گوئی تاریخ چرخهای است بیانتها و دردناکتر از شهادت حسین، تکرار همان دستهایی است که سنگ به دست میگیرند و نامش را فریاد میزنند. حسین، نه تنها در کربلا، که در هر عصری میان قدیسان دروغین غریب است. اگر امروز دوباره به میان ما بازگردد، همانها که بیش از همه از "نام" او سپر ساختهاند، دوباره قامت حقیقتش را به تیر تهمت و تکفیر میدوزند. افسوس که ما، در ستایش حسین، گاهی همانهایی میشویم که او برای نجات حقیقت از دستشان قیام کرد؛ و این است آن دردی که هیچگاه مرهم نمییابد. امام حسین، بلندای بزرگیست. نه بزرگی تاج و تخت، که شکوه ایستادن. او آمد تا به انسان یاد بدهد که آزادگی از نان و نام و ترس بالاتر است. حسین یعنی آنکه در برابرِ ظلم، تن نمیدهد. یعنی آنکه تن خستهاش بر خاک میافتد، اما حقیقتش نمیافتد و آزادگیاش را فراموش نمیکند. ولی او را نمیشود در کربلا خلاصه کرد. حسین، در هر زمان، صدای بیداریست، صدای وجدان انسان، و پرچم رهایی از بند ستم. بزرگی او در این بود که برای ماندن نایستاد، برای انسان ماندن ایستاد. و آزادی، اگر معنا داشته باشد، از نام حسین روشن میشود.