✦ آشنایی با فلسفه اخلاق ✦
📢 بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با همکاری دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه قم اولین مدرسه از «مدرسههای فصلی فلسفه اخلاق» را برگزار میکند.
🔹 در این مدرسه، مجموعهای از مباحث بنیادی در اخلاق هنجاری و فرااخلاق، توسط استادان برجسته فلسفه اخلاق ارائه خواهد شد.
🔹 مخاطبان این مدرسه آن دسته از طلاب، دانشجویان فلسفه و علاقهمندان به مباحث اخلاقیاند که مایلند تصویری کلی و روشن از نظریههای اصلی فلسفه اخلاق به دست آورند.
🗓 زمان:
چهارشنبه ۱۲ شهریور ⏱️ ۸ تا ۱۱:۳۰ و ۱۳:۳۰ تا ۱۷
پنجشنبه ۱۳ شهریور ⏱️ ۸ تا ۱۱:۳۰ و ۱۳:۳۰ تا ۱۵
📍 مکان: دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، سالن شهید عبدالکریمی
🌐 امکان شرکت آنلاین فراهم است.
🗂 جلسات و اساتید:
۱. نظریه اخلاق فضیلت – دکتر محسن جوادی
۲. نظریه امر الهی – دکتر محمود مروارید
۳. واقعگرایی اخلاقی – دکتر محمد لگنهاوسن
۴. پیامدگرایی یا وظیفهگرایی؟ – دکتر جهانگیر مسعودی
۵. نسبیانگاری اخلاقی – دکتر پیمان جباری
۶. معرفتشناسی اخلاقی – دکتر محمد لگنهاوسن
۷. چالشهای نظری اخلاق دینی – با حضور جمعی از اساتید
🎓 به شرکتکنندگان گواهی پایان دوره اعطا خواهد شد.
✍️ پیوند ثبتنام
🔗 حضوری
🔗 آنلاین
#مدرسه_تابستانی | #فلسفه_اخلاق | #اخلاق_هنجاری | #فرااخلاق | #بنیاد_پژوهشهای_اسلامی | #دانشگاه_قم | #دانشگاه_فردوسی
کانال: @ethics_schools
ارتباط با ما: @ethicsschools
با توجه به اتمام ظرفیت پذیرش حضوری، ثبتنام فقط به صورت مجازی صورت میگیرد.
واقعگرایی اخلاقی
چکیدۀ سخنرانی
دکتر حاج محمد لگنهاوسن
کاربردهای فلسفی اصطلاح واقعگرایی (/realism) متفاوت، و به شیوههای پیچیدهای با یکدیگر مرتبط اند. هدف این سخنرانی دفاع یا حمله به هیچ شکل خاصی از واقعگرایی نیست، بلکه ارائۀ یک راهنمای کلی دربارۀ قلمروی مفهومی آن است. بیشتر دیدگاههای فلسفیای که خود را زیر ذیل عنوان واقعگرایی قرار میدهند، دارای دو خصیصۀ کلیدی اند: شیءانگاری (reification) و استقلال. اگر کسی دربارۀ Fها واقعگرا باشد، اعتقاد خواهد داشت که:
۱. Fها وجود دارند.
۲. وجود و ویژگیهای Fها مستقل از اندیشهها دربارۀ آنها، ترجیحات، هنجارهای اجتماعی، یا دیگر عواملی است که مانع امکان معرفت عینی دربارۀ Fها به حساب میآیند.
بسیاری از واقعگرایان دیدگاههای خود را با توجه به تمایزی میان وجود ذهنی و وجود خارجی تعریف میکنند که ریشه در آثار ابن سینا دارد. آنها شرط ۲ را به این الزام تفسیر میکنند که وجود و ویژگیهای Fها باید مستقل از امور ذهنی باشد. همچنین ممکن است شرط سومی هم علاوه بر شرط ۲ یا به عنوان جایگزین آن بیفزایند.
۳. وجود و ویژگیهای Fها وابسته به صفات مرتبطِ جهان خارج اند.
در مابعدالطبیعۀ معاصر غربی، واقعگرایی اغلب به عنوان نظریهای دربارۀ صادقسازها (truth-makers) عرضه میشود. واقعگرایان دربارۀ Fها اعتقاد دارند که آنچه گزارههایی که دربارۀ Fها هستند را صادق میسازد، واقعیاتی دربارۀ جهان خارج است.
در فلسفۀ اخلاق غربی، واقعگرایی ریشه در کتاب اصول اخلاق (Principia Ethica، ۱۹۰۳) نوشتۀ جی. ای. مور دارد. مور بر این باور بود که واقعیتی اخلاقی وجود دارد که با شهود ادراک میشود، اما مستقل از ادراک ما وجود دارد.
واقعگرایی معمولاً در تقابل با ایدئالیسم قرار میگیرد؛ اگرچه مباحث کنونی آن را در تقابل با ناواقعگرایی (non-realism)، ضدواقعگرایی (anti-realism)، و داستانیانگاری (fictionalism) نیز قرار میدهند. در پایان، روابط میان عینیت، نسبیانگاری و واقعگرایی ترسیم خواهند شد.
#چکیده
#واقعگرایی
#لگنهاوسن
معرفتشناسی اخلاقی
چکیدۀ سخنرانی
دکتر حاج محمد لگنهاوسن
فلسفۀ اخلاق معمولاً به سه بخش تقسیم میشود:
• فرا-اخلاق (metaethics)،
• اخلاق هنجاری (normative ethics)، و
• اخلاق کاربردی (applied ethics).
اخلاق کاربردی زمینیترین بخش است. این بخش به مسائل اخلاقیِ عملی میپردازد که در عرصههای خاص پدید میآیند، مانند: اخلاق زیستیـپزشکی، اخلاق کسبوکار، اخلاق مهندسی، و بسیاری از عرصههای دیگر.
اخلاق هنجاری عرصهای است که در آن نظامهای خاص فلسفۀ اخلاق توضیح داده شده و ارزیابی میشوند؛ نظامهایی چون فایدهگرایی (utilitarianism)، وظیفهگرایی (deontology)، سعادتگرایی (eudaimonism)، و نظامهای گوناگون اخلاق دینی.
فرا-اخلاق انتزاعیترین عرصۀ فلسفۀ اخلاق است. فرا-اخلاق شامل موضوعاتی چون بررسی ماهیت داوریهای اخلاقی، منطق و معناشناسی آنها، نظریههای مابعدالطبیعی بهکاررفته برای تبیین آنها، مناقشات پیرامون واقعگرایی اخلاقی، نظریههای معرفتشناختی دربارۀ چگونگی توجیه داوریهای اخلاقی، امکان یقین به درست و نادرست، و عقلانیت رفتار اخلاقی است؛ و همچنین، بررسی روابط میان داوریهای اخلاقی و داوریهای عرصههای مرتبط (مانند زیباییشناسی و آداب معاشرت)، پدیدارشناسی و روانشناسی داوری اخلاقی، و در نهایت این مسأله که چرا باید اخلاقی بود.
معرفتشناسی اخلاقی شاخهای از فرا-اخلاق است. این حوزه را میتوان کاربرد نظریۀ عام معرفتشناسی در اخلاق به حساب آورد. معرفتشناسی عبارت است از مطالعۀ معرفت، فهم، باور، پذیرش، توجیه، یقین و مسائل مرتبط. همچون اخلاق، معرفتشناسی نیز با هنجارها سروکار دارد. در حالی که فلسفۀ اخلاق میکوشد هنجارهای اخلاقی را بررسی و نقد کند، معرفتشناسی به مطالعه هنجارهای حاکم بر معرفت، توجیه و مانند آنها میپردازد. هنگامی که این دو را در کنار هم بگذاریم و به معرفتشناسی اخلاق برسیم، بلافاصله با شاخههای پرشماری مواجه میشویم. میتوانیم بپرسیم: چگونه به معرفتِ تکالیف اخلاقی، ارزشهای اخلاقی، فضایل و رذایل اخلاقی، اهداف یا غایات اخلاقی، و بسیاری مسائل دیگر دست مییابیم؟ در مورد هر بُعدی از اخلاق، بهجای پرسش از معرفت، میتوانیم پرسشهایی درباره یقین، باور موجه، دلایل، حکمت، و تمامی مسائلِ دیگر معرفتشناسی مطرح کنیم. به همین سبب تاکنون هیچکس معرفتشناسی اخلاقیِ کاملی ننوشته است، و به احتمال بسیار زیاد هرگز هم کسی نخواهد نوشت.
در این سخنرانی، ما خود را به دو حوزۀ معرفتشناسی اخلاق محدود میکنیم که در ادبیات فلسفی معاصر بهطور گسترده مورد بحث قرار گرفتهاند: شکاکیت اخلاقی (moral Skepticism) و عقلگرایی اخلاقی (moral rationalism).
#چکیده
#معرفتشناسی_اخلاقی
#لگنهاوسن
پیامدگرایی یا وظیفه گرایی اخلاقی؟
چکیدۀ سخنرانی
دکتر جهانگیر مسعودی
نظریههای اخلاقی (Moral Theories) در دنیای مدرن، بر خلاف نظریههای اخلاقی در دنیای کلاسیک، عمدتاً بر عمل اخلاقی متمرکز هستند تا بر خصوصیات اخلاقی. در نظریات اخلاقی معاصر، اولین تقسیمِ مشهور، تقسیمِ نظریات اخلاقی به دیدگاه وظیفه گرایی (Deontologism) و پیامدگرایی (نتیجه گرایی) (Consequentialism) است که دو دیدگاه مقابل با یکدیگر بشمار می آیند که ظاهراً باید یکی از آنها را در قضاوت و ارزش گذاری اخلاقی برگزید. نتیجهگرایی معتقد است که یک عمل پیش از جمعبندی از نتایج آن هیچ حکم اخلاقی ندارد و این نتایج آن عمل هستند که تعیین میکنند آن عمل خوب است یا بد. اما وظیفهگرایان معتقدند که قواعدی کلی برای تعیین ارزش های اخلاقی وجود دارند که آنها معیار ارزش گذاری و تعیین خوبی و بدی اعمال هستند و ما به جای نگاه کردن به نتایج آن اعمال باید به آن قواعد مطلق و کلی نگاه کنیم. وظیفهگرایانی که این قواعد را از عقل و وجدان اخلاقی بشر اخذ میکنند به وظیفهگرایان عقلی و وظیفهگرایانی که قواعد مزبور را از خدا و تعالیم ادیان اخذ میکنند به وظیفهگرایان الهی معروفند. نتیجهگرایان هم بر اساس اینکه چه نتیجهای را برای چه کسی یا کسانی محور ارزیابی اخلاقی قرار میدهند به دیدگاههای متنوعی تقسیم میشوند که معروفترین آنها دیدگاه سودگرایی (Utilitarianism) است. در این درسگفتار، عمدتاً از ماهیت دو دیدگاهِ نتیجهگرایی و وظیفهگرایی سخن خواهیم گفت و دلایل هر یک را در تأیید دیدگاه خود و نفی دیدگاه مقابل به بررسی خواهیم نشست.
#چکیده
#پیامدگرایی
#وظیفهگرایی
#جهانگیر_مسعودی
نظریه اصلاحشده امر الهی در فلسفه اخلاق
چكيدۀ سخنرانی
دکتر محمود مروارید
مطابق نظریۀ امر الهی (divine command theory)، در حالتِ كلیِ آن، همه یا برخی از واقعیتهای اخلاقی به گونهای از افعال اختیاری خداوند ( مانند امر، خواست، و امثال آن) وابسته هستند. بر اساس تقریر كلاسیك این نظریه، همۀ جملات اخلاقی به لحاظ مفهومی معادل با جملاتی درباره گونۀ خاصی از افعال خداوند هستند. برای مثال، جملۀ «راستگویی خوب است» مترادف است با «خدا به راستگویی امر كرده است (یا راستگویی را دوست دارد)». تقریر كلاسیك با مشكلات متعددی مواجه شده است؛ از جمله اینكه:
۱) این نظریه به دلبخواهانه بودن همۀ واقعیات اخلاقی میانجامد.
۲) لازمۀ این نظریه آن است كه برخی از صفاتی كه در ادیان ابراهیمی به خدا نسبت داده میشوند تهی یا مشكلدار شوند.
۳) لازمۀ دیگر آن این است كه مفاهیم اخلاقی (مانند «خوب»و «بایسته») نزد خداباوران و خداناباوران معانی متفاوتی خواهند داشت.
در قرن بیستم، برخی از فیلسوفان اخلاق، از جمله روبرت اَدَمز، تقریر دیگری از نظریه امر الهی ارائه كردند كه به زعم آنها از این مشكلات مبرّا است. این تقریر معمولا با عنوان «نظریه اصلاحشده امر الهی» شناخته میشود. مطابق این نظریه، تنها واقعیات اخلاقی خانواده الزام (و نه همۀ واقعیتهای اخلاقی) وابسته به فرمان خداوند هستند. نحوه وابستگی نیز تحویلی (reductive) است و نه مفهومی (conceptual). بر این اساس، واژۀ «الزامی» مترادف با واژۀ «امر شده از سوی خداوند» نیست، ولی این دو واژه هممرجع (co-referential) هستند. به دیگر تعبیر، نسبت این دو واژه همانند نسبت میان دو واژۀ «آب» و «H2O» است.
در این ارائه، به اختصار نظریۀ كلاسیك امر الهی و مشكلات آن گزارش میشود. سپس تقریر ادمز از نظریۀ امر الهی، و نقاط برتری آن بر نظریۀ كلاسیك امر الهی بیان خواهد شد. در ادامه، به سراغ نزاع میان اشاعره و عدلیه درباره حسن و قبح خواهیم رفت. به نظر میرسد دیدگاه ادمز در میانه دو موضع اشاعره و عدلیه (با فاصله نزدیكتری با عدلیه) قرار دارد. در نهایت، به این پرسش خواهیم پرداخت كه آیا استدلالهای عدلیه علیه اشاعره، بر نظریۀ اصلاحشدۀ امر الهی نیز كارگر است یا خیر.
#چکیده
#امر_الهی
#محمود_مروارید