🔴رستاخیزموشکی مقاومت/ بدر۳
👤نویسنده: #علی_شجاعی_راد
دانشجوی دکتری علوم سیاسی
جنگ ۴۸ ساعته ما بین اتاق عملیات مقاومت اسلامی و ارتش رژیم صهیونیستی عصر جدیدی از توانمندی و البته نبوغ نظامی گروه های مقاومت حاضر در نوار غزه را به رخ رسانه ها و محافل بین المللی کشاند. شاید نه صهیونیست ها و نه هم پیمانانشان فکر نمی کردند این چنین آسمان سرزمین های اشغالی مملو از راکت ها و موشک هایی شود که پیام مهمی را به اشغالگران و متجاوزان ارسال کنند!.
پیام پایان عربده کشی و جاه طلبی و یکه تازی رژیم نامشروع صهیونیستی!.
حجم انبوه شلیک موشک تا شعاع ۷۰ کیلومتری فلسطین اشغالی همچنان دولت نتانیاهو را با این سوال مواجه کرده است که این موشک ها از کجا آمده و چگونه خارج از دید صهیونیست ها وارد غزه شده است؟ بررسی اوضاع میدانی مناطق درگیری ها نشان می دهد که مقاومت به طور تدریجی برد موشک های خود را از فاصله کوتاه(بندر عسقلان) آغاز و رفته رفته به شهرهای مهم اسراییل افزایش داد و برای اولین بار موشک ها به منطقه«عراد» در استان های جنوبی رسید. گروه های فلسطینی با این اقدام خود نشان دادند که توانایی هدف قرار دادن دورترین نقاط را برای اولین دارند و سامانه دفاعی گنبد آهنین برای مقابله با این تعداد موشک ناکام است!.
نکته دیگری که در این رویدادها جالب توجه بود؛ دقت برخی از موشک ها است که حاکی از این موضوع می باشد که، دقت فنی راکت ها نیز افزایش پیدا کرده است. بنادر، پایگاه های نظامی و مراکز اقتصادی و توریستی رژیم صهیونیستی دیگر به هیچ وجه برای رژیم نامشروع امن نخواهد بود. با توجه به این اتفاقات؛ دیگر اسراییل بطور کامل در سه جبهه فلسطین، سوریه و لبنان با یک چالش خطرناک که موجودیت او را تهدید جدی می کنند روبروست. دستیابی مقاومت فلسطین به موشک ها و راکت های پیشرفته یعنی پایان برتری طلبی ارتش مجهز و مدرن حاکمان تل آویو!. رونمایی و شلیک موشک جدید تحت عنوان بدر ۳ پیام صریح تداوم ساخت موشک و افزایش کلاهک جنگی و حتی برد آنها بود. موشکی که ۲۵۰ کیلوگرم سر جنگی دارد؛ یعنی پناهگاه های اسراییل باید در جنگ بعدی برای روزهای متوالی باید آماده باشند. دستاورد مهم موشکی گروه های مقاومت اسلامی در زمینه موشکی نشان می دهد که رژیم صهیونیستی به واپسین روزهای خود نزدیک شده است، باران موشک های مقاومت از جبهه های مختلف فرصت نفس کشیدن از این رژیم جعلی را گرفته است؛ دیگر اسراییل نمی تواند با خیال راحت کسی را ترور کند و یا منطقه ای را بمباران کند.
@etefagh_ksh
🏴زین ماتمی كه چشم ملایک ز خون، تر است
گویا عزای صادق آل پیمبرست
🔴 شهادت امام جعفر صادق(ع)، بر عموم شیعیان جهان تسلیت
📌 @etefagh_ksh
🔴 کدام رسانه؟
🔻سرمقاله منتشر شده در شماره ۳۶ ماهنامه اتفاق کرمانشاه
👤 نویسنده: #محمد_هادی_صحرایی - فعال رسانه
📌 @etefagh_ksh
Etefagh_ksh:
🔴 کدام رسانه؟
🔻سرمقاله منتشر شده در شماره ۳۶ ماهنامه اتفاق کرمانشاه
👤 نویسنده: #محمد_هادی_صحرایی - فعال رسانه
🔻رسانه های امروزین اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری، جدای از شکل نوین و به روز شده خود، از جمله پیامدهایی است که با اغماض و صرف نظر از برخی استثناهای آن، می توان گفت بعد از شروع دوران مدرنیته، توسعه یافته اند. این که مبنای رسانه ها در جهان آن روز و امروز بر صداقت یا منفعت بوده و هست سخنی است که در جای خود قابل ملاحظه و مداقه است و سهم قابل توجهی از شناخت امروز ما را فراهم می کند ولی مهمتر اینست که بدانیم رسانه های امروز یقیناً رسانه های بی طرف یا بی قضاوتی نیستند. حتی فیلم های مستند نیز نمی توانند به طور قطع ادعای بی طرفی کنند و شاید بتوان تنها دوربین بی طرف را دوربین های مدار بسته دانست که آنها نیز محل استفاده عموم نیستند. لذا حتماً نمی توان رسانه ای را، بی سوگیری یافت، ولی می توان و باید در این تنوع و تکثر رسانه ای، دنبال منصفانه ترین گشت و آنرا برگزید.
رسانه در دنیای امروز از ابزارهای مهم هدایت افکارعمومی و اثرگذاری بر کنش ها و واکنش های مختلفی است که همگی به حیطه اجتماعیات برمی گردد. به دیگر سخن در عالم سیاست، فرهنگ، اقتصاد و... نمی توان عامل اثرگذاری را یافت که بروز و ظهوری در اجتماع نداشته باشد و بر رفتارهای مردم بی تأثیر باشد. تعاملات ساحات مختلف اجتماع، چونان لباس بافیده ایست که اجزای آن باواسطه و بی واسطه به هم مرتبطند و اصلاً همین معنی اجتماع است. همانگونه که گاهی انتصاب یک مدیر نااهل در دستگاه فرهنگی می تواند ده ها سال فرهنگ مردمان را متأثر از خود کند، انتخاب یک نماینده یا مدیر ارشد سیاسی نیز می تواند صدها سال کشوری را از همه لحاظ به عقب برگرداند و برخلاف آن نیز هست و یک انتخاب یا انتصاب به جا می تواند ملتی را صدها سال جلو بیندازد و به سرعت مناسب به پیشرفت برساند و این سرعت در همه بسترها اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی است. و رسانه ها در این اتفاقات مؤثرند.
رسانه ها در اصل چاقوی دولبه ای هستند که هم می توانند خوب ببرند و جراحی کنند و هم می توانند خوب بدرند و سلاخی کنند. مهم آنست که در دست و کنترل که باشند. ساحت رسانه آنقدر گسترده هست که نمی توان در فرصت چندخطی به آن پرداخت ولی آنچه هدف این وجیزه است رهنمون شدن به نکته مغفولی است که در جامعه رسانه ای کشور و استان ما مهم است و شناخت آن برای فعالین فرهنگی و منصفان اجتماع، از آب خوردن واجب تر است و آن شناخت رسانه مصلح از مفسد است. رسانه ای که اساسش برتقواست و رسانه ای که اساسش بر اغواست.
به برکت آزادی عقاید و افکار در جمهوری اسلامی و با مراجعه به تاریخچه سخنان و القائات رسانه ها و کمی تبحر در تحلیل محتوا، می توان دریافت که چه رسانه هایی مصلحند و کدام آنها غیرآن. زمانی نه چندان دور برخی رسانه ها کوچکترین نقطه ضعف ها را فجایع بزرگ نشان می دادند و بی رحمانه نقد می کردند ولی امروز همان ها ، بزرگ ها را اصلا نشان نمی دهند و تنها توجیه گر اشتباهاتند. یا رسانه هایی که تا قبل از برجام و در برجام چهره دشمن را بزک می کردند و امروز عذرخواه اشتباه خود نیستند. شهادت امام جمعه کازرون، شهادت طلبه همدانی، جنایت محمدعلی نجفی در قتل همسرش و اخیراً مسافرت ناموقر و تأسفبار مجری معروف و همسرش برای گرفتن تابعیت دوگانه از جمله سنگ محک های خوبی برای سنجش صداقت رسانه ها در برخورد حرفه ای و متعهدانه با مسایل اجتماعی یا لاپوشانی و فریبکاری افکارعمومی است. انتخابات پیش رو نیز مرحله دیگری از آزمون های بزرگ ملت ایران است که نیروهای جبهه فرهنگی انقلاب و مردم دلسوز و آگاه، گندم نمایان جوفروش و دلالان رسانه ای را بشناسند و بشناسانند و وضع نامناسب امروز را به سمت سعادت و صلاح تغییر دهند.
📌 @etefagh_ksh
🔻حلقه پنهان عدالت اقتصادی- اجتماعی🔻
🔴هزینه های لاکچری و درآمد های کارگری🔴
👤 نویسنده: مریم کارگری
📌 @etefagh_ksh
Etefagh_ksh:
🔻حلقه پنهان عدالت اقتصادی- اجتماعی🔻
🔴هزینه های لاکچری و درآمد های کارگری🔴
👤 نویسنده: مریم کارگری
📌 @etefagh_ksh
کاهش ارزش پول ملی اتفاقی است که تنها در ماه های گذشته به اندازه چند سال در اقتصاد کشورمان رخ داد، کاهش ارزش پول ملی و به تبع آن کاهش قدرت خرید، کلید واژگانی هستند که در سال های اخیر خیلی زیاد شنیده شده اند؛ تا جایی که در فضای مجازی این مطلب دست به دست می شد که پول ایران، بی ارزش ترین پول در دنیا شده است اما به طور خلاصه باید اشاره کنم که برخی کارشناسان و اقتصاددانان معتقدند مشکلات ارزی به وجود آمده در کشورمان، سیاسی و نه اقتصادی است و گفته می شود که تحریم ها در کنار سیاست های غلط پولی و مالی دولت باعث جهش قیمت دلار، تورم و در نهایت کاهش ارزش پول ملی در این سال ها شده است و از طرف دیگر معتقدند دولت، تعهدات زیادی را برای انجام دادن بر عهده می گیرد ولی بودجه لازم را برای انجام تعهداتش در اختیار ندارد. برای رفع این مشکل دولت مجبور می شود از بانک مرکزی استقراض کند یا به نظام بانکی فشار وارد کند، این تصمیم منجر به ایجاد نقدینگی می شود. این نقدینگی نیز به نوبه ی خود ایجاد تورم می کند. نهایتا تورم، نرخ ارز را در مقابل ریال افزایش می دهد و خود از رشد ارز تاثیر می پذیرد؛ به این ترتیب وضعیت کنونی را شکل می بخشد. اگر شاهد یک انضباط پولی در کشور باشیم تورم هم کاهش پیدا می کند.
اما موضوعی که ذهن را درگیر می کند این است که با وجود کاهش ارزش پول ملی و گرانی های بی سابقه و کاهش درآمد مردم کدام قشر و طبقه، بیشترین سختی و صدمه را متحمل می شود؟
آیا همان عدالتی که مقام معظم رهبری درباره اش می فرماید: «هدف و غایت برای حرکت جامعه اسلامی تشکیل جامعه عادلانه است.» برقرار است؟
عدالتی که امروز مردم، به ویژه محرومین تشنه ی آن هستند «یعنی عدالت اقتصادی و اجتماعی»
موضوع عدالت از دیرباز مورد توجه اندیشمندان اسلامی بوده است و با تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، اهمیت عدالت بارزتر شده است، چرا که تحقق عدالت از اهداف عالی حکومت دینی و اسلامی محسوب می شود. برای تحقق عدالت در حوزه اقتصادی باید شرایطی پدید آید که زمینه های کار، تولید و تامین نیازمندی های اولیه برای همگان فراهم باشد، لذا امکانات و ثروت ها نباید تنها در اختیار قدرتمندان و سرمایه داران باشد. به بیان ساده، عدالت اقتصادی به معنای توزیع صحیح درآمدها و جلوگیری از تضییع منافع و حقوق مشروع همه افراد به ویژه محرومان است تا فاصله طبقاتی و اختلاف فاحش درآمدها به وجود نیاید همان گونه که مولا علی(ع) برای تحقق عدالت اقتصادی در جامعه ابتدا به یکسان سازی شرایط رشد و رفاه عمومی پرداخت و کوشید تا محرومیت برخی قشرهای اجتماعی را که ناشی از توزیع ناعادلانه بیت المال در گذشته بود برطرف سازد.
اما با این مقدمه می خواهم پرده از موضوع مهمی که آن عدم عدالت اقتصادی و اجتماعی در این روزهای حکومت دینی و اسلامی کشورمان است بردارم، که به وضوح مشخص است که از نشانه های بی عدالتی در کشورمان توزیع ناهمگن درآمد و وجود اختلاف طبقاتی است و یا نمونه های دیگر آن هزینه های لاکچری درمان بیماری ها با حقوق کارگری، بی عدالتی در محیط های آموزشی و... . حرف در این مورد از حوصله این مطلب خارج است؛ اما اگر بخواهم مثال دم دست تری بزنم و راه دوری نرویم باید اوضاع اقتصادی و جیب های خالی این روزهایمان را یادآور شوم. در حالی که مردم، به خصوص اقشار ضعیف جامعه با دیو گرانی و تقابل نداری دست و پنجه نرم می کنند؛ اجازه دهید همین جای حرفم نقطه بگذارم و این سوالات را طرح کنم تا شاید به وضوح و روشنی موضوع کمک کند؛ آیا مسئولین دولتی نسبت به این مشکلات مردم آگاهی ندارند؟
آیا مسئولین برای خرید مایحتاج خود به بازار و مغازه نمی روند؟
ادامه👇👇👇
📌 @etefagh_ksh
ادامه متن بالا:👇👇👇
🔻تلقی عمومی، «شکاف» میان زندگی مردم و مسئولین است و به نظر می رسد یکی از دلایل تعلل و دیده نشدن جوش و خروش کافی میان مسئولان برای سامان دادن به این وضعیت عدم درک و تجربه ی مستقیم و شخصی آنان از فشار سنگین مشکلات معیشتی است. بی شک یکی از مشکلات اصلی این جا است که حقوق دریافتی مدیران با آنچه اغلب مردم دریافت می کنند و با آن زندگی خود را می گذرانند متفاوت است. و مشکل دیگری نیز هست و آن این که بخش قابل توجهی از جوانان بیکار هستند و از حقوق حداقلی جز آن چه که به عنوان یارانه در پایان هر ماه دریافت می کنند نیز بی نصیب هستند؛ بد نیست اگر در پرانتز اشاره کنم (بحث هدف مند کردن یارانه ها نیز به عنوان یک طرح بنیادی برای توسعه عدالت در کشور اجرایی شد).
یکی از دلایل عدم آگاهی مسئولین نسبت به مشکلات مردم، زندگی اشرافی برخی از مدیران است. یک مدیر اشرافی که در حصار محافظین و در خودروی آخرین مدل، طی طریق می کند و در این بین نیز به مدد حضور محافظین، مردم را نمی بیند طبیعی است که از مشکلات مردم نیز خبردار نخواهد نبود؛ قلب آدمی به درد می آید، بگذریم؛ زبانم از ادامه این مطلب قاصر است و فقط چند سوال مطرح می کنم و پاسخ به آن ها را به خود مخاطبین و خوانندگان این مطلب واگذار می کنم؛
چطور مسئولی می تواند در طبقه لوکس ساختمانی در تهران زندگی کند و برای مردم کپرنشین و کانکس نشین مناطق محروم کشور برنامه ریزی کند؟
آیا مسئولی که حقوق چند ده میلیونی دریافت می کند واقعا چند ده برابر کارمند عادی و یا کارگری با درآمد دو میلیون تومان برای کشور فایده دارد؟ این درآمد گزاف در ازای چه خدماتی به این دسته از مسئولین تعلق می گیرد؟
البته ناگفته نماند که یکی از مسئولین محترم کشورمان توصیه کرده اند که اگر مردم خرید نکنند قیمت بسیاری از کالاها ارزان می شود؛ ( مسئول محترم احتمالا حق با شماست )!.
جالب است اگر بگویم امام خمینی (ره) در سخنانی تند و صریح به نقد زندگی اشرافی پرداخته و می فرماید: آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کند، آن روزی است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم.
به عنوان نکته پایانی اشاره کنم که درحال حاضر شکاف میان مردم و مسئولین در کشور به حدی است که زیبنده جمهوری اسلامی ایران نیست. ضمن این که اگر بخواهیم مسیر اصلاحات علوی را بپیماییم باید سیاست های اصلاحی را در پیش بگیریم: نظارت دقیق بر حسن اجرای احکام و دستورات اسلامی در بخش خصوصی و بازارها و جلوگیری از ارتکاب به حرام های الهی هم چون ربا، احتکار و گران فروشی و... . نظارت دقیق بر رفتار کارگزاران و مسئولین نظام برای جلوگیری از سوء استفاده از بیت المال و حیف و میل آن و نیز برای کنترل توزیع عادلانه آن.
البته مردم نیز در این بین بدون نقش نیستند و در انتخاب نمایندگان و مسئولین مختلف، ساده زیستی و دوری از اشرافی گری را به عنوان یک اصل مهم و اساسی باید در نظر داشته باشند و فریب تبلیغات کاذب را نخورند.
📌 @etefagh_ksh
🔻گزارش اختصاصی اتفاق کرمانشاه از پشت پرده خیانت های یک خبرگزاری
🔴قومیت گرایی، تفرقه افکنی و دیگر هیچ
📌 @etefagh_ksh
🔴 قومیت گرایی، تفرقه افکنی و دیگر هیچ
🔻با نگاهی اجمالی به مطالبی که برخی خبرگزاری هایی که از ارشاد مجوز می گیرند اما در راستای قومیت گرایی، منافع ملی و تصمیمات و سیاست های کلان نظام را زیر سوال می برند، به این ضرورت می رسیم که باید با چنین خبرگزاری هایی برخورد قاطعی صورت گیرد که تفهیم شوند در چارچوب این کشور فعالیت کردن اما در مدح و ثنای اقلیتی در کشور دیگر نوشتن و سنگ آن ها را به سینه زدن فقط به این جهت که پایه مشترک، مساله قومیت است نوع دیگری از بی هویتی و نداشتن عِرق ملی است و از جهتی دیگر چون اکثر ادعاهای مطرح شده مبنای درستی ندارند و بر اساس تفسیر های جعلی و پوچ نگاشته می شوند، بیشتر به حرکات و تصمیمات حزب توده شباهت می یابند که بر اساس یک وجه مشترک که با کمونیست ها داشتند در مطبوعاتشان از منافع شوروی دفاع می کردند، می خورد. منافع ملی را در ذیل مسائل قومی دانستن مصداق بارز تفکری است که واژه ای به شدت منفی در پی دارد. متاسفانه امروز به وضوح می بینیم که این خبرگزاری ها پا را از گلیم فراترنهاده و اگر با این بهانه از ارشاد مجوز گرفته اند که تمرکزی بدون ارزش به مسائل آن قوم در سطح خاورمیانه داشته باشند؛ امروزمی بینیم که به خاطر سیاست های جاه طلبانه و دون کیشوتی رهبر آن اقلیم که به شکست در رفراندوم استقلال کردستان انجامید بیایند و سیاست های جمهوری اسلامی را با سیاه نمایی قلم فرسایی کنند و بنویسند که «جمهوری اسلامی به همراه ترکیه و روسیه نمی خواهند اقلیم کردستان عراق استقلال و توسعه یابد!» و در یادداشتی دیگر به تخطئه کسانی بپردازند که جدایی اقلیم کردستان از عراق را برای مرزهای غربی عامل بی ثباتی دانسته بودند! ظاهرا مدیر مسئول این خبرگزاری و سایر اعضا ی آن حافظه شان یاری نمی کند که در روزهایی که بحث جدایی اقلیم کردستان عراق بود، دراربیل پرچم های اسراییل را چطور به اهتزاز درآوردند! اگر حافظه آنان یاری نمی کند، ما خاطرمان نرفته که در آن ایام وزارت خارجه اسراییل چه شوقی از این بابت داشت و رهبر اقلیم کردستان در کمال بی درایتی، اجازه نصب پرچم اسراییل را در منطقه اقلیم داده بود.
جالب اینجاست که اگر صاحب نظری و یا منتقدی صحبت از بی ثباتی در مرزها می کرد همین خبرگزاری مثلا داخلی چطور به تخطئه او می پرداخت.
حالا که نزدیک به دو سال از آن موضوع گذشته، همچنان یادداشت های این خبرگزاری، در همان راستاست؛ به عنوان نمونه، مدیر مسئول این خبرگزاری در یادداشتی که به جهت سقوط حکومت عبدالعزیز بوتفلیقه در الجزایر و عمر البشیر در سودان نگاشته، انبوهی از کلمات ایهام دار را استفاده کرده که این روزها اپوزیسیون نظام از سلطنت طلب تا سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از آن واژه ها برای شورش و تشویق به اغتشاش و توهین به مقامات نظام استفاده می کنند. کلیدواژه هایی همچون: بهار دیکتاتور ریزان خاورمیانه، کاوه آهنگر، ضحاک ماردوش.... در متنی مورد استفاده قرار گرفته که قرار بوده در مورد سقوط دو دیکتاتور باشد! حال سوال اینجاست که استفاده از واژه هایی که به اساطیر ایرانی مربوط می شود و این روزها شدیدا مورد استفاده اپوزیسیون نظام است چه ارتباطی با بوتفلیقه الجزایری و عمر عبدالبشیر در سودان دارد؟
نکته جالب توجه دیگر این است که مدیر مسئول این خبرگزاری، که یادداشت مربوطه را نگاشته در ابتدای مطلبش می نویسد: (( این جا خاورمیانه است و دوباره بهار شده است، بهاری که چند سالی است هوایش چندان به دیکتاتورها نمیسازد و دوباره موجی تازه از آفریقای عربی بپا کرده که گویی میخواهد دیکتاتورهای قدیمیِ مصون و باقیمانده از موج پیشین را با خود ببرد، ابتدا عبدالعزیز بوتفلیقه در الجزایر و اینک عمر البشیر در سودان!)) هرچند برای منطقه خاورمیانه مرز خاصی محدودیت ندارد اما واقعا جای بسی خنده دارد که جناب مدیر مسئول، سودان و الجزایر را جزو خاورمیانه دانسته است! حال آن که با تسامح فراوان و فقط به جهت اندک ریشه های فرهنگی مشترک با چند کشور می توان الجزایر و سودان را جزیی از خاورمیانه دانست.
درباره نویسنده و خود مطلب این احتمال وجود دارد با علم به این موضوع اما به عمد و به جهت کمی حماسی شدن یادداشت و استفاده از اساطیر خاورمیانه و ایرانی مقداری هم شیطنت چاشنی کار خود کند که شیطنت آن در کاربرد ایهام دار جملات و حتی عکس انتخاب شده و... عیان است. این مطلب ایهام دار که در اینستاگرام مدیر مسئول (که یادداشت خودش نیز هست) پست شده و کامنت هایی که در زیر پست آمده کاملا این همانی بین رهبران ایران و الجزایر و سودان داشته و دیگر بگذریم که بعضی از کامنت گذاران که ظاهرا آشنایی با مدیر مسئول دارند و او را ((دکتر)) خطاب می کنند در جاهایی، توهین هایی نیز به نظام و آرزوی این که روزی نیز ایران آن گونه شود را داشته اند. بدون این که مدیر مسئول این کامنت هایی که به عدد 10 نمی رسند را حذف کند.
📌 @etefagh_ksh
ادامه👇👇👇
🔻در بخش مقالات این خبرگزاری، مباحثی در خصوص توسعه سیاسی نگاشته شده که در برخی موارد رگه های ساختا رشکن فراوانی دارد.
چندی پیش، مدیر مسئول مذکور از فدرالیسم دفاع نموده و به شدت به منتقدان فدرالیسم همچون دکتر جواد طباطبایی تاخته است.
اخیرا نیز در پستی، به تمسخر نبود نماینده ای از ایران در یک اجلاس مجهول پرداخته و از آن سو چنان با شعف از حضور داشتن مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی قلم فرسایی کرده که هرکس این متن و پست را ببیند و بخواند احساس می کند یکی از گروه های اپوزیسیون کرد، جدایی طلب آن را نگاشته است!
در این خبرگزاری همچنین مقاله ای از مدیر مسئولش وجود دارد که با مقایسه قاضی محمد، رهبر خائن و جدایی طلبی که در سال 1324 جمهوری مهاباد را تشکیل داده و تهدید به جدا کردن کردستان عزیز از ایران می کرد با میرزا کوچگ خان جنگلی در واقع قیاس مع الفارقی انجام داده و تفاوت آن هارا درک نکرده، سوال از این تفاوت می کند.
با تمام این اوصاف هرچند که عمق نفوذ مطالب این خبرگزاری بسیار محدود بوده و مخاطب چندانی ندارد و به جرات می توان گفت مخاطبانش اعضای تحریریه و بستگان و دوستانشان هستند، اما انتظار می رود با خبرگزاری هایی از این جنس که مطالب و اخبار مربوط به کشور دیگری را به سبب قومیت یکسان، پوشش لحظه ای می دهند و در یادداشت هایشان حمله به کسانی می کنند که یادداشتی در نقد توسعه ارضی منطقه اقلیم کردستان عراق دارند و همچنین به تمسخر شرکت نکردن ایران در یک اجلاس مجهول که کشورهای عربی مقامات دسته چندم خود را فرستاده بودند، به طور قاطع برخورد شود تا موضع خود را مشخص کنند. این که مدافع فدرالیسم در ایران باشید و خواستار اداره فدرالی و از آن طرف سنگ اقلیم کردستان را به سینه بزنید معنایی دارد که در این جا از ذکر آن به سبب پاره ای از ملاحضات خودداری می شود. اما اگر بنا بر ادامه این روند و مطالب کنایه دار که نمود آن در ذهن های خالی از تعقل به بی حرمتی اشخاص پدیدار می شود و همچنین نگاشتن مقالات ضد وحدت ملی و جدایی طلبانه باشد، قطعا با سند و مدرک، از نقد ما در امان نخواهند بود و با جدیت جریانات مختلف را دعوت به مناظره مکتوب علمی و منطقی در همه زمینه های سیاسی، ژئوپلیتیکی، اجتماعی، اقتصادی، استراتژیک و ... خواهیم نمود تا از راه علمی و آکادمیک و بر مبنای منطق و دانشی که داریم پوچ بودن ادعاها را در معرض داوری عموم مخاطبان قرار دهیم.
از طرفی به نظر می رسد نهادهای نظارتی باید هر چه زودتر با این بوق های جدایی طلب و قوم گرا باید برخورد کند تا دیگر شاهد سیاه نمایی های از این دست نباشیم.
در صورت درخواست نهادهای نظارتی نشریه اتفاق، حاضر به ارائه ادله خیانت این سایت خیانت کار می باشد.
📌 @etefagh_ksh