eitaa logo
رَهسِپار؛
28 دنبال‌کننده
39 عکس
6 ویدیو
0 فایل
ᯓᡣ𐭩 چه‌سان جوابِ دلِ بی‌نوایِ خویش دهیم؟ که خونِ ناحقِ صد آرزو به گردنِ ماست!
مشاهده در ایتا
دانلود
در آتشِ خیالِ تو با خود قدم زدم دورانِ عاشقی به همین سادگی گذشت روزی زِ چشمِ مردم و روزی به پای تو! عمرِ مرا ببین که به افتادگی گذشت..
امان از این unspoken words
بله بوی کارهای انجام نداده و برنامه های ریخته نشده و کارهای نصفه نیمه میده.😭
دیگه کار من از توکل و توسل گذشته، من باید برم دم خونه‌ی خدا به میله های پنجره آویزون بشم.
هدایت شده از رَهسِپار؛
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَي مُصَابِهِمْ
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود...
و بالاخره گلستان شهدا و بالاخره دعا کمیل
هدایت شده از living kills
اصفهان هوا ابریه همینو بری قم انگار خرداده
احساس می‌کنم یکی معصومه رو تسخیر کرده که داره از اصفهان تعریف می‌کنه. یا شاید هم در منظومه فکری معصومه سردی و خنکی هوا چیز بدیه.
مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشی آخرین چای تو باشد که از آن می نوشی! شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود شاید آن فرد که میخواست کنارت باشد صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد! شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده! روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده! شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر شاید این خنده زدن را نتوانی دیگر شاید این راه در آغاز به پایان نرسد شاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد شاید این لقمه که خوب است برای بدنت آخرین لقمه ی شام تو بوَد در دهنت قصد داری بروی کافه به همراهِ کسی شاید امروز بمیری به قرارت نرسی! چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق! داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق! کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد: « نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند!