eitaa logo
اشارات
2.7هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 جنگ؛ چگونه فرصت محسوب می‌شود؟! 🎙 سید حسین شهرستانی 🌐 شبکه یک سیما ➕ @esharat_57
🌕 چالش‌های اقتصادی جنگ و پاسخ‌های احتمالی 🖋 سیدآرش وکیلیان متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/415 @esharat_57
🌕 چالش‌های اقتصادی جنگ و پاسخ‌های احتمالی 🖋 سیدآرش وکیلیان در شرایطی که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ در وضعیت نزدیک به رکود تورمی بوده و نرخ تورم مصرف کننده به بیش از ۵۰ درصد رسیده بود و طبق برخی پیمایش‌ها تا ۵۷ درصد مردم در تامین مخارج روزانه دچار مشکل بودند، جنگ رمضان آغاز شد. با شروع جنگ، بورس تعطیل و تامین سرمایه دشوار شد. همچنین در اثر حمله به صنایع بالادستی فولاد و پتروشیمی تأمین برخی مواد اولیه نیز با چالش مواجه گشت و علاوه بر این مردم بر خرید مایحتاج ضروری روزانه متمرکز شدند و مخارج دیگر را متوقف کردند. علاوه بر این مشکلات، دشمن با اقداماتی نظیر محاصره دریایی و تخریب زیرساخت‌ها می‌کوشد تا فشار اقتصادی را تشدید کند. ترکیب این عوامل وضعیتی را ایجاد می کند که می تواند منجر به یک رکود اقتصادی جدی به همراه تورم و بیکاری شدید بشود. با این اوصاف، ضروری است برای جلوگیری از یک بحران بزرگ اقتصادی که موجب فرسایش شدید توان مقاومت ملی می‌شود، تدبیری اندیشیده شود. دولت تاکنون به منظور مدیریت شرایط بسته‌های تسهیل‌گری نظیر بخشودگی دیرکرد وام‌ها و رفع سوء اثر چک ها را مصوب کرده است. این موارد گرچه در کاهش بحران مفید است، اما در قیاس با شدت مشکلات فرارو کافی به نظر نمی‌رسد و از هم اکنون تعدیل گسترده نیروی کار مشاغل تولیدی آغاز شده است. این تعدیل نیرو می‌تواند با فعال سازی مطالبات بیمه بیکاری بار شدیدتری را بر صندوق‌های تامین اجتماعی وارد سازد و از تقاضای کل نیز به شدت بکاهد. در این شرایط ورود گسترده‌تر دولت به حوزه اقتصاد ضروری به نظر می‌رسد. کمترین اقدام دولت می‌تواند تامین وام‌های کم بهره برای واحد‌های تولیدی برای حفظ نیروی کار آنها، تعویق بازپرداخت وام‌ها و جلوگیری از افزایش اجاره‌ها باشد. این امر می‌تواند جلوی ورشکستگی شرکت‌های صنعتی و خدماتی را بگیرد. اما با رویکرد کینزی برای خروج از وضعیت رکود اقتصادی و جلوگیری از نرخ بیکاری تصاعدی، اقدامات اساسی‌تری ضرورت دارد. کمترین این اقدامات می‌تواند افزایش مبلغ کالابرگ‌ها و تحریک تقاضای مسکن با افزایش وام ها باشد. فراتر از آن دو راهبرد اشتغالزایی جدی، یکی انعقاد تفاهم نامه مسکن‌سازی انبوه با چین است که از سال ۱۴۰۱ معطل مانده، و البته باید مشروط بر استفاده از نیروی کار ایرانی باشد نه اتباع خارجی. به دلیل اینکه منابع این توافق از محل صادرات ایران به چین تامین می‌شود و در مقابل سرمایه و منابع وارد کشور می‌گردد، باعث افزایش پایه پولی نمی‌شود. فعال شدن بازار مسکن در پی خود بسیاری از رسته‌های شغلی وابسته را به حرکت در می‌آورد. اقدام دوم در شرایط جنگی می‌تواند راه‌اندازی صنایع اسلحه‌سازی باشد که چون وابسته به تامین سرمایه خصوصی و تقاضای اقتصادی مردم نیست، فارغ از مشکلات موجود می‌‌تواند منجر به اشتغال زایی گردد. تجربه آمریکا در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نشان‌دهنده نقش مهم صنایع اسلحه‌سازی در عبور از بحران بیکاری ناشی از کسادی بزرگ بوده است. البته تامین سرمایه مستقیم توسط دولت تورم زا اما در شرایط جنگی اجتناب ناپذیر است. @esharat_57
🌕 تحولات بزرگ با کارهای کوچک درباره نقش زن‌ها در بعثت مردم 🖋 فاطمه رایگانی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/417 @esharat_57
🌕 تحولات بزرگ با کارهای کوچک درباره نقش زن‌ها در بعثت مردم 🖋 فاطمه رایگانی این شب‌ها زن‌ها در اجتماعات خیابان صدرنشین‌اند. این را حتما از زبان خیلی از رسانه‌ها و تحلیل‌گران شنیده‌اید. و البته پرسش از علتش را: این جلوه از بعثت مردم چرا انقدر پررنگ است؟ مثل بسیاری از جلوه‌های دیگر حضور مردم در این ایام و در ایام جنگ تحمیلی دوم، ما با یک پدیده جدید بی‌سابقه روبرو نیستیم، بلکه ظرفیتی همیشگی بنا بر موقعیت تازه‌ای ظهور جدیدی پیدا کرده است. چنانکه رهبری در روز ۱۲ بهمن وقتی حرف از مبعوث‌شدن مردم می‌زند به تکرار پدیده اشاره می‌کند و می‌گوید قبلا چنین شده این بار هم شد و دوباره هم خواهد شد! یعنی اساسا بعثت یک چنین اتفاقی است. در بخش نبوت طرح کلی، رهبر شهید انقلاب در توصیف بعثت گفته کسی مبعوث می‌شود که یک درونمایه قوی دارد که او را برای به دوش‌کشیدن مسوولیت مستعد می‌کند. به‌زعم من یکی از آن استعدادها که در زنان غلبه دارد، امکان خلق اثر بزرگ در میدان‌های کوچک است که پیش از این هم بوده اما چون در خیابان رقم نخورده به چشم نیامده اما دستاوردهای بزرگی داشته است. زن‌ها از خیر کوچک نمی‌گذرند برای همین مشمول سنت الهی هم می‌شوند و مسیر انجام کارهای بزرگ برایشان فراهم می‌شود. مثلا خیلی‌ها در روزهای اول تجمعات خیابانی به کمبود پرچم اشاره می‌کردند. در چنین موقعیتی زنان چه می‌کنند؟ وقتی دیدند هیچ نهادی دستشان را نمی‌گیرد از همان ظرفیت پیرامون با کمک‌های مردمی پول هر تعداد پرچمی که بتوانند را جور می‌کنند و از اولین بازار می‌خرند و با وسواس کامل دانه‌دانه توزیعش می‌کنند. و این کار وقتی ضریب می‌خورد در تعداد بیشتری از جمع‌های زنانه دو اتفاق رخ می‌دهد: افراد از درون احساس کنشگری و اثرگذاری دارند، در میدان هم باری از دوش نهادهای فرهنگی برداشته‌اند. یکی از بهترین مثال‌ها برای نشان‌دادن این ظرفیت که به تمامه ادا شد، اما هرگز صورت‌بندی نشد و به اشاره کامل درنیامد مربوط به ایام بحران کروناست. در آن ایام اغلب کشورهای صنعتی با مشکلات عمده‌ای مواجه بودند از جمله بحران کمبود ماسک؛ و دولت هم منتظر نشسته بود تا با ورود کرونا به ایران با این بحران مواجه شود. زن‌ها چه کردند؟ تا شنیدند ماسک در کشور نایاب شده به این فکر کردند که چطور مشکل را حداقل در خانه خودشان برطرف کنند. چرخ‌ خیاطی‌های خانه را راه انداختند و با پارچه‌های بلااستفاده خانه برای خانواده خودشان ماسک دوختند. الگو را در گروه‌های مجازی گذاشتند و بقیه هم همین کار را در خانه کردند. بعد چرخ خیاطی‌ها منتقل شد به مسجد و کم‌کم پارچه‌ها از بازارهای تعطیل به مسجدهای فعال منتقل شد و مشکل ماسک در حد محله رفع شد. بعد کار به دوختن گان پزشکی هم رسید. و از تجمع این‌ها یک مساله مهم در کشور حل شد. نکته این است که در نقطه صفر کسی نگفته بود چگونه مشکل ماسک مملکت را حل کنم. که اگر می‌گفت هرگز چرخ خیاطی خانه و تکه پارچه توی کمد به کار نمی‌آمد. اما هر زنی اول به محیط خودش فکر کرد، کوچک به کار آمد، بزرگ پشت سرش خلق شد. چنانچه با درمان‌های خانگی بار زیادی از هجوم به بیمارستان‌ها و صف بیماران در پیاده‌روها و تشدید بیماری از همین تجمعات برداشته شد. دولت محل خلق اثرهای کلان است که در مواقع بحران یا جنگ دچار برخی کج‌کارکردی‌ها می‌شود. هرچقدر بارش سنگین‌تر باشد در این مواقع امور بیشتری زمین ماند. اگر در موقعیت غیربحران از ظرفیت‌های کوچک حل مساله حفاظت شود در چنین شرایطی به هم می‌پیوندند و حل مساله می‌کنند. حالا که این استعداد به چشم آمده و در میدان دارد به بهترین شکل خودش را نشان می‌دهد، وقت آن است که بیش از گذشته به رسمیت شناخته شود و برای روزهایی که دیگر دفاع خیابانی لازم نبود مصادیق دیگری پیدا کند و هم‌چنان در امر وطن‌داری امکان مشارکت خلق کند و امتداد داشته باشد. @esharat_57 @edraakaat
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 به سرمایه کشور‌های منطقه چقدر آسیب وارد شده است؟! 🎙 سید احسان خاندوزی @esharat_57
🌕 رستاخیز شهر و مردم تأملی در نسبت خیابان و بعثت مردم در جنگ رمضان 🖋 سید رضا شهرستانی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/420 @esharat_57
🌕 رستاخیز شهر و مردم تأملی در نسبت خیابان و بعثت مردم در جنگ رمضان 🖋 سیدرضا شهرستانی از پس شهادت رهبر عزیزتر از جان مردم ایران و جنگ تحمیلی سوم، هیچ پدیده‌ای یکتاتر و ممتازتر از حضور مردم در خیابان‌ها و میادین شهر نبود. حضوری که درظاهر با هدف بیمه کردن کشور از شورش خائنان داخلی شکل گرفت اما به یک سنت قدرتمند در تبدیل سوگ به حماسه و بیدار نگه‌داشتن روح جمعی انتقام و دفاع بدل شد. اکنون پس از ۴۰ روز ازین بعثت مقدس ایرانی، فرصتی است تا با جمع‌بندی تجربیات و گفتگوهای شکل گرفته حول چگونگی حفظ و گسترش و کیفیت بخشی تجمعات نکاتی را بیان کنم. باتوجه به ذات این جنگ تحمیلی که جنگی کاملا شهری است و خط مقدم آن به‌جای خرمشهر و سوسنگرد و مهران، تهران و کرج و اصفهان است دو نکته درباره شهر و جنگ تحمیلی بیان شده و سپس موضوع اصلی: ۱- مهمترین سند چرایی حضور مردم در میدان و چرایی شعارهای ما و مبارزه ما در سطح شهرهای اصلی کشور درحال تخریب و پاکسازی است: آثار و آوار بناهای آسیب‌دیده از حمله دشمن. همه شاهد بودیم در سال‌های پس از دفاع مقدس اول، تلاش بسیاری برای احیای دوکوهه و طلاییه و فکه و شلمچه شد و اثرش را در حرکت ملی ومبارک راهیان نور دیدیم؛ امروز معادل این مناطق، کلانتری نیلوفر و دانشگاه شریف و شهید بهشتی و خانه‌های موشک خورده است. هرچند تلاش و جهاد نیروهای خدماتی و جهادی برای زدودن آسیب جنگ از چهره شهر ستودنی است اما هوشمندی در برپاداشتن نمونه‌هایی از جنایت خصوصا در اهداف غیرنظامی و در بافت‌های مسکونی، واجب است. هرچه دست نخورده‌تر، روایت جنگ از دل این سازها بهتر ساخته خواهد شد و غفلت‌ها در ازبین بردن این آثار قابل جبران نیست. متأسفانه در رخداد استثنایی و مهم اصفهان تمام آثار طبس۲ بار وانت ضایعاتی شد و برای همیشه ازبین رفت! برای این مهم پویشی متشکل از دانشگاهیان حوزه معماری و شهرسازی و مرمت پای کارند تا با دانش بومی به ساخت یک روایت جهانی بپردازند. (شهریاران؛ پویش حفاظت از منظر فرهنگی مقاومت ایران: https://ble.ir/Shahryaran_Iran) ازبین رفتن این سندها همان کاری را می کند که اینترنشنال و خائنان به وطن می‌خواهند: عادی سازی و ترس‌زدایی از حمله دشمن و در درازمدت انکار آن! ۲- شهدای این جنگ خصوصا آن‌ها که در سطح شهر و محلات شهید شدند نیز نیازمند یک یادمان‌سازی و پاسداشت شهری هستند. برای این مهم هم پیشنهادهایی وجود دارد که ساده‌ترینش برپایی یک فضای مستقل و دائمی در کنار نقاط عطف محلات، اطراف مساجد یا در نقاط تجمع برای روشن کردن شمع یا بستن دخیل و نذری دادن و... است. ۳- همانگونه که بیان شد تجمعات منحصربه‌فردترین رخداد این جنگ است. بدون هرگونه بزرگنمایی این تجمعات برکات بسیاری دارد. از منظر شهری با اینکه انقلاب اسلامی یک رستاخیز شهری بود و با تصاحب خیابان و میدان توسط فردفرد مردم به ثمر رسید، پس از انقلاب جز در دو سه روز معین، مردم را هرچه بیشتر از عرصه خیابان و میدان بیرون راندیم. مدیران شهری و طراحان شهری در یک اتحاد نامبارک سال‌ها شهرهای ایران را با سراب زدودن ترافیک و باز کردن راه ماشین، مردم‌زدایی کردند. این تجمعات یک «نه» بزرگ به سیاستی است که مردم را برای چند روز در قاب خیابان به رسمیت می‌شناسد و صبح فردایش باید مردم از زیرگذر و پل استفاده کنند تا مزاحم نظم ماشینی شهر نباشند. این پس گرفتن خیابان و میدان، تبعات و برکاتی در همه عرصه‌ها دارد؛ مثال آشکارش توجه رهبر انقلاب به اثر این تجمعات در نتیجه مذاکرات کنونی بود. تبدیل این حضور جمعی غیرمتمرکز، مردمی و با مقیاس محله‌ای به یک سبک‌زندگی، در میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند اثرات مسموم شهرسازی هویت‌زدا و مصرفی کنونی را بکاهد. (برای مثال یکی از مدیران برق گفتند این تجمعات روزانه ۵۰۰۰ مگاوات صرفه جویی درپی داشته است. زیرا در ساعت اوج مصرف مردم از خانه‌ها بیرونند. این سطحی‌ترین تبعات تغییر سبک‌زندگی است.) اکنون زمان انداختن ردی ازین رخداد بر چهره شهر و انتظام دوباره شهر حول حضور مردم است. اگر این تجمعات نتواند بازتابی در ساختار شهر جز با سازه‌های موقت و پلاکارد و بنر بیابد، مانند بسیاری از رخدادهای فرهنگی اجتماعی تاریخ با گذشت زمان به فراموشی سپرده خواهد شد و این فرصت استثنایی برای بازتولید معنای شهر ایرانی اسلامی، ازبین خواهد رفت. (البته واضح است که بنا نیست شهر با همه بحران‌های شهرسازی و معماری یک‌شبه متحول شود بلکه این تجمعات نوید تغییری در سبک‌زندگی است. کماکان وظیفه مهم اصلاح شهرسازی بی‌قاعده و غیرایرانی برعهده مدیران و متخصصان سنگینی می‌کند.) 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 رستاخیز شهر و مردم 🖋 سید رضا شهرستانی 🔻ادامه یادداشت🔻 مراحل دستیابی به این هدف عبارت است از: اول: مستندسازی مکان‌های تجمع منطبق بر نقشه شهرها و سپس ثبت دائمی آنها در لایه اطلاعات مکانی دوم: آسیب‌شناسی اولیه و شمردن توفیقات و شکست‌های سازماندهی تجمعات در مناطق و محلات مختلف. (دراینجا فهرستی از ارزش‌های پایدار نیاز است. مانند میزان مردمی بودن و کیفیت جذب مخاطب، ایمنی و امنیت حضور، ارتباط با بافت منطقه و نقاط عطف محله مانند مسجد و میادین و بوستان‌ها و...، دسترسی پیاده و سواره برای اقشار و سنین مختلف، کیفیت منظر و تأثیرگذاری بر محیط، رابطه با ترافیک و کنترل آن، دسترسی به زیرساخت‌های لازم و...) سوم: ایده‌پردازی برای برپایی دائمی این فضاها: دراینجا بهترین الگوی تاریخی ما تکیه است. فضایی شهری که پاسخگوی زندگی در همه ساعات و ساحات است و امکان تجمع با محوریت مناسک دینی، دسته‌های عزاداری و تعزیه را فراهم می‌کرده. اکنون نیز برپایی ساختارها و سازه‌های دائمی و ماندگار چند عملکردی عمومی جهت کاربری‌های متناسب انقلابی و مذهبی نه صرفا براساس کالبد تکیه که با ایده تکیه راهگشاست. با این ایده بسیاری از میادین و گذرهای شهر قابلیت بازطراحی دارند. مثلا مرکزیت بسیاری میادین به‌جای آبنما یا فضای سبز غیرکاربردی به عرصه حضور مردم تبدیل شود یا جداره‌ها و کنارگذرهای خیابان‌ها با سازه‌های دائمی قاب گرفته شود تا در ساعاتی پاسخگوی حضور مردم باشند. (رفته‌رفته تداخل حضور مردم و عبور خودرو موجب ناراضایتی خواهد شد و به‌فوریت برای عبور خودرو درعین اولویت حضورمردم باید طراحی کرد.) هم‌چنین فضاهایی برای تجلیل و یاد شهدا، احترام به پرچم و تکریم کودکان و سالخوردگان می‌تواند در نقاط تجمع جایابی و طراحی و به سنتی شهری بدل شود. چهارم: به رسمیت شناختن مردم و باز گذاشتن دست اهالی مساجد و هیآت و محلات در این فرایند که مجدد با پروژه‌های از بالا به پایین با پیمانکاران سابق ولی به‌نام مردمی کردن شهر مواجه نشویم. این تغییر باید درون زا و با جزئیات اجرایی و مصالحی رخ بدهد که حتی‌المقدور نیازمند به پیمانکاران غیرمحلی نباشد. مثال‌های اجرایی ازین نوع بارگذاری‌ها در ایران و جهان موجود است. برمبنای آنچه بیان شد در کوتاه‌مدت می‌توان تعدادی از نقاط را به‌صورت پایلوت با کمترین تغییرات سامان داد. تداوم این حرکت برکات فراوانی دارد که اولینش کیفیت‌بخشی و استمرار نسلی تجمعات و بروزات انقلابی است. اما برکات بزرگتری چون نیل به شهرسازی ایرانی خواهد داشت. (یکی از غفلت‌ها و اشتباهات شهرسازی ما پس از انقلاب عدم ساخت محلات و مناطق شهری برمبنای لوازم حضور زنان در خیابان است. همانگونه که دراین روزها مشاهده شد، رکن پاسداشت انقلاب و مقامت ملی ما زنان هستند که با کنش به‌موقع و فداکارانه، علاوه‌بر نقش‌آفرینی فردی، زمینه حضور حداکثری خانواده را نیز فراهم می‌کنند. شهر ماشینی و موتوریزه اولین عامل حذف زنان و خانواده از خیابان و محله است.) امیدواریم این حرکت شهر را از آرام آرام از تسخیر ماشین درآورد و دعوتی باشد به حضور فعالانه انسان ایرانی در صحنه عظیم نصرت دین خدا و وطن. @esharat_57
🌕 بازی با آتش‌بس ترامپ؛ رو به سوی یک «آینده با جنگ» 🖋امیر راقب متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/423 @esharat_57
🌕 بازی با آتش‌بس ترامپ؛ رو به سوی یک «آینده با جنگ» 🖋امیر راقب اقدام ترامپ مبنی بر اعلام آتش‌بس یک‌طرفه نشان داد که برنامه آمریکا در کوتاه مدت، نه توافق با ایران است، نه پایان دادن به جنگ، نه جنگیدن! قید کوتاه‌مدت را هم نمی‌توان با اطمینان بالایی به‌کار برد. چه‌بسا این همان «پایانی» باشد که تیم ترامپ بر سر آن به جمع‌بندی رسیده است. این وضعیت دست‌کم به لحاظ اجتماعی، پیچیده‌ترین وضعیت برای ایران است و چون سیاستگذاری در این موضوع، با سه ضلعی خیابان-میدان-دیپلماسی، عملاً جنبه‌ی «اجتماعی» یافته است (ضمن اینکه فشار اجتماعی توقف جنگ، هم در بازارها و هم نزد مردم مضطرب وجود دارد) لذا دور از انتظار نیست که این ابهام، به سیاستگذاری هم منتقل شود و تصمیم‌گیری در این زمینه را مختل کند. تا جاییکه به ایران بازمی‌گردد نیز تصمیم ترامپ نشان می‌دهد که مسئولان ما هرچند توانسته‌اند به خوبی از زیر بار عملیات روانی دشمن برای تحمیل آنچه در میدان به دست نیامده، در پای میز مذاکره، خارج شوند، اما ابزار لازم برای تحمیل «تعیین تکلیف بلندمدت» این جنگ به طرف مقابل را نیز ندارند. اهرم آبراه هرمز در دست ایران هرچند در کوتاه‌مدت باید می‌توانست/بتواند مسأله را به «نقطه‌ی تعیین تکلیف» برساند، اما با «بازی محاصره»، آمریکا توانست از شکست در این پرونده، دست‌کم به لحاظ حیثیتی خارج شود و فشار فوری «ضرورت اقدام تمام‌کننده» را از روی دوش خود بردارد. بر این اساس، به نظر می‌رسد در جانب نظام سیاسی و سیاستگذاری در ایران، کشور باید با فرض تداوم این وضعیت در موضوع جنگ، تصمیمات پیشِ‌رو در این زمینه را از حیث سیاستگذاری، به دو بخش تفکیک کند: ۱.تصمیمات فنی(که نیازمند اجماع‌سازی با مردم نیست) نظیر ایجاد کانال‌های مذاکراتی دیپلماتیک و اقتصادی با طرف‌های بیرون از این وضعیت (چین، روسیه، هند). برای باز کردن یک چشم‌انداز «بدون توافق با آمریکا» رو به آینده اقتصادی ایران. ۲.تصمیمات سیاسی (نظیر پاسخ به آتش‌بس ترامپ و مسأله آبراه هرمز و محاصره دریایی) که خواست مردم یک سوی، هرگونه تصمیم‌گیری درباره آن است. فضای اجتماعی و محیط سیاستگذاری در ایران باید به نحوی پیش برود که آینده اقتصادی جامعه ایران، نه‌تنها مستقیما از تصمیمات سیاسی مرتبط با جنگ‌، متأثر نباشد، بلکه تداوم جنگ، اهرمی برای ساختن یک «آینده با جنگ» در ایران پسا ۱۴۰۵ بشود. در این فضای جدید، مردم باید شاهد انبوهی دستورکار با «طرف‌های دیگر» باشند و قاب دیپلماسی ما باید به «دیپلماسی غیر آمریکایی» تغییر شکل پیدا کند. «سیاستگذاری زیر سایه محدودیت‌های ناشی از جنگ»، باید به «سیاست‌گذاری در عصر پیروزی» تغییر یابد و سیاست‌های اجتماعی (نظیر محدودیت های اینترنت، فعالیت‌های آموزشی و...) نیز رفته رفته باید از «تعلیق» خارج شده و آرایش بلندمدت به خود بگیرد. به لحاظ سیاسی نیز تجربه اخیر (دوران آتش‌بس) نشان داد که امکان یک «توافق جامع» با هیأت حاکمه آمریکا وجود ندارد و دستورالعمل مذاکراتی ایران با آمریکا باید یک دستورالعمل محدود و ناظر به «حدود پایان درگیری» باشد. مشحصا نمی‌توان انتظار توافق بر سر ۱۰ بند را داشت و متقابلاً طرف مقابل نیز نباید انتظار «تعیین دستورکار» را داشته باشد. در اینباره به نظر می‌رسد ایران باید با خارج کردن موضوع هسته‌ای و منطقه‌ای (نبرد با اسرائیل) از دستور مذاکرات، تمرکز سیاسی و عملیاتی خود را بر تثبیت مسأله آبراه هرمز به عنوان اهرم و نقطه‌ی کانونی ساختن «ایران پسا ۱۴۰۵» قرار دهد. چنانچه گفته شد، بخش مهمی از این «برنامه تثبیت» باید در کانال «دیپلماسی غیر آمریکایی» پیش برود، اما تا آنجا که به جنگ با آمریکا مربوط میشود هم ایران باید با با بی‌اعتنایی به آتش‌بس، با یک «اقدام متوازن» در قبال توقیف کشتی ایرانی و محاصره آبی موجود، اولا نشان دهد که اراده تحمیل مدیریت خود در آبهای فراساحلی‌اش را دارد و ثانیا با اهرم‌سازی، امکان تثبیت مدیریت خود بر آبراه در هرمز در یک فرآیند سیاسی را باز کند. فرایندی که خروجی آن احتمالا امکان مدیریت ایران بر هرمز در ازای امکان مدیریت آمریکا بر منابع انرژی وابسته به خود در منطقه خواهد بود. اقدام متوازن ایران می‌تواند ضربه به زنجیره تامین انرژی وابسته به آمریکا در کشورهای منطقه، یا هدف قرار دادن زنجیره تأمین امنیتِ این هم‌پیمانی باشد. اقدامی که همین حالا باید در دستورکار قرار گیرد‌. @esharat_57
🏷 ما دقیقا در مقابل ضحاک ایستاده‌ایم. پایتخت ضحاک در شاهنامه بیت المقدس است، یک نیروی ناپاک که می‌رود و یک خانه‌ی پاک را اشغال می‌کند و ایرانیان از اروند و از عراق عبور می‌کنند -راه قدس از کربلا می‌گذرد- و بیت‌المقدس را از لوث وجود ضحاک پاک می‌کنند. ما فکر می‌کردیم این داستان نمادین است اما این جماعت اپستین همان مارهایی هستند که از شانه‌‌ی ضحاک روییدند و گوشت انسان می‌خورند و در همین جنایت میناب هم دیدیم که آغاز کارشان با کشتار کودکان بود. 🖋دکتر سید حسین شهرستانی ➕ @esharat_57