وظیفه گرایی اخلاقی کانت
چکیدۀ سخنرانی
دکتر حسین اترک
نظریه اخلاقی کانت، همانند فلسفهاش بسیار مهم و تأثیرگذار و همواره محلّ توجه شارحان و منتقدان بوده است. با این وجود برخی از شارحان و ناقدان در شرح یا نقد خود بر کانت دچار بدفهمی شدهاند. در این جلسه علاوه بر تبیین برخی نقاط کلیدی از وظیفهگرایی اخلاقی کانت، مانند چگونگی دستیابی او به مفاد امر مطلق از طریق تحلیل مفهوم قانون، برخی از این بدفهمیها را بیان خواهیم کرد. بدون غایت دانستن نظریه اخلاقی کانت، صوری دانستن این نظریه و غفلتش از مواد اخلاقی، عقلگرایی خشک و بیروح، مشکل انگیزش در اخلاق کانت، و راستگویی سادهلوحانه از جملۀ آنهاست.
#چکیده #وظیفه_گرایی #کانت #حسین_اترک
نظریه قانون طبیعی در اخلاق
چکیدۀ سخنرانی
دکتر محسن جوادی
مفھوم قانون طبیعی در اخلاق، با توماس آکویناس گره خورده است. او با پسزمینۀ متافیزیکیِ ذاتباوری و غایتگرایی ارسطوئی از این نظریه دفاع می کند.
ذاتباوری به این معناست که افراد در یک نوع دارای ذات واحد، و از این روی، ویژگیهای ذاتی واحد اند. غایتگرایی به این معنا است که این ویژگیهای ذاتی در موجودات، که کمال اول اند، تجهیزات وجودی آن موجود برای رسیدن به یک غایت است، که کمال ثانی است.
بر این اساس، نظریۀ قانون طبیعی بنیاد اخلاق را در همان واقعیت ذات انسان (رئالیسم اخلاقی) میداند. از جهت معرفتشناسی هم معتقد است مسیر حرکت به سوی کمال در قلب آدمی نگاشته شده است و او به صورت بدیهی آنها را در مییابد. از لحاظ روانشناسی اخلاقی هم میل به آنها در درون انسان و به صورت طبیعی است.
یکی از مهم ترین مفاهیم در این نظریه همین طبیعی بودن است که هم در وجودشناسی و هم در معرفتشناسی و هم در روانشناسی اخلاقی نظریۀ قانون طبیعی دیده میشود.
جان کاتینگهام در مقالهای به بازشناسی مفهوم طبیعت در نظریه قانون طبیعی میپردازد و آن را به معنای ارسطویی، و نه هیومی میگیرد.
از لحاظ هنجاری آکویناس خیرات مشخص را به مثابه شکوفایی ذات انسان معرفی میکند که به صورت بدیهی معلوم و مورد شوق طبیعی انسان اند.
وجود ذات و طبیعت انسانی به مثابه بنیان متافیزیکی و معرفتی و حتی روانشناختی اخلاق در دنیای جدید مورد اشکال قرار گرفت.
#چکیده #قانون_طبیعی #محسن_جوادی
برساخت گرایی اخلاقی کریسیتن کرسگارد
چکیدۀ سخنرانی
دکتر حسین اترک
برساختگرایی (constructivism) نظریهای است که احکام اخلاقی را نه امور واقعی بلکه اموری که توسط عقل عملی طی فرآیندی عقلی با توجه به مشکلات عملی پیشرو ساخته میشوند، میداند. کریستین کرسگارد فیلسوف معاصر آمریکایی یک برساختگرای کانتی است که نظریه او در این جلسه نقد و بررسی خواهد شد. کرسگارد مخالف واقعگرایی اخلاقی است. او یک برساختگرای افراطی است، و بهطور کلی وجود حقایق اخلاقی حتی به عنوان حقایق انتزاعی را رد میکند، و کلاً آنها را ساختۀ فاعل اخلاقی میداند. کرسگارد بهطور کلی، اصول اخلاقی یا سیاسی را راهحلهایی برای حل مسائل و مشکلات عملی انسان میداند که توسط او طی فرآیندی عقلی ساخته میشوند. وی هنجارمندی و قدرت دستوری الزامات اخلاقی را از همینجا ناشی میداند که توسط خود شخص برای حل مشکلاتش ایجاد شده است. برساختگرایی کرسگارد با نقدهایی مواجه شده است که شاید مهمترین آنها عدم توفیق در اثبات ارزشمندی انسان به عنوان منبع ارزشهاست.
#چکیده #برساختگرایی #کرسگارد #حسین_اترک
اخلاق فضیلت معاصر
چکیدۀ سخنرانی
دکتر زهرا خزاعی
اخلاق فضیلت (virtue ethics)، یکی از سه رهیافت اصلی در فلسفه اخلاق -در کنار اخلاق وظیفهگرا و پیامدگرایی- است که بر شکوفایی شخصیت اخلاقی فرد و پرورش «فضایل» بهعنوان اساسِ عملِ درست تأکید دارد. در این رویکرد، پرسش محوری «چه کاری باید انجام دهم؟» نیست، بلکه «چگونه انسانی باید باشم؟» است. هدف نهایی، رسیدن به سعادت (eudaimonia) یا شکوفایی انسانی (human flourishing) است که از طریق تلفیق عقلانیت عملی و ملکههای ثابت اخلاقی محقق میشود. فضایلی، مانند حکمت، شجاعت، عفت و عدالت فرد فضیلتمند را قادر میسازند تا متناسب با موقعیت، فعل اخلاقاً درست را انجام دهد.
خاستگاه این نظریه به یونان باستان، به ویژه آرای سقراط، افلاطون و ارسطو بازمیگردد. ارسطو در اخلاق نیکوماخوس با ارائه تحلیلی نظاممند، اخلاق فضیلت را به اوج رساند. در دوران مدرن، با سیطره نظریههای پیامدگرا و وظیفهگرایانه، اخلاق فضیلت تا میانه قرن بیستم تا حد زیادی به حاشیه رانده شد و البته، در دهه ۱۹۵۰ میلادی، با مقاله تاثیرگذار و جریانساز الیزابت آنسکوم با عنوان «فلسفه اخلاق مدرن» (Modern Moral Philosophy) اخلاق فضیلت دوباره احیا شد و جنبشی نیرومند برای بازخوانی و نوسازی اخلاق فضیلت شکل گرفت.
فیلسوفان بلندآوزاهای چون السدیر مکاینتایر با نقد لیبرالیسم و اخلاق فردگرای مدرن، بر نقش سنتها و فضایل در شکلگیری هویت فضیلتمند تأکید کردند. فیلیپا فوت و رُزالیند هِرستهاوس نیز با بازتعریف فضایل بهعنوان ملکههایی که به شکوفایی نوع انسان کمک میکنند، این رویکرد را بسط دادند. مایکل اسلوت با طرح نظریه فاعلمحور و لیندا زَگزِبسکی با نظریه الگومحور از اخلاق فضیلت دفاع کرده اند.
در این جلسه افزون بر اشارهای کوتاه به تاریخچه و ابعاد و اهمیت اخلاق فضیلت، به مهمترین تقریرهای معاصر از اخلاق فضیلت پرداخته خواهد شد.
#چکیده #اخلاق_فضیلت #زهرا_خزاعی
برنامهٔ فردا پنجشنبه ۱3 آذرماه:
🕰 ۸:۰۰ تا ۹:۳۰: برساختگرایی اخلاقی کریستین کرسگارد - دکتر حسین اترک
🕰 ۱۰:۰۰ تا ۱۱:۳۰: اخلاق فضیلت معاصر - دکتر زهرا خزاعی
🕰 ۱۲:۰۰ تا ۱۳:۰۰: میزگرد: اخلاق هنجاری در قرن بیستم - با حضور اساتید