بعضی آدمای کیرول انقدر مهربون و دوست داشتنیان که یادت میره توی چه فضای سمی هستی و دیگه نمیتونی ازش بیای بیرون:
POV : تصمیم میگیرم امروز به کسی جواب ندم تا روح و روانم اذیت نشه
(یهو اون دوستم که افسردهست پیام میده ، اون دوستم که قول دادم امروز باهاش حرف بزنم پیام میده ، یکیشون ابراز نگرانی میکنه و یکی دیگه میگه تو دیگه منو دوست نداری )
وقتی دوستام از طرز تایپ کردنم حالم و احساساتم رو میفهمن، من چرا باید این همه تلاش کنم تا به تو توضیح بدم چه احساسی به خودت و کارات دارم ؟