سودگرایی کلاسیک: تقریرها و تطور تاریخی
چکیدۀ سخنرانی
دکتر سیدمحمد حسینی سورکی
سودگرایی اخلاقی (Utilitarianism) - یکی از مشهورترین و مناقشهبرانگیزترین نظریهها در حوزه اخلاق هنجاری است که در مقام تعیین و تبیین معیار ارزش/الزام اخلاقی، بر مقایسه و محاسبه پیامدها و سود و و لذت ببارآمده از اعمال تاکید و تمرکز دارد، و از همینرو، زیرمجموعه «نظریههای پیامدگرا» قرار میگیرد. سودگرایی اخلاقی – در قالب یک نظریۀ اخلاقی نظم و نسَقیافته، نخستینبار از سوی جرمی بنتام (۱۷۴۸۔۱۸۳۲)- حقوقدان و اصلاحگر اجتماعی بریتانیایی - مطرح شد.
اصل سود (The principle of utility) یگانه اصل محوری سودگرایی است و تلاش برای نیل به بیشترین سود /لذت برای بیشترین افراد، مهمترین و پایهایترین الزام اخلاقی، در سیاق سودگرایی است. بر این مبنا، عملی اخلاقی، خوب و بایسته است است که بیشترین سود/ لذت را برای بیشترین افراد، ببار آورد.
این نظریه مشهور و متنفذ، به اذعان و ادعای بسیاری، در ربع اول قرن بیستم و زمانی که اخلاق ارسطویی مهجور و به محاقرفته بود، درصدر نظریهها و بلکه نظریه غالب و به نوعی بیرقیب بود و امروزه نیز همچنان پرنفوذ و پرطرفدار است و در عرضِ وظیفهگرایی و اخلاق فضیلت، یکی از سه ضلع مثلث نظریههای اخلاقی به حساب میآید.
سودگرایی اخلاقی، به رغم جذابیت و شهرت بسیار، همواره آماج نقدها و اشکالات بوده و به همین واسطه، تغییر و تطورات بسیار داشته و بسیاری از سودگرایان – با هدف رفع و رفوی خلل و خطاهای سودگرایی - در صدد ارائه تقریرهای تعدیل شده و گاه تجدیدنظرطلبانهای برآمدهاند که با سودگرایی کلاسیک - و بویژه تقریر بدوی بنتام - که به «سودگرایی لذت گرایانه» مشهور و ملقب شده است - فرق و فاصله بسیار دارند. از همینرو، بنا به رویهای رایج، تقریرهای سودگرایانه را به دو دسته کلاسیک و مدرن تقسیم میکنند و جرمی بنتام، جان استوارت میل (۱۸۰۶ – ۱۸۷۳) و هنری سیجویک (۱۸۳۸- ۱۹۰۰) را به عنوان «سودگرایان کلاسیک» و متقدم بحساب میآورند.
سودگرایی کلاسیک، ساختاری ساده دارد و بری از پیچیدگیهای تقریرهای متکثر نوظهور است و البته، همواره بیشترین نقدها نیز متوجه همین خوانش خام و ابتدایی است. جرمی بنتام و جان استوارت میل، رویکردی لذتگرایانه، ایجابی و عملنگر داشتهاند و تقریر تا حدی پیچیده و شهودگرایانۀ سیجویک را نیز میتوان بنوعی گذار از سودگرایی کلاسیک و رادیکال به سودگرایی مدرن و میانهرو به حساب آورد.
این تفکیک و تقسیم که در نگاه نخست، صرفاً تاریخی مینُماید، نشانه و نمود تطور و تغییری بنیادین در صورت و ساختار سودگرایی اخلاقی و ناظر به ظهور تقریرهای بدیع و بروزشدهای است که عاری از سویه و صبغۀ لذتگرایانهاند و بعضاً به جهت اعتنا و التفاتی که به حقوق و عدالت دارند، از سودگرایی متقدم فاصله گرفته و به مرزهای وظیفهگرایی نزدیک شدهاند و نشاندن آنها در کنار و اِطار سودگرایی لذتگرایانه، درست و دقیق نمینُماید.
نادیده انگاشتن نیت و منش عامل اخلاقی، نگاه ابزاری به حقوق، عدالت و ارزشهای اخلاقی و همچنین تاکید بر بیطرفی (impartiality) در اِعمال اصل سود، که آشکارا با شهودات اخلاقی در تعارض است، همواره از مهمترین اشکالات و نقاط ضعف سودگرایی به شمار آمدهاند.
در این مجال، پس از اشاره به پایهها و پیشفرضهای سودگرایی کلاسیک و بویژه نقش و نگاه بی بدیل و جریانساز جرمی بنتام به عنوان سرسلسله سودگرایان کلاسیک، مهمترین نقدها به سودگرایی و بویژه تقریر لذتگرایانۀ بنتام بیان و بررسی خواهد شد.
#چکیده #سودگرایی #سیدمحمد_حسینی_سورکی
♦️ توضیح دربارهٔ ثبتنام:
برای ثبتنام باید حتماً بر روی دکمهٔ «خرید بلیت» ضربه زده، و سپس مشخصات خود را وارد کنید، و کد ثبتنام را دریافت کنید.
⚠️ در غیر این صورت ثبتنام انجام نشده است، و پیوند شرکت در جلسات برایتان ارسال نخواهد شد.
♦️ پیوند خاص شرکت در جلسات به صورت مجازی، نیمساعت قبل از شروع جلسه به ایمیلی که ثبت کرده اید ارسال میشود.
مروری بر خوانشهای جدیدترِ سودگرایی
چکیدۀ سخنرانی
حجة الاسلام حسین رفیعی
در این سخنرانی، مراد از «خوانشهای جدیدترِ سودگرایی» خوانشهایی است که بعد از سودگرایی کلاسیک طرح شدند. بنابراین، در این فرصت، برخی از تحولاتی که این نظریه بعد از سودگرایی کلاسیک داشته است، به اختصار مرور خواهد شد.
سودگراییِ ترجیحی (preference utilitarianism) از اولین و مهمترین خوانشهای سودگرایی است که بعد از سودگرایی کلاسیک، توسط ریچارد مِروین هِر، طرح شد. سودگرایی ترجیحی، برخلاف سودگرایی کلاسیک که لذتگرایانه است، ارزش اخلاقیِ ذاتی را در ارضای ترجیحات و امیالِ افراد میداند. در این دیدگاه، فعلی خوب است که ارضای ترجیحات افرادِ متأثر از آن را به حداکثر برساند، حتی اگر لذتبخشترین نباشد. خودِ سودگرایی ترجیحی خوانشهای متعددی پیدا کرد؛ در این فرصت به دو خوانش از سودگرایی ترجیحی که متمرکزاند بر ترجیحات آگاهانه و بر رتبهبندی ترجیحات میپردازم.
جورج ادوارد مور، صورتبندی جدیدی از سودگرایی ارائه داد. همانطور که دیدیم، سودگرایی کلاسیک و سودگرایی ترجیحی هر دو یگانهگرایانهاند؛ یعنی تنها یک چیز را بهعنوان ارزشِ غاییِ اخلاقی میپذیرند. مور این فرض مشترک را انکار کرد و گفت امور متعددی وجود دارند که همۀ آنها ذاتاً خوباند. این دیدگاه به «سودگرایی آرمانی» (ideal utilitarianism) شهرت یافت، اما اکنون بیشتر «سودگرایی کثرتگرایانه» (pluralist utilitarianism) نامیده میشود. بر این اساس، فعلی خوب و درست است که بهرهمندی ما را از مجموع این ارزشها بیشتر کند.
در سودگرایی کلاسیک بر خیرِ حداکثری تأکید میشود؛ یعنی تنها فعلی از نظر اخلاقی درست دانسته میشود که بیشترین خیر ممکن را داشته باشد. در برخی از صورتبندیهای جدیدتر این سختگیری برداشته شده است. در پیامدگرایی رضایتبخش (Satisficing Consequentialism)، به جای الزام به بیشینهسازی خیر، افراد میتوانند عملی را انتخاب کنند که خیر کافی تولید کند. پیامدگرایی پیشرونده (Progressive Consequentialism)، بهعنوان یکی از گونههای پیامدگرایی رضایتبخش، نظریهای است که عملِ اخلاقاً درست را عملی میداند که جهان را بهتر از وضعیت کنونیاش کند، بدون اینکه لزوماً بیشترین خیرِ ممکن را به دنبال داشته باشد.
#چکیده #سودگرایی #حسین_رفیعی
وظیفه گرایی اخلاقی کانت
چکیدۀ سخنرانی
دکتر حسین اترک
نظریه اخلاقی کانت، همانند فلسفهاش بسیار مهم و تأثیرگذار و همواره محلّ توجه شارحان و منتقدان بوده است. با این وجود برخی از شارحان و ناقدان در شرح یا نقد خود بر کانت دچار بدفهمی شدهاند. در این جلسه علاوه بر تبیین برخی نقاط کلیدی از وظیفهگرایی اخلاقی کانت، مانند چگونگی دستیابی او به مفاد امر مطلق از طریق تحلیل مفهوم قانون، برخی از این بدفهمیها را بیان خواهیم کرد. بدون غایت دانستن نظریه اخلاقی کانت، صوری دانستن این نظریه و غفلتش از مواد اخلاقی، عقلگرایی خشک و بیروح، مشکل انگیزش در اخلاق کانت، و راستگویی سادهلوحانه از جملۀ آنهاست.
#چکیده #وظیفه_گرایی #کانت #حسین_اترک
نظریه قانون طبیعی در اخلاق
چکیدۀ سخنرانی
دکتر محسن جوادی
مفھوم قانون طبیعی در اخلاق، با توماس آکویناس گره خورده است. او با پسزمینۀ متافیزیکیِ ذاتباوری و غایتگرایی ارسطوئی از این نظریه دفاع می کند.
ذاتباوری به این معناست که افراد در یک نوع دارای ذات واحد، و از این روی، ویژگیهای ذاتی واحد اند. غایتگرایی به این معنا است که این ویژگیهای ذاتی در موجودات، که کمال اول اند، تجهیزات وجودی آن موجود برای رسیدن به یک غایت است، که کمال ثانی است.
بر این اساس، نظریۀ قانون طبیعی بنیاد اخلاق را در همان واقعیت ذات انسان (رئالیسم اخلاقی) میداند. از جهت معرفتشناسی هم معتقد است مسیر حرکت به سوی کمال در قلب آدمی نگاشته شده است و او به صورت بدیهی آنها را در مییابد. از لحاظ روانشناسی اخلاقی هم میل به آنها در درون انسان و به صورت طبیعی است.
یکی از مهم ترین مفاهیم در این نظریه همین طبیعی بودن است که هم در وجودشناسی و هم در معرفتشناسی و هم در روانشناسی اخلاقی نظریۀ قانون طبیعی دیده میشود.
جان کاتینگهام در مقالهای به بازشناسی مفهوم طبیعت در نظریه قانون طبیعی میپردازد و آن را به معنای ارسطویی، و نه هیومی میگیرد.
از لحاظ هنجاری آکویناس خیرات مشخص را به مثابه شکوفایی ذات انسان معرفی میکند که به صورت بدیهی معلوم و مورد شوق طبیعی انسان اند.
وجود ذات و طبیعت انسانی به مثابه بنیان متافیزیکی و معرفتی و حتی روانشناختی اخلاق در دنیای جدید مورد اشکال قرار گرفت.
#چکیده #قانون_طبیعی #محسن_جوادی