eitaa logo
اشارات
2.4هزار دنبال‌کننده
234 عکس
111 ویدیو
8 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌‌ورزی انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 الگوی توسعه‌ای که نقش بر آب شد! 🖊️ محمد کارخانه ♦️محمد فاضلی می‌گفت دوبی برای مردم ما حسرت شده. میلاد دخانچی از الگوی توسعه دوبی برای توسعه‌نیافتگی ما می‌گفت اما امروز بسیار از این رویاها فرو ریخته است. کشورک‌هایی که صدها میلیارد دلار برای ساختن تصویری امن و آرام هزینه کرده ‌بودند ولی حتی نتوانستند در مقابل پهپادهای ۳۰هزار دلاری مقاومتی از خود نشان دهند. 🔹حالا بولدوزرهای پروژه تبلیغاتی شهر فوق پیشرفته نئوم سعودی‌ها که اینجا بسیاری برای خودتحقیری ما آن را با آب و تاب توضیح می‌دادند در سمساری‌ها در حال دست به دست شدن است. 🔹سال‌هاست بخشی از اقتصاددانان و روشنفکران ایرانی، الگوی توسعۀ جنوب خلیج_فارس را چماقی بر سر اقتصاد ما کرده‌اند؛ فرودگاه، بندر و شهرهای آینده‌نگر خلیجی را شاخص سنجش توسعه‌یافتگی معرفی می‌کنند، بی‌آنکه به ماهیت ویترینی و عاریتی این الگو توجه کنند. اما همین توسعۀ ویترینی، متکی به مصرف نمایشی ثروت نفتی و نه انباشت مولد، در برابر چند هفته درگیری نظامی مستقیم با ایران هم دوام نیاورد و به‌شدت از جا در رفت. 🔹اقتصاد ایران اما با همۀ اختلالات ساختاری‌اش، در برابر تحریم و جنگ، سطحی از تاب‌آوری نشان داد که الگوهای «موفق» خلیجی هرگز مجبور به اثبات آن در شرایط مشابه نشدند. نئوم را باید از همین زاویه خواند، نه یک حادثۀ مجزا، بلکه ابطال عملی همان الگوی توسعه‌ای که سال‌ها معیار سنجش ما قرار گرفت. 🔹از منظر اقتصاد سیاسی، نئوم محصول طبیعی یک دولت رانتیر است؛ دولتی که بخش عمدۀ درآمدش از رانت خارجی نفت تأمین می‌شود و همین وابستگی، استقلال دولت از جامعه و بی‌نیازی‌اش از مشروعیت انتخاباتی و چانه‌زنی نهادی را در پی دارد. در چنین ساختاری، رانت به‌جای تبدیل‌شدن به سرمایۀ مولد، صرف پروژه‌هایی می‌شود که کارکرد اصلی‌شان مشروعیت‌سازی نمادین است، نه بازده اقتصادی؛ چیزی که در ادبیات اقتصاد سیاسی به آن رانت غیرمولد می‌گویند. 🔹 نئوم دقیقاً از همین جنس بود، طرحی که در ۲۰۱۷ با بودجۀ اعلامی ۵۰۰ میلیارد دلار رونمایی شد، اما سندی که بعدا به هیئت‌مدیره ارائه شد هزینۀ نهایی تکمیل تا ۲۰۸۰ را نزدیک به ۸.۸ تریلیون دلار برآورد کرد، بیش از ۲۵ برابر بودجۀ سالانه‌ عربستان. شهر خطی لاین، محور اصلی پروژه، قرار بود در طولی معادل ۱۷۰ کیلومتر ۹ میلیون نفر را در خود جا دهد؛ حالا به ۲.۴ کیلومتر برای حدود ۳۰ هزار نفر تقلیل یافته، یعنی نزدیک به ۹۸.۶ درصد کاهش مقیاس. حتی میزبانی بازی‌های آسیایی زمستانی ۲۰۲۹ هم از عربستان گرفته شد. 🔹عربستان تا امروز بیش از ۵۰ میلیارد دلار خرج کرده و باز هم باید میلیاردها دلار دیگر فقط صرف تکمیل یا برچیدن بخش‌هایی از پروژه کند که در حال کوچک‌سازی‌‌اند؛ هزینه‌ای که نه به بازده اقتصادی تبدیل می‌شود، نه حتی به یک شهر کامل. ریشۀ این شکست را باید در فقدان کانال بازخورد نهادی جست. 🔹طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، چشم‌انداز بن‌سلمان چنان بلندپروازانه بود که اطرافیانش جرات نمی‌کردند بگویند بخش بزرگی از آن قابل اجرا نیست. در ساختاری که استقلال دولت از جامعه به معنای بی‌نیازی از نقد و پاسخ‌گویی است، هیچ سازوکاری برای تصحیح مسیر پیش از تحقق کامل خسارت وجود ندارد. این سکوت فقط مالی نبود؛ برای ساخت لاین، حدود ۲۰ هزار نفر از قبیلۀ حویطات از سرزمین اجدادی‌شان بیرون رانده شدند، عبدالرحیم الحویطی که مقاومت کرد در ۲۰۲۰ کشته شد، و چند‌تن دیگر از اعضای همین قبیله بعدها به اعدام محکوم شدند. 🔹مقایسه با سرمایه‌گذاری چین در بندر پیرائوس یونان این تفاوت را روشن می‌کند؛ وقتی چین در ۲۰۰۹، ۵۱ درصد سهام این بندر را خرید، ترافیک کانتینری آن ۱۰ برابر شد، اما به‌خاطر خط ریلی ۳۶۰ کیلومتری‌ای که آن را به بازار واقعی اروپای شرقی وصل کرد، نه صرفاً به‌خاطر پول. زیرساخت پاسخی بود به تقاضایی که واقعاً وجود داشت. نئوم برعکس این مسیر رفت؛ مقیاسش را از جاه‌طلبی سیاسی گرفت نه از ظرفیت جذب اقتصاد، و درست به همین دلیل به فیل سفیدی هشت‌تریلیون‌دلاری بدل شد. 🔹روشنفکرانی که سال‌ها این الگو را معیار توسعۀ موفق معرفی کردند، از جمله همان‌هایی که فاصلۀ فرودگاه امام تا دبی را نماد حسرت‌آور عقب‌ماندگی ما دانستند، اکنون باید توضیح دهند چرا الگویی که حتی در محیطی بدون تحریم و بدون جنگ نتوانست خودش را نگه دارد، قرار بود نسخۀ توسعۀ ما باشد. / نوآورد 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 چرا شعار «تولید» ۱۵ سال عقیم ماند؟ مافیای بقا در برابر فرماسیون تولیدی ▪️ اگر مسئله «تولید» را حل نکنیم، در «جنگ وجودی» بازنده‌ایم. اما چرا نمی‌خواهیم مسئله را حل کنیم؟ مسئله اینجاست که در لایه‌هایی از ساختار، یک «ایلینسی» (نخبگان/مقاومت) وجود دارد که بقای خود را در حفظ همین اقتصاد سیاسیِ خام‌فروشانه می‌بیند، نه در ایجاد یک ساختار تولیدیِ ریزبافت. واقعیت تلخ این است: تا زمانی که فرماسیون اجتماعی ما تغییر نکند و امکان مشارکت واقعی مردم در سرنوشت‌شان از مسیر تولید فراهم نشود، «تولید» همچنان در حد یک شعار تقویمی باقی می‌ماند. 🎙 دکتر علیرضا بلیغ 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 کسانی که عامل این وضعیت اند، بیایند جواب بدهند! 🔻حجت الاسلام نامخواه در نشست دانشجویی «انفعال، اغتشاش یا اعتراض؟» با انتقاد از شیوه مواجهه با اعتراضات پرسشهایی جدی درباره نسبت برخوردهای قضایی با افزایش اعتماد عمومی مطرح کرد؛ از جمله اینکه آیا این رویکرد با عدالت و مسیر مورد تأکید رهبری هم خوانی دارد؟ 🔸 او با تأکید بر اینکه اعتراض، مسیر مشارکت شهروندان در بازسازی نظم عمومی است، از مسئولان و مدافعان شیوه فعلی برخورد با اعتراضات خواست به میدان بیایند و از نگاه و عملکرد خود دفاع کنند. 🔸 نامخواه همچنین با اشاره به پرونده میرغفاری، نماینده کارگران در اعتراضات ۱۸ آذر تأکید کرد که همان طور که منتقدان این رویکرد فرصت بیان دیدگاه هایشان را پیدا میکنند مسئولان قضایی و مدافعان این شیوه مواجهه نیز باید درباره عملکرد خود پاسخ گو باشند. 🔸 این نشست با عنوان «انفعال، اغتشاش یا اعتراض؟» و در قالب ویژه برنامه نقد و بررسی شماره های ۱۲ و ۱۳ فصلنامه نامه جمهور به میزبانی مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران و در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه برگزار شد. 🎙 مجتبی نامخواه 💠به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
🌕 وقتی گزارش کار ، سازمان را جای امت می نشاند 🖊 محمدمهدی تجریشی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/704 💠 به اشارات بپیوندید ➕ @esharat_57
🌕 وقتی گزارش‌کار، سازمان را جای امت می‌نشاند 🖊 محمدمهدی تجریشی 🔻 وقتی امر و جهتی از سوی ولی بیان می‌شود، سازمان فرهنگی چه نقشی دارد؟ باید آن را به ابلاغ و برنامه تبدیل کند و اجرای آن را از گروه‌ها بخواهد؟ یا کمک کند مردم آن جهت را بفهمند و در میدان زندگی خودشان به آن عمل کنند؟ 🔸 بحث بر سر کارکردن یا کارنکردن سازمان نیست. سازمان فرهنگی مسئولیت دارد، اما کارش نباید جای کار مردم را بگیرد. اگر قرار است خادم یک حرکت اجتماعی باشد، باید به شکل‌گیری و قوت‌گرفتن آن کمک کند؛ نه اینکه خودش صاحب میدان شود و مردم را به مجریان برنامه‌هایش تبدیل کند. 🔸 سازمان البته بدون نظم، پیگیری و سازوکار اداری پیش نمی‌رود. مجوز، تدارک و برنامه‌ریزی گاهی راه یک کار مهم را باز می‌کنند. مسئله وقتی پدید می‌آید که این ابزارها به هدف تبدیل شوند و سازمان، در میانِ تولید خروجی، فراموش کند قرار بوده چه چیزی را در جامعه ممکن کند. 🔸جهت می‌تواند از سوی ولی بیان شود، اما قرار نیست سازمان هر بار آن را به فهرستی از تکالیف یکسان برای همه تبدیل کند. مردم باید در فهم و تحقق آن سهم داشته باشند: جمعی در تربیت، گروهی در رسانه و هنر و کسانی در فعالیت اجتماعی. مهم، یک‌شکل کارکردن نیست؛ مهم این است که هر جمع، جهت را در میدان خودش به کنش تبدیل کند. 🔸برای چنین حرکتی، صرفِ داشتن شبکه‌ای از گروه‌ها کافی نیست. در هر جمع، کسانی هستند که اعتماد دیگران را دارند و می‌توانند یک جهت را به زبان و نیاز همان جمع نزدیک کنند؛ حلقه‌های اثرگذار و امامان میانیِ شبکه. نهاد فرهنگی می‌تواند به دیده‌شدن، ارتباط‌گرفتن و توانمندشدن آنها کمک کند. اما اگر جای آنها حرف بزند و تصمیم بگیرد، همان شبکه را ضعیف می‌کند. 🔸 این لغزش معمولاً از نیت بد آغاز نمی‌شود. سازمان می‌خواهد امر مهمی روی زمین نماند، پس خودش برنامه می‌چیند، به گروه‌ها مأموریت می‌دهد و اجرا را پیگیری می‌کند. شاید در کوتاه‌مدت هم نتیجه‌ای دیده شود، اما به‌تدریج مردم از صاحبان حرکت به مجریان طرح سازمان تبدیل می‌شوند. 🔸 یکی از علت‌های تکرار این وضع، گزارش‌خواهی است.پاسخ به پرسش «چه کرده‌اید؟» با شمار برنامه‌ها، گروه‌ها و استان‌های درگیر آسان است. اما چطور می‌شود در جدول نشان داد که میان دو گروه اعتماد شکل گرفته، فردی در جمع خودش اثرگذارتر شده یا مردم راهی برای عمل‌کردن به یک جهت پیدا کرده‌اند؟ وقتی فقط خروجیِ قابل‌شمارش دیده شود، سازمان هم به سراغ کارهایی می‌رود که بتواند در پایان بگوید: «ما انجام دادیم.» گزارش‌کار، از وسیله پاسخ‌گویی، به معیار انتخاب کارها تبدیل می‌شود. 🔸این منطق حتی ستاد را هم به صف تبدیل می‌کند. نیروهای قوی میدان به ستاد می‌آیند، اما به‌جای اینکه بپرسند «این جمع برای کارش به چه کمکی نیاز دارد؟»، می‌پرسند «چه کاری برایش تعریف کنیم؟» گاهی هم نسخه‌ای واحد را، بی‌توجه به تفاوت آدم‌ها و امکانات، به شهرهای دیگر می‌فرستند. ظاهر کار گسترده‌تر می‌شود، بی‌آنکه توان واقعی میدان لزوماً بیشتر شده باشد. 🔸این نقد، مخالفت با برنامه یا رویداد بزرگ نیست؛ چنین کارهایی می‌توانند اثرگذار باشند. اما اگر پاسخ همیشگی سازمان، طراحی برنامه‌ای بزرگ‌تر به دست خودش باشد، مجال شکل‌گرفتن حرکت از دل مردم کمتر می‌شود. رویداد موفق هم جای شبکه‌ای زنده و کنشگر را نمی‌گیرد.. 🔸راه، حذف سازمان یا گزارش نیست؛ عوض‌کردن پرسش‌هاست. به‌جای آنکه فقط بپرسیم «سازمان چه برنامه‌ای اجرا کرد؟»، باید بپرسیم چه کسانی توانمندتر شدند، چه پیوندهایی شکل گرفت و آیا مردم توانستند آن جهت را به کار و زندگی خودشان وصل کنند؟ 🔸سازمان فرهنگیِ خادم می‌داند هر کاری را نباید خودش انجام دهد. گاهی مهم‌ترین سهمش بازکردن راه، پیونددادن آدم‌ها و تقویت توان میدان است. معیار موفقیتش هم فقط کارهایی نیست که به نام خودش ثبت می‌شود؛ این است که پس از حضورش، امت توانمندتر و میدان زنده‌تر شده است یا نه. 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
🌕 کورتکس یا تلقین؟ مسئله این نیست 🖊  محمدفدایی و پدرام کاویان متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/704 💠 به اشارات بپیوندید ➕ @esharat_57
🌕 کورتکس یا تلقین؟ مسئله این نیست 🖊محمد فدائی و پدرام کاویان 🔻یک گزاره‌ای در فضای عمومی ما جا افتاده که کمتر کسی جرأت می‌کند به آن شک کند: ما مردمی پرمصرف و بی‌انضباطیم. این گزاره از بس در رسانه و گفتار رسمی کشور تکرار، به یک حرف بدیهی تبدیل شده است. امّا واقعیت چیست؟ 🔸 نگاهی به ساختمانی بیندازیم که به عنوان خانه در آن زندگی می‌کنیم. همه چیز از دیوارهای آن عبور می‌کند. حرارت که جای خود را دارد. هدررفت انرژی در آن را آیا ما انتخاب کرده‌ایم؟ یا از پیش تعیین شده؟ تجهیزات مثلاً کولری که می‌خریم، کلاً سه تا انتخاب داریم و هر سه ما را به موجودی پرمصرف تبدیل می‌کند. خودرویی که سوار می‌شویم، مصرفش در کارخانه تعیین شده نه زیر پای راننده. شهرسازی، تجهیزات، آیین‌نامه‌ها، همه چیز طوری چیده شده که پرمصرفی را به ما دیکته می‌کند. 🔸 آمارش هست، مصرف در ایران مستقل از قیمت و دهک درآمدی رفتار کرده. فقرا به خاطر نداشتن پول، مصرفشان را پایین نمی‌آورند. پولدارها هم به خاطر داشتن پول، لزوماً چند برابر مصرف نمی‌کنند. چون مصرف ما، محصول انتخاب ما نیست، بلکه محصول ساختاری است که در آن زندگی می‌کنیم. ما کشوری پرمصرف هستیم، اما آیا مردمانی پرمصرف هم هستیم؟ 🔸این الگو را در ورزش هم دیده بودیم. سال‌ها گفته بودیم ما در ورزش‌های فردی مدال می‌آوریم و در ورزش‌های تیمی، خیر؛ چون کار تیمی بلد نیستیم؛ فرهنگ کار گروهی نداریم. این روایت آنقدر تکرار شد که به یک شاخصۀ ملّی محتوم تبدیل شد. امّا حالا تیم‌های ورزشی ما بارها و بارها قهرمان آسیا و جهان می‌شوند. مثلاً تیم امید والیبال ایران که اخیراً قهرمان جهان شد. والیبال! که شاید تیمی‌ترین ورزش دنیا باشد، جایی که نمی‌شود حتّی یک ثانیه توپ را نگه داشت. واضح است که آن تصور غلط بوده. ما در کار تیمی مشکل نداشتیم، جای دیگری لنگ می‌زد. 🔸 این برچسب‌زدن‌های همگانی، یک سازوکار پنهان تولید می‌کند. جایی که اشکالات مدیریتی و ساختاری با شعبده‌بازی به خودتحقیری ملّی و فرهنگی تبدیل می‌شود! این شعبده دو کارکرد دارد. اول، ما را از کار سخت اصلاح معاف می‌کند. گفتن اینکه مردم بی‌مبالاتند، آسان‌تر از اصلاح آیین‌نامه‌های ساخت‌وساز است. دوم، مسئولیت را از دوش تصمیم‌گیرنده برمی‌دارد و روی دوش مردم می‌گذارد. 🔸می‌گویند مردم باید صرفه‌جویی کنند در حالی که ساختار دارد مصرف را به مردم دیکته می‌کند. مهم نیست که چه کسی و در چارچوب چه سلیقه‌ای مردم را تحقیر می‌کند، غافل، جاهل، ضداجتماع، غرب‌زده یا هرچیز و هرکس دیگر. مهم این است که درک کنیم عموم مردم ما همان مردمی هستند که برای پیشگیری از قطع برق در جنوب به راحتی از رفاه خود کم می‌کنند. مردم آن‌قدر خردمند هستند که به صورت دسته‌جمعی یک کار غلط را انتخاب نکنند. 🔸وقتی مدام به مردم گفته شود که شما مشکل هستید، مردم کم‌کم باور می‌کنند و حقارت برساختی خودشان را می‌پذیرند. و این باور، فلج‌کننده است. اگر مشکل در فرهنگ ماست، اگر در کورتکس ماست، پس ما نمی‌توانیم حلش کنیم. منتظر می‌مانیم کسی بیاید و با چوب و تَرکه ما را درست کند. این مواقع «خودانتقادی اصولی» به «خودتحقیری خرکی» تبدیل می‌شود و خودتحقیری به انفعال. ملّتی که بی‌دلیل خودش را مسئله بداند، نمی‌تواند مسئله‌ها را حل کند. 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
🌕‌ از رویای تغییر تا تجربه پیشرفت چرا به پیشران های ملی نیاز داریم؟؟ 🖊  محسن دنیوی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/708 💠 به اشارات بپیوندید ➕ @esharat_57
🌕 از رویای تغییر تا تجربه پیشرفت چرا به پیشران‌های ملی نیاز داریم؟ 🖊 محسن دنیوی 🔹بخش اول 🔻 ما ایرانی‌ها کم درباره تغییر حرف نزده‌ایم. در صد سال گذشته، بارها برای ساختن ایرانی متفاوت، برنامه نوشته‌ایم، سند تدوین کرده‌ایم، سازمان ساخته‌ایم و هدف‌های بزرگی پیش روی خود گذاشته‌ایم. هر دوره، با تصویری از آینده‌ای بهتر آغاز شده و با مجموعه‌ای از وعده‌ها و برنامه‌ها تلاش کرده‌ایم فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را کم کنیم. بااین‌حال، فاصله میان آنچه در اسناد و برنامه‌ها نوشته‌ایم و آنچه در زندگی واقعی جامعه محقق شده، همچنان یکی از مسائل اساسی ماست. مسئله فقط این نیست که چرا بخشی از برنامه‌ها اجرا نشده‌اند یا چرا برخی سیاست‌ها به نتیجه نرسیده‌اند. تکرار این تجربه‌ها، به‌تدریج بر ذهنیت ما درباره خودِ تغییر نیز اثر گذاشته است. وقتی نسل‌های مختلف بارها با وعده‌های بزرگ و نتایج محدود مواجه می‌شوند، کم‌کم این تصور شکل می‌گیرد که تغییر در ایران کار دشواری است؛ آن‌قدر دشوار که شاید بهتر باشد به‌جای تلاش برای تغییرهای بزرگ، به سازگاری با وضع موجود فکر کنیم. 🔸 این تصور فقط در میان مردم شکل نمی‌گیرد. نخبگان، مدیران و سیاست‌گذاران نیز از این تجربه تاریخی تأثیر می‌پذیرند. گاهی مسئله را به‌درستی می‌شناسند، راه‌حل مناسبی هم در اختیار دارند، اما در آغاز مسیر با این تردید مواجه‌اند که آیا اساساً می‌توان در این کشور تغییری جدی ایجاد کرد؟ به این ترتیب، ناکامی در تحقق برنامه‌ها، فقط به معنای از دست رفتن منابع و فرصت‌ها نیست؛ ممکن است به‌تدریج اراده لازم برای آغاز تغییرهای بعدی را نیز تضعیف کند. جامعه‌ای که به امکان تغییر باور ندارد، حتی در مواجهه با فرصت‌های واقعی هم ممکن است دست به انتخاب‌های کوچک و کم‌ریسک بزند. 🔸 اگر چنین باشد، برای پیشرفت ایران فقط به برنامه‌های بهتر نیاز نداریم؛ باید دوباره امکان تغییر را به تجربه‌ای باورپذیر تبدیل کنیم. باید بتوانیم نشان دهیم که تغییر، نه صرفاً وعده‌ای در یک سند یا آرزویی برای آینده، بلکه امکانی واقعی است که می‌توان آن را شناخت، آغاز کرد، پیش برد و به نتیجه رساند. 🔸اینجاست که ایده «پیشران‌های ملی پیشرفت» اهمیت پیدا می‌کند. 🔸 در اطراف ما، ایده‌ها و راه‌حل‌هایی وجود دارند که برای حل مسائل مهم کشور طراحی شده‌اند و برخی از آن‌ها توانسته‌اند در محدوده‌ای مشخص، نتایج موفقی به دست آورند. ممکن است یک راه‌حل در یک شهر، یک سازمان، یک کسب‌وکار یا در میان گروهی محدود آزموده شده باشد، اما ظرفیت اثرگذاری آن به همان محدوده محدود نباشد. مسئله این است که چگونه می‌توان از این موفقیت‌های محدود عبور کرد و آن‌ها را به تغییراتی اثرگذار در مقیاس ملی تبدیل کرد. 🔸پیشران ملی پیشرفت را می‌توان از همین زاویه فهمید: فرصتی برای بالفعل‌کردن ظرفیت یک ایده یا راه‌حل موفق، به‌گونه‌ای که بتواند در مقیاسی بزرگ‌تر بر حل مسائل و مسیر پیشرفت کشور اثر بگذارد. مزیت این رویکرد آن است که نقطه شروع تغییر، صرفاً یک تصور یا وعده نیست؛ تجربه‌ای وجود دارد که می‌توان به آن رجوع کرد، شواهد موفقیتش را بررسی کرد و بر مبنای آن، مسیر گسترش اثر را طراحی کرد. البته موفقیت در یک محدوده، تضمین‌کننده موفقیت در مقیاس ملی نیست؛ اما می‌تواند عدم‌قطعیت آغاز راه را کاهش دهد و امکان یادگیری از تجربه واقعی را فراهم کند. 🔸 در کنار هر پیشران، راهبری قرار دارد که مأموریت پیشبرد آن را بر عهده می‌گیرد. راهبر، صرفاً مجری یک برنامه نیست؛ کسی است که به امکان تحقق آن باور دارد، برای پیشبردش عزم جدی دارد و می‌تواند ظرفیت‌های پراکنده را حول یک مأموریت مشترک سازمان دهد. ایده، بدون چنین راهبری، ممکن است در محدوده تجربه اولیه باقی بماند؛ همان‌طور که عزم یک راهبر، بدون راه‌حلی اثربخش و مسیری روشن برای گسترش آن، لزوماً به نتیجه نمی‌رسد. پیشران و راهبر، در کنار یکدیگر، امکان عبور از تجربه موفق به اثرگذاری گسترده‌تر را فراهم می‌کنند. [بخش دوم یادداشت را از اینجا بخوانید] 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
🌕 از رویای تغییر تا تجربه پیشرفت چرا به پیشران‌های ملی نیاز داریم؟ 🖊 محسن دنیوی 🔹بخش دوم اما شاید مهم‌ترین دستاورد این رویکرد، فراتر از نتیجه هر پیشران به‌تنهایی باشد. هر تجربه موفقی که بتواند به مقیاس ملی برسد، یک مسئله را حل می‌کند و هم‌زمان شواهد تازه‌ای از امکان تغییر در ایران به وجود می‌آورد. این شواهد می‌توانند به شکل‌گیری اعتماد، فعال‌شدن ظرفیت‌های تازه و ورود راهبران و ایده‌های جدید کمک کنند. در چنین وضعیتی، تغییر به فعالیتی منفرد و مقطعی محدود نمی‌ماند؛ هر موفقیت می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت بعدی شود و به‌تدریج، ظرفیتی انباشته برای پیشرفت ایجاد کند. شاید راه بازسازی اراده ملی برای پیشرفت، از همین‌جا بگذرد: نه از وعده تغییرهای بزرگ‌تر، بلکه از ساختن مسیرهایی که در آن‌ها امکان تغییر، بارها و در مقیاس‌های بزرگ‌تر، به واقعیت تبدیل شود. پیشران‌های ملی پیشرفت، اگر به‌درستی انتخاب و راهبری شوند، می‌توانند بخشی از این مسیر باشند؛ مسیری که در آن، جامعه به‌تدریج از تردید درباره امکان تغییر فاصله می‌گیرد و به توانایی خود برای ساختن آینده‌ای متفاوت باورمندتر می‌شود. 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 بدون این برگ برنده، هیچ طرحی برای آینده ایران جواب نمیده! حلقه مفقوده‌ای که می‌تونه بازی قدرت ما رو در آینده کلاً عوض کنه چیه و چرا تا حالا نادیده‌ش گرفتیم؟ این ویدیو رو تا آخر ببینید تا نقشه اصلی مشخص بشه.. 🎙علیرضا نصر اصفهانی 🎙هانیه دارایی 💠 به اشارات بپیوندید نشر مباحث جریان فکری انقلاب اسلامی ➕ @esharat_57
🌕 بیش از حد، از شکست دشمن آشکار خوشحال نشویم! 🖊 سید آرش وکیلیان متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/704 💠 به اشارات بپیوندید ➕ @esharat_57