من خواستم ببخشمت ، اما مدام بدیات یادم میومد ، یادم میومد چه حرفایی بهم زدی ، یادم میومد چطور قلبمو شکوندی ، و در آخر یادم میومد چطور منو تنها گذاشتی .
تو دیگه حوصله حرف زدن با منو نداری ولی من پای پریز برق نشستم که گوشیم خاموش نشه اگه پیام دادی سریع جواب بدم
هروقت به عکس خودم توی صفحه گوشی یا آینه نگاه میکنم حالت چهرم نگرانه، یکی نیست بگه نگران چی هستی؟ چرا همیشه مضطربی؟
مهم نیست تو خونه ی ما دعوا سرچیه تهش میرسه به این که من سرم 24 ساعته تو گوشیه .
تنها پناهم اهنگاست . اونا خوبن ، منو قضاوت و اذیت نمیکنن و بهم آرامش میدن
هدایت شده از 𝙒𝙝𝙖𝙩 𝙞𝙨 𝙡𝙤𝙫𝙚?
بیا یکاری کنیم ، من میام اعتراف میکنم توهم قول بده مغرور نشی.
Call of the night
-بامنبمان؛
آنها که رفتنشان را طاقت آوردم، تو نبودند