ادامه متن بالا:👇👇👇
🔻تلقی عمومی، «شکاف» میان زندگی مردم و مسئولین است و به نظر می رسد یکی از دلایل تعلل و دیده نشدن جوش و خروش کافی میان مسئولان برای سامان دادن به این وضعیت عدم درک و تجربه ی مستقیم و شخصی آنان از فشار سنگین مشکلات معیشتی است. بی شک یکی از مشکلات اصلی این جا است که حقوق دریافتی مدیران با آنچه اغلب مردم دریافت می کنند و با آن زندگی خود را می گذرانند متفاوت است. و مشکل دیگری نیز هست و آن این که بخش قابل توجهی از جوانان بیکار هستند و از حقوق حداقلی جز آن چه که به عنوان یارانه در پایان هر ماه دریافت می کنند نیز بی نصیب هستند؛ بد نیست اگر در پرانتز اشاره کنم (بحث هدف مند کردن یارانه ها نیز به عنوان یک طرح بنیادی برای توسعه عدالت در کشور اجرایی شد).
یکی از دلایل عدم آگاهی مسئولین نسبت به مشکلات مردم، زندگی اشرافی برخی از مدیران است. یک مدیر اشرافی که در حصار محافظین و در خودروی آخرین مدل، طی طریق می کند و در این بین نیز به مدد حضور محافظین، مردم را نمی بیند طبیعی است که از مشکلات مردم نیز خبردار نخواهد نبود؛ قلب آدمی به درد می آید، بگذریم؛ زبانم از ادامه این مطلب قاصر است و فقط چند سوال مطرح می کنم و پاسخ به آن ها را به خود مخاطبین و خوانندگان این مطلب واگذار می کنم؛
چطور مسئولی می تواند در طبقه لوکس ساختمانی در تهران زندگی کند و برای مردم کپرنشین و کانکس نشین مناطق محروم کشور برنامه ریزی کند؟
آیا مسئولی که حقوق چند ده میلیونی دریافت می کند واقعا چند ده برابر کارمند عادی و یا کارگری با درآمد دو میلیون تومان برای کشور فایده دارد؟ این درآمد گزاف در ازای چه خدماتی به این دسته از مسئولین تعلق می گیرد؟
البته ناگفته نماند که یکی از مسئولین محترم کشورمان توصیه کرده اند که اگر مردم خرید نکنند قیمت بسیاری از کالاها ارزان می شود؛ ( مسئول محترم احتمالا حق با شماست )!.
جالب است اگر بگویم امام خمینی (ره) در سخنانی تند و صریح به نقد زندگی اشرافی پرداخته و می فرماید: آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کند، آن روزی است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم.
به عنوان نکته پایانی اشاره کنم که درحال حاضر شکاف میان مردم و مسئولین در کشور به حدی است که زیبنده جمهوری اسلامی ایران نیست. ضمن این که اگر بخواهیم مسیر اصلاحات علوی را بپیماییم باید سیاست های اصلاحی را در پیش بگیریم: نظارت دقیق بر حسن اجرای احکام و دستورات اسلامی در بخش خصوصی و بازارها و جلوگیری از ارتکاب به حرام های الهی هم چون ربا، احتکار و گران فروشی و... . نظارت دقیق بر رفتار کارگزاران و مسئولین نظام برای جلوگیری از سوء استفاده از بیت المال و حیف و میل آن و نیز برای کنترل توزیع عادلانه آن.
البته مردم نیز در این بین بدون نقش نیستند و در انتخاب نمایندگان و مسئولین مختلف، ساده زیستی و دوری از اشرافی گری را به عنوان یک اصل مهم و اساسی باید در نظر داشته باشند و فریب تبلیغات کاذب را نخورند.
📌 @etefagh_ksh
🔻گزارش اختصاصی اتفاق کرمانشاه از پشت پرده خیانت های یک خبرگزاری
🔴قومیت گرایی، تفرقه افکنی و دیگر هیچ
📌 @etefagh_ksh
🔴 قومیت گرایی، تفرقه افکنی و دیگر هیچ
🔻با نگاهی اجمالی به مطالبی که برخی خبرگزاری هایی که از ارشاد مجوز می گیرند اما در راستای قومیت گرایی، منافع ملی و تصمیمات و سیاست های کلان نظام را زیر سوال می برند، به این ضرورت می رسیم که باید با چنین خبرگزاری هایی برخورد قاطعی صورت گیرد که تفهیم شوند در چارچوب این کشور فعالیت کردن اما در مدح و ثنای اقلیتی در کشور دیگر نوشتن و سنگ آن ها را به سینه زدن فقط به این جهت که پایه مشترک، مساله قومیت است نوع دیگری از بی هویتی و نداشتن عِرق ملی است و از جهتی دیگر چون اکثر ادعاهای مطرح شده مبنای درستی ندارند و بر اساس تفسیر های جعلی و پوچ نگاشته می شوند، بیشتر به حرکات و تصمیمات حزب توده شباهت می یابند که بر اساس یک وجه مشترک که با کمونیست ها داشتند در مطبوعاتشان از منافع شوروی دفاع می کردند، می خورد. منافع ملی را در ذیل مسائل قومی دانستن مصداق بارز تفکری است که واژه ای به شدت منفی در پی دارد. متاسفانه امروز به وضوح می بینیم که این خبرگزاری ها پا را از گلیم فراترنهاده و اگر با این بهانه از ارشاد مجوز گرفته اند که تمرکزی بدون ارزش به مسائل آن قوم در سطح خاورمیانه داشته باشند؛ امروزمی بینیم که به خاطر سیاست های جاه طلبانه و دون کیشوتی رهبر آن اقلیم که به شکست در رفراندوم استقلال کردستان انجامید بیایند و سیاست های جمهوری اسلامی را با سیاه نمایی قلم فرسایی کنند و بنویسند که «جمهوری اسلامی به همراه ترکیه و روسیه نمی خواهند اقلیم کردستان عراق استقلال و توسعه یابد!» و در یادداشتی دیگر به تخطئه کسانی بپردازند که جدایی اقلیم کردستان از عراق را برای مرزهای غربی عامل بی ثباتی دانسته بودند! ظاهرا مدیر مسئول این خبرگزاری و سایر اعضا ی آن حافظه شان یاری نمی کند که در روزهایی که بحث جدایی اقلیم کردستان عراق بود، دراربیل پرچم های اسراییل را چطور به اهتزاز درآوردند! اگر حافظه آنان یاری نمی کند، ما خاطرمان نرفته که در آن ایام وزارت خارجه اسراییل چه شوقی از این بابت داشت و رهبر اقلیم کردستان در کمال بی درایتی، اجازه نصب پرچم اسراییل را در منطقه اقلیم داده بود.
جالب اینجاست که اگر صاحب نظری و یا منتقدی صحبت از بی ثباتی در مرزها می کرد همین خبرگزاری مثلا داخلی چطور به تخطئه او می پرداخت.
حالا که نزدیک به دو سال از آن موضوع گذشته، همچنان یادداشت های این خبرگزاری، در همان راستاست؛ به عنوان نمونه، مدیر مسئول این خبرگزاری در یادداشتی که به جهت سقوط حکومت عبدالعزیز بوتفلیقه در الجزایر و عمر البشیر در سودان نگاشته، انبوهی از کلمات ایهام دار را استفاده کرده که این روزها اپوزیسیون نظام از سلطنت طلب تا سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از آن واژه ها برای شورش و تشویق به اغتشاش و توهین به مقامات نظام استفاده می کنند. کلیدواژه هایی همچون: بهار دیکتاتور ریزان خاورمیانه، کاوه آهنگر، ضحاک ماردوش.... در متنی مورد استفاده قرار گرفته که قرار بوده در مورد سقوط دو دیکتاتور باشد! حال سوال اینجاست که استفاده از واژه هایی که به اساطیر ایرانی مربوط می شود و این روزها شدیدا مورد استفاده اپوزیسیون نظام است چه ارتباطی با بوتفلیقه الجزایری و عمر عبدالبشیر در سودان دارد؟
نکته جالب توجه دیگر این است که مدیر مسئول این خبرگزاری، که یادداشت مربوطه را نگاشته در ابتدای مطلبش می نویسد: (( این جا خاورمیانه است و دوباره بهار شده است، بهاری که چند سالی است هوایش چندان به دیکتاتورها نمیسازد و دوباره موجی تازه از آفریقای عربی بپا کرده که گویی میخواهد دیکتاتورهای قدیمیِ مصون و باقیمانده از موج پیشین را با خود ببرد، ابتدا عبدالعزیز بوتفلیقه در الجزایر و اینک عمر البشیر در سودان!)) هرچند برای منطقه خاورمیانه مرز خاصی محدودیت ندارد اما واقعا جای بسی خنده دارد که جناب مدیر مسئول، سودان و الجزایر را جزو خاورمیانه دانسته است! حال آن که با تسامح فراوان و فقط به جهت اندک ریشه های فرهنگی مشترک با چند کشور می توان الجزایر و سودان را جزیی از خاورمیانه دانست.
درباره نویسنده و خود مطلب این احتمال وجود دارد با علم به این موضوع اما به عمد و به جهت کمی حماسی شدن یادداشت و استفاده از اساطیر خاورمیانه و ایرانی مقداری هم شیطنت چاشنی کار خود کند که شیطنت آن در کاربرد ایهام دار جملات و حتی عکس انتخاب شده و... عیان است. این مطلب ایهام دار که در اینستاگرام مدیر مسئول (که یادداشت خودش نیز هست) پست شده و کامنت هایی که در زیر پست آمده کاملا این همانی بین رهبران ایران و الجزایر و سودان داشته و دیگر بگذریم که بعضی از کامنت گذاران که ظاهرا آشنایی با مدیر مسئول دارند و او را ((دکتر)) خطاب می کنند در جاهایی، توهین هایی نیز به نظام و آرزوی این که روزی نیز ایران آن گونه شود را داشته اند. بدون این که مدیر مسئول این کامنت هایی که به عدد 10 نمی رسند را حذف کند.
📌 @etefagh_ksh
ادامه👇👇👇
🔻در بخش مقالات این خبرگزاری، مباحثی در خصوص توسعه سیاسی نگاشته شده که در برخی موارد رگه های ساختا رشکن فراوانی دارد.
چندی پیش، مدیر مسئول مذکور از فدرالیسم دفاع نموده و به شدت به منتقدان فدرالیسم همچون دکتر جواد طباطبایی تاخته است.
اخیرا نیز در پستی، به تمسخر نبود نماینده ای از ایران در یک اجلاس مجهول پرداخته و از آن سو چنان با شعف از حضور داشتن مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی قلم فرسایی کرده که هرکس این متن و پست را ببیند و بخواند احساس می کند یکی از گروه های اپوزیسیون کرد، جدایی طلب آن را نگاشته است!
در این خبرگزاری همچنین مقاله ای از مدیر مسئولش وجود دارد که با مقایسه قاضی محمد، رهبر خائن و جدایی طلبی که در سال 1324 جمهوری مهاباد را تشکیل داده و تهدید به جدا کردن کردستان عزیز از ایران می کرد با میرزا کوچگ خان جنگلی در واقع قیاس مع الفارقی انجام داده و تفاوت آن هارا درک نکرده، سوال از این تفاوت می کند.
با تمام این اوصاف هرچند که عمق نفوذ مطالب این خبرگزاری بسیار محدود بوده و مخاطب چندانی ندارد و به جرات می توان گفت مخاطبانش اعضای تحریریه و بستگان و دوستانشان هستند، اما انتظار می رود با خبرگزاری هایی از این جنس که مطالب و اخبار مربوط به کشور دیگری را به سبب قومیت یکسان، پوشش لحظه ای می دهند و در یادداشت هایشان حمله به کسانی می کنند که یادداشتی در نقد توسعه ارضی منطقه اقلیم کردستان عراق دارند و همچنین به تمسخر شرکت نکردن ایران در یک اجلاس مجهول که کشورهای عربی مقامات دسته چندم خود را فرستاده بودند، به طور قاطع برخورد شود تا موضع خود را مشخص کنند. این که مدافع فدرالیسم در ایران باشید و خواستار اداره فدرالی و از آن طرف سنگ اقلیم کردستان را به سینه بزنید معنایی دارد که در این جا از ذکر آن به سبب پاره ای از ملاحضات خودداری می شود. اما اگر بنا بر ادامه این روند و مطالب کنایه دار که نمود آن در ذهن های خالی از تعقل به بی حرمتی اشخاص پدیدار می شود و همچنین نگاشتن مقالات ضد وحدت ملی و جدایی طلبانه باشد، قطعا با سند و مدرک، از نقد ما در امان نخواهند بود و با جدیت جریانات مختلف را دعوت به مناظره مکتوب علمی و منطقی در همه زمینه های سیاسی، ژئوپلیتیکی، اجتماعی، اقتصادی، استراتژیک و ... خواهیم نمود تا از راه علمی و آکادمیک و بر مبنای منطق و دانشی که داریم پوچ بودن ادعاها را در معرض داوری عموم مخاطبان قرار دهیم.
از طرفی به نظر می رسد نهادهای نظارتی باید هر چه زودتر با این بوق های جدایی طلب و قوم گرا باید برخورد کند تا دیگر شاهد سیاه نمایی های از این دست نباشیم.
در صورت درخواست نهادهای نظارتی نشریه اتفاق، حاضر به ارائه ادله خیانت این سایت خیانت کار می باشد.
📌 @etefagh_ksh
در شماره ۳۷ ماهنامه اتفاق کرمانشاه بخوانید:
🔻حسینی کیا: پرونده تخلفات واگذاری پالایشگاه به قوه قضائیه ارسال شد
🔻 مدلینگ های شهوت در عمارت های کرمانشاه
🔻حمله گاندو های قومیت گرا به شورای نگهبان
🔻 آقای فلاحت پیشه، ساعت خواب
🔻علی حقیقی شاعر جوان کرمانشاهی: به دلیل عدم حمایت مسئولین فرهنگی کتابچه شعر محرم امسال چاپ نمی شود
🔻معیشت مردم در تنگنا/ خط گرسنگی
🔻 تاریخچه شکل گیری سند۲۰۳۰
@etefagh_ksh
37.pdf
حجم:
14.5M
فایل pdf شماره ۳۷ نشریه اتفاق کرمانشاه
@etefagh_ksh
ماهنامه اتفاق کرمانشاه
واکنش دستپاچه سایت فراتاب به تیتر شماره ۳۷ ماهنامه اتفاق کرمانشاه
در حالی که در ماهنامه اتفاق هیچ نامی از سایت مذکور برده نشده و در گزارشی ویژه با عنوان(حمله گاندوهای قومیت گرا به شورای نگهبان)ماهنامه اتفاق کرمانشاه به مطالب قومی و تفرقه افکنانه یک سایت معلوم الحال و کم بازدید اشاره کرده بود. مدیر مسئول سایت فراتاب با استفاده از سخنانی توهین آمیز و به دور از اخلاق رسانه ای به ماهنامه اتفاق کرمانشاه حمله کرد.
ماهنامه اتفاق کرمانشاه پیگیری حقوقی توهین های مدیر مسئول فراتاب را حق قانونی خود می داند و ان شاءالله بزودی پاسخ توهین های ایشان با زبان قانون داده خواهد شد.
📌 @etefagh_ksh
🔴مدافعان مقاومت🔴
👤 نویسنده: #سبحان_خسروی - کارشناس ارشد علوم سیاسی
📌 @etefagh_ksh
🔴مدافعان مقاومت🔴
👤 نویسنده: سبحان خسروی - کارشناس ارشد علوم سیاسی
🔻غرب با وجود هزاران «اتاق فکر» هرگز مفهوم جمله امام روح الله را که فرمودند: «مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد.» را درک نکرده است و فقط با عقل های پوزیتویستی شان(۱) فکر می کنند انسان همان شئ است! و می توان همان گونه که حیوان را در بند کشید، انسان را هم مطیع خود کرد.
غرب عاجز از فهم واژه هایی چون دفاع مقدس، مدافع حرم و مدافع وطن است. که اگر می فهمید هرگز بازی با آتش نمی کرد و هر روز در میدان نبرد سر افکنده بیرون نمی رفت.
ساقط شدن «گلوبال هاوک» و توقیف نفتکش«استنا ایمپرو» همه و همه یک پیغام را به آمریکا و غرب و همه اعوان و انصارشان رساند «عصر پهلوی و قاجار تمام شده، ایران دیگر ذلت نمی پذیرد.»
اما خدا همچنان که به وسیله عناصر مومنش پیامش را برای فرعونیان ارسال می کند، نشانه هایی را برای بندگان مومنش می فرستد تا ثابت قدم باشند. در این ایام که کرمانشاه تبدیل به «تقاطع بحران ها» شده، سه نشانه الهی از جنس کربلا حال و هوای شهرمان را آسمانی کرده.
شهید حسین ادبیان بعد از ۳۸ سال راه خانه را پیدا کرد و عطر بازگشتش همچون پیراهن یوسف دل های مرده مان را زنده کرد.
او سرباز راستین امام روح الله بود و در «عصر عزت انقلاب» در شرایطی که دشمنانمان آخرین دست و پایشان را می زنند و با شعار «فشار حداکثری» به دنبال «شعب ابی طالب سازی» برای کشورمان هستند، مام میهن را سروده تا این بار با پیکرش سند مظلومیت و پیام «مقاومت» ایران برای دشمنان باشد.
شهید ابوالفضل سرابی هم عدد ارادت «سینه ستبر ایران اسلامی» را به حرمین شریفین آل الله به شانزده رساند. و با پیکری سوخته، باری دیگر سند رسوایی حزب الشیطان شد.
اما نشانه سوم خدا برای دیار فرهاد، با نام شهید «مدافع وطن» مبرهن شد. شهیدسیدمحسن نقیبی در حین مبارزه با تروریست های تکفیری در شهرستان سراوان، راه آسمان را پیدا کرد
و خونش را فدای امنیت مردم عزیزمان کرد.
آری کرمانشاه در این روزها میزبان سه شهید بود که یکی یادگار «دفاع مقدس» بود، دیگری «مدافع حرم» و آخرین آن ها هم «مدافع وطن» بود. هر سه آن ها با سه عنوان مختلف ولی در یک راه مشترک خونشان را فدای امنیت ایران و اسلام عزیز کردند و نشان دادند فرزندان انقلاب نه با حرف بلکه با خونشان درخت تناور انقلاب را آبیاری می کنند.
هر سه این شهیدان با پیغام مقاومت به میان مردم دیار فرهاد آمدند و نشانه ای شدند برای اهل شک.
تصور مکانیکی و منطبق بر محاسبات مادی غرب هرگز نمی تواند، مفهوم واژه هایی چون شهادت، مقاومت، مجاهدت و... را درک کند. برای همین است که چهل سالست عاجزند از متوقف کردن فرزندان روح الله؛ آنها نمی فهمند که دفاع از عقیده برای ما مسئله «ناموسی»است و مذاکره بر سر مسائل ناموسی برای ما از نوشیدن زهر هم تلخ تر است.
مقاومت راه نهایی و نجات بخش است به شرطی که در این راه ثابت قدم باشیم.
پی نوشت:
۱- پوزیتیویسم اصطلاحی فلسفی است که بر اساس آن، تنها روش معتبر تحقیق و شناخت، روش علمی تجربی دانسته میشود. روشی که بر پایه تجربه است.
📌 @etefagh_ksh
Etefagh_ksh:
🔸اختصاصی/ جستاری بر پروژه نفوذ فرهنگی در کرمانشاه
🔶 مدلینگ های شهوت در عمارت های کرمانشاه
🔻پروژه نفوذ فرهنگی همزمان با توسعه شبکه های اجتماعی برای کشور های در حال توسعه شدت یافت. پروژه ای که فرهنگ برهنگی را سال ها پیش در اروپا و آمریکا آغاز کرد تا با تبلیغات وسیع این مسئله را نماد تمدن نشان دهد. تمدنی که آثار مخربش این روز ها دامن غربی ها را گرفته و بنیان خانواده ها را از هم گسسته است و روشنفکران حقیقی در غرب هم بر این باور اند که آن ها تند رفته اند و گروه هایی جهت بازگشت به اصول اخلاقی تلاش می کنند.
کسانی که در گذشته و پیش از رنسانس شدید ترین حریم هارا برای زن قائل بودند و آن هارا در پستویی نگه می داشتند و در نبود خودشان لباس های تیغ دار برزن ها می پوشانیدند، امروز اما دایه دار آزادی و برهنگی زنان شده اند تا با تبلیغ برهنگی و ابتذال از آنان کسب ثروت کنند.
در زاویه ای دیگر که در پروژه نفوذ فرهنگی بیان می شود مسئله شبکه های اجتماعی است که با مدیریت اذهان فضا را برای فرهنگ های همسو با سیاست های غربی ها همسان می کند.
ایران به عنوان نقطه مقابل تمدن غربی ها همیشه آماج حملات و تهاجمات فرهنگی بوده و در یکی از مهم ترین مسائل در نفوذ فرهنگی که با همکاری رسانه ای شبکه های مجازی صورت می گیرد بحث مدلینگ در ایران ترویج یافته است.
اگر بخواهیم وسطح کار را کوچک تر در نظر بگیریم و در جغرافیای محدود تری سخن بگوییم، باید به فضای فرهنگی کرمانشاه اشاره کرد که مردمانش همیشه شهره به غیرت و عفت و حیا بوده اند.
متاسفانه مدتی می شود با عناوینی همچون مدلینگ های خیابانی و یا حتی مدل های عروس در استان کرمانشاه مواجه هستیم که با استفاده از دختران جوان اقدام به انتشار عکس هایی بسیار خصوصی در فضای مجازی می کنند تحت عنوان مدلینگ.
دختر های جوانی که غالبا به دلیل ضعف مالی با داشتن چهره ای نسبتا مناسب سوژه سود طلبان قانون شکن می شوند که بر خلاف قانون، تصاویرخارج از عرف را منتشر می کنند.
این افراد اغلب در دام عکاسان جوان جویای نام، آتیله های عکاسی و یا سالن های آرایشی می افتند که تصاویر نیمه برهنه آن ها در صفحات مجازی وابسته به این مراکز و افراد منتشر می گردد.
از طرفی دیگر کسانی که اقدام به این حرکات می کنند معمولا عمارت ها و یا تالار هایی را جهت عکاسی کرایه می کنند که از فضای آن باغ ها جهت انجام این موضوع بهره ببرند.
سئوال اینجاست که مگر تمام آتلیه ها و آرایشگاه ها زیر نظر اتحادیه فعالیت نمی کنند؟
آیا هیچ گونه نظارتی برا اعمال این مراکز وجود ندارد؟ آیا فضای مجازی این مراکز بررسی نمی شود؟
عکاسانی که نام هایشان را با افتخار پای تصاویر نیمه برهنه مدل هایی که گویی مشروب هم در دست دارند می زنند، توسط اتحادیه عکاسان مورد بررسی قرار نمی گیرند؟
جهت اسکان در یک هتل باید اسناد هویتی را تحویل بدهی، اما جهت اجاره عمارت برای چند دختر و پسر جوان نیازی به دانستن نسبت های فامیلی آن ها نیست؟
آیا دادستانی به عنوان مدعی العموم به این ماجرا ورود خواهد کرد؟
یک موقع عروس و دامادی جهت ثبت تصاویر عروسی خود به این عمارت ها و آتلیه ها می روند و تصاویر آن ها هم محفوظ می ماند و در فضای عمومی منتشر نمی شود که آن مسئله دیگری است. اما قانون شکنی به این شکل موضوع مورد بحث ما است.
باور ما این است که مسئه مدلینگ های شهوت در استان کرمانشاه در جهت تکمیل پروژه نفوذ فرهنگی است که مراکز نام برده شده بدون اطلاع از این موارد و صرفا به جهت کسب سود بیشتر اقدام به چنین اعمالی کرده اند.
مسئله نظارت بر امور مختلف جامعه از مسائلی است که می توان در پیش برد سیاست های فرهنگی هم مهم باشد و فرهنگ عمومی جامعه را تحت تاثیر قرار بدهد.
از طرفی با یک جست و جوی ساده در اینترنت متوجه خواهیم شد که شرکت های زیادی در زمینه معرفی مدلینگ فعال شده اند که مجوز رسمی هم ندارند و با سوء استفاده از دختران جوان و چند عکس ساده با آبروی آنان بازی می کنند.
کسانی که از مدل ها می خواهند تا با برهنگی مسیر پولدار شدن را طی کنند و غافل از اینکه این رویا به واقعیت نمی رسد.
امید است با همت مسئولین استانی ضمن برخورد قاطع با این وضعیت شرایط سوء استفاده سودجویان هم سد شود.
📌 @etefagh_ksh