ماهنامه اتفاق کرمانشاه
🔴 اتفاق کرمانشاه/ از نوح کشتیبان تا تخریب تدبیر ها 🔶 نویسنده: سبحان خسروی - کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔴 از نوح کشتیبان تا تخریب تدبیر ها
🔶نویسنده: سبحان خسروی- کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔷 افراط و تفریط دو روی یک سکه هستند و هر دوی آن ها سم مهلکی هستند که به جز عقب ماندگی و ارتجاع حاصلی ندارند.
🔻 در ذَم افراط و تفریط و انتخاب میانه روی به عنوان بهترین استراتژی رفتاری امام علی (ع) می فرمایند: بهترين پيرو من، گروه ميانه اند كه اهل غلو به آنان برمى گردند و عقب ماندگان به ايشان مى رسند.(۱)
🔶 در سیل های اخیر، کشور صدمات فراوانی از مدیران کارنابلد و تن پرور دید. مدیرانی که ادعای «تکنوکرات» بودن داشتن و خودشان را ژنرال هایی می دانستند که جمع تخصص و تجربه اند! اما سیل روی این «جو فروشان گندم نما» را سیاه کرد و به همه اثبات شد، مدیر را باید در زمان های بحرانی شناخت نه با مدارک دانشگاهی و سابقه های کاغذی.
🔷 اما فارغ از همه بی تدبیری ها و بحران هایی که پیش آمد، عملکرد برخی مسئولین قابل قبول بود و نمره قبولی را گرفتند.
🔻 سیل های اخیر به اقتصاد فشل و ناکارآمد استانمان ضربه ای سخت زد و متاسفانه حدود 1600 میلیارد تومان به زیرساخت های استانمان خسارت وارد کرد(۲) اما در کنار این خسارت ها، سیل مهربانی و همدلی هم راه افتاد و همه نیروهای مردمی و جهادی توانستند تصاویر زیبایی را خلق کنند که مشابه آن را فقط در زلزله شهرمان و دوران دفاع مقدس دیده بودیم.
🔷 از همان ابتدای آغاز بحران سیل در استان همه نیروهای جهادی و بسیجی دست در دست سپاه و ارتش به کمک نهادهای متولی مدیریت بحران استان شتافتند و توانستند، یک هم دلی کم نظیر را به تصویر بکشند و به داد محله ها و مکان های درگیر سیل استان برسند و نگذارند فاجعه ای مشابه شهر های دیگر رخ دهد، گرچه لطف و اراده الهی بر این بود سهم استان ما از سیل، خسارات مالی و چند مصدومیت جزئی و یک کشته باشد.
🔷 اما متاسفانه برعکس وحدت بی مثال مردم و مسئولین در مدیریت بحران اخیر، برخی رسانه های استان در یک بی اخلاقی آشکار، یا سیاه نمایی کردند و مدیریت صحیح و هشدارها را به سخره گرفتند و یا برخی دیگر با غلو و بزرگنمایی برای برخی مسئولین تعابیر(نوح کشتیبان) و... را تولید کردند و با پروپاگاندهای بی جهت از مسئولینی که وظیفه شان مدیریت بحران است، بت خدمت و... ساختند.
🔶 به راستی تا به حال فکر کرده ایم اگر با خبرهایمان باعث بی اعتمادی مردم نسبت به هشدارهای مسئولین در مواقع بحرانی بشویم و شهروندی در اثر همین بی اعتمادی سهل انگاری کند و به کام مرگ برود، باید در روز محاسبه الهی پاسخگو باشیم؟
🔷 از طرفی دیگر چرا برخی رسانه ها به جای مطالبه گری و پرداختن به بی تدبیری ها و خلاءهای استان، از هر فرصتی برای تملق و چاپلوسی استفاده می کنند و از مسئولین نوح و... می سازند و رسالت خبرنگاری خود را به مطاعی کم بهاء می فروشند.
✅ وقت آن است قبل از قلم زدن و خبرنگار شدن یک دوره «اخلاق رسانه ای» را ببینیم و با رسالت های خبرنگاری آشنا شویم و بعد ژست های «ژورنالیستی» بگیریم؛ متاسفانه بزرگترین مشکل برخی از خبرنگارهای استان و کشورمان این است، الفبای نقد را نمی شناسند و هنور نمی دانند نقد، یعنی گفتن نکات ضعف و قوت، نه تعریف های غلوآمیز صرف یا سیاه نمایی و فقط تکیه بر ضعف ها؛ خبرنگار باید مثل چشم باشد و همه چیز را به درستی بدون کم و کاست به مردم بگوید و با انعکاس نظرات کارشناسی کمک به حل مشکلات کند.
🔻 در پایان نباید منکر این شد که باوجودی که برخی رسانه ها به دام بی اخلاق افتادند ولی بودند رسانه های جهادی که عملکرد مطلوبی داشتند و توانستند با یک پوشش جهادی از اخبار سیل و آموزش مقابله با آن تصاویر زیبایی بر روی تلکس های رسانه ها مخابره کنند و در مدیریت بحران به مسئولین کمک کنند.
پی نوشت:
۱- المفيد، الامالى، ص 4 و 5؛ الطبرى، بشاره المصطفى لشيعه المرتضى، ص 4.
۲- خبرگزاری مهر
📌 @etefagh_ksh
🔴 شیخ شهیدان مقاومت اسلامی لبنان کیست؟
🔶 نویسنده: علی شجاعی راد - دانشجوی دکتری علوم سیاسی
📌 @etefagh_ksh
🔴 شیخ شهیدان مقاومت اسلامی لبنان کیست؟
🔶 نویسنده: علی شجاعی راد - دانشجوی دکتری علوم سیاسی
شیخ راغب حرب تابستان ۱۳۳۱ در شهر جبشیت در جنوب لبنان متولد شد. پدر وی از شغل کشاورزی در آمد داشت و از معدود کسانی بود که به مطالعه ی تاریخ، فرهنگ و ادبیات اسلامی علاقه داشت و خانه وی مکانی برای جلسات شبانه و برگزاری مراسم مذهبی و دینی بود. علمای سرشناسی همچون شیخ محمد مهدی شمس الدین- نائب رییس مجلس اعلای شیعیان لبنان و آیت الله سید محمد حسین فضل الله در این مجالس حضور داشتند. راغب از جوانی به همیاری و کمک به کشاورزان همت گمارد. در همین مرحله بود که آگاهی های سیاسی، فکری و مبارزه با محرومیت در وجود او شکل گرفت. وی علاقه شدیدی به امام حسین علیه السلام داشت و به گفته ی مادرش از ۱۰ سالگی در هیئت های عزاداری شهر نبطیه حضور فعال داشت و به حضور بر سر کلاس های دروس دینی و شرکت در نمازهای جماعت مسجد بسیار اهمیت می داد. در ۱۵ سالگی از ادامه ی تحصیل در مدارس کلاسیک منصرف شد و به تحصیل علوم دینی روی آورد. برای طلب علم ابتدا به بیروت هجرت کرد و در محله النبعه که علامه فضل الله امامت مسجد آن را بر عهده داشت ساکن شد. شیخ راغب یک سال در حوزه علمیه نبعه گذراند و سپس به حوزه علمیه نجف اشرف هجرت کرد. او در نجف همراه تعدادی از طلبه های لبنانی یک انجمن آموزش هنر خطابه وسخنرانی تشکیل داده بود و روزانه به بیت شهید آیت الله سید محمد باقر صدر رجوع می کرد و در کنار مردم می نشست و پاسخ شهید صدر به پرسش های گوناگون را گوش می داد. وی برای اولین بار از طریق مطالعه ی جزوه ی تضاد « اساسی بین اسلام و نظام شاهنشاهی «با دیدگاههای امام خمینی آشنا شد. راغب این جزوه را همراه کتاب حکومت اسلامی که به تازگی انتشار یافته بود؛برای برادران روحانی خود در جبشیت ارسال کرد تا بیشتر با دیدگاه های امام خمینی آشنا شوند. در دوران اقامت در نجف اشرف، شیفته ی شیوه ی برگزاری مراسم اباعبدالله حسین از سوی مردم عراق شد؛ به همین دلیل برای زیارت مرقد امام حسین همواره به کربلا سفر می کرد. شیخ راغب تابستان ۱۳۵۱ با دختر عمویش ازدواج کرد و پس از ازدواج تصمیم گرفت حوزه علمیه نجف اشرف را ترک نماید و تحصیل علوم دینی را در لبنان از سر بگیرد. شهر نبطیه در جنوب لبنان که شیخ راغب وارد آن شده بود، بخشی از حوزه پیکارگران مسلمان را تشکیل می داد. در همان حال بازگشت علامه فضل الله و شیخ شمس الدین به لبنان و نیز در سایه امام موسی صدر، فعالیت های اسلامی، ابعاد تازه ای به خود گرفت. شیخ راغب، تابستان ۱۳۵۳ به جبشیت بازگشت و فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را در مقابل حضور گسترده و فعال نیروهای چی گرا و بی دین با جدیت آغاز کرد. سال ۱۳۵۴ جنگ داخلی میان گروه های اسلام گرا با جریانات چپ به وقوع پیوست. این در گیری ها باعث شد نیروهای اسلام گرا اختلاف نظرهای فکری و سیاسی درونی خود را کنار گذاشته تا در جریان های داخلی در برابر نیروهای چپ گرا و مسیحیان مارونی (همدستان) اسراییل بایستد.
همزمان با تاسیس سازمان امل توسط امام موسی صدر، راغب حرب همراه تعداد زیادی از تلاشگران و فعالان جنوب به دیدار امام موسی صدر شتافت و طرح های خود را با ایشان در میان گذاشت. سال ۱۳۵۵ با عضویت در جنبش امل در نبطیه با کادرهای آن در جنوب لبنان همکاری کرد.
راه کار دیگر شیخ راغب حرب به منظور گردهم آوری مسلمانان متعهد، برپایی نماز جمعه بود. با حضور شیخ راغب حرب و برپایی نماز جمعه، نماز گزاران مومن شهر نبطیه و روستاهای جنوب لبنان به شرکت در این نماز عبادی-سیاسی در جبشیت می شتافتند. با پیگیری های شیخ راغب، نماز جمعه در شهر بعلبک و روستاهای اطراف آن توسط علمای آن منطقه برپا شد. پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ ساختار سازمانی و تشکیلاتی انقلابیون مسلمان لبنان را تقویت کرد و به آنان انگیزه داد تا مفاهیم و جهت گیری های سیاسی خود را عملی نمایند.
شیخ راغب حرب با امام خمینی به عنوان نائب امام زمان بیعت کرد؛ جمهوری اسلامی ایران را قلب جهان اسلام دانست و همواره به ایران رفت و آمد داشت. کی در سال ۱۳۶۲ همراه هیئت های خارجی شرکت کننده در کنگره جهانی ائمه جمعه و جماعات در حسینیه جماران با امام خمینی دیدار کرد و در کنفرانسی که در ایران برگزار شد، درباره ی جنوب لبنان، اشغال فلسطین و مبارزه با اشغالگران سخنرانی کرد.
📌 @etefagh_ksh
👇👇👇ادامه:
اواسط خرداد ۱۳۶۱ ارتش رژیم صهیونیستی مرز لبنان و فلسطین را زیر شنی تانک های خود گرفتند و به خاک لبنان تجاوز کرد. شهرهای جنوب که اکثرا شیعه نشین بودند، به اشغال صهیونیست ها در آمدند و اشغالگران تا بیروت پیش رفتند. جبشیت و محل زندگی راغب حرب نیز از این تجاوز مصون نماند. سخنرانی های راغب از تریبون نماز جمعه و منبر مساجد شهرهاو روستاهای جنوب لبنان، باعث شد تظاهرات و راهپیمایی های اعتراض آمیز مردمی بر ضد اشغالگران سرتاسر جنوب را فرا بگیرد. دشمن صهیونیستی پس از این حادثه، شهرت را منطقه بسته نظامی اعلام کرد . شیخ راغب پس از این حادثه با رعایت احتیاط، رفت و آمد می کرد و کمتر در خانه مسکونی خود حاضر می شد و از آن پس دیگر خواب راحت در خانه خود نداشت. هر روز خانه شیخ به بهانه ی جست و جو برای بازداشت او، مورد یورش اشغالگران قرار می گرفت. تعقیب و گریز ادامه داشت تا این که شیخ راغب در شامگاه پنج شنبه ۲۷بهمن ۱۳۶۲بعد از برگزاری نماز مغرب و عشا و دعای کمیل، در حالی که رهسپار خانه بود، با شلیک سلاح تروریست های مزدور صهیونیست به شهادت رسید.
📌 @etefagh_ksh
شماره ۳۵ ماهنامه اتفاق کرمانشاه منتشر شد.
🔶ما چگونه منها شدیم؟
🔷 دکتر امامیان، معاون سازمان صدا و سیما: فضای مجازی، قربانی نگاه انتخاباتی
🔶توهین یکی از نشریات حزبی کرمانشاه به مقدسات
وقتی معاندین و منافقین استاد و ماندگار خطاب می شوند
🔷نقدی بر تقدیر های افراطی اخیر مسئولین استان
نان به هم قرض دادن با طعم اهدای مدال
🔶 فروش کتاب در خیابان های کرمانشاه با سو استفاده از زنان
@etefagh_ksh
🔴 ما چگونه منها شدیم؟
✅نویسنده: #مصطفی_فاروئی
🔶 وقتي همسايه ديوار به ديوار حتي نام يکديگر را نميدانند؛ وقتي حرمت پدر و مادر و اعتماد زن و شوهر کمرنگ شده؛ وقتي خانوادههاي بزرگ جاي خود را به خرده خانوارهاي شهري داده و ارتباطات فاميلي سست شده اند و وقتي انسان توانست غم ديگري را ببيند و غمگين نشود چه تفاوتي است ميان کودکان گرسنه آفريقايي و يمني با کارتونخواب ها و گورخواب هاي تهراني؟ وطنپرستي چه معنايي دارد وقتي انساندوستي بيمعنا است. همين ميشود که وقتي خبر کمبود کالايي را ميشنويم، بيشتر ميخريم. چه اينکه اگر قرار است محدوديتي براي ما باشد، چرا من؟
🔷 دشمن از همان روزهاي اول از انرژي غني شده «ما» ميترسيد. ترس از پرتاب نوترونهاي هسته مرکزي ما مستضعفين به کشورهاي همسايه و بعد کل جهان و فعال شدن هستههاي جديد و نهايتا انفجار نور و خرابي کاخهاي زور و زر و تزوير بر سر صاحبانشان. خط مقدم نه اقتصاد بود، نه سياست، نه فرهنگ. براي آنها اصولگرا و اصلاحطلب، سگ زرد برادر شغالند. چه فرقي ميکند ميرحسين رئيس جمهور شود يا ميرمحمود؛ مهم دعوا و جدايي است. اعتماد که از بين برود ديگر مايي وجود ندارد. چه سبز باشي چه بهاري اگر همان کني که دشمن بخواهد چيزي جز خزان و زردي جدايي نخواهي ديد. و ديگر مساله دو دستگي نيست؛ مساله گسستگي است.
🔶 سوال خبرنگاران از روساي جمهور آمريکا نسبت به چرايي عدم جنگ با ايران هميشه با اين پاسخ مواجه بوده: جنگ احتمالي، مردم ايران را متحد خواهد کرد. اين يعني همه سرمايهگذاري دشمن روي «ما» است. يگان هاي مختلف ما را جداگانه مورد هدف قرار دادند. جنگ داخلي و خارجي اول انقلاب را راه انداختند که ترک و کرد و بلوچ و عرب و عراقي و سعودي را از حيطه ما خارج کنند. «ما»ي خانواده را با GEM تخريب ميکنند و ما حکومت مستضعفين را در فتنه «من» و «تو». ما ميتوانيم و حق مسلم ما را کجا نابود کردند تو خود بهتر ميداني.
🔷 امام با «ما»ي اول انقلاب چه کرد و ما چه کرديم؟ همان روزهاي اول انقلاب، امام در قالب کميتهها، انجمن ها و بسيجها و در قالب نگاه نهضتي و جهادي از تمام اين ظرفيت استفاده کرد. امام کميته امداد را راه اندازي کرد تا غم از دل محرومين روستاهاي دورافتاده بردارد و ما هر روز به صندوق صدقات کميته امداد سکه مياندازيم تا تصادف نکنيم. تبديل کارکرد اجتماعي به کارکرد فردي. امام، نهضت (نهضت ميفهميم يعني چه؟) سوادآموزي راه انداخت، تا جهل که ابزار دست امپريالسم بود را با بصيرت احقاق و مطالبه حقوق معاوضه کند، اما امروز همين «سازمان» براي آمار يونسکو تمام تلاشش را ميکند. چه بلايي سر جهاد سازندگي و جهاد کاميونداران و... آمد؟ کجاست «همه با هم» هاي اول انقلاب؟ کجاست وحدت کلمه؟ شعار وحدت که بين نمازهاي جمعه ميخوانديم و دستها را گره ميکرديم و بالاي سر ميبرديم حفظ نشد. مشتهاي پشت هم و طرحهاي گرافيکي ابتداي انقلاب که عموما مردم در آنها نقش جدي و در کنار يکديگر دارند به طرحهاي فانتزي فردگرايانه تنزل پيدا کرد.
🔶 «ما» کلمه مهمي است. قدرتش، پرستيژش، فرهنگش، تاريخش. مخصوصا که واقعي باشد. خيلي در قرآن از اين کلمه استفاده شده است. براي آنهايي که دنبال اجنبي اش هم هستند بايد بگويم که قانون اساسي آمريکا هم با همين کلمه شروع شده. «ما مردم آمريکا...» ماي ما کجاست؟ چرا اکنون که در سوريه ميجنگيم حتي براي برادران حزباللهي هم بايد دليل بياوريم که اگر الان نجنگيم بايد چند سال بعد در مرزهاي ايران با آنها بجنگيم. يا براي دفاع از حرم عقيله بني هاشم سلام الله عليها. چرا نبايد براي دفاع از کودکان مظلوم رقه و حلب که اگرچه سني مذهب اند يا يزيدي و علوي و مرشدي و مسيحي و ماروني و ارمني و کرد و عرباند اما مظلومند بجنگيم.
🔷 چرا نميتوانيم فرياد بزنيم که ما در کنار مظلومان و مستضعفان جهان تا آخرين قطره خونمان خواهيم ايستاد؟
شعار «ميکشم، ميکشم آنکه برادرم کشت» در صدر شعارهاي پيشران انقلاب کمتر مورد توجه ماست. در حمايت از قيام زنان مشهدي مردم قم به خيابان ريختند. در چهلم شهداي قم، شاه که آماده برخورد با هر تظاهراتي در قم بود در تبريز غافلگير شد. و همين سير ادامه داشت و چهلم ها و هفتمها و سومها به روزهايي ختم شد که سراسر ايران شعار مرگ بر شاه سر داد و شاه و پدرجد شاه هم نميدانست چه بايد بکند. خطر اصلي سرايت اين «ما» به ديگر کشورهاي مسلمان بود. از خمينيستها در افغانستان تا لابي «Hizbullah» در کنگره آمريکا(1) همان جهاني را در برابر استکبار قرار ميداد که خواب شاهزادگان رومي و ايراني را در صدر اسلام پريشان کرده بود.
اينکه ما چگونه ما شديم و چه مولفه هايي در ايجاد اين عظمت سهيم بودند، موضوع و تخصص من نيست.
ادامه👇👇👇
📌 @etefagh_ksh
🔴 ادامه:
🔶 اما ميفهمم هويت جمعي «ما» در قرن تسلط اومانيسم و «اينديويژواليسم»(2) آنچنان بزرگ بود که نه تنها زلزلهزدگان کرمانشاه و سيل هاي اخير بلکه مردم ويتنام و آفريقاي جنوبي و فلسطين به راحتي در آن جا شدند. حتي سياهپوستان افريقا و سرخپوستان امريکا و بالاخره همه مستضعفان تمام تاريخ. هر کجا صداي مظلومي بلند ميشد اين ما بوديم که به رسميتش ميشناختيم و شاخ به شاخ ظالمان و مستکبران ايستاده بوديم. «ما» چه قدرتي داشت.
🔷 پي نوشت:
1-لابي که همزمان با وقوع انقلاب انقلاب اسلامي در ايران در کنگره آمريکا تشکيل شد.
2- مکتب فردگرايي يا فردباوري
📌 @etefagh_ksh
🔶 توهين يکي از نشريات حزبي کرمانشاه به مقدسات
🔴 وقتي معاندين و منافقين، استاد و ماندگار خطاب مي شوند!
🔷 نویسنده: #حسین_صحرایی
📌 @etefagh_ksh
🔶 توهين يکي از نشريات حزبي کرمانشاه به مقدسات
🔴 وقتي معاندين و منافقين، استاد و ماندگار خطاب مي شوند!
نویسنده: #حسین_صحرایی
ظاهرا برخي مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هنوز در خواب خوش هستند و رسيدن بهار را متوجه نشده اند. از سال جديد تنها يک ماه مي گذرد که نصف آن هم درگير قضاياي سيل بوديم اما برخي از مسئولان فرهنگ و ارشاد استعداد عجيبي دارند تا از فرصت هاي کم نيز براي دسته گل آب دادن تازه اي استفاده کنند.
متاسفانه در خواب غفلت برخي از مسئولين اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي کرمانشاه، يکي از هفته نامه هاي شهر کرمانشاه که متعلق به يکي از احزاب سياسي پر حاشيه است در شماره اخير خود با دختري خواننده! و اهل سنندج که به قول خودش آواز فولکلور (محلي) مي خواند مصاحبه مفصلي کرده است که در آن مصاحبه، اين خانم از بيخ و بن، اشخاص ضدانقلاب و معاند، که سابقه عضويت در گروهک هاي تروريستي را تا لحظه مرگ داشته اند و برخي نيز هنوز دارند درکلام تجليل به عمل آورده است!
در مطلب مصاحبه که تيتر مضحکي هم دارد، مصاحبه کننده در تلاش براي سياه نمايي بيشتر در بخش هاي سياست فرهنگي، در قسمتي از مصاحبه از خانم مصاحبه شونده مي خواهد خوانندگان محبوب خود يا موثر بر موسيقي ايران و موسيقي فولکلور را نام ببرد. خانم هم سنگ تمام گذاشته و ابتدا به يکي از اعضاي حزب معاند (کومله) لقب استاد مي دهد و در ادامه از خواننده زني که عضو (سازمان منافقين) بود و هنوز عکس هاي اجراي ترانه هايش بر روي تانک هاي منافقين در کمپ اشرف موجود است را نام برده و آرزو مي کند روزي صداي او نيز شنيده شود! در آخر هم از خوانندگان لس انجلسي که رسما عناد خود با نظام جمهوري اسلامي را اعلام کرده اند را ماندگار مي خواند.
البته قسمت مضحکي هم دراين مصاحبه وجود دارد، جايي که خانم مثلا خواننده از يکي از خوانندگان کوچه بازاري ماقبل انقلاب که بنابر روايات تکليفش در زندگي با خودش نيز مشخص نبود و در برخي آواز هايش ابتذال اخلاقي موج مي زند لقب اسطوره مي دهد! کاري و نقدي با اين خانم مثلا خواننده نداريم چرا که نه او را مي شناسيم نه آواز هايش را شنيده ايم و اصولا نه در جايگاهي است که بخواهيم وقت بگذاريم و نقدش کنيم.
هرچند که حرمت و حکم نفس خوانندگي چه تک خواني و يا هم خواني بانوان در حيطه اختيارات مراجع دين مي باشد. ظاهرا اين خانم مثلا خواننده که اهل سنندج هم هست و طبق اظهارات خودش به موسيقي فولکلور نيز اهميت فراوان مي دهد ظاهرا غافل از اين موضوع است که با نام بردن از خواننده عضو سازمان منافقين چه توهين بزرگي به جمعيت کرد هاي ايران که در عمليات مرصاد و فاجعه غير انساني بيمارستان اسلام آباد غرب و کشتار بيماران آن به طرز فجيع و و همچنين به کردهاي عراق در زماني که صدام دست به کشتار آنان زد و منافقين در اين اقدام غير انساني، هميار صدام بودند و در سطح کلان تري به طور کلي به مردم ايران کرده است.
در اين مورد خاص که خانم مصاحبه شونده چنين آرزويي مي کند بايد به طور واضح پاسخ دهد که منظور از اين که ( اميدوارم روزي صداي آنها شنيده شود) يعني صداي عضو منافقين و صداي عضو حزب معاند و ورشکسته کومله، معنايي جز اين دارد که دربطن خود حاوي رگه هايي از پيام براندازانه به صورت کاملا مشخص دارد؟! همچنين هفته نامه اي که چنين مصاحبه مبتذلي را منتشر کرده نيز بايد پاسخگو باشد.
سوال اين جاست که آيا بر محتواي منتشر شده مطبوعات استان نظارت مي شود؟ و اگر پاسخ مثبت است بايد گفت آيا تبليغ خواننده هاي لس آنجلسي جرم است يا نه؟ نام بردن از معاندين نظام و اعضاي کومله و منافقين با لقب استاد! را چطور مي توان هضم کرد؟
حضرت آيت الله خامنهاي در فرازي از سخنراني شان درباره فرهنگ و هنر مي فرمايند:
((از جمله ى کارهايى که مسؤولين فرهنگى دولت، خيلى بايد به آن بپردازند و واقعاً يک دقيقه را در آن فروگذار نکنند، اين است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زيادى شده تا جريان هاى فرهنگى و عامل هاى فرهنگى - هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه - در جهت غير ارزشى حرکت کنند و راه بيفتند. شما بايد کمک کنيد و همه ى تلاشتان را بکنيد که به تحرکات فرهنگى کشور در جهت ارزشى جهت بدهيد.))
از مسئولان ذي ربط با موضوعات فرهنگي انتظار داريم با نگاهي به عملکرد خود و کوتاهي هاي انجام شده پاسخگو باشند که چقدر به فرهنگ کشور جفا و بنا به فرموده مقام معظم رهبري، چه اقداماتي در راستاي حرکت ارزشي دادن به مسائل فرهنگي و تلاش براي جلوگيري از جريان هايي که قصد دارند جهت غير ارزشي به فرهنگ و هنر بدهند کرده اند.
📌 @etefagh_ksh
🔴 « معامله قرن، خلع سلاح حماس و هویت فلسطینی، گم شده در هیاهوی ترامپیسم»
👤 نویسنده: #سبحان_محمدی
کارشناس ارشد روابط بین الملل
📄 منتشر شده در شماره ۳۵ نشریه #اتفاق_کرمانشاه
🔻 در روزها و هفته های گذشته و باتصمیم آمریکا برای لغو معافیت صادرشده برای خریداران نفت ایران و با هدف حذف صادرات نفت سنگین ایران از بازار جهانی، و همچنین اعمال دور تازه ای از تحریم ها ( شامل صادرات محصولات پتروشیمی و فلزات)، تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، وارد مرحله جدیدی شد. فارغ از هیاهوی رسانه های خارجی و ایضا معدود جراید داخلی مرعوب شده (که نقش تریبون سلسله منادیان مذاکره پسا برجامی را هم بازی کردند)، که ترامپ، در آستانه لشگرکشی جدیدی در خلیج فارس علیه ایران است ( اولا، ترامپ با هوشیار کردن قوای نظامی ایران در خلیج فارس با پروپاگاندای خود، فرصت هرگونه غافلگیری را که اصل اول هر تهاجم احتمالی است، از بین برد؛ و دوم این که، این جابه جایی ناو گروه های نیروی دریایی آمریکا، مسبوق به سابقه است و قبلا هم مشابه این اقدام، در برنامه های فرماندهی تروریست های "سنتکام" هم وجود داشته است)؛ یکی از اهداف مهم ایالات متحده در منطقه که در این بین مورد غفلت واقع شد، پروژه به اصطلاح " معامله قرن " میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی است.
به ظن، حامیان پروژه معامله قرن، قرار است این طرح، به دهه ها، نزاع میان فلسطینیان و صهیونیست ها خاتمه دهد. جرارد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ در کاخ سفید، به عنوان معمار آمریکایی پروژه قرن، در شرایطی این طرح را جلو می برد که نه زمان و نه مکان به نفع طرف فلسطینی نیست و این مذاکرات عادلانه تلقی نمی شود. به علاوه شرایط دنیای عرب هم چیز دیگری را به ذهن متبادر می سازد. چرا که کشور هایی مانند عربستان سعودی و مصر، حساسیت ایدئولوژیک و مذهبی خود را در قبال اسرائیل و قضایایی مانند به رسمیت شناختن قدس شرقی به پایتختی اسرائیل و بلندی جولان، از دست داده اند. ( پروژه موسوم به مبادله اراضی در دو سال گذشته که شامل واگذاری جزایر صنافیر و تیران مصر به عربستان بود در واقع مقدمه ای بر زمینه سازی طرح معامله قرن محسوب می شد. در ادامه، عربستان هم مناطقی را به اردن واگذار میکند که نهایتا اسرائیل بتواند مناطقی بیشتری از کرانه باختری و رود اردن را تصاحب کند) از همه مهم تر این که در داخل اسرائیل و انتخابات اخیر آن هم، احزابی که طرفدار تشکیل دو دولت ( فلسطینی و اسرائیلی ) بودند، کمتر از 15 درصد آرا را کسب کردند. شروط صهیونیست ها هم ناشی از خوی تجاوزکارانه آنان، مانند همیشه بارِقه ای از انصاف ندارد؛ سازمان آزادی بخش فلسطین باید از حق بازگشت به سرزمین های اشغالی خودداری کند. اسرائیل را به عنوان یک دولت یهودی به رسمیت بشناسند، حاکمیت آن را بر قدس شرقی بپذیرند و جنگ تبلیغاتی بین المللی، علیه اسرائیل ( مقایسه کنید با حجم تخریب و تبلیغ صهیونیست ها علیه فلسطینیان ) را خاتمه بدهند.
نکات اساسی این توافق عبارتند از:
🔶 1- موافقت نامه میان رژیم صهیونیستی، ارتش آزادی بخش فلسطین و حماس؛ برای تاسیس یک دولت فلسطینی به نام " فلسطین جدید " در سامره ( کرانه باختری ) و غزه، به استثنای مناطق صهیونیست نشین در کرانه باختری
🔷 2- ادامه کنترل شهرک های صهیونیست نشین توسط اسرائیل و گسترش آن برای اتصال به باقی شهرک ها
🔶 3- عدم تقسیم بیت المقدس ( اورشلیم) میان اسرائیل و فلسطین، این شهر پایتخت کشور فلسطین جدید و اسرائیل خواهد بود و جمعیت عرب بیت المقدس به عنوان شهروندان فلسطین جدید به رسمیت شناخته خواهد شد، همچنین شهرداری بیت المقدس در کنترل اسرائیل باقی می ماند
🔶 4- مصر زمین هایی را به غزه برای ساخت فرودگاه و کارخانه و همچنین به بخش تجارت و کشاورزی، بدون اجازه اقامت به فلسطینیان اجاره خواهد داد
🔷 5- کشورهای حامی این توافق و محل تامین بودجه آن، ایالات متحده آمریکا( 20 % )، اتحادیه اروپا ( 10 %) و کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس ( 70%) هستند. بودجه 30 میلیارد دلاری برای اجرای طرح ها در فلسطین جدید توسط کشورهای فوق تامین خواهد شد. ( هزینه اتصال شهرک های صهیونیست نشین از محل همین بودجه تامین خواهد شد)
🔶 6- فلسطین جدید مجاز به دارا بودن ارتش نخواهد بود. تنها می تواند به سلاح سبک برای تجهیز پلیس مجهز شوند. ایجاد یک معاهده حفاظتی، که فقط اسرائیل را در برابر یک حمله خارجی مسئول و مشروع می داند.
🔷 7- در زمان امضای توافق؛ حماس باید سلاح های خود را به مقامات مصری تحویل دهد. حقوق رهبران و اعضای حماس تا زمان تشکیل دولت جدید با کشورهای حامی توافق خواهد بود.
📌 @etefagh_ksh
ادامه مقاله👇👇👇