🔴اتفاق کرمانشاه بررسی می کند
✅ اجرای یواشکی سند ۲۰۳۰ در مدارس کرمانشاه
📌 @etefagh_ksh
🔴 اتفاق کرمانشاه بررسی می کند
✅ اجرای یواشکی سند ۲۰۳۰ در مدارس کرمانشاه
آنچه موجب میگردد تا انقلابی به پیری دچار نشده و بتواند جوانی خویش را حفظ نماید، استمرار و پایبندی به آرمانهایی است که انقلاب با آن شکلگرفته است.
این آرمانها اگر با ابعاد فطری انسانی سازگاری داشته باشد موجب مانایی و به عبارت دیگر جوانی انقلابی خواهد شد. مقام معظم رهبری در سفر به استان کرمانشاه این مسئله را موردتوجه قرار داده و مبانی آن را بیان داشتند که یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی تربیت معنوی و دینی آحاد افراد جامعه است. این مهم درگروی تعالی معرفتی و معنوی متولیان تربیت جامعه است؛ بر همین اساس برنامهریزی صحیح در آموزش و توانمندسازی مربیان در اقشار مختلف اصلی انکارناپذیر است. علیرغم این مسئله متأسفانه در سالهای پس از انقلاب برخی از اهمالکاریها موجب شده است تا آنچه به عنوان محتوا و فرآیند آموزش مربیان جامعه از آن یاد می شود دچار اشکالاتی جدی باشد. همین موضوع را در فرآیند آموزش، گزینش و توانمندسازی به بیان، پرورش مدارس، به عنوان مهمترین رکن در تربیت نسل آینده شاهدیم. نمونهای از این مسئله در محتوای پیشنهادی آزمون جامع در کسب گواهی صلاحیت حرفهای مربیان پرورشی در فرآیند استخدامی سالهای اخیر است. اجرای سند 2030 گرچه بهظاهر اجرایی نشده است لیکن رسوخ و رسوب تفکر مبتنی بر این سند را میتوان در محافل علمی مکرراً مشاهده نمود و دردآورتر آنکه متولیان تنظیم محتوای دورههای صلاحیت حرفهای که قرار است مبنای نظر حرکت جامعه مربیان و معلمان آینده باشد با بیتوجهی به این مهم و ضرورت نفی تأثیرات این سند غیردینی و نامعتبر موجبات اجرایی عملی این سند را فراهم سازند.
مستند این سخن را میتوان در محتوای درس «مسائل نوجوانان و جوانان» جستجو نمود. نویسنده این کتاب با تأکید بر لزوم آموزشهای جنسی برای نوجوانان استناد این ضرورت را بر پایه پژوهشی ارائه میدهد که در آن عدم آشنایی دانش آموزان دبیرستان با زمان مطلوب برای رابطه جنسی زوجین به جهت تخمکگذاری را ملاک این نتیجهگیری میداند!.
از سوی دیگر این نویسنده با تأکید بر شرایط دوران نوجوانی و جوانی مربیان پرورشی را بدین سمت و سو سوق میدهد که لازم است والدین را مجاب نماید که در این دوران فرزندشان را در یک رابطه جنسی با جنس مخالف قرار دهند تا مانع روابط همجنسگرایانه شود!.
وی این دغدغه را با بقیه مشکلات این دوره گره زده و تلاش مینماید روح حاکم بر نوشتار خود را بر این مبنا تعریف نماید که رأس رئوس هر مشکلات عدم آشنایی نوجوان با مسائل جنسی است.
حال باید این پرسش را مطرح نمود که اگر مربیان محترم پرورشی در مدارس این نظریه را پذیرفته و بدان جامه عمل بپوشانند، جز آن است که اجرایی بر سند 2030 آن هم با تلاش و دغدغهمندی کسانی که متولی تعالی معنوی آیندهسازان جامعه هستند خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش را لازم است متولیان سیاستگذاری این قبیل وقایع ارائه دهند تا از تکرار آن جلوگیری شود.
متاسفانه اجرای سند 2030 فقط در بُعد تربیت مربیان و معلمان دنبال نمی شود؛ به تازگی به بهانه کتابخوانی در مدارس ابتدایی کرمانشاه کتابهایی توزیع شده که به وضوح مسائل جنسی را منطبق با سند 2030 ترویج می دهد. مشخص نیست چرا برخی از متولیان آموزش و پرورش با وجود تاکیدات رهبر انقلاب و وزیر آموزش و پرورش دست به چنین خیانت می زنند؟ چرا نهادهای نظارتی در این مسئله ورود نمی کنند و به راحتی این مبانی انحرافی در مدارس استان ترویج می شود؟ ماهنامه اتفاق کرمانشاه برخی از اسناد این خیانت بزرگ را در دست دارد و در صورت ورود مسئولین حاضر به همکاری برای ریشه کنی این خیانت بزرگ است.
در پایان باید این نکته را متذکر شد که آموزش جنسی کودکان امری مهم است که باید انجام پذیرد ولی نه بر اساس مبانی فکری غرب که نگاهی جاهلانه نسبت به جایگاه انسان دارند؛ دین ما کامل است و برای همه حوزه های انسانی حرف و برنامه دارد، فقط کافی است به این منابع رجوع شود.
📌 @etefagh_ksh
🔴شوالیه های انحراف در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
نویسنده: #سبحان_خسروی
دانشگاه همواره محل تضارب آراء و اندیشه ورزی بوده و هرگاه در هرجامعه ای پیشرفتی حاصل شده، مبداء آن دانشگاه بوده که در همین راستا امام خمینی(ره) میفرمایند: «دانشگاه، مبدأ همه تحولات است.»(1) شکی در این نیست که هر اندیشه ای که پشتوانه تئوریک دارد، باید بتواند در محیطی آزاد سخن خود را بگوید و توسط اهل فن نقد شود. در همین راستا شهید مطهری معتقد بودند که «باید کرسی مارکسیسم در دانشگاه تشکیل شود و استادی که به مارکسیسم اعتقاد دارد و به آن مومن است؛ این اندیشه را تدریس کند و نقد کند.» (2) شهید مطهری در این جمله معروفشان دو شرط را برای آزاد اندیشی که مثال آن ایجاد کرسی مارکسیسم است، گفته اند؛ اول اینکه شخص مطرح کننده اندیشه باید به گفته اش مومن باشد و خود را پشت اندیشه های دیگر پنهان نکند و واضح مغز کلامش را بگوید دوم آن اندیشه توسط اهل فن نقد شود.
اگر کسی به دنبال مطرح کردن اندیشه خود در دانشگاه است، باید این کار را در چارچوب های قانونمند تعریف کند، نه با زدن عکس یکی از سران قانون شکن و فتنه گر سال 88 که آسیب های فراموش نشدنی به مملکت زده؛ در بنر تبلیغاتی مراسم، قانون را نقض کند.
این تشکل دانشجویی که ظاهرا جویای نام است و از طرف احزاب معلوم الحال خط دهی می شود و افرادی چون(ر.م) توهمات خود را به آنها دیکته می کنند و به آنها می گویند، چطور ساختارشکنی کنند تا معروف شوند! افراد ساختار شکنی چون(سروش محلاتی) را در گذشته به دانشگاه علوم پزشکی دعوت کرده اند و در فضایی یک طرفه با سخنانی غیر علمی و سیاسی به مبانی انقلاب چنگ انداخته اند و کتاب افرادی مارکسیست چون "یرواند آبراهامیان" را سر دست می گیرند و حلقه های کتابخوانی برای آن راه می اندازند. به نظر می رسد، این تشکل به جای اینکه خود را مشغول آدرس های غلط احزاب تک نفره کند، بهتر است به دنبال تولید علم باشد و در حوزه تخصصی خود فعالیت کند و با ورود به مباحث غیر تخصصی باعث خسران خود و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه نشود.
اما خطاب به مسئولین محترم دانشگاه علوم پزشکی باید گفت؛ بهترین راه ایجاد فضایی پویا در دانشگاه، مجوز دادن به هر سخنران یا شخص سیاسی بدون ضابطه نیست؛ اگر قرار است مراسمی در دانشگاهی برگزار شود باید الزامات و نیازهای آن دانشگاه و استان در نظر گرفته شود و بر اساس خلاءهای فکری که وجود دارد مجوز به برگزاری مراسمی داد. اگر این دانشگاه در حوزه تخصصی خود چون بحث محصولات تراریخته و... کرسی های آزاداندیشی راه بیندازد و راه را برای ایجاد شرکت های دانش بنیان در حوزه های پزشکی و نیازهای بومی استان فراهم کند، هم فضای دانشجویی پویا می شود و هم دانشجویان کمتر به "سیاسی بازی" مبتلا می شوند. سیاسی بودن دانشجو بسیار مسئله مبارک و مهمی است اما افتادن در دام احزاب باعث به انحراف رفتن دانشگاه می شود؛ امام خمینی(ره) میفرمایند: «اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست ما برود، همه چیزمان از دستمان رفته است.» (3) نباید اجازه داد تشکل های متاثر از احزاب، افکار انحرافی را به بهانه آزادی بیان در دانشگاه ترویج کنند و به فرموده بنیانگذار انقلاب اسلامی، دانشگاه را از دست انقلاب بگیرند و در سطح منافع افراد و احزاب تقلیل دهند. اگر هم قرار است فردی از هر جریان فکری به دانشگاه دعوت شود بهتر است فردی از جبهه فکری مقابل او هم دعوت شود تا دانشجویان بتوانند همه قرائت های مختلف را بشنوند و بهترین را برگزینند و فقط از افرادی خاص به صورت تک نفره دعوت نشود که این تصور شکل بگیرد که دانشگاه علوم پزشکی تبدیل شده به جولانگاه "شوالیه های اندیشه های لیبرالی و مارکسیستی" و خبری از گفتمان انقلاب اسلامی در آن نیست و به فرموده امام خامنه ای(مدظله العالی) دانشگاه تبدیل به "باشگاه احزاب" شده است.
پی نوشت:
1-صحیفه امام، ج8، ص64
2-پیرامون انقلاب اسلامی، مرتضی مطهری
3-صحیفه امام، ج8، ص141
📌 @etefagh_ksh
🔴 کلاس اخلاق و توصیه ی استاندار به مدیران کم کار و نالایق تا کی ادامه دارد؟
نویسنده: #محمد_امین_بهرامی
کرمانشاه از زمان آمدن دولت تدبیر و امید، فلک زده ی کشور شد و از سال 93 جز یکسال دایما بیکارترین استان کشور بوده است. این وضع دو گونه سوال حیرت آور را به ذهن می آورد. وقتی اینگونه است چطور درصد بالایی از آراء استان به جناب روحانی تعلق گرفت؟ آیا برای مردم این استان وضع اشتغال و پیشرفت استان اهمیتی ندارد ؟ چگونه می شود بدون توجه به وضع استان اینگونه رای داد؟ و وقتی اینگونه رای می دهیم چرا توقع تغییر اساسی داریم؟ از سوی دیگر سوال از دولت است که نمی بیند این استان که متاسفانه درصد بالایی از اراء را به این دولت داده نیازمند توجه ویژه است؟ این توجه کی می خواهد ثمر دهد؟
سوای همه ی حرفها راجع به دولت که بواقع خود را دولت یاس آور و بی تدبیری نشان داده شاید مهمترین لطف دولت به استاند به نسبت گذشته، حضور جناب بازوند در استان بوده است. استاندار کرمانشاه، از زمان حضور در استانداری فعال بوده و نشان داده برخلاف دو استاندار سابق دچار رخوت و بی عملی نیست. امید بود که حضور او پس از سوء القضای دو استاندار سابق حسن القضایی باشد. اما چرا با این وجود تغییری در استان ایجاد نمی شود؟ چرا همچنان در قعر جدول بیکاری کشوریم؟ چرا خبری از رونق گرفتن اشتغال در کرمانشاه نیست؟ چرا در فضای استان تغییری دیده نمیشود؟
خوب است استاندار مهمتر قدری بیشتر تامل کند که چرا چرخ استان حرکت درخوری ندارد؟ آیا اصولا برنامه ای برای پیشرفت استان هست؟ اگر هست برنامه چقدر کارامد و کافیست؟ اگر از لحاظ برنامه ای مشکلاتی هست که قاعدتا جای انکار نیست چرا این ضعفهای برنامه ای برطرف نمی شود؟ اگر نیست اینک پس از حضور بیش از یک ساله استاندار در کرمانشاه، وقت بازبینی است زیرا او و هر استاندار دیگری فرصت فراخی برای تاخیر ندارد.
نگارنده نمی داند وضعیت برنامه استان چگونه است و از بود و نبودش مطلع نیست اما از یک مطلب اطلاع متقن دارد و آن این است که در میان تقریبا قریب به اتفاق مدیران، استاندار و استانداری چندان ابهت واهمیتی ندارند چون ابراز اقتداری از سوی استاندار دیده نمی شود. عملکرد کدام مدیر از سوی مسئولان استانداری مورد مداقه ی جدی قرار گرفته است و کدام مدیر کم کار یا ناشایست به دلیل کم کاری از کار برکنار شده است؟
مدیریت ارشد استان از آن مسئولیتهایی است که بدون تعارف شتر سواریش دولّا دولّا نمی شود. استان به گل نشسته است وضع استان در بسیاری از مسایل مطلوب نیست. در بیکاری و اشتغال و ... عقب مانده ترینیم در آسیب های اجتماعی جزو استان های پر آسیب هستیم از لحاظ مسایل فرهنگی علیرغم غنای بالا دچار انفعال محضیم. تا کی این وضع میخواهد ادامه یابد؟
استاندار تا کی میخواهد همانند پدری مهربان برای مدیران کم توان -و غالبا پشت گرم به جایی پرسروصدا اما در عمل توخالی- باشد؟ پدران نیز گاهی نسبت به برخی فرزندان ناخلف توپ و تشری می زنند. در این تنگنای کشور بالاخره میلیاردها و ده ها و صدها میلیارد اعتبار در استان هزینه می شود چه نظارتی بر خرج کردها هست؟ میل ها را که هیچ با تاسف بگذریم لااقل چه نظارتی بر حیف ها می شود؟ اگر نظارت می شود اگر جلوی حیفی گرفته می شود چرا اطلاع رسانی نمی شود؟ اکثر مطالبی که از استاندار و معاونان و ... رسانه ای می شود یا جلسات است یا نظریه پردازی و توصیه اخلاقی! نتیجه ی این جلسات و نظریه پردازی ها کجا خودش را نشان می دهد؟
نگارنده جزو کسانی است که به استاندار نگاه مثبتی دارد و بواقع آرزومند موفقیت اوست اما تا کی کلاس اخلاق و توصیه برای مدیران ادامه دارد؟ تا جایی که می دانم ایشان شخصیت با اخلاقی است اما بسیاری از مدیران استان که وضع کنونی گواه میزان کارامدیشان است!! با درس اخلاق استاندار که هیچ با درس اخلاق والاترین معلمان اخلاق هم طرفی برای استان نمی بندند.
جناب بازوند یقینا می دانند استانداری برای موفقیت نیازمند جنم و اقتدار است. اگر اینها باشد نمایندگان را با خود همراه می کند و راه حرف های خانه ویران کن مشتی سیاسی کار که کرمانشاه را به روز سیاه نشانده اند را میگیرد و مدیران ناتوان را یا به کار می اورد و یا از کار برکنار می کند.
بی صبرانه مشتاقیم که قدری اقتدار و مدیریت راهبردی و شجاعانه در برخورد با ناکارامدیهای مدیران را از ایشان ببینیم امیدواریم که استاندار ما را آرزو به دل نگذارد!!
مدتی منتظر می مانیم! انشاا... تغییرات اساسی صورت گیرد اما این انتظار لااقل از جانب ما طولانی مدت نخواهد بود چون ایشان دیر یا زود می روند و استان برای کرمانشاهی هایی می ماند که امید به مسولان داشته اند و زندگیشان با عملکرد این مسولان گره خورده است.
📌 @etefagh_ksh
🔴 اعتراض کارگران اقتصادی است یا سیاسی؟
✅ نویسنده: #حسین_صحرایی
منتشر شده در صفحه سیاسی ماهنامه #اتفاق_کرمانشاه
🔷 طی روزهایی که کارگران هر دو کارخانه نیشکر و فولاد در خیابانهای اهواز و اغلب در مقابل فرمانداری و استانداری اعتراضات خود را بیان میکردند، گروههای سیاسی ورشکسته خارج نشین، سعی در سیاسی کردن این مطالبات اقتصادی داشتند و نهایت تلاش خود را به کار گرفتند تا از این مطالبات اقتصادی، جنبشی کارگری آنهم با خواستههای رادیکال سیاسی بسازند. دائم در خبرپراکنیهای دروغین سعی داشتند به مخاطب القا کنند که حرکت کارگران حرکتی است علیه ساختارهای نظام!. آیا این دلسوزی کردن برای کارگران است جهت رسیدن به معوقات خود و یا استفاده ابزاری از آنان در جهت مقاصد کثیف سیاسی و مثلاً نمایش بههم ریختگی اوضاع در ایران؟! در اینجا ذکر چند نکته مختصر ضروریست:
🔷اول آنکه این اعتراضات، ازلحاظ ماهوی مطالباتی اقتصادی هستند که با رفع آنها موضوع نیز حل میشود.
🔷ثانیاً، پیوند عمیق میان طبقه کارگر و نظام جمهوری اسلامی از تاریخ تأسیس جمهوری اسلامی بیشتر است. بخش عمده نیروهای انقلابی را کارگران تشکیل میدادند و در روزهای آخر نیز با اعتصابات عمومی شتاب بیشتری به حرکت انقلاب دادند
🔷ثالثاً، بر همگان و بیشتر از همه خود کارگران معترض که به دنبال معوقات حقوقی خود بودند روشن شد که در چنین مواقعی گروههایی همواره در کمین نشستهاند تا به محض شنیدن صدایی معترض(ولو اعتراض به یک تصمیم اقتصادی) در رسانهها و گزارشات زرد خود، آن حرکت را سیاسی کنند و برایشان نیز اصلاً مهم نیست که حقوحقوق کارگران پرداخت میشود یا نه و اتفاقاً برای این دسته گروهها، کارگر خوب، کارگری است که حقوقش را نگرفته باشد و همچنان اعتراض کند. چرا که آن چیزی که برایشان اهمیت دارد گزارشات خبری زرد و دروغ پراکنی مدرن شبکههای ماهوارهای و کانالهای تلگرامی جهت القای خط بینظمی و بیثباتی در ایران است.!
🔷رابعاً، در شعارهایی که کارگران میدادند و خواستههایشان، بازگشت مدیریت کارخانه از حالت خصوصی به دولتی مطرحشده که مقامات مسئول باید در این مورد چاره جویی کنند. باید قبول کنیم تشت لیبرالیسم در بهترین حالتش نیز در کشورهای ثروتمند و به قولی "کشورهای مرکز " نیز به زمین افتاده و خصوصیسازی اگر قرار است به شیوه لیبرالیستی و الگوهای مدرن آن شکل بگیرد کماکان این مشکلات وجود خواهند داشت.
🔶راهحل چیست؟ به نظر نگارنده راهحل موضوعاتی ازایندست، در درجه اول افزایش دستمزد کارگران و تقویت آنان است بهگونه ای که کرامت انسانی آنها حفظ شود. از طرفی، خصوصیسازی با اصول و قاعدهمند جای رانتخواری و خصولتی سازی را بگیرد. افراد مطمئن که صلاحیت آنان مورد تائید باشد و گردش پولی سالمی داشته باشند میتوانند در پروژههای خصوصیسازی و واگذاری بدون استفاده از حق ویژه، با دیگرانی که صلاحیت آنان نیز تائید شده به یک رقابت بپردازند تا درنهایت اصلحترین آنان مدیریت کارخانه را به عهده بگیرد و روال کار پیش برود. اگر این روند را در پیش بگیریم به خاطر ندانم کاری نه هزینه ای برای نظام ایجاد میشود و نه کرامت انسانی کارگران خدشه دار میشود. و درنهایت باید مکانیزمی تعبیه شود که در صورت کم کاری و یا مدیریت ضعیف احتمالی در آینده، شاهد تکرار چندین ماه پرداخت نشدن دستمزد کارگران نباشیم و از سوی دیگر، اعتراضات بهانه به دست دشمن ندهد که با آدرس غلط؛ طلبی اقتصادی را سیاسی و ساختارشکن نشان دهند. آن مکانیزم باید بهتر از نهادهایی که هماکنون وجود دارند نظیر اتحادیهها و یا شوراهای اسلامی کار عمل نمایند.
@etefagh_ksh
✅مقاومت امر مطلق الهی
🔶#سبحان_محمدی
و خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است (سوره نساء ، آیه 141).
ابتدا باید اشاره کنم این موضوع که رهبری انقلاب در دیدار با دانشجویان و دانش آموزان در آبان ماه گذشته، تبیین کردند، دارای اصالت در اندیشه انقلاب اسلامی است. گفتمان انقلاب اسلامی که ریشه در مکتب امام خمینی (ره) و آن مکتب هم به منبع وحیانی به نام اسلام متصل است، مقاومت را چیزی فراتر از دفاع در برابر تهاجم ( با وجود مهم بودن این هدف ) می داند. مقاومت تجلی یافته از این مکتب، حاصل تفکر و ایمانی است مبتنی بر امر مطلق یعنی اراده و وعده خداوند که به دنبال تبیین و تشریح آن است. و اما در حوزه تئوریک هم، نظام و ساختار روابط بین الملل دارای ویژگی هایی است که برخی دولت ها را به طرف به اصطلاح خودیاری که با کمی تسامح میتوان در ادبیات سیاسی بین الملل آن را مترادف مقاومت تعریف کرد، سوق می دهد. تقریبا در نگاه و تحلیل همه نظریه های اصلی روابط بین الملل، نبود اقتداری که نیروی گریز از مرکز را در عرصه جهانی مهار کند، باوری اساسی است اما در چگونگی برخورد با آن و سازماندهی اش اختلاف نظر وجود دارد. برای مثال واقع گرایان ساختاری، موازنه قدرت را در این شرایط توصیه می کنند و یا جریان لیبرال خارج کردن انحصار حاکمیت از دست دولت ها و سهیم کردن آن با بازیگران غیر دولتی را، زمینه همکاری بیشتر در این فضای آنارشیک( نبود اقتدار) می دانند. ماهیت روابط و سیاست بین الملل، اقتدار گریز است. به عبارت دیگر دولت ها به طور ذاتی در تلاش اند که در یک رویکرد امنیت محور، منتهای درجه منافع ملی را لحاظ کنند . در این میان جهت گیری صعودی در چرخه قدرت توسط کشورهایی که در تسهیم منابع و نقش ها دست بالا را دارند، نوعی گذار از رویکرد امنیت محور به رویکرد قدرت محور را پدید می آورد. اینجاست که افزایش قدرت یک بازیگر بین المللی با کاهش قدرت بازیگر دیگر یا به اصطلاح بازی با حاصل جمع صفر رخ می دهد. در چنین شرایطی است که یک قدرت جهانی با وصف این ویژگی ای که ترسیم شد، تبدیل شدن به هِژِمون( سلطه در همه ابعاد ) را هدف اولی تلقی می کند. در مقابل این قدرت هژمونیک قوی پنجه، در صورت مماشات کردن، فرصت نزدیکی و نفوذ بیشتر و در نهایت فروپاشی جامعه هدف را در پی دارد. مفهوم مقاومت در مکتب و گفتمان انقلاب اسلامی، در واقع واکنشی است به این زیاده خواهی سلطه وار که در بیانات مقام معظم رهبری هم، جایگاه ویژه ای دارد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از بدو ورودش به کنش منطقه ای و بین المللی سعی در تسری این نگاه داشته است. برای مثال دو بحث مذاکرات هسته ای 1+5 به عنوان همگرایی و بین الملل گرایی فارغ از واقعیت موجود سیاست جهانی و درجبهه ای دیگر، توان نظامی و موشکی ایران در مقام خودیاری و دفاع، گویای همین موضوع است. در مذاکرات تلاش هایی برای دستیابی به توافق وجود داشت اما این تلاش ها با نادیده گرفتن توان و قدرت بازدارندگی حاصل نگاه مقاومت محور در جمهوری اسلامی ایران، در عمل مماشات با افزون طلبی طرف های مقابل بود و نتیجه آن هم امروز بر همه آشکار است اما در نقطه مقابل، قابلیت های دفاعی و موشکی ایران قرار دارد که دشمن فزون طلب را در هراس ادامه این روند قرار داده است. نکته دیگر که در دیدار آبان ماه حضرت آقا مورد تاکید قرار گرفت و اینجا موضوعیت پیدا می کند، افول لیبرال دموکراسی است و مهمتر اینکه این افول توسط بخشی از جریان تاریخی مدافع سیاست های لیبرالیسم در غرب در حال وقوع است. خروج آمریکا از معاهدات بین المللی مانند پیمان پاریس، ناشی از سیاست های America First ( منافع آمریکا در اولویت) در دولت ترامپ است که در واقع مخالف مشی بین المللی لیبرال ها یعنی عدم تاکید صِرف برمنافع ملی است. آمریکایی ها در برخورد با همپیمانان اروپایی خود هم رویکرد مشابهی را در پیش گرفتند. مثلا با توجه به تعهدات آمریکایی ها در کمک تامین و تجهیزات و منابع مالی در قبال ناتو که نوعی همکاری امنیتی فراآتلانتیکی و با رویکرد امنیت دسته جمعی است، با خروج از پیمان INF ( پیمان منع موشک های هسته ای میان برد – تاکتیکی) و پر رنگ جلوه دادن تهدید چین و روسیه، سعی در تحت فشار قرار دادن همپیمانان اروپایی خود در ناتو برای هزینه های نظامی است. در بحث بِرِگزیت ( خروج انگلستان از اتحادیه اروپایی) نگاه نوکارکرد گرایی لیبرال تفکر قالب بر این اتحادیه بود. به این معنا که کشورهای لیبرال با گسترش همکاری ها در حوزه های فنی و اقتصادی و وابستگی متقابل، مشی همکاری جویانه را در سیاست خارجی خود دنبال می کردند.
ادامه👇👇
📌 @etefagh_ksh