عبور از خصلت «خیابانی» و «کارناوالی»، متمرکز بر «خانه‌ها» شود و با نگرش و گرایش «حل مسأله»‌های کوچک مردم محله، از تداوم «زندگی روزمره» در همان محله‌ها محافظت کند. شاید تقدیر این است که جمهوری اسلامی، آن بخشی از جمعیت خود را که معمولا در آمارهای متمرکز و تجمیعی (دهک، صدک و...) اصلا به چشم نمی‌آیند و پایش نمی‌شوند، و مسائلشان یا گم می‌شود، و یا «انتزاع می‌شود» را دوباره پیدا کند. شاید «بعثت مردم» معنایش همین احیای «جمهوری محلات» باشد‌. البته این هویت اجتماعی-محلی ممکن است در ادامه بتواند مبنای برخی اصلاحات کلان ملی، خصوصاً در زمینه‌ی «نظام نمایندگی سیاسی» نیز قرار بگیرد‌. در سالهای اخیر، بسیاری از ناظران سیاسی از ضرورت بهبود نظام نمایندگی سیاسی در ایران در جهت تقویت جنبه‌های اجتماعی الگوی نمایندگی و کاسته‌شدن از بارِ سیاسی آن سخن گفته‌اند. این ضرورت خصوصا در انتخابات‌هایی نظیر شوراهای شهر و مجلس شورای اسلامی (در حوزه‌های جمعیتی بزرگ) وجود دارد و فعال‌سازی و تقویت عاملیت «پلتفرم‌های محلی» می‌تواند با ایجاد یک «مجرای پایین به بالا» در انتقال مسائل کوچک محلی به کوریدورهای تصمیم‌گیری کلان‌تر و ملی، در آینده، به مبنای برای بهبود نظام نمایندگی سیاسی و ارتقای قابلیت‌های دولت در ایران تبدیل شود‌. @esharat_57
🌕 درباره «نهادسازی»؛ فناوری حفظ حضور مردم 🖋 محمد پورکیانی 1. این شب‌ها شاهد حضور شگفت‌انگیز مردم در خیابان و نقش تعیین‌کننده آن‌ها در مهمترین مساله ایران یعنی جنگ هستیم؛ و سوال پرتکرار این روزها: «چگونه این حضور مردمی را برای روزهای پس از جنگ نیز حفظ و تثبیت کنیم؟» در میان پاسخ های متنوع و متعددی که می‌توان به این نگرانی داد، توجه خودمان را به یک قاعده تجربه‌شده که بیش از هر پاسخی تکرار شده است، جلب می‌کنم: «نهادسازی». نهادها یعنی جهان از پیش ساخته انسان‌ها که همه ما قبل از آنکه اطرافمان را نگاه کنیم و چیزی انتخاب یا ایجاد کنیم، در آن‌ها وارد می‌شویم. چرا که نهادها «طبیعی» انگاشته شده و افراد نهایتا میان آن ها انتخاب می کنند. تجربه‌های ما، برای اینکه از یک موقعیتِ محدودِ زمانی و مکانی و انسانی فراتر رفته و تکرار، تعمیم و فراگیر شوند، نیازمند چرخش از یک اتفاق یا رویداد به «نهاد» هستند. نهادها می‌مانند، هر چند ما نباشیم. ۲. نهادها از «سنت» و «سازه» ارتزاق می‌کنند. سنت به این معناست که با زمان‌مند، مکان‌مند و شکل‌دادن به رفتارها آن‌ها را از یک موقعیت «منحصر به فرد» به یک «روال تکرارپذیر» تبدیل کنیم. وقتی که تجربه عرفانی ما در فقه تبدیل به نماز و روضه و زیارت می‌شود یعنی شکل و زمان و مکان می‌گیرد. سنت‌ها در کنار سازه‌ها «قرار» می‌گیرند. سازه‌ها، بناها و نمادهایی هستند که به تعین یافتن سنت‌ها کمک می‌کنند. خانه و مسجد و محله و بازار و شهر و میدان و موکب و زیارت‌گاه و مناطق جنگی و حرم و خیابان و... ساخته و پرداخته می‌شوند تا سنت‌ها را در دل خود جای دهند. ۳. ایده کانونی امام برای پایدار کردن حضور مردم در سال‌های اول انقلاب، جایگاه و اعتبار دادن به این حضور در نهادهای انقلابی بود. به نحوی که ساختن و آبادانی ایران در عرصه‌های مختلف علمی و اقتصادی و نظامی و امنیتی با نهادهای گوناگون مانند نهضت سوادآموزی، جهادسازندگی، سپاه پاسداران و امثالهم پیش می‌رفت. ایده‌ای که در سیره رهبر شهید انقلاب با نهادهای بسیج سازندگی، راهیان نور، پیاده‌روی اربعین، اعتکاف و امثالهم دنبال شد. بنابراین نهادسازی یک ایده آشنا و تجربه شده در تاریخ انقلاب است، ولی به دلیل عدم توجه دقیق به این فناوری، گرفتار در افراط‌ها و غفلت‌ها شده است. از یک سو ساده‌انگاری و افراط در ایجاد نهاد و در طرف دیگر غفلت و بسندگی به رویدادها! ۴. مهمترین امر مغفول در ایجاد نهاد توجه به وجه تاریخی و تعیّنی آن است. اگر نهادها نسبتی با حال امروز(روح زمانه) نداشته و عطش عصر خود را سیراب نکنند، تبدیل به فرمی بدون محتوا و کالبدی بدون روح و نهایتا نوعی از قشری‌گرایی عادت‌وار خواهند شد. مساله‌ای که در برخی از الگوهای نظام‌سازی از نهضت‌ها و تمدن‌سازی از فرهنگ‌ها مورد نقد اندیشمندان بوده است. اگر سازه نهادها در خیابان‌ها، موکب‌ها، محله‌ها و مسجدها بوده است، تخطّی از این میدانِ طبیعی دشوار است. اگر احوال روزگار ما تشنه جهاد با زورگویان، پیشرفت برای ایران، دست‌گیری از مستضعفان است، به این حال تاریخی باید اعتنا کرد. مساله عطش عصری فراتر از ویژگی‌های «کارآمدی» و «زیبایی» به آئین‌های ما جان می‌دهد. امر کارآمد به روشنی نیازها و حاجت‌های عینی ما را پاسخ می‌دهد؛ و امر زیبا ما را مجذوب خود می‌کند. هر دوی این ها از ضروریات نهادسازی است، ولی آغاز به کار نهاد، نیازمند نوعی از شور حماسی است که جان و دل ما را درگیر خود کند. همان است که ما را از وضعیت روزمره خارج کرده و پایبند نوعی از حضور جهادی(بسیجی) می‌کند. پ ن: دوگانه‌های نهاد-سازمان، مردم-دولت، کلان-خرد و امثالهم دوگانه‌های کاملی برای توضیح شرایط ما نیستند. لذا باید فارغ از این دوگانه‌ها به نهادینه‌سازی حضور مردم توجه کرد. @esharat_57@mpourkiani
🌕 مذاکره با آمریکا در چه نقطه‌ای تبدیل به تجربه می‌شود؟ 🖋سید علی موسوی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/407 @esharat_57