🔴 کرمانشاه، تهاجم فرهنگی و دیگر هیچ...
🔵 نویسنده: محمد امین جوادیان - کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔶 بررسي سير اتفاقات ناگواري که در شهر کرمانشاه رخ مي دهد به همراه نگاهي به سيل تذکرات، تحرکات و اقدامات خودجوش، هيچ چيزي را جز نفوذ گسترده شبيخون گونه و خواب غفلت برخي از دغدغه مندان فرهنگي را نشان نمي دهد. مسئله اي که سخت گريبانگير شهر شده است و گويا اين تومور بدخيم به شدت رشد کرده و سرطاني هشت پا گونه بر شهر و استان شده است.
🔷 پرده اول: تقريبا اوايل سال 90 بود که با اعتراض جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد کرمانشاه معلوم شد که يکي از مجسمه هاي نصب شده توسط شهرداري و در يکي از نقاط بسيار پر تردد و البته در اصطلاح عاميانه، کلاس بالا شهر، طراحي کاملا جنسي و مبتني بر تجسم عريان رابطه جنسي داشت؛ جالب اينجا بود که هر چه قدر دانشجويان با در دست داشتن عکس اين مجسمه به شهرداري منطقه و شهرداري مرکز مراجعه ميکردند، با پوزخند و يا ناباوري از سوي مسئولان امر مواجه مي شدند؛ در نهايت با تلاش دانشجويان مجسمه از جايش برداشته شد اما ناباوري ساده لوحانه مسئولان فرهنگي شهر در قبال مسئله اي به اين مهمي بسيار تعجب برانگيز بود. نمود اين ناباوري تا آنجا بود که اگرچه مجسمه از جايش برداشته شد اما به عنوان يک نماد زشت و جنسي نابود نشد و در يکي از پارک هاي دورافتاده شهر نصب گرديد! نا گفته نماند که تلاش دانشجويان براي پيدا کردن سازنده اين اثر مستهجن به جايي نرسيد!
🔶پرده دوم: مدتي در ميان مردم شايعه شده بود که چند برج تازه ساز در کرمانشاه، صاحباني بهايي دارند، صحت و سقم اين خبر البته براي نگارنده هيچ گاه تاييد و يا رد نشد اما پر واضح بود که آبشخور اين شايعات، دو گنبد بسيار بزرگ رومي طراحي شده بر روي دو برج بلند بود، معماري که در نوع خود براي اولين بار بود که در شهر پياده مي شد و البته براي غالب مردم مسئله اي بسيار غريب بود. دو برج مذکور اولين برج هايي با معماري سبک رومي بودند که اين چنين عيان ساخته مي شدند و در حقيقت نقش خط شکن را بازي کردند تا اکنون به وفور شاهد ايجاد نماي ساختماني به نام رومي در شهر باشيم. در عين حال اين مسئله موجب اعتراض عده اي شد تا از چرايي ايجاد چنين گنبد هاي رومي از نظام مهندسي شهر سوال کنند که البته اين اعتراضات نيز به جايي نرسيد؛ باز هم مسئله مهمي که موجب تعجب معترضين شد، ناباوري مسئولان امر از استدلال معترضين بود!
🔷 پرده سوم: يک گروه جهادي کرمانشاهي که جزو اولين گروه هاي جهادي بومي پيشقدم براي طراحي و اجراي يک قرارگاه جهادي براي شهر و استان بود، در اوان سال 92 با نامه درخواست رسمي و با هماهنگي قبلي و اطلاع از توانايي و وظايف يک دستگاه مسئول، به ديدار يکي از مسئولين رده بالاي يکي از ارگان هاي امدادي شهر رفت، اولين جمله اي که از مسئول مربوطه شنيد، بسته بودن دست وي علي رغم توانايي و تمايل وي براي کمک به اين مجموعه بود. آن فرد اگرچه ابراز تمايل مي کرد که مي تواند به اين مجموعه جهادي با قرض دادن تنها بخش بسيار ناچيزي از وسايل مجموعه تحت امر خود کمک بزرگي به اين مجموعه و روستاي هدف جهادي کند اما اذعان مي داشت که به علل نامعلومي نمي تواند. آن چه موجب تعجب اين مسئله از سوي بچه هاي جهادي مي شد، علت يا علل ممانعت فرد يا افرادي از چنين کمکي به يک مجموعه جهادي بود!
🔶 پرده چهارم: چند سالي است که صداي واضح دغدغه مندان پير و جوان شهر که جز به نمايندگي از افکار عمومي در حوزه دين و فرهنگ حرفي نمي زنند به هيچ جا نمي رسد. علي رغم کوچک بودن شهر کرمانشاه و ترکيب هاي قوميتي بسيار مشخص در آن، مسئله بسيار تعجب بر انگيز آنجاست که عمده افراد صاحب نظر و منتقد با مسئولين مستقيم امور فرهنگي در کرمانشاه يا رابطه نسبي و يا شناخت قوميتي و شخصي دارند و مي توانند بر سلامت اعتقادي بخش عمده اي از اين متوليان صحه بگذارند، اما همچنان صداي رساي انتقاد آنان به جايي نمي رسد! اولين اين انتقادها به نحوه آذين بندي شهر براي عيد اسلامي غدير خم بود؛ مسئله اي که نحوه تزيين بسيار ناشايست شهر براي چنين عيد بزرگي را هدف قرار مي داد. اگر چه استدلال منتقدين بسيار واضح بود اما بيماري ناباوري از سوي مسئولين همچنان حاد و ادامه دار بود. کمي بعد تر اما ماجرا ادامه دار شد و به اهمال در تعظيم يک عيد بزرگ بسنده نشد! رخ دادن مباحث خلاف شرع در برخي کنسرت ها، تکخواني غير مجاز زنان در مراسمات و برپايي جشن و پايکوبي در شب هاي عزا و...، گويي دستي پنهان در حال تدارک و تدبير در اين مسائل است.
@etefagh_ksh
ادامه:👇👇👇
🔷 پرده پنجم: راقم اين سطور در زماني که در کسوت خبرنگار يک رسانه پربيننده استاني بود با يکي از نهادهاي نظارتي تماس گرفت و درباره تابلو فرش هاي نيمه عريان سبک رومي و اروپايي مغازه هاي فرش فروشي که کاملا در ملاء عام قرار داشت سوال کرد، رييس نهاد نظامر متولي نظارت بر ناهنجاري هاي بصري، با اظهار بي اطلاعي در برابر سوال نويسنده که آيا با خانواده تا به حال سري به تابلو فرش فروشي ها زده ايد با ناباوري اظهار داشت که واقعا وضعيت اينگونه است؟!
🔶 پرده آخر: نماد هاي نصب شده در سطح شهر، خصوصا آلاچيق هاي بي سقف و بي پوشش و لخت قرار داده شده در بلوار طاقبستان، کاملا در ادامه بي تدبيري ها و اهمال هاي فرهنگي در شهر ارزيابي مي شود. قرار دادن آلاچيق هايي که هيچ پوششي براي از ديد پنهان نگه داشتن همه يا بخشي از بدن را نيز ندارند و نيز نماي رومي گنبدي شکل آن گام ديگري براي عيان ساختن تهاجم فرهنگي گسترده عليه فرهنگ بومي اسلامي غني استان کرمانشاه است.
🔷 ايران و روم به عنوان دو تمدن بسيار بزرگ و تنها تمدن هاي تاثير گذار جهان از سالهاي ابتدايي ايجاد تمدن در کره خاکي همواره در جنگ بوده اند، هر دو تمدن با نمادهاي منحصر به فرد خود در حال زيست در قلمرو خود بودند و البته چنان پيروزي يا شکست هر کدام براي تعيين سرنوشت دنيا مهم بود که حتي خداوند در قرآن نيز اشاره واضحي به سرنوشت جنگ هاي اين دو تمدن نموده است.
سالها گذشت و ابتدا ايران و سپس روم عضوي از تمدن بزرگ تري به نام اسلام شدند، ذات حق پذير ايراني ها به سرعت با جذب مفاهيم عالي اسلام تمدن چند هزار ساله خود را چنانکه شهيد مطهري با جزييات منحصر به فرد خود در کتاب خدمات متقابل اسلام و ايران شرح مي دهد، در اسلام حل کرد اما رومي ها با تجاوز فرهنگي - عقيدتي خود ضمن مقاومت در برابر اين دين حق، رسوم کسرايي و قيصري خود را به حاکمان منحرف و منافق سرزمين هاي اسلامي منتقل کردند و بناي اشرافي گري را در اين دين مبين بنا نهادند، بعدها هم با زنده نگه داشتن فرهنگ خود اروپا را مسخر انديشمندان خود نموده و در سلسله جنگ هاي صليبي سعي در نابودي چهره اسلام کردند.
در حقيقت جنگ ميان ايران و روم ادامه يافت اما ظاهر آن تغيير اساسي پيدا کرد، اين بار اين جنگ تبديل به درگيري ميان تمدني اسلامي و تمدني برساخته از مفاهيم مادي که در راس آن فلاسفه رومي و پيروان آنها در عصر روشنگري اروپايي بودند، شد.
اکنون نيز که اين جنگ کاملا مشهود و عيان است با بي تدبيري برخي ناباوران و نفوذ برخي عاملان عامد، مظاهر آن به داخل شهر هاي اسلامي قلمرو ايران رسوخ کرده است. براي فهم اين مطلب بهتر است مثال وارونه اي را بزنيم؛ تصور کنيد در قلب لندن و آتن و برلين و پاريس، به جاي برج هاي عمودي و گنبد ها و نماها و مجسمه هاي عريان و جنسي رومي، طاق هاي صفوي و ستون هاي تخت جمشيدي و کاشي کاري هاي اسليمي و حجره هاي حوزوي و مجسمه هاي اسلامي ساخته مي شد و چنان اين اتفاق به سرعت رخ مي داد که گويي پا به قم و اصفهان و شيراز و زنجان مي گذاري و نه به لندن و آتن و برلين و پاريس؛ آيا اين جز رسوخ فرهنگ ايراني اسلامي در قلب پايتخت ها و شهرهاي مهم تمدن رقيب، معني ديگري داشت؟
@etefagh_ksh
Etefagh_ksh:
ادامه:👇👇👇
🔷 پرده پنجم: راقم اين سطور در زماني که در کسوت خبرنگار يک رسانه پربيننده استاني بود با يکي از نهادهاي نظارتي تماس گرفت و درباره تابلو فرش هاي نيمه عريان سبک رومي و اروپايي مغازه هاي فرش فروشي که کاملا در ملاء عام قرار داشت سوال کرد، رييس نهاد نظامر متولي نظارت بر ناهنجاري هاي بصري، با اظهار بي اطلاعي در برابر سوال نويسنده که آيا با خانواده تا به حال سري به تابلو فرش فروشي ها زده ايد با ناباوري اظهار داشت که واقعا وضعيت اينگونه است؟!
🔶 پرده آخر: نماد هاي نصب شده در سطح شهر، خصوصا آلاچيق هاي بي سقف و بي پوشش و لخت قرار داده شده در بلوار طاقبستان، کاملا در ادامه بي تدبيري ها و اهمال هاي فرهنگي در شهر ارزيابي مي شود. قرار دادن آلاچيق هايي که هيچ پوششي براي از ديد پنهان نگه داشتن همه يا بخشي از بدن را نيز ندارند و نيز نماي رومي گنبدي شکل آن گام ديگري براي عيان ساختن تهاجم فرهنگي گسترده عليه فرهنگ بومي اسلامي غني استان کرمانشاه است.
🔷 ايران و روم به عنوان دو تمدن بسيار بزرگ و تنها تمدن هاي تاثير گذار جهان از سالهاي ابتدايي ايجاد تمدن در کره خاکي همواره در جنگ بوده اند، هر دو تمدن با نمادهاي منحصر به فرد خود در حال زيست در قلمرو خود بودند و البته چنان پيروزي يا شکست هر کدام براي تعيين سرنوشت دنيا مهم بود که حتي خداوند در قرآن نيز اشاره واضحي به سرنوشت جنگ هاي اين دو تمدن نموده است.
سالها گذشت و ابتدا ايران و سپس روم عضوي از تمدن بزرگ تري به نام اسلام شدند، ذات حق پذير ايراني ها به سرعت با جذب مفاهيم عالي اسلام تمدن چند هزار ساله خود را چنانکه شهيد مطهري با جزييات منحصر به فرد خود در کتاب خدمات متقابل اسلام و ايران شرح مي دهد، در اسلام حل کرد اما رومي ها با تجاوز فرهنگي - عقيدتي خود ضمن مقاومت در برابر اين دين حق، رسوم کسرايي و قيصري خود را به حاکمان منحرف و منافق سرزمين هاي اسلامي منتقل کردند و بناي اشرافي گري را در اين دين مبين بنا نهادند، بعدها هم با زنده نگه داشتن فرهنگ خود اروپا را مسخر انديشمندان خود نموده و در سلسله جنگ هاي صليبي سعي در نابودي چهره اسلام کردند.
در حقيقت جنگ ميان ايران و روم ادامه يافت اما ظاهر آن تغيير اساسي پيدا کرد، اين بار اين جنگ تبديل به درگيري ميان تمدني اسلامي و تمدني برساخته از مفاهيم مادي که در راس آن فلاسفه رومي و پيروان آنها در عصر روشنگري اروپايي بودند، شد.
اکنون نيز که اين جنگ کاملا مشهود و عيان است با بي تدبيري برخي ناباوران و نفوذ برخي عاملان عامد، مظاهر آن به داخل شهر هاي اسلامي قلمرو ايران رسوخ کرده است. براي فهم اين مطلب بهتر است مثال وارونه اي را بزنيم؛ تصور کنيد در قلب لندن و آتن و برلين و پاريس، به جاي برج هاي عمودي و گنبد ها و نماها و مجسمه هاي عريان و جنسي رومي، طاق هاي صفوي و ستون هاي تخت جمشيدي و کاشي کاري هاي اسليمي و حجره هاي حوزوي و مجسمه هاي اسلامي ساخته مي شد و چنان اين اتفاق به سرعت رخ مي داد که گويي پا به قم و اصفهان و شيراز و زنجان مي گذاري و نه به لندن و آتن و برلين و پاريس؛ آيا اين جز رسوخ فرهنگ ايراني اسلامي در قلب پايتخت ها و شهرهاي مهم تمدن رقيب، معني ديگري داشت؟
@etefagh_ksh
🔴 اتفاق کرمانشاه/ از نوح کشتیبان تا تخریب تدبیر ها
🔶 نویسنده: سبحان خسروی - کارشناس ارشد علوم سیاسی
📌 @etefagh_ksh
ماهنامه اتفاق کرمانشاه
🔴 اتفاق کرمانشاه/ از نوح کشتیبان تا تخریب تدبیر ها 🔶 نویسنده: سبحان خسروی - کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔴 از نوح کشتیبان تا تخریب تدبیر ها
🔶نویسنده: سبحان خسروی- کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔷 افراط و تفریط دو روی یک سکه هستند و هر دوی آن ها سم مهلکی هستند که به جز عقب ماندگی و ارتجاع حاصلی ندارند.
🔻 در ذَم افراط و تفریط و انتخاب میانه روی به عنوان بهترین استراتژی رفتاری امام علی (ع) می فرمایند: بهترين پيرو من، گروه ميانه اند كه اهل غلو به آنان برمى گردند و عقب ماندگان به ايشان مى رسند.(۱)
🔶 در سیل های اخیر، کشور صدمات فراوانی از مدیران کارنابلد و تن پرور دید. مدیرانی که ادعای «تکنوکرات» بودن داشتن و خودشان را ژنرال هایی می دانستند که جمع تخصص و تجربه اند! اما سیل روی این «جو فروشان گندم نما» را سیاه کرد و به همه اثبات شد، مدیر را باید در زمان های بحرانی شناخت نه با مدارک دانشگاهی و سابقه های کاغذی.
🔷 اما فارغ از همه بی تدبیری ها و بحران هایی که پیش آمد، عملکرد برخی مسئولین قابل قبول بود و نمره قبولی را گرفتند.
🔻 سیل های اخیر به اقتصاد فشل و ناکارآمد استانمان ضربه ای سخت زد و متاسفانه حدود 1600 میلیارد تومان به زیرساخت های استانمان خسارت وارد کرد(۲) اما در کنار این خسارت ها، سیل مهربانی و همدلی هم راه افتاد و همه نیروهای مردمی و جهادی توانستند تصاویر زیبایی را خلق کنند که مشابه آن را فقط در زلزله شهرمان و دوران دفاع مقدس دیده بودیم.
🔷 از همان ابتدای آغاز بحران سیل در استان همه نیروهای جهادی و بسیجی دست در دست سپاه و ارتش به کمک نهادهای متولی مدیریت بحران استان شتافتند و توانستند، یک هم دلی کم نظیر را به تصویر بکشند و به داد محله ها و مکان های درگیر سیل استان برسند و نگذارند فاجعه ای مشابه شهر های دیگر رخ دهد، گرچه لطف و اراده الهی بر این بود سهم استان ما از سیل، خسارات مالی و چند مصدومیت جزئی و یک کشته باشد.
🔷 اما متاسفانه برعکس وحدت بی مثال مردم و مسئولین در مدیریت بحران اخیر، برخی رسانه های استان در یک بی اخلاقی آشکار، یا سیاه نمایی کردند و مدیریت صحیح و هشدارها را به سخره گرفتند و یا برخی دیگر با غلو و بزرگنمایی برای برخی مسئولین تعابیر(نوح کشتیبان) و... را تولید کردند و با پروپاگاندهای بی جهت از مسئولینی که وظیفه شان مدیریت بحران است، بت خدمت و... ساختند.
🔶 به راستی تا به حال فکر کرده ایم اگر با خبرهایمان باعث بی اعتمادی مردم نسبت به هشدارهای مسئولین در مواقع بحرانی بشویم و شهروندی در اثر همین بی اعتمادی سهل انگاری کند و به کام مرگ برود، باید در روز محاسبه الهی پاسخگو باشیم؟
🔷 از طرفی دیگر چرا برخی رسانه ها به جای مطالبه گری و پرداختن به بی تدبیری ها و خلاءهای استان، از هر فرصتی برای تملق و چاپلوسی استفاده می کنند و از مسئولین نوح و... می سازند و رسالت خبرنگاری خود را به مطاعی کم بهاء می فروشند.
✅ وقت آن است قبل از قلم زدن و خبرنگار شدن یک دوره «اخلاق رسانه ای» را ببینیم و با رسالت های خبرنگاری آشنا شویم و بعد ژست های «ژورنالیستی» بگیریم؛ متاسفانه بزرگترین مشکل برخی از خبرنگارهای استان و کشورمان این است، الفبای نقد را نمی شناسند و هنور نمی دانند نقد، یعنی گفتن نکات ضعف و قوت، نه تعریف های غلوآمیز صرف یا سیاه نمایی و فقط تکیه بر ضعف ها؛ خبرنگار باید مثل چشم باشد و همه چیز را به درستی بدون کم و کاست به مردم بگوید و با انعکاس نظرات کارشناسی کمک به حل مشکلات کند.
🔻 در پایان نباید منکر این شد که باوجودی که برخی رسانه ها به دام بی اخلاق افتادند ولی بودند رسانه های جهادی که عملکرد مطلوبی داشتند و توانستند با یک پوشش جهادی از اخبار سیل و آموزش مقابله با آن تصاویر زیبایی بر روی تلکس های رسانه ها مخابره کنند و در مدیریت بحران به مسئولین کمک کنند.
پی نوشت:
۱- المفيد، الامالى، ص 4 و 5؛ الطبرى، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، ص 4.
۲- خبرگزاری مهر
📌 @etefagh_ksh
🔴 شیخ شهیدان مقاومت اسلامی لبنان کیست؟
🔶 نویسنده: علی شجاعی راد - دانشجوی دکتری علوم سیاسی
📌 @etefagh_ksh
🔴 شیخ شهیدان مقاومت اسلامی لبنان کیست؟
🔶 نویسنده: علی شجاعی راد - دانشجوی دکتری علوم سیاسی
شیخ راغب حرب تابستان ۱۳۳۱ در شهر جبشیت در جنوب لبنان متولد شد. پدر وی از شغل کشاورزی در آمد داشت و از معدود کسانی بود که به مطالعه ی تاریخ، فرهنگ و ادبیات اسلامی علاقه داشت و خانه وی مکانی برای جلسات شبانه و برگزاری مراسم مذهبی و دینی بود. علمای سرشناسی همچون شیخ محمد مهدی شمس الدین- نائب رییس مجلس اعلای شیعیان لبنان و آیت الله سید محمد حسین فضل الله در این مجالس حضور داشتند. راغب از جوانی به همیاری و کمک به کشاورزان همت گمارد. در همین مرحله بود که آگاهی های سیاسی، فکری و مبارزه با محرومیت در وجود او شکل گرفت. وی علاقه شدیدی به امام حسین علیه السلام داشت و به گفته ی مادرش از ۱۰ سالگی در هیئت های عزاداری شهر نبطیه حضور فعال داشت و به حضور بر سر کلاس های دروس دینی و شرکت در نمازهای جماعت مسجد بسیار اهمیت می داد. در ۱۵ سالگی از ادامه ی تحصیل در مدارس کلاسیک منصرف شد و به تحصیل علوم دینی روی آورد. برای طلب علم ابتدا به بیروت هجرت کرد و در محله النبعه که علامه فضل الله امامت مسجد آن را بر عهده داشت ساکن شد. شیخ راغب یک سال در حوزه علمیه نبعه گذراند و سپس به حوزه علمیه نجف اشرف هجرت کرد. او در نجف همراه تعدادی از طلبه های لبنانی یک انجمن آموزش هنر خطابه وسخنرانی تشکیل داده بود و روزانه به بیت شهید آیت الله سید محمد باقر صدر رجوع می کرد و در کنار مردم می نشست و پاسخ شهید صدر به پرسش های گوناگون را گوش می داد. وی برای اولین بار از طریق مطالعه ی جزوه ی تضاد « اساسی بین اسلام و نظام شاهنشاهی «با دیدگاههای امام خمینی آشنا شد. راغب این جزوه را همراه کتاب حکومت اسلامی که به تازگی انتشار یافته بود؛برای برادران روحانی خود در جبشیت ارسال کرد تا بیشتر با دیدگاه های امام خمینی آشنا شوند. در دوران اقامت در نجف اشرف، شیفته ی شیوه ی برگزاری مراسم اباعبدالله حسین از سوی مردم عراق شد؛ به همین دلیل برای زیارت مرقد امام حسین همواره به کربلا سفر می کرد. شیخ راغب تابستان ۱۳۵۱ با دختر عمویش ازدواج کرد و پس از ازدواج تصمیم گرفت حوزه علمیه نجف اشرف را ترک نماید و تحصیل علوم دینی را در لبنان از سر بگیرد. شهر نبطیه در جنوب لبنان که شیخ راغب وارد آن شده بود، بخشی از حوزه پیکارگران مسلمان را تشکیل می داد. در همان حال بازگشت علامه فضل الله و شیخ شمس الدین به لبنان و نیز در سایه امام موسی صدر، فعالیت های اسلامی، ابعاد تازه ای به خود گرفت. شیخ راغب، تابستان ۱۳۵۳ به جبشیت بازگشت و فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را در مقابل حضور گسترده و فعال نیروهای چی گرا و بی دین با جدیت آغاز کرد. سال ۱۳۵۴ جنگ داخلی میان گروه های اسلام گرا با جریانات چپ به وقوع پیوست. این در گیری ها باعث شد نیروهای اسلام گرا اختلاف نظرهای فکری و سیاسی درونی خود را کنار گذاشته تا در جریان های داخلی در برابر نیروهای چپ گرا و مسیحیان مارونی (همدستان) اسراییل بایستد.
همزمان با تاسیس سازمان امل توسط امام موسی صدر، راغب حرب همراه تعداد زیادی از تلاشگران و فعالان جنوب به دیدار امام موسی صدر شتافت و طرح های خود را با ایشان در میان گذاشت. سال ۱۳۵۵ با عضویت در جنبش امل در نبطیه با کادرهای آن در جنوب لبنان همکاری کرد.
راه کار دیگر شیخ راغب حرب به منظور گردهم آوری مسلمانان متعهد، برپایی نماز جمعه بود. با حضور شیخ راغب حرب و برپایی نماز جمعه، نماز گزاران مومن شهر نبطیه و روستاهای جنوب لبنان به شرکت در این نماز عبادی-سیاسی در جبشیت می شتافتند. با پیگیری های شیخ راغب، نماز جمعه در شهر بعلبک و روستاهای اطراف آن توسط علمای آن منطقه برپا شد. پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ ساختار سازمانی و تشکیلاتی انقلابیون مسلمان لبنان را تقویت کرد و به آنان انگیزه داد تا مفاهیم و جهت گیری های سیاسی خود را عملی نمایند.
شیخ راغب حرب با امام خمینی به عنوان نائب امام زمان بیعت کرد؛ جمهوری اسلامی ایران را قلب جهان اسلام دانست و همواره به ایران رفت و آمد داشت. کی در سال ۱۳۶۲ همراه هیئت های خارجی شرکت کننده در کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات در حسینیه جماران با امام خمینی دیدار کرد و در کنفرانسی که در ایران برگزار شد، درباره ی جنوب لبنان، اشغال فلسطین و مبارزه با اشغالگران سخنرانی کرد.
📌 @etefagh_ksh
👇👇👇ادامه:
اواسط خرداد ۱۳۶۱ ارتش رژیم صهیونیستی مرز لبنان و فلسطین را زیر شنی تانک های خود گرفتند و به خاک لبنان تجاوز کرد. شهرهای جنوب که اکثرا شیعه نشین بودند، به اشغال صهیونیست ها در آمدند و اشغالگران تا بیروت پیش رفتند. جبشیت و محل زندگی راغب حرب نیز از این تجاوز مصون نماند. سخنرانی های راغب از تریبون نماز جمعه و منبر مساجد شهرهاو روستاهای جنوب لبنان، باعث شد تظاهرات و راهپیمایی های اعتراض آمیز مردمی بر ضد اشغالگران سرتاسر جنوب را فرا بگیرد. دشمن صهیونیستی پس از این حادثه، شهرت را منطقه بسته نظامی اعلام کرد . شیخ راغب پس از این حادثه با رعایت احتیاط، رفت و آمد می کرد و کمتر در خانه مسکونی خود حاضر می شد و از آن پس دیگر خواب راحت در خانه خود نداشت. هر روز خانه شیخ به بهانه ی جست و جو برای بازداشت او، مورد یورش اشغالگران قرار می گرفت. تعقیب و گریز ادامه داشت تا این که شیخ راغب در شامگاه پنج شنبه ۲۷بهمن ۱۳۶۲بعد از برگزاری نماز مغرب و عشا و دعای کمیل، در حالی که رهسپار خانه بود، با شلیک سلاح تروریست های مزدور صهیونیست به شهادت رسید.
📌 @etefagh_ksh
شماره ۳۵ ماهنامه اتفاق کرمانشاه منتشر شد.
🔶ما چگونه منها شدیم؟
🔷 دکتر امامیان، معاون سازمان صدا و سیما: فضای مجازی، قربانی نگاه انتخاباتی
🔶توهین یکی از نشریات حزبی کرمانشاه به مقدسات
وقتی معاندین و منافقین استاد و ماندگار خطاب می شوند
🔷نقدی بر تقدیر های افراطی اخیر مسئولین استان
نان به هم قرض دادن با طعم اهدای مدال
🔶 فروش کتاب در خیابان های کرمانشاه با سو استفاده از زنان
@etefagh_ksh
🔴 ما چگونه منها شدیم؟
✅نویسنده: #مصطفی_فاروئی
🔶 وقتي همسايه ديوار به ديوار حتي نام يکديگر را نميدانند؛ وقتي حرمت پدر و مادر و اعتماد زن و شوهر کمرنگ شده؛ وقتي خانوادههاي بزرگ جاي خود را به خرده خانوارهاي شهري داده و ارتباطات فاميلي سست شده اند و وقتي انسان توانست غم ديگري را ببيند و غمگين نشود چه تفاوتي است ميان کودکان گرسنه آفريقايي و يمني با کارتونخواب ها و گورخواب هاي تهراني؟ وطنپرستي چه معنايي دارد وقتي انساندوستي بيمعنا است. همين ميشود که وقتي خبر کمبود کالايي را ميشنويم، بيشتر ميخريم. چه اينکه اگر قرار است محدوديتي براي ما باشد، چرا من؟
🔷 دشمن از همان روزهاي اول از انرژي غني شده «ما» ميترسيد. ترس از پرتاب نوترونهاي هسته مرکزي ما مستضعفين به کشورهاي همسايه و بعد کل جهان و فعال شدن هستههاي جديد و نهايتا انفجار نور و خرابي کاخهاي زور و زر و تزوير بر سر صاحبانشان. خط مقدم نه اقتصاد بود، نه سياست، نه فرهنگ. براي آنها اصولگرا و اصلاحطلب، سگ زرد برادر شغالند. چه فرقي ميکند ميرحسين رئيس جمهور شود يا ميرمحمود؛ مهم دعوا و جدايي است. اعتماد که از بين برود ديگر مايي وجود ندارد. چه سبز باشي چه بهاري اگر همان کني که دشمن بخواهد چيزي جز خزان و زردي جدايي نخواهي ديد. و ديگر مساله دو دستگي نيست؛ مساله گسستگي است.
🔶 سوال خبرنگاران از روساي جمهور آمريکا نسبت به چرايي عدم جنگ با ايران هميشه با اين پاسخ مواجه بوده: جنگ احتمالي، مردم ايران را متحد خواهد کرد. اين يعني همه سرمايهگذاري دشمن روي «ما» است. يگان هاي مختلف ما را جداگانه مورد هدف قرار دادند. جنگ داخلي و خارجي اول انقلاب را راه انداختند که ترک و کرد و بلوچ و عرب و عراقي و سعودي را از حيطه ما خارج کنند. «ما»ي خانواده را با GEM تخريب ميکنند و ما حکومت مستضعفين را در فتنه «من» و «تو». ما ميتوانيم و حق مسلم ما را کجا نابود کردند تو خود بهتر ميداني.
🔷 امام با «ما»ي اول انقلاب چه کرد و ما چه کرديم؟ همان روزهاي اول انقلاب، امام در قالب کميتهها، انجمن ها و بسيجها و در قالب نگاه نهضتي و جهادي از تمام اين ظرفيت استفاده کرد. امام کميته امداد را راه اندازي کرد تا غم از دل محرومين روستاهاي دورافتاده بردارد و ما هر روز به صندوق صدقات کميته امداد سکه مياندازيم تا تصادف نکنيم. تبديل کارکرد اجتماعي به کارکرد فردي. امام، نهضت (نهضت ميفهميم يعني چه؟) سوادآموزي راه انداخت، تا جهل که ابزار دست امپريالسم بود را با بصيرت احقاق و مطالبه حقوق معاوضه کند، اما امروز همين «سازمان» براي آمار يونسکو تمام تلاشش را ميکند. چه بلايي سر جهاد سازندگي و جهاد کاميونداران و... آمد؟ کجاست «همه با هم» هاي اول انقلاب؟ کجاست وحدت کلمه؟ شعار وحدت که بين نمازهاي جمعه ميخوانديم و دستها را گره ميکرديم و بالاي سر ميبرديم حفظ نشد. مشتهاي پشت هم و طرحهاي گرافيکي ابتداي انقلاب که عموما مردم در آنها نقش جدي و در کنار يکديگر دارند به طرحهاي فانتزي فردگرايانه تنزل پيدا کرد.
🔶 «ما» کلمه مهمي است. قدرتش، پرستيژش، فرهنگش، تاريخش. مخصوصا که واقعي باشد. خيلي در قرآن از اين کلمه استفاده شده است. براي آنهايي که دنبال اجنبي اش هم هستند بايد بگويم که قانون اساسي آمريکا هم با همين کلمه شروع شده. «ما مردم آمريکا...» ماي ما کجاست؟ چرا اکنون که در سوريه ميجنگيم حتي براي برادران حزباللهي هم بايد دليل بياوريم که اگر الان نجنگيم بايد چند سال بعد در مرزهاي ايران با آنها بجنگيم. يا براي دفاع از حرم عقيله بني هاشم سلام الله عليها. چرا نبايد براي دفاع از کودکان مظلوم رقه و حلب که اگرچه سني مذهب اند يا يزيدي و علوي و مرشدي و مسيحي و ماروني و ارمني و کرد و عرباند اما مظلومند بجنگيم.
🔷 چرا نميتوانيم فرياد بزنيم که ما در کنار مظلومان و مستضعفان جهان تا آخرين قطره خونمان خواهيم ايستاد؟
شعار «ميکشم، ميکشم آنکه برادرم کشت» در صدر شعارهاي پيشران انقلاب کمتر مورد توجه ماست. در حمايت از قيام زنان مشهدي مردم قم به خيابان ريختند. در چهلم شهداي قم، شاه که آماده برخورد با هر تظاهراتي در قم بود در تبريز غافلگير شد. و همين سير ادامه داشت و چهلم ها و هفتمها و سومها به روزهايي ختم شد که سراسر ايران شعار مرگ بر شاه سر داد و شاه و پدرجد شاه هم نميدانست چه بايد بکند. خطر اصلي سرايت اين «ما» به ديگر کشورهاي مسلمان بود. از خمينيستها در افغانستان تا لابي «Hizbullah» در کنگره آمريکا(1) همان جهاني را در برابر استکبار قرار ميداد که خواب شاهزادگان رومي و ايراني را در صدر اسلام پريشان کرده بود.
اينکه ما چگونه ما شديم و چه مولفه هايي در ايجاد اين عظمت سهيم بودند، موضوع و تخصص من نيست.
ادامه👇👇👇
📌 @etefagh_ksh