🌕 جنگ بزرگ یا صلح بزرگ؟
یادداشتی به بهانه سقوط سوریه و انتظار تغییر در ایران
بخش دوم
🖋محسن دنیوی
🔺ایشان از استعاره جنگ احد برای توضیح وضعیت جبهه مقاومت استفاده میکنند.
احد، نبردی است که پس از پیروزی در جنگ بدر برای مسلمان اتفاق افتاد و شکست سختی برای جبهه حق در این جنگ رقم خورد. در این نبرد حمزه عموی پیامبر(ص) و از ارکان نهضت شهید شد و دیگر رکن جبهه مقاومت و یار پیامبر(ص) یعنی امیرالمومنین(ع) هم به شدت مجروح شد و حتی جنگ به نقطهای رسید که نزدیک بود پیامبر اسلام(ص) هم شهید شده و همه چیز تمام شود!!
سپاه اسلام به شدت به لحاظ روحی آسیب دید و انگیزهها برای ادامه مسیر از بین رفت.
اما با فاصله کوتاهی شاهد جنگ خندق و یا همان جنگ احزاب هستیم که کفار سرمست از پیروزی در جنگ احد، همه نیروهای همسو با خود را جمع کرده و آمده بودند تا کار مسلمانان را یکسره کنند اما به نحو عجیبی شکست خوردند و در ادامه مسیر، صلح حدیبیه پیش آمد و بعد هم فتح مکه!
تاکید بر استعاره جنگ احد برای توضیح وضعیت امروز ما، نحوی روایت شکست در مسیر پیروزی است و نوید پیروزیهای بزرگ برای مقاومت را در دل خود دارد!
به عبارت دیگر، هم فرار از قبول شکست اشتباه راهبردی است و هم ندیدن آن، بلکه توضیح شکست در این روزها مهم است.
جنگ احد و تجربه شکست جبهه مقاومت در برابر دشمنان و شهادت حمزه سیدالشهدا بیشباهت به وضع امروز و فقدان سیدالشهدای مقاومت یعنی سید حسن نصرالله نیست و امکانهایی برای فهم امروز و آینده به ما میدهد!
پس با این توضیحات به نظر میرسد رهبر معظم انقلاب در برابر دوگانه جنگ بزرگ و یا صلح بزرگ که دشمن تلاش دارد در برابر ایرانیان قرار دهد و آنها را از ترس به تسلیمی بزرگ مجبور و راضی کند، روایت دیگری از آنچه رخ داده است ارائه میکنند. روایتی که اولاً شرایط را به سبکی که رسانهها و عوامل تبلیغی دشمن دوست دارند، بحرانی و نزدیک به لحظات پایانی نشان نمیدهد.
ثانیاً شکست را پذیرفته و آن را در دل یک مسیر میبیند که با مقاومت میتواند ورق را برگردانده و پیروزی بزرگ برای مسلمانان و ایرانیان رقم بخورد!
پس نگاه ایشان این است که نه جنگ بزرگ و نه صلح بزرگ، بلکه مقاومت برای رسیدن به لحظه ناامیدی دشمن از امکان نابودی جبهه حق و رسیدن به پیروزی بزرگ...
پیروزی و موفقیتی که تنها یک راه حل دارد و آن قیام جوانان برای ساختن آینده است. باید فکر نو، انرژی نو و جمعیتی از جوانان از افغانستان و پاکستان تا ایران و عراق و سوریه و لبنان و یمن و ... برای تغییر وضعیت این منطقه از جغرافیای جهان دست به کار شوند و با تلاش و مجاهدت و تکیه بر تاریخ و فرهنگ ریشهدار خود وضعیت جدیدی متفاوت از طراحی آمریکا، اسراییل و یاران آنها برای غرب آسیا رقم بزنند!
#آینده_ایران
#جبهه_مقاومت
#قیام_جوانان
#محسن_دنیوی
@esharat_57
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 جایگاه رسانه در نبردهای راهبردی
🖋شهاب اسفندیاری:
نباید به خاطر حفظ آبروی فلان فرد فاسد دست رسانهها را ببندیم./
باید به رسانه در طراحی هم نقش داده شود.
🔹گفتگوی کامل را در این پیوند ببینید:
https://telewebion.com/episode/0x10f50681
#شهاب_اسفندیاری
@esharat_57
🌕 «وفاق»، راهکاری ناتمام برای خروج ایران از موقعیت «پرمساله»
🖋محمد پورکیانی
متن یادداشت:
https://eitaa.com/esharat_57/39
https://eitaa.com/esharat_57/40
#محمد_پورکیانی
@esharat_57
@mpourkiani
🌕 «وفاق»، راهکاری ناتمام برای خروج ایران از موقعیت «پرمساله»
🖋محمد پورکیانی
🔺ایران کشور پرمسالهای است. مسائل ذهنی باشند یا عینی، واقعی باشند یا ساختگی، تفاوتی نمیکند. ایرانیان بیش از یک شهروند معمولِ کشورهای دیگر با «مساله» مواجه میشوند. به نحوی که گویا ایرانیان همیشه در یک وضعیت «غیرعادی» یا به تعبیر فکاهی آن در «لحظه حساس کنونی» زندگی میکنند. چند دهه پیش از گرانی و بیعدالتی و فساد و فحشا در دوران پهلوی با هزینه سنگین انقلاب بیرون آمدهایم، ولی در ترورها و تحریمها و جنگ وارد شدیم. در سالهای اخیر نیز از فتنه ای به فتنه دیگر و از بحرانی به بحران دیگر نقل مکان کردهایم. به موازات آن نشاط و پیشرفت و سرزندگی ایرانیان را هم دیدهایم. ولی با موقعیت ناپایدار زندگی و حجم فراوان مسائل چگونه میتوان کنار آمد؟
موقعیت «پرمساله» ایران با دو ویژگی دیگر عجین شده که وضعیت را دشوارتر میکند. اول مسائل پرمخاطره و پرهزینه، و دوم سیلان و نوسان در مسائل. مسائل ایران نوعا محل نزاع میان گروه های گوناگون بوده اند. چرا که دارای سویههای پرهزینه و ایدئولوژیک بوده و پذیرش هر پاسخ منجر به پذیرش هزینههایی خواهد شد. اگر بسیاری از کشورها مشغول مسائل «همه فهم» و «مشترک» مانند توسعه سرگرمی، محیط زیست، فرهنگ رانندگی، فرهنگ کارمندی و... هستند در ایران «مقاومت و استکبارستیزی»، «خصوصیسازی اقتصادی»، «یارانه انرژی»، «حجاب» چنان محل تفاوت آراء میشود که امکان حل همیشگی آن را با بحران مواجه میکند. چرا که هر نوع پاسخ به این مسائل با نوعی از مخاطرات و هزینهها همراه بوده که از طرف مخالفان مورد پذیرش نمیباشد. بله، هر کشوری میتواند علیه ظلم و استکبار و جنگ تظاهرات کرده و حتی با پلیس شهری درگیر شود، ولی سطح ورود ایران در این مساله، به نحو متفاوتی «مخاطرهآمیز» است، کمااینکه ضربه تحریمها به اقتصاد ایران قابل مقایسه با فشارهای معمول و تدریجی به اقتصاد سایر کشورها نیست. ویژگی دوم در ناپایداری مسائل و در نتیجه ناپایداری موقعیتی است. جهان با تغییرات سریع و غیرقابل کنترل تکنولوژی در یک وضعیت سیال به سر می برد. در ایران به واسطه تغییر ذائقه فرهنگی و نزاعهای منطقهای و بین المللی، این نوسان دوچندان می شود. به نحوی که نمی توان به راحتی با اتکا بر مواضع پیشین، مسائل جدید را حل کرد. آیا میتوان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره الزام قانونی حجاب، از این مساله عبور کرد؟ آیا میتوان با اتکا بر سخنان پیشین بزرگان انقلاب درباره درهم کوبیدن تلاویو و حیفا وارد جنگ بزرگ منطقهای شد؟ اگرچه «منطق» انقلابی پایدار و محکم است ولی «موضع» انقلابی مستمرا در حال بازآفرینی است. چرا که موقعیت نوشونده ایران چنین اقتضائی دارد.
اولین و اساسی ترین راهکار دولت جدید برای گذر از موقعیت «پرمساله» ایران، طرح و ترویج گفتمان «وفاق» بود. گویا عمده مسائل ایران ناشی از اختلافات بیاساس و دعواهای زرگری جناحهای سیاسی است و اینک با وفاق و انسجام میتوان از مسائل عبور کرد. گفتمان وفاق فارغ از اینکه منجر به عمل خاصی شود اثرگذار است. چرا که جهت کلی و ذهنی افراد و ارگانها را دگرگون کرده و احساس متفاوتی را خلق میکند. اینکه در دوره جدید برخی نهادها مانند مجلس یا شوراهای عالی متفاوت از مواضع خود در دولت گذشته عمل کرده و همراهی بیشتری با رئیس جمهور جدید دارند، بیش از آن که ناشی از اختلافات سیاسی با رئیس جمهور فقید باشد ناشی از فضای گفتمانی جدیدی است که همه را در برگرفته است.
ولی مساله اساسی این است که دولت راهکار خود برای کاهش مسائل را در فاصله گرفتن از نقطه حل مساله معرفی میکند. به عبارت دیگر دولت با طرح گفتمان «وفاق»، «عقبنشینی» از مسائل را بر «حل» مسائل ترجیح داده و وضعیت نامطلوب ولی پایدار را بر وضعیت مسالهمند ایران ترجیح میدهد. حجاب مساله مخاطرهآمیزی است. بسیاری از مردم از وضعیت نامطلوب حجاب دلآزردهاند و بسیاری دیگر از ورود قهری حاکمیت در برخورد با بیحجابی گلهمندند. عقبنشینی در این مساله، تفسیر به حل مساله میشود، در حالیکه یک سوی این نزاع عصبیتر و ناامیدتر شده و سوی دیگر راضی. در مساله ناترازی انرژی چنان از آزادسازی قیمت انرژی سخن گفته میشود که گویا دولتهای گذشته از روی نادانی یا تنبلی، هزینه سنگین یارانه را بر خودشان تحمیل کردهاند. شوک اقتصادی به اقشار ضعیف نادیده گرفته شده تا یکبار برای همیشه از مساله ناترازی عبور کنیم و مسالهای از مسائل ایران کم شود. عقبنشینی منطقهای و مذاکره بینالمللی نیز با همین منطق در دستور کار قرار میگیرد. گویا ایده اصلی وفاق، در کاهش مسائل ایران با عقبنشینی از مسائل است نه حل آنها. نتیجه عقبنشینی از مسائل، نه حل مسائل بلکه جابهجاشدن مسائل از جایی به جای دیگر است. از ناترازی عبور میکنیم و بر مسائل اجتماعی میافزاییم.
#محمد_پورکیانی
🌕 «وفاق»، راهکاری ناتمام برای خروج ایران از موقعیت «پرمساله»
🖋محمد پورکیانی
بخش دوم:
از نزاع خیابانی حجاب عبور میکنیم و بر مسائل خانواده میافزاییم.
عقبنشینی از مسائل، از جهتی مرتبط با رویکرد فکری دولتمردان کنونی است، و از جهتی به رویکرد مدیریتی دولت جدید برمی گردد. ایده «عرفیسازی» ارزشها، «مثنوی هفتاد من» تاریخ انقلاب است که گاهی با عنوان منافع ملی طرح میشد و امروز با تعبیر «زندگی کردن» از آن آشناییزدایی میشود. از رویکرد فکری عبور میکنم. چرا که مساله اکنون ما، بیش از مبنای فکری، ناتوانی حاد ما در پیگیری و تحقق آن مبنا در مناسبات اجتماعی است. ولی درباره رویکرد مدیریتی دولت باید به تناسب ساختار دولتی با عقبنشینی از مسائل پرداخت. ایران صدها مساله همعرض ندارد. بلکه چند مساله اساسی دارد که هر کدام منجر به دهها مساله دیگر شده است. چگونه می توان با مسائل گلوگاهی گلاویز شد؟ مهمترین ویژگی این مسائل وابستگی آن ها به متغیرهای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، بینالمللی، امنیتی و... است. به نحوی که جز با عملکرد مثبت همه بخشها امکان حل این مسائل وجود ندارد و کوتاهی یک بخش منجر به شکست در کل پروژه میشود. به همین دلیل در دولت گذشته شاهد ورود میدانی شخص رئیسجمهور و معاون اول او در کلان پروژههای دولت بودیم تا پیگیری متمرکز کلانپروژهها جایگزین تقسیم کار عرضی دستگاهها شود. آیا رئیس جمهور دولت چهاردهم امکان مدیریت و راهبری متمرکز کلانپروژهها را دارد؟ یا با همان منطق تقسیم کار میان وزارتخانهها امور جزئی را پیش برده و در امور کلان عقبنشینی میکند؟ دولت برای کاهش مسائل و ایجاد موقعیت پایدار در ایران، نیازمند پیشروی از گفتمان وفاق به دولت کارآمد است، وگرنه شاهد روزمرگی در حل مسائل جزئی و عقبنشینی در مسائل کلان خواهیم بود.
#وفاق
#دولت
#مسائل_ایران
#محمد_پورکیانی
@esharat_57
@mpourkiani
🌕 اتحاد نیلیها-فاضلیها (بازارگرایان افراطی) ایران را به کدام سو هل میدهد
🖋میثم مهدیار
متن یادداشت:
https://eitaa.com/esharat_57/42
#ناترازی
#بلایای_طبیعی
#خصوصی_سازی
#بازارگرایان_افراطی
#میثم_مهدیار
@esharat_57
🌕 اتحاد نیلیها-فاضلیها (بازارگرایان افراطی) ایران را به کدام سو هل میدهد
🖋میثم مهدیار
🔺آمریکا یکی از آسیب پذیرترین کشورها در مقابل بلایا و بحرانهای طبیعی بوده و هست. به گزارش آمار فقط در سال ۲۰۲۴، ۳۹درصد بر آمار کارتن خوابهای آمریکایی افزوده شده که بخش عمده آن ناشی از ناتوانی دولت در مهار بلایای طبیعی و بی توجهی به تبعات اجتماعی و اقتصادی بلایای طبیعی بوده است.
آتش سوزیهای اخیر در کالیفرنیا و ناتوانی دولت در اطفای حریق و انتشار صحنههایی از تلاش برای خاموش کردن آتش با انتقال آب با کیفهای زنانه دیگر زمینه بحث بر سر دلایل این ناتوانی ها و نسبت آن با سیستم نئولیبرالی اقتصاد آمریکا را فراهم کرده است. با شروع آتش سوزی در کالیفرنیا و مشکل قطع شدن ناگهانی آب مورد نیاز، حالا نگاهها به سمت زوج میلیاردر (خانواده رزنیک) چرخیده که مالک اصلی ذخیرهگاه آب در این ایالتند و از در اختیار قراردادن آب به نیروهای امدادی و دولت طفره رفتهاند.
🔸این البته اولین بار نیست که پای بحث تبعات خصوصی سازی منابع طبیعی در بلایای طبیعی باز آمریکا باز میشود. مایکل سندل فیلسوف سیاسی جامعهگرای آمریکایی در ابتدای کتاب «عدالت: کار درست کدام است؟» با اشاره به آسیب دیدن مردم عادی از افزایش قیمتهای سرسام آور بعد از توفان چارلی درباره این بحث می کند که در بحران ها و بلایای طبیعی و غیر طبیعی آن «کار آفرینهای نایس» چطور به سوداگران جان و مال مردم تبدیل میشود. خیلی قبلتر هم نائومی کلاین در کتاب «دکترین شوک» و مفهوم «سرمایه داری فاجعه» خود توضیح داده بود که شرایط بحرانی – مانند بلایای طبیعی، جنگها، یا بحرانهای اقتصادی – زمینه مساعدی برای دولتها و شرکتهای کاپیتالیستی برای بهره برداری از استیصال مردم و پیشبرد سیاستهای اقتصادی و اجتماعی نئولیبرالی است؛ سیاستهایی که در شرایط عادی با مقاومت شدید مردم مواجه میشوداما در لحظات بحرانی به دلیل شوک ناگهانی توانایی مقاومت خود را از دست میدهند و زمینه برای اعمال تغییرات اساسی فراهم میشود.
🔸به هر ترتیب این بلایای طبیعی حداقل کارکردی که میتواند برای مای ایرانی داشته باشد مقاومت در برابر وسوسههای امثال غنینژاد، نیلی و فاضلی برای بازاری کردن همه چیز در کشور است. محمد فاضلی از چندسال قبل در اتحاد با بازارگرایان افراطی مهمترین راهبرد مقابله با بحران آب در کشور را شکل گیری «بازار آب» عنوان میکند و همراه و همگام با امثال غنی نژاد و نیلی و مشایخی و دیگر لیدرهای بازارگرایی افراطی بر حل مساله ناترازی انرژی در کشور صرفا از طریق راهکارهای قیمتی تاکید میکند. همین یکماه پیش روزنامه دنیای اقتصاد (ارگان رسمی بازارگرایان) پیشنهاد بازارسازی برای «هوای پاک» را هم مطرح کرده بود.
🔸حالا البته از اقتصاددانان بازارگرا انتظاری بیش از این نیست چرا که این گرایشها از تربیت شدگان در مکتب پوزیتویسم اقتصادی که اقتصاد را از یک دانش اجتماعی به یک دانش ریاضیک و فرمولی تقلیل دادهاند طبیعی است اما مساله اصلی میل تعداد زیادی از جامعهشناسان ایرانی به سمت سیاستهای بازارگرایانه و دولت زدایانه با عناوین مختلف است.
در واقع سوال اصلی اینست که چرا این جامعه شناسان درسالهای اخیر برخلاف غرض اصلی جامعهشناسی ( دفاع از امر اجتماعی) به سمت دولت زدایی، بازارگرایی، راهکارهای قیمتی و در یک کلام تقلیل جامعه به مکانیسمهای عرضه و تقاضای فرد محورانه میل پیدا کردهاند. آیا این مساله یک انتخاب شخصی و سیاسی است و یا با ریشههای معرفتی شکل گیری علوم انسانی و اجتماعی در ایران ربط پیدا میکند؟ بعدتر در این باره خواهم نوشت.
#ناترازی
#بلایای_طبیعی
#خصوصی_سازی
#بازارگرایان_افراطی
#میثم_مهدیار
@esharat_57
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 در فلسفه خلقت دونالد ترامپ!
🖋سجاد صفارهرندی
متن یادداشت:
https://eitaa.com/esharat_57/44
#ترامپ
#استکبار
#کانادا
#دانمارک
#سجاد_صفارهرندی
@esharat_57
🌕 در فلسفه خلقت دونالد ترامپ!
🖋سجاد صفارهرندی
🔺اینکه میگویند خلقت خدا بی نقص و حکیمانه است و هر پدیدهای هر چقدر هم شر و تباه یا زائد و بی مصرف به نظر برسد در واقع بخشی از پازل نظام احسن را پر میکند، شاهد مثالش شاید همین جناب دونالد ترامپ است. ما که از حکمت کارهای خدا آگاه نیستیم ولی گاهی فکر میکنم این مجمع رذائل و شرور بشری اگر همین یک فایده را داشته باشد که شکافها و ترکهایی در دیوار سخت باورها و جهانبینی برخی از هموطنان ما ایجاد کند، کارش را در این عالم به درستی دارد انجام میدهد.
مقصودم آن دسته هموطنان تجددخواه و خوشبین به نظم و نظامات کنونی دنیا است که فکر میکنند جهان اصولاً جای امن و آرامی است و این ماییم که مثلاً بعد از انقلاب اسلامی امن و آرامشش را به هم زده ایم. و قانون و قاعدهای دارد که ملتزم بودن به آن تضمین سعادت و رفاه ملتهاست. و گاو فربهی در کار است که «همه دنیا به پستان پرشیرش چسبیده اند و ما کلنجار رفتن با شاخش را انتخاب کرده ایم.» و اگر منافع مشترک بیشتری با آمریکا ایجاد کنیم دلیلی برای بدخواهی او نسبت به ما وجود نخواهد داشت. و دستکم اگر در تعاملات جهانی محتاط و مؤدب باشیم و از پیاده رو حرکت کنیم، به هیچ سانحهای مبتلا نخواهیم شد. و الی آخر ... .
ترامپ شاید اساساً خلق شده تا به ما و به همه آنانی که ذهن خود را به روی شواهد و دادههای دنیای واقعی نبسته اند، نشان دهد که اگر کانادا هم باشی، در سیاست همسوترین مواضع و در مناسبات اقتصادی بیشترین روابط را با آمریکا داشته باشی، وقتش که بشود میتوانی در معرض بلعیده شدن توسط ارباب باشی. نشان دهد که اگر دانمارک هم باشی –شما را به خدا تا به حال چیزی از دانمارک در بستر سیاست بین المل و منازعات آن شنیده اید؟!- اگر زمانش برسد و منافعی اقتضا کند بخشی از قلمرویت (گرینلند) میتواند چشم طماع و هیز ارباب مستکبر را بگیرد و هوس او را تیز کند.
اجازه دهید اینطور به پایان ببرم: استکبار و مستکبر تعابیری با ریشۀ قرآنی است که در فرهنگ انقلاب اسلامی به سیاست وارد شد و بخشی از گفتار تبلیغی ما را در همه این سالها شکل داده است. گفتاری که احتمالا سوءمصرف یا زیادهروی در استفاده از آن برخی از مردم ما را دلزده کرده باشد. نیک میدانم که استکبار غربی-آمریکایی پیشینه و دیرینهای به مراتب بیشتر از این تاجر قمارباز دارد. اما شاید دونالد ترامپ خلق شده تا مفهوم مستکبر در جهان واقع و در یک نفر آدم پوست و گوشتدار تعیّن و تشخّص یابد. لخت و عور و بی آبرو، پیش چشم همگان.
#ترامپ
#استکبار
#کانادا
#دانمارک
#سجاد_صفارهرندی
@esharat_57
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 در ستایش دشوارترین نوع خدمت در لباس قضا
🖋وحید یامین پور
🔺جماعتی که گمان میکنند رستگاری در عزلت جستن و گریز از مسئولیت است به کنار. اما گروهی هستند که نه تنها عافیتطلب و بیاعتنا به خدمت و اصلاحگری هستند که کارشان طعن و شماتت اهل خدمت و چوب لایچرخ هر اقدام و عملی گذاشتن است. حتماً این جماعت مقدسِ بیعملِ چشمتنگِ دهانگشاد را میشناسید. نماز و ذکر و زیارتشان برقرار است ولی از هر نوع عمل مثبت و پیشرفتی در کشور ناراحت و از هر گرفتاری و شکستی خوشحالاند. چون در هیچ رشدی نقشی ندارند و در عوض در هر شکستی بهانهای برای سرکوفت جدید پیدا میکنند.
امام راحل(ره) به آنها میگفت "مقدسنماهای بیشعور". همانها که: "دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفید و راهگشا میدانستند، امروز از اینکه در گوشهای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ میدهد، فریاد «وا اسلاما» سر میدهند!" (صحیفه امام خمینی؛ جلد 21، صفحه 281)
ارزش شخصیتهایی مانند #شهید_رازینی و #شهید_مقیسه در قیاس با این جماعت معلوم میشود. کسانی که از راحت خود گذشتند و تمام عمر خود را وقف اجرای عدالت و امنیت کردند. مانند زرهی بر تن جامعه در مقابل تیغ و تیر منافقین و اشرار و مفسدان.
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود:
عَدْلُ ساعَةٍ، خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعينَ سَنَةً، قِيامِ لَيْلِها وَ صِيامِ نَهارِها؛
ساعتى عدالت، بهتر از هفتاد سال عبادتی است كه شبهايش به نماز و روزهايش به روزه بگذرد.
#وحید_یامین_پور
@yaminpour
@esharat_57
🌕 قتلعام امید، تولید انبوه اندوه و خودکشی تئوریک روشنفکری
🖋شهاب اسفندیاری
🔺«مرگ نبوی بهعنوان یکی از بازیگران متمایز، نظرگیر، طناز، خلاق و بیشفعال آن نمایش، یک فقدان بزرگ جمعی است که در خود، به شکل آشکار و نهان، یک سوگواری جمعی نیز نهفته دارد. ما اکنون به درجات مختلف سوگواریم، برای مرگ نبوی، برای مرگ نهایی امید و برای سیطرهی فراگیر غربتی که اکنون، هر جا باشیم، نه خصم، بلکه همدم روزان و شبان ما شده.» (مجلهی حرفه: هنرمند).
عرض تسلیت دارم به جامعهی هنری و مطبوعاتی در فقد ابراهیم نبوی. البته در علل سوگواری و ناکامی تاریخی «روشنفکری ایرانی» سخن بسیار است. اجازه دهید به یک تناقض شگفت اشاره کنیم: آنقدر که در چند روز گذشته در سوگ این «مرگ خودخواسته» محتوا توسط جریان روشنفکری ایران تولید شد، در ۱۵ ماه گذشته در سوگ قطعه قطعه شدن و زندهسوزی دهها هزار زن و کودک فلسطینی منتشر نشد. علت چیست؟
🔸یادداشت در دو بخش:
https://eitaa.com/esharat_57/47
https://eitaa.com/esharat_57/48
📷کاریکاتور از ایلیا تهمتنی
#شهاب_اسفندیاری
➕ @esharat_57
🌕 قتلعام امید، تولید انبوه اندوه و خودکشی تئوریک روشنفکری
🖋شهاب اسفندیاری
بخش اول:
🔺«مرگ نبوی بهعنوان یکی از بازیگران متمایز، نظرگیر، طناز، خلاق و بیشفعال آن نمایش، یک فقدان بزرگ جمعی است که در خود، به شکل آشکار و نهان، یک سوگواری جمعی نیز نهفته دارد. ما اکنون به درجات مختلف سوگواریم، برای مرگ نبوی، برای مرگ نهایی امید و برای سیطرهی فراگیر غربتی که اکنون، هر جا باشیم، نه خصم، بلکه همدم روزان و شبان ما شده.» (مجلهی حرفه: هنرمند).
عرض تسلیت دارم به جامعهی هنری و مطبوعاتی در فقد ابراهیم نبوی. البته در علل سوگواری و ناکامی تاریخی «روشنفکری ایرانی» سخن بسیار است. اجازه دهید به یک تناقض شگفت اشاره کنیم: آنقدر که در چند روز گذشته در سوگ این «مرگ خودخواسته» محتوا توسط جریان روشنفکری ایران تولید شد، در ۱۵ ماه گذشته در سوگ قطعه قطعه شدن و زندهسوزی دهها هزار زن و کودک فلسطینی منتشر نشد. علت چیست؟ مگر روشنفکران ما به حقوق بشر جهانشمول و ارزشهای انسانی و مدنی جهانروا قائل نیستند؟
وقتی تحولات اجتماعی سیصد سالهی غرب اروپا را بدون ملاحظات انتقادی پسااستعماری، پسامدرن، پساسرمایهداری و پساسکولار بخواهید به شکل کپسولی و تزریقی به خورد جامعهای بدهید که از اساس نهادهای حقیقی قدرت در آن و روند تحولات تاریخیاش متفاوت بوده، احساس ناکامی و شکست دور از انتظار نیست.
جریانی که غالباً خود را از ارتباط با اقشار مختلف جامعه بینیاز میبیند اما ادعای جامعهشناسی دارد و با نگاه از بالا به عامهی مردم و باورهای آنها مدعی «گذار از سنت» است، میخواهد با چاقوی زنگزدهی عقل مدرن به زدودن مقدسات و تغییر ارزشها و هنجارهای جامعه بپردازد.
اما همین جریان به شدت ایدئولوژیک است و از مقدسات خود غیورانه صیانت میکند. دستورکاری به شدت سیاستزده و عمدتاً وارداتی دارد. قتلعام امید، تولید انبوه اندوه، برساخت دائمی انگارهی فروپاشی، و ممنوعالتصویر کردن هر نشانهی موفقیت و پیشرف برونداد عمدهی این جریان است.
یادداشت یکی از منتقدان ادبی دربارهی بیماری دوقطبی ابراهیم نبوی و برخی روشنفکران دیگر گویا است: حتی اشاره به احتمال بیماری فروغ فرخزاد در شاخصترین مطبوعات فمینیستی و روشنفکری ما قدغن و تابو بوده است. کوچکترین خدشه به تصویر «مقدسات» تحمل نمیشود. (۱)
چندی قبل توئیت سردبیر یکی از نشریات هنری و روشنفکری کشور در تمسخر مراسم تشییع پروانه معصومی توجه مرا جلب کرد (۲). سردبیری که «بیوی» تمام انگلیسیاش گواه میدهد مخاطبش کجاست برای هنرمندان ایرانی خط و نشان میکشد که اگر کوچکترین نشانهای از «همراهی» داشته باشید بایکوت میشوید.
دیوید لینچ هنرمند پرآوازهی آمریکا، پس از دریافت نخل طلای کن یک فیلم تبلیغاتی به سفارش شهرداری نیویورک ساخت با موضوع «آشغال در شهر نریزیم». در ایران اگر یک فیلمساز نورسته بخواهد در مورد بهداشت فیلم بسازد به عنوان «سفارشیساز» و «ارگانی» نابود میشود (۳).
چنان فضا را قطبی و سیاه و سفید کردهاند که انگار هیچ منفعت عمومی، هیچ خیر عمومی و هیچ پروژهی مشترکی نیست که بتوان از طریق آن گامی برای بهبود امور مملکت و کاهش رنج ملت برداشت. اگر کسی بخواهد کوچکترین قدمی در این مسیر بردارد ترور میشود. حتی به ابراهیم نبوی هم در این زمینه رحم نکردند.
آیا وقت آن نرسیده که در برابر شیوع این فاشیسم جدید - که با پول دشمنان ایران در سویههای پهلویست و رجویست در حال رشد است - جریان روشنفکری ایران، به بازاندیشی نقش و کارکرد خود و مسیر طی شده در این ۴۵ سال بپردازد؟ چند نسل روشنفکر سرگشته و به بنبست رسیده کافی نیست؟
تا زمانی که جریانی روشنفکری همهی مشکلات جامعه را صرفاً به حاکمیت نسبت دهد و با نگاهِ ماقبلِ فوکویی قدرت را صرفاً متمرکز در دستگاههای حکومتی ببیند و نه منتشر در همهی روابط اجتماعی، و در نتیجه قدرت خود و مسئولیت بزرگ خود در وضع موجود را هیچ بیانگارد، وضع همین خواهد بود.
آقا و خانم نویسنده شما قدرت دارید. آقا و خانم هنرمند شما قدرت دارید. آقا و خانم روزنامهنگار شما قدرت دارید. نسبت به این قدرت مسئولیت دارید؛ نسبت به آنچه در فکرها و ذهنها شکل میدهید. نسبت به تصویری که از ما و دیگری، از ایران و غرب میسازید مسئولیت دارید. چه بسا خودتان قربانی همین تصویرسازیها شوید.
آقایان و خانمهای روشنفکر! آیا مخاطرات و تهدیدها علیه ایران در سال ۱۴۰۳ کمتر از سال ۱۳۰۳ است؟ آیا شما فرهیختهتر از محمدعلی فروغی، یحیی دولتآبادی، علیاصغر حکمت، حسین کاظمزاده و صدیقه دولت آبادی هستید یا اینکه رضا میرپنج فرهیختهتر از رهبران انقلاب اسلامی بود؟/
یادداشت ادامه دارد.
#شهاب_اسفندیاری
➕ @esharat_57