eitaa logo
اشارات
2.8هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 در سایۀ پدر، در ستایش ایستادگی نگاهی به پویانمایی «در سایۀ سرو» 🖋محمدرضا وحیدزاده 🔺اسکار امسال در بخش انیمیشن به یک پویانمایی ایرانی به نام «در سایۀ‌ سرو» تعلق گرفت تا برای سومین بار، پس از «جدایی نادر از سیمین» و «گذشته» فرهادی، نام اثری از ایران در فهرست برندگان جایزۀ اسکار قرار بگیرد؛ جایزه‌ای سیاسی و جهتمند با اهداف مشخص استعماری که پیش از این هم با انتخاب آثاری چون «پرسپولیس» و «آرگو» و نامزدی آثار ضد ایرانی دیگر، رویکرد خصمانۀ خویش را بارها و بارها نشان داده بود؛ و البته در سال‌های اخیر با شیب فزاینده‌ای ماهیت کارکردگرا و ایدئولوژیکش صریح‌ و پررنگ‌تر شده بود. این پیشینه در کنار موضوع و بن‌مایه‌های اصلی اثر که همانا جنگ و عوارض آن و تقابل گذشتۀ پدر و آیندۀ دختر است، احتمال رویارویی با اثری غرض‌ورزانه را در ذهن مخاطب ایرانی برجسته کرده است. در این میان، نحوۀ حضور سازندگان اثر در مراسم اسکار نیز چنین برداشتی را تقویت می‌کند. این در حالی است که به باور نگارنده، «در سایۀ سرو» اثری شریف، ارزشمند و همسو با ارزش‌ها و آرمان‌های ملت مسلمان ایران است و دلیل انتخابش توسط جایزۀ اسکار را باید در جای دیگری چون تلاش برای کاستن از اتهامات سیاسی این جایزه یا حتی اشتباه دست‌اندرکاران آن جست؛ طرفه آن‌که نامحتمل‌انگاشتن اشتباه اسکار و قطعی دانستن موفقیت آن در هر کنش و عملکردی هم می‌تواند به‌نوعی خود به پیش‌زمینه‌های غرب‌ستایانۀ ذهن مخاطب بازگردد! چنان‌که اشاره شد،‌ برخی‌ها این پویانمایی را اثری ضد جنگ دانسته‌‌اند. برخی‌ها نیز پدر و لنج قدیمی و فرسودۀ او را با همۀ نشانه‌ها و عناصر آشنایش، نماد سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگ پیشین معرفی می‌کنند و غرق شدن آن در دریا را راهی برای رهایی و رستگاری دختر مفروض می‌گیرند. در اینجا نباید تفاوت اثر ضدجنگ و ضددفاع‌مقدس را فراموش کرد. همانا پیام ضدجنگ و ضدجنگ‌افروزی نه تنها مذموم نیست، بلکه یکی از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی هم به‌شمار می‌رود. آنچه جنبۀ نواستعماری دارد، رویکرد ضد مقاومت است. از این رو اشاره به آلام و مصائب جنگ و همدردی با آسیب‌دیدگان خود به منزلۀ پاسداشت مقام آنان و در راستای فرهنگ پایداری است. در این اثر، پدر با ترومای جنگش یکی از آسیب‌دیدگان تجاوز به خاک میهن محسوب می‌شود. او حتی رزمنده هم نبوده. صیاد ساده‌ای است که اسلحۀ قدیمی‌اش در برابر جنگنده‌های دشمن، نشانۀ ایستادگی مردمی در برابر دژخیم اجنبی است. او غیور و دلاورانه مقابل دشمن ایستاده و همسر، لنج و سلامتی خود را در این راه از دست داده و حالا با عوارض ناشی از جنگ دست به گریبان است. چنان‌که برخی از منتقدان هم گفته‌اند، لنج فرسوده نمایانگر جهان پدر به عنوان نسل قدیمی است که به‌سختی با تعمیر و رنگ‌کردنش، سعی در حفظ آن دارد. اما به‌رغم برداشت ایشان، انیمیشن درصدد تحقیر این جهان نیست؛ بلکه کاملاً برعکس، با نمایاندن اهمیت آن برای پدر، تصویر دقیق‌تری از معنای کار او در ذهن مخاطب می‌سازد. صحنۀ به گل‌نشستن نهنگ را در ساحل به یاد بیاوریم. در اولین مواجهه، دختر تصویر خود را در چشمان او می‌بیند و این نشانه‌گذاری به معنای آن است که نهنگ همان دختر است که زندگی‌اش به گل نشسته. مرغان دریایی که نمایندۀ بیگانگان‌اند، قصد از پای درآوردن وی را دارند و او همچنان مقاومت می‌کند. ازخودگذشتگی پدر و چشم‌پوشی‌اش از جهان خود برای نجات نهنگ، به معنای تداوم فداکاری او، از گذشته تا امروز برای میهن و ملت است. طرفه آنکه اقدامش در مغروق‌ساختن لنج، یک عمل انتحاری کور و یأس‌آلود هم نیست و خروج به موقعش از کابین، حکایت از عقلانیت و تدبیر دارد؛ گرچه با پایانی باز، سرنوشت این پدر مجاهد که مسیح‌وار به روی آب آمده، به شکل شاعرانه و مؤثری مبهم می‌ماند. نکتۀ مغفول‌، اما مهم دیگر نام اثر است. یک اثر هنری را باید کامل ارزیابی کرد و نام هر اثر نیز بخش مهمی از ساختار آن به شمار می‌رود. در سایۀ سرو، با نشانه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ای که در بازی با رفتار خرچنگ و سپس سایۀ پیرمرد دارد، از نقش حمایتگر پدر می‌گوید. ضمن آنکه «سرو» در فرهنگ ایرانی نماد راست‌قامتی و آزادگی و سرزندگی است و ارجاعی به پدر خموده، اما رشید اثر دارد؛‌ از این روست که چنین نگاهی را هرگز نمی‌توان علیه پدر و ضد او قلمداد کرد. همچنین خوانشی که این اثر در ذهن مخاطب غربی و با توجه به فضای بین‌الملل و حوادث سال گذشتۀ غزه می‌تواند داشته باشد، خود نیازمند تحلیلی مجزاست. @esharat_57
🌕 صعود به قله اورست، رشد هشت درصدی و آینده مقاومت 🖋محسن دنیوی برای مطالعه متن روی لینک کلیک کنید. https://esharat57.ir/2025/03/16/صعود-به-قله-اورست/ 📷 تصویر بخشی از تابلو "انصارالله" از استاد عبدالحمید قدیریان @esharat_57
🌕 بازگشت نابهنگام به سیاست هویت 🖋محمد نیازی یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://esharat57.ir/2025/03/25/بازگشت-نابهنگام-به-سیاست-هویت-2/ @esharat_57
🌕 بازگشت نابهنگام به سیاست هویت 🖋محمد نیازی 🔺در لابه‌لای اخبار صعود بی‌وقفه قیمت ارز و تورم و تحولات جهانی و منطقه‌ای که از پی سیاست‌های تهاجمی و خصمانه ترامپ رئیس‌جمهور جدید آمریکا، شدت گرفته است خبری در سیاست داخلی مطرح شد که فرایند مطرح‌شدن آن بی‌شباهت به خبرسازی نیست. نخست؛ برخی نمایندگان مجلس طرحی را به صحن می‌آورند که دولت و آموزش‌وپرورش را در راستای احیای اصل 15 قانون اساسی به تدریس زبان و ادبیات های محلی مکلف می‌کند. طرح در صحن علنی مجلس رد می‌شود و جالب آن که نماینده دولت هم با آن مخالفت می‌کند. فردای رد طرح در مجلس، معاون پارلمانی مجلس توییت می‌زند و مخالفت نماینده دولت را خودسرانه می‌داند و اعلام می‌کند طرح تدریس زبان مادری که در مجلس رد شده از شعارهای مسعود پزشکیان در انتخابات بوده است و دولت در صورت نیاز لایحه‌ای به برای این امر مهم به مجلس خواهد آورد و از نمایندگان می‌خواهد که به این طرح رأی بدهند. چند روز پس از این توییت، سخنگوی هیئت دولت در مصاحبه هفتگی‌اش با رسانه‌ها عنوان می‌کند که دولت قصد دارد لایحه‌ای جامع برای آموزش به زبان مادری در مدارس ارائه دهد. مطابق اظهارات سخنگو، مشکل اصلی که دولت را به طراحی این لایحه واداشته است حفظ میراث زنده زبان‌های اقوام ایرانی و نیز ارتقا کیفیت آموزش در مدارس مناطق دو زبانه و قومیتی است. سخنگو، علت پایین‌بودن نمره دانش‌آموزان ایرانی در بسیاری از آزمون‌های بین‌المللی را دو زبانه بودن آنها می‌داند. چندین روز بعد، سخنگو در موضع‌گیری جدید و در واکنش به التهاب فضای رسانه‌ای عنوان می‌‌کند سخنان او به‌درستی منتقل نشده است و او از لزوم «آموزش به زبان مادری» سخن نگفته است؛ بلکه آموزش ادبیات و زبان مادری اقوام در کنار، زبان رسمی مدنظر او بوده است. هرچند نوع مواجهه بی‌مقدمه دولت و بخشی از نمایندگان همسو با این موضوع و فرایند طرح مسئله، برخی شائبه‌های سیاسی نظیر انحراف افکار عمومی از کیفیت حکمرانی اقتصادی دولت را به ذهن متبادر می‌سازد به عنوان یک شهروند، صدق در گفتار و رفتار حکمرانان را فرض می‌گیرم و سعی می‌کنم از پس‌زمینه و پیامدهای این لایحه که می‌توان آن را بخشی از سیاست‌گذاری فرهنگی - اجتماعی دولت جدید دانست، سؤال کنم. فارغ از برداشت غلط طراحان از اصل 15 قانون اساسی که آزاد بودن آموزش ادبیات محلی را با الزام آور بودن تدریس آن یکی گرفته‌اند، دلالت‌های ضمنی وجود دارد که بررسی آن‌ها از خلال متن پیشنهادی و گفته‌های نمایندگان و سخنگوی دولت اهمیت پیدا می‌کند و این قانون را ذیل نوعی از سیاستگذاری اجتماعی معنا می‌کند. اولین برداشت تلویحی این است که گویا بر اثر سیاست‌های فعلی آموزش در کشور، زبان‌های اقوام در خطر تهدید قرار گرفته است و زبان‌های مادری اگر وارد آموزش رسمی نشوند موجودیتشان روبه‌زوال است. نابودی و زوالی که از عدم ورود به‌نظام آموزش عمومی ناشی شده است. گویی آموزش عمومی و رسمی، با محوریت زبان فارسی، این زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی را در معرض نابودی قرار داده است ( عجیب این که هیچ اشاره‌ای هم به نقش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ای در تضعیف فرهنگ‌های بومی نمی‌شود). برداشت ضمنی دیگر، القای بی‌عدالتی ساختاری در آموزش و توسعه بر اثر فقدان آموزش زبان‌های مادری (اقوام و محلی) در مدارس است. در هر دو این پیش‌فرض‌ها، شاهد نوعی از دیگری‌سازی از زبان فارسی و پیگیری «سیاست هویت» هستیم. سیاست هویت، نوعی از سیاست اجتماعی است که اساس اجتماعی‌سازی را بر غیریت‌ها و تفاوت‌ها می‌گذارد. تهدید‌‌‌انگاری از زبان ملی و یا همسایگان زبانی و خالص‌سازی از اغیار فرهنگی و زبانی عامل بقای هویت اجتماعی قلمداد می‌شود. از این منظر تداوم موجودیت یک فرهنگ و زبان در گرو تمایزگذاری و مرزبندی است. اگر بخواهیم رابطه زبان رسمی و زبان‌های اقوام و محلی را ذیل سیاست هویت مطالعه کنیم باید گفت که اساس این سیاست، نزاع بر سر قلمروهای قومی و شکل‌دادن نهادهای پالایش و پیرایش و توسعه زبانی است، گویی هیچ تاریخ و میثاق و برنامه مشترکی وجود نداشته است. ذیل این سیاست، حیات یک‌زبان و فرهنگ در گروه تحدید زبان و فرهنگ دیگری است، حتی اگر آن فرهنگ و زبان همسایه هزار‌ساله ما باشد. در منطقه آسیای غربی و همسایگان ایران، ترکیه جدید بارزترین دنبال‌کننده سیاست هویت در زبان و ملیت است. برای این که تصویر و دورنمایی از فرجام پیگیری این سیاست توسط دولت حاضر داشته باشیم بد نیست، مرور و مقایسه‌ای داشته باشیم بر سیاست اصلاح زبان و شکل‌گیری هویت ملی در ایران معاصر و ترکیه جدید. یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://esharat57.ir/2025/03/25/بازگشت-نابهنگام-به-سیاست-هویت-2/ @esharat_57
🌕الهیاتِ مذاکره و منطق واقع‌گرایی: آیا عبرت‌های برجام می‌تواند به روزنه‌گشایی در مذاکرات منجر شود؟ 🖋شهاب اسفندیاری بخش اول: https://eitaa.com/esharat_57/93 بخش دوم: https://eitaa.com/esharat_57/94 @esharat_57
🌕الهیاتِ مذاکره و منطق واقع‌گرایی: آیا عبرت‌های برجام می‌تواند به روزنه‌گشایی در مذاکرات منجر شود؟ 🖋شهاب اسفندیاری بخش اول: 🔺بار دیگر بازار بحث در باب مذاکره داغ شده و برخی اهالی سیاست و اقتصاد که معمولاً مدعیِ افسون‌زدایی و قداست‌زدایی از موضوعات اجتماعی و سیاسی هستند، با نگاهی بسیار آرمانی و ایدئولوژیک به مذاکره با آمریکا به میدان آمده‌اند و با ادبیات آخرالزمانی از پیامدهای عدم توافق با آمریکا سخن می‌گویند. به گمان من این رویکرد ایدئولوژیک اتفاقاً ضد مذاکره و ضد توافق است. در مقابل رویکرد کلی نظام در این مقوله واقع‌بینانه و تجربه‌گرایانه است. همان که چندی قبل در عبارت «دلیل؟ تجربه» نمود یافت. برخی اشخاص و گروه‌ها در دهه‌های گذشته همیشه این گزاره را مطرح کرده‌اند که «اگر برویم با آمریکا مذاکره کنیم مشکلات‌مان حل شود»؛ چه زمان جنگ، چه زمان صلح. چه زمان غیرتحریم، چه زمان تحریم. چه زمان سازندگی، چه زمان اصلاحات. چه قبل برجام، چه زمان برجام، چه بعد از شکست برجام. چه وقتی سوریه را آزاد کردیم. چه وقتی دولت سوریه سقوط کرد. چه زمان بوش. چه زمان اوباما. چه زمان ترامپ ۱. چه زمان بایدن. چه الان. در واقع نوعی نگاه فرا-زمانی و فرا-مکانی و شبه الهیاتی به مذاکره با آمریکا و ثمرات آن داشته و دارند. در حالی در عمل و تجربه دستاوردهای عینی ‌و ملموس مذاکرات مخفی و آشکار با آمریکا در دهه‌های گذشته چندان درخشان و پرافتخار نبوده و بلکه اغلب تجربیات در این زمینه به شکست، بدعهدی و خسارت منجر شده است. آمار شاخص‌های اصلی اقتصادی دهه‌ی ۹۰ بر اساس بررسی‌های اقتصادی فاجعه‌بار‌ترین آمار در دهه‌های مختلف تاریخ معاصر از ۱۳۳۰ به این سو بوده است. یعنی حتی بدتر از دهه‌ی شصت و دوران هشت ساله‌ی جنگ. این آمار فاجعه‌بار محصول چه بود؟ محصول همین ایده‌ی مخرب و مخدر که «برویم با آمریکا مذاکره کنیم مشکلات‌مان حل می‌شود». با نگاهی واقع‌بینانه و تجربه‌گرایانه و بر اساس شاخص‌های اقتصادی آشکار می‌توان گفت این ایده خسارت‌بارترین ایده در تاریخ معاصر ایران بوده است. ثبت رقم ۷۰۰ کشته‌ی کرونا در روز محصول همین ایده‌ی خام‌دستانه بود. بدون تردید اگر در انتخابات ۱۳۹۲ و در مذاکرات برجام این ایده مبنا و ملاک عمل سیاسی قرار نگرفته بود و سیاست‌مداران و مذاکره‌کنندگان ما در عوض مثلا با این ایده‌ی جایگزین به سوی میز مذاکرات می‌رفتند که: «مذاکره با آمریکا ممکن است به هیچ نتیجه‌ای نرسد یا هیچ سودی نرساند لذا بهتر است از الان به فکر راهبردها و برنامه‌های جایگزین هم باشیم»، قطعا همه‌ی تخم مرغ‌ها در سبد برجام قرار نمی‌گرفت و آن آمار فاجعه‌بار اقتصادی و تلفات و خسارت‌ها در تاریخ ما ثبت نمی‌شد. برخی مسئولین ذیربط خیلی ساده و راحت شکست برجام را به خروج آمریکا تقلیل می‌دهند. در حالی که مشکل اصلی برجام خروج آمریکا از توافق نبود؛ عدم پیش‌بینی احتمال خروج آمریکا بود. بزرگواران چنان ایمان قوی و یقین قلبی و باور تزلزل‌ناپذیر به موفقیت مذاکره و توافق داشتند که هیچ گونه نقشه و برنامه‌ی جایگزینی برای «روز مبادا» در نظر نگرفتند. مسئولیت این خطای تحلیل و خسارات سنگین حاصل از آن تا ابد بر دوش مذاکره‌کنندگان و مسئولین دولت وقت سنگینی خواهد کرد. هر جای دیگری در جهان چنین خطای فاحشی در برآورد و پیش‌بینی رخ داده بود، مسئولین مربوطه در افق سیاست محو می‌شدند. امروز وقتی همان افراد و هم‌فکران سیاسی و اقتصادی آنها با شور و هیجان از فوریت و ضرورت مذاکره با آمریکا سخن می‌گویند طبیعی است که اولا چندان خبر جدیدی محسوب نشود و ثانیا نگرانی از تکرار آن خطاها و خسارت‌ها به وجود بیاید. از سخنان برخی چهره‌ها و مطالب برخی رسانه‌ها چنین بر‌می‌آید که گویی هیچ راهی برای اقتصاد ایران جز از مسیر توافق با آمریکا متصور نیستند. این جزم‌گرایی و جمود نتیجه‌اش می‌شود شعار خسارت‌بار «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» که در برجام هم مطرح شد. با چنین شعاری پیشاپیش به طرف مقابل اعلام کرده‌ایم که دست ما بالا است و هیچ راهی جز توافق با شما نداریم لذا: «کرم نما و فرودآ که خانه خانه‌ی توست». بدیهی است که آمریکا در برابر چنین حریف محتاج و مفلوکی هیچ امتیازی نمی‌دهد. چون عرصه‌ی روابط بین‌الملل اساساً جای ترحم و لطف و کرم نیست. دیپلمات‌ها طبعا حرفه و تخصص و شغل‌شان مذاکره است و قابل درک است که دائماً بر این طریق اهتمام بورزند.به تعبیر خواجه شیراز: نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم اما روشن است که مذاکره وسیله و ابزار است‌ و هدف و غایت نیست. اینکه قداست برای ابزار قائل شویم و از نتیجه و تجربه غافل شویم عقلانی نیست. خصوصا وقتی بارها تجربه کردیم و نتیجه حاصل نشده است. باور الهیاتی برخی سیاستمداران و دیپلمات‌های ما به مذاکره‌ با آمریکا مصداق این شعر مولانا است که فرمود: @esharat_57
🌕 الهیاتِ مذاکره و منطق واقع‌گرایی 🖋شهاب اسفندیاری بخش دوم: 🔺خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر در رویکرد الهیاتی به مذاکره یک تناقض بزرگ مشاهده می‌شود: از یک طرف می‌گویند ایران ضعیف شده و بیش از هر زمان در معرض خطر حمله است؛ از طرف دیگر می‌گویند ایران بیش از هر زمان دیگری در صنعت هسته‌ای و صنایع دفاعی و موشکی پیشرفت کرده لذا طرف مقابل بسیار نگران است. واقعیت این است که در روزگاری دکتر کمال خرازی پس از مذاکرات پاریس و تعلیق کامل غنی‌سازی زنگ می‌زدند به جک استراو که لطفا اجازه دهید ما ۲۰ عدد سانتریفیوژ را صرفاً برای کار تحقیقاتی فعال نگه داریم و وزیر خارجه بریتانیا (که بنا به نقل خودش در مستند «ایران و غرب» بی‌بی‌سی گویا در مستراح قطار بوده هنگام بازگشت از پاریس) پاسخ منفی می‌دهد که «متأسفانه مقدور نیست»، رسیده‌ایم به ده‌ها هزار سانتریفیوژ پیشرفته و ۲۰۰-۳۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰٪ و قابلیت تولید انبوه موشک هایپرسونیک نقطه زن. فراموش نکنیم روزگاری کاندولیزا رایس در دولت بوش پیش شرط حضور آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران را تعطیل کامل چرخه‌ی سوخت اعلام می‌کردند. فهرست طولانی پیش‌شرط‌های پمپئو برای مذاکره با ایران پس از خروج از برجام را که همه به خاطر دارند. الان با وجود آن همه پیشرفت صنعت هسته‌ای و موشکی و با وجود تداوم مواضع صریح جمهوری اسلامی در مورد رژیم غاصب صهیونیستی از جمله در خطبه‌های عید فطر اخیر، رئیس‌جمهور آمریکا در برابر رسانه‌ها با افتخار اعلام می‌کند که بدون هیچ پیش شرطی می‌خواهد با ایران مذاکره کند. تفاوت شرایط گذشته و حال و مسیر طی شده و اقتدار ایران روشن است. اکنون که جمهوری اسلامی فرصت آزمون دیگری به طرف مقابل داده تا خطاهای گذشته‌ی خود را جبران کند لازم است عبرت از گذشته را مدنظر قرار دهیم و به مذاکرات نگاه الهیاتی نداشته باشیم. دولتمردان به بهانه‌ی مذاکرات فشار نیاورند که فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی و آزمایش‌ها در حوزه‌ی هسته‌ای و پرتاب ماهواره تعطیل شود. دانشمندان مملکت را خانه‌نشین و آواره نکنند. ببینند طرف مقابل در آستانه‌ی مذاکره چگونه ناوها و بمب‌افکن‌های خود را به رخ می‌کشد. به بهانه‌ی مذاکرات هرگونه نقد و بررسی کارشناسی در محافل تخصصی و نشست‌های پارلمانی را محدود نکنیم. بدانیم که حتی مخالفت‌ها در داخل هم می‌تواند به عنوان اهرم‌ قدرت دست مذاکره‌کنندگان را باز کند که مجبور نشوند خیلی «سخاوتمندانه» به طرف مقابل امتیاز بدهند. از طرف دیگر در عرصه‌ی رسانه فضای مذاکرات نباید به نمایش و فتوآپ تبدیل شود. یک لشکر خبرنگار راه نیاندازند و از بالکن هتل بای بای نکنند. کل امور مملکت را معطل دود سفید مذاکرات نکنند. پا در کفش امیرکبیر نکنند و تن او را در گور نلرزانند. نه شکست مذاکرات را پایان دنیا بدانند و نه حصول توافق را به معنی حل همه‌ی مشکلات. اگر انتظارات را در حد «روزنه‌گشایی» تنظیم کنند، شاید امید آن برود که برخلاف تجربیات شکست خورده و خسارت‌بار سابق به فضل الهی در این اوضاع آشفته‌ی جهانی و اشتغال ظالمین بالظالمین، فرصت‌ها و توفیقاتی هم حاصل شود. @esharat_57
🌕 دوگانه همیاری و بی‌تفاوتی در جامعه ایرانی؛ ریشه‌های یک تضاد رفتاری 🖋سینا کلهر 🔺 یکی از ویژگی‌های پررنگ جامعه ایران در دهه‌های اخیر، بروز رفتارهای دوگانه در عرصه اجتماعی است؛ از یک‌سو، در مواجهه با بحران‌ها و فجایع طبیعی و انسانی مانند زلزله بم و کرمانشاه، انفجار بندرعباس، حادثه پلاسکو و نظایر آن، موجی گسترده از نوع‌دوستی، ایثار و یاری‌گری در جامعه پدیدار می‌شود که نه‌تنها از سوی رسانه‌ها، بلکه در پژوهش‌های اجتماعی نیز تأیید شده است؛ و از سوی دیگر، در زیست روزمره و در برخورد با مسائلی چون محیط زیست، فرهنگ ترافیک، رعایت حقوق جمعی یا قوانین عمومی، جامعه ایرانی با سطحی از بی‌تفاوتی و بی‌نظمی اجتماعی مواجه است که محل پرسش‌ و تأمل‌ بسیاری از جامعه‌شناسان بوده است. متن کامل یادداشت: https://eitaa.com/esharat_57/96 @esharat_57
🌕 دوگانه همیاری و بی‌تفاوتی در جامعه ایرانی؛ ریشه‌های یک تضاد رفتاری 🖋سینا کلهر 🔺 یکی از ویژگی‌های پررنگ جامعه ایران در دهه‌های اخیر، بروز رفتارهای دوگانه در عرصه اجتماعی است؛ از یک‌سو، در مواجهه با بحران‌ها و فجایع طبیعی و انسانی مانند زلزله بم و کرمانشاه، انفجار بندرعباس، حادثه پلاسکو و نظایر آن، موجی گسترده از نوع‌دوستی، ایثار و یاری‌گری در جامعه پدیدار می‌شود که نه‌تنها از سوی رسانه‌ها، بلکه در پژوهش‌های اجتماعی نیز تأیید شده است؛ و از سوی دیگر، در زیست روزمره و در برخورد با مسائلی چون محیط زیست، فرهنگ ترافیک، رعایت حقوق جمعی یا قوانین عمومی، جامعه ایرانی با سطحی از بی‌تفاوتی و بی‌نظمی اجتماعی مواجه است که محل پرسش‌ و تأمل‌ بسیاری از جامعه‌شناسان بوده است. پیمایش‌های ملی همچون «پیمایش سرمایه اجتماعی» وزارت کشور (۱۳۹۴) و مطالعات مشابه مرکز افکارسنجی ایسپا یا مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، نشان داده‌اند که ایرانیان همزمان هم تمایلات شدید نوع‌دوستانه دارند، و هم در سطحی از ناهنجاری و فردگرایی ساختارشکنانه به سر می‌برند. این وضعیت، به‌درستی نشانگر نوعی «تعارض فرهنگی» است که ریشه آن را می‌توان در فرآیند شبه مدرنیزاسیون وارداتی و گسترش سرمایه‌داری رانتی در ایران جست‌وجو کرد. سرمایه‌داری در ایران، برخلاف نمونه‌های کلاسیک اروپایی که با نهادسازی و تقویت نظم اجتماعی همراه بود، بیشتر به صورت رانتی و وابسته به قدرت دولتی رشد کرده است. در این فرآیند، ساختارهای سنتی همیاری و روابط افقی اجتماعی، به‌تدریج به حاشیه رانده شدند و فرهنگ مشارکت، جای خود را به منطق سود، رقابت و منافع فردی داد. این امر در حوزه‌هایی چون شهرنشینی، مدیریت منابع، و تعاملات اداری آثار آشکاری برجای گذاشته و موجب گسترش بی‌تفاوتی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف مسئولیت‌پذیری اجتماعی شده است. با این حال، بازمانده‌های سنت یاری‌گری در فرهنگ ایرانی، هنوز در بزنگاه‌های بحرانی فرصت بروز می‌یابند؛ چراکه در این فضاها، منطق سرمایه‌دارانه موقتاً تعلیق می‌شود و جامعه فرصت بازگشت به الگوهای سنتیِ همدلی و فداکاری می‌یابد. به بیان دیگر، آنچه امروز به عنوان دوگانگی در رفتار اجتماعی ایرانیان شناخته می‌شود، نه صرفاً نشانه‌ی بحران فرهنگی، بلکه نشانه‌ی تقابل دو منطق متعارض است: منطق همیاری سنتی که هنوز زنده است، و منطق فردگرایانه‌ و بی‌تفاوت سرمایه‌داری رانتی که با فقدان نهادهای مدرنِ پاسخگو، گسترش یافته است. به نظر می‌رسد تا زمانی که ساختارهای اقتصادی و سیاسی ایران بر پایه رانت، نابرابری و غیاب نهادهای پاسخگو استوار باشند، این دوگانگی نیز تداوم خواهد داشت. بازسازی اعتماد عمومی و احیای سرمایه اجتماعی، نه با شعار، بلکه با بازآرایی بنیادین در نظم اقتصادی و اجتماعی ممکن خواهد بود. @esharat_57
🌕 از شکست در یمن تا مجلس ذکر مصیبت ایران در ریاض با مرثیه‌سرایی دونالد ترامپ 🖋شهاب اسفندیاری در دو بخش: https://eitaa.com/esharat_57/98 https://eitaa.com/esharat_57/99 @esharat_57
🌕 از شکست در یمن تا مجلس ذکر مصیبت ایران در ریاض با مرثیه‌سرایی دونالد ترامپ 🖋شهاب اسفندیاری بخش اول: 🔺دولت ترامپ هم‌زمان با ارسال نامه به ایران و دعوت به مذاکره به یمن حمله کرد تا ایران را به اصطلاح با یک «تهدید معتبر» مرعوب کند. نتیجه‌ی این حمله، آن‌گونه که نیویورک تایمز اخیرا افشا کرد، چنان افتضاح بود که پس از یک ماه مجبور به اعلام توقف حملات شدند، و مشاور شورای امنیت ملی ترامپ که هماهنگ کننده عملیات بود برکنار شد. اکنون ترامپ دیگر حتی از «گزینه‌ی نظامی» علیه ایران حرف هم نمی‌تواند بزند. لذا هم‌زمان با سفر به چند کشور جنوب خلیج فارس برای باج‌گیری و غارت منابع آنها در راستای نجات اقتصاد ورشکسته‌ی آمریکا، علیه ایران جنگ روانی راه انداخته و مشغول جمله‌سازی با بیابان و ساختمان و کشاورزی و برق است. جالب اینکه ترامپ در سخنرانی ریاض متوسل به همان «انگاره‌ی فروپاشی» می‌شود که سال‌ها است در برخی محافل داخلی و خارجی برای تضعیف اعتماد به نفس ملی و توجیه تسلیم در برابر آمریکا برساخته و ترویج می‌شود. او مشخصا از استعاره‌ی «ساختمان در حال فروپاشی» استفاده می‌کند. اینکه برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب‌گرا از سخنان ترامپ به وجد آمدند به این دلیل بود که گزاره‌های تبلیغاتی که سال‌ها برای تولید آن زحمت کشیده بودند را از زبان ترامپ شنیدند. از سال‌ها قبل روشن بود که «انگاره‌ی فروپاشی» امتداد پروپاگاندای جنگ و تحریم علیه ایران است. سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که اگر «ساختمان ایران» آن‌گونه که ترامپ و برخی مدعیان می‌گویند در حال ویرانی و فروپاشی است، به چه دلیل رئیس‌جمهور آمریکا که برای همه‌ی جهان، حتی متحدان غربی خود خط و نشان می‌کشد، خطاب به «رهبرعزیز» ایران نامه می‌نویسد و دعوت به مذاکره می‌کند؟ آن هم با عدول از ۱۲ پیش شرط قبلی خود؟ چرا ترامپ نمی‌گذارد این «ساختمان سست و ضعیف» فرو بریزد؟ آیا دلش به حال ایران سوخته؟ یا اینکه واقعیت خلاف آن چیزی است که او ادعا می‌کند و با توجه به شرایط سیاسی داخلی آمریکا و معادلات جدید بین‌المللی ناچار به مذاکره با ایران است؟ تناقض دیگر -و در واقع فریب‌کاری او- این است که جنگ‌ و ویرانی‌ و آشوب‌ در منطقه غرب آسیا را به گردن ایران می‌اندازد، در حالی که خودش در تبلیغات انتخاباتی بارها و بارها از «جنگ‌های بی پایان» آمریکا در منطقه سخن گفته و خوب می‌داند عامل اصلی این ناامنی‌ها و ویرانی‌ها و آشوب‌ها کیست. در همین سخنرانی ریاض ترامپ سیاست‌های مداخله‌گرانه‌ی غرب برای «ملت سازی» در غرب آسیا را به باد انتقاد می‌گیرد و انگاره‌های مشهور استعماری و امپریالیستی برای تحمیل سبک زندگی و شیوه‌ی حکمرانی به مردمان دیگر کشورها را تمسخر کرده و اعتراف می‌کند که نتیجه‌‌ی این سیاست‌ها جز «نابودی ملت‌ها» نبوده است. در واقع گویا پیام الهام‌بخش انقلاب اسلامی برای استقلال ملت‌ها و رهایی از بند سلطه‌ی فکری و سیاسی و اقتصادی استعمار و امپریالیسم حتی به کاخ سفید هم نفوذ کرده است. سال‌ها مقاومت ایران و گروه‌های سرفراز مقاومت منطقه در برابر جنگ‌افروزی و اشغال‌گری آمریکا حتی ترامپ را هم به اعتراف به شکست و عقب‌نشینی واداشته است. حالا این رئیس‌جمهور معترف به شکست و در حال عقب‌نشینی که در حمله به یمن هم خوار و خفیف شده و دیگر توان و یا اراده برای دفاع از رژیم صهیونسیتی در برابر موشک‌های انصار الله را هم ندارد و خودش مستقیما با حماس هم وارد مذاکره شده تا اسیر آمریکایی-اسراییلی‌ آزاد کند، چه بگوید که در افکار عمومی ایرانیان و انظار مردم منطقه به شکل «پادشاه عریان» به نظر نرسد؟ اشاره به مصادیقی از کارهای عمرانی و ساختمان‌های پر زرق و برق در جنوب خلیج فارس و مقایسه‌ی آن با مشکلاتی در زمینه برق و آب در ایران شعبده‌بازی کودکانه‌ای است که نمی‌تواند حقیقت را بپوشاند و لذا خیلی زود در بیان خود ترامپ لو می‌رود. او می‌گوید ریاض و دوحه و ابوظبی بدون حمایت آمریکا «هیچ» هستند. هیچ کشوری نمی‌تواند الگوی پیشرفت محسوب شود اما از تأمین امنیت خود عاجز باشد. امنیت رکن اصلی یک دولت-ملت مدرن و پایه‌ی اصلی توسعه است و هرگونه سرمایه‌گذاری مستلزم وجود امنیت است. امنیت ملی یک کشور توسعه یافته نمی‌تواند مبتنی بر رشوه‌دادن‌ به قدرت‌های بیگانه و حراج ثروت ملی‌ برای نجات اقتصاد دیگران باشد. گذشته از این، آیا این مصادیق ادعایی توسعه و پیشرفت که ترامپ به رخ ایرانیان می‌کشد حقیقتا در علم و فناوری جایگاه ممتازی دارند؟ آیا یک رادیو دارو تولید کرده‌اند؟ یک محصول نانو، یا یک سانتریفیوژ ساخته‌اند؟ توان احداث یک نیروگاه برق، یک پالایشگاه یا یک پتروشیمی بدون پیمانکار خارجی را دارند؟ یک پهپاد - از همان پهپادهای ایرانی که ترامپ هم ناچار به تحسین و ستایش آنها است - می‌توانند بسازند؟ تاکنون ماهواره به مدار فرستاده‌اند؟ @esharat_57
🌕 از شکست در یمن تا مجلس ذکر مصیبت ایران در ریاض با مرثیه‌سرایی دونالد ترامپ 🖋شهاب اسفندیاری بخش دوم: ‌این که ترامپ برای حفظ آبرو و دست پیش گرفتن - که سبک خاص او در معامله‌گری است - چنین پروپاگاندایی راه بیاندازد عجیب نیست. این که برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای ما در امتداد این پروپاگاندا علیه ایران مرثیه‌سرایی کنند و یا با فراموشی شعارهای آزادی‌خواهی و مردم‌سالاری خود، در وصف کشورهای قبیله‌سالار مدیحه‌سرایی کنند تأسف‌انگیز است. اگر بزرگواران خیلی از ذکر مصیبت ترامپ در مورد ایران، یعنی کشوری که چند دهه تحت تحریم‌های وحشیانه بوده و همسایه‌های غرب و شرق و پیرامونش بمباران شدند و مدام به حمله نظامی تهدید شده - متأثر شده‌‌اند، لااقل برای حفظ وجهه و حیثیت ملی خود یک سوزن هم به آمریکا که مزاحم و مانع توسعه و پیشرفت ایران شده بزنند. ضمنا اگر مرثیه‌سرایی ترامپ در مورد وضعیت آب و برق و کشاورزی ایران اشک برخی را درآورده، بد نیست به سخنان جانسوز او در مورد وضعیت اقتصادی، فقر و گرسنگی، زیرساخت‌های ویران، و وضعیت بهداشت و درمان در کشور خودش - ثروتمندترین کشور جهان - هم عنایتی داشته باشند: «آمریکا به کشوری گدا تبدیل شده است. ارزش پولمان در حال سقوط است، تورم بیداد می‌کند، و مردم توان خرید مایحتاج اولیه یا بنزین را ندارند. ما به یک منطقه‌ی فاجعه‌زده‌ی اقتصادی تبدیل شده‌ایم.» (سخنرانی در آیووا، ژانویه ۲۰۲۴) «پل‌های‌ما در حال پوسیدن هستند، جاده‌هایمان شبیه مناطق جنگی شده‌اند، و فرودگاه‌هایمان مایه‌ی شرمساری بین‌المللی هستند.» (سخنرانی در اوهایو، سپتامبر ۲۰۲۳) ‌«بانک‌های غذا (مراکز توزیع غذا برای فقرا و گرسنگان) آکنده از جمعیت شده‌اند چون خانواده‌ها توان خرید غذا را ندارند... گرسنگی به آمریکا بازگشته، درست مثل دوران رکود بزرگ.» (گردهمایی در تگزاس، نوامبر ۲۰۲۳) ‌«چین در عرض یک هفته شهر می‌سازد. در آمریکا، ۱۰ سال طول می‌کشد تا یک چاله را پر کنند. ما به سوژه‌ی تمسخر تبدیل شده‌ایم.» (مصاحبه با تاکر کارلسون، آگوست ۲۰۲۳) «تعداد بی‌سابقه‌ای از آمریکایی‌ها بی‌خانمان هستند، در حالی که بایدن میلیاردها دلار به اوکراین می‌فرستد. مردم ما گرسنه‌اند، و رهبرانمان اهمیتی نمی‌دهند.» (سخنرانی در فلوریدا، مارس ۲۰۲۴) ‌«تعداد کودکان در فقر به شکل وحشتناکی زیاد شده است. بچه‌ها گرسنه به مدرسه می‌روند.» (مصاحبه با شان هنیتی، ژانویه ۲۰۲۴) «بیمارستان‌ها به شدت شلوغ هستند، مردم از عهده‌ی پرداخت هزینه‌ی داروها برنمی‌آیند... تعداد زیادی از آمریکایی‌ها به خاطر سیستم درمانی ناکارآمد در حال مرگ هستند.» (سخنرانی در کارولینای جنوبی، اکتبر ۲۰۲۳) ‌«باید ماه‌ها منتظر بمانی تا یک پزشک را ببینی، و نیمی از کشور توان خرید دارو را ندارد.» (گردهمایی در پنسیلوانیا، ژوئیه ۲۰۲۳) «فرودگاه‌های ما مثل فرودگاه‌های کشورهای جهان سوم است... جاده‌ها، پل‌ها و بزرگراه‌های ما در حال فروپاشی هستند.» (نطق سالانه در کنگره، ۲۰۱۸) ‌«چین قطارهایی دارد که با سرعت ۳۰۰ مایل در ساعت حرکت می‌کنند. ما قطارهایی داریم که تق‌ تق‌ تق می‌کنند و بعد هم از ریل خارج می‌شوند.» (گردهمایی انتخاباتی، ۲۰۱۶) ‌«۴۳ میلیون نفر در آمریکا از کوپن‌های غذایی استفاده می‌کنند—عددی که به دلیل سوء مدیریت، شدیداً افزایش شده است.». (توییت، ۲۰۱۷) «آمریکا یک کشور بدهکار است. ما تریلیون‌ها بدهی داریم، و کشورهای به اصطلاح متحد ما دارند از ما سوءاستفاده می‌کنند.» (سخنرانی در مجمع داووس، ۲۰۲۰) @esharat_57